رحمت عباس نژاد سرستی

رحمت عباس نژاد سرستی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۹ مورد از کل ۹ مورد.
۱.

نقد رویکرد تحلیل الگوی استقرار در متون باستان شناسی ایران

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۸۰
مطالعه الگوی استقرار یک روش تحلیل متداول در باستان شناسی دنیاست که با استفاده از روش های علمی به مطالعه سه مؤلفه مهم شامل سازه های منفرد، استقرار اجتماعی و استقرار منطقه ای می پردازد تا رابطه متغیرهای زیست-محیطی را با معیشت و استقرار اجتماعی تحلیل، سازمان های اجتماعی-اقتصادی جوامع گذشته را بازسازی، و اندازه، عملکرد، فاصله و رابطه استقرارها را تعیین کند. در پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای و اسنادی موفق به شناسایی بیش از 80 متن در قالب پایان نامه، رساله، و مقاله های علمی-پژوهشی و علمی ترویجی شده ایم که مستقیم و غیرمستقیم به این موضوع پرداخته اند. کم توجهی به موضوعات و روش های بنیادین روش تحلیل الگوی استقرار، و عدم بهره گیری از پژوهش های دیرینه شناسی به منظور شناخت متغیرهای محیطی در بستر چشم انداز باستانی، مهم ترین مشکلات روش شناختی و مفهومی متون مورد نقد هستند. به مشکلات مذکور باید بهره برداری های ضعیف از ابزارها و روش های علمی نظیر عکس های ماهواره ای و هوایی، آرکئوژئوفیزیک، شبیه سازی کامپیوتری، نطام اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روش های آماری را اضافه نمود. تأمین اعتبارات پژوهشی مطلوب و ایفای نقش پژوهشگاه و پژوهشکده مرتبط و دانشگاه های مجری رشته باستان شناسی، از مهم ترین راهکارهای اجرای درست و علمی این روش هستند.
۲.

گاه نگاری نسبی عصر مفرغ جبهه شمالی البرز مرکزی برپایه گونه شناسی سفال های محوطه قلعه بن بابل، مازندران

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۱۶
در جبهه شمالی البرز مرکزی که شامل جبهه های طبیعی-فرهنگی مازندران و گرگان می شود، تاکنون پژوهش کامل و جامعی در زمینه گاه نگاری برپایه داده های سفالی و مطالعه تسلسل فناوری و گونه شناختی سفال دوران پیش از تاریخ، به ویژه در عصر مفرغ صورت نپذیرفته است. عدم موجودیت گاه نگاری مطلق برروی داده های حاصل از کاوش محوطه های عصر مفرغ و آهن در منطقه موجب گردید تا اکثر مجموعه های سفالی به خصوص سفال های خاکستری در این مناطق که ازطریق بررسی های باستان شناسی و یا بعضاً ازطریق کاوش به دست آمده اند، در توصیف، طبقه بندی و تحلیل گاه نگاری آن ها، عمدتاً تحت تأثیر رویکردهای تاریخ فرهنگی قرار گرفته و این سفال های خاکستری را به عصر آهن انتساب داده اند. البته گاهی شاهد نسبت دادن آن ها به عصر مفرغ به شکلی کلی و بدون تعیین مراحل سه گانه این دوره هستیم؛ بنابراین نبود طبقه بندی و گونه شناسی سفال در چارچوب علمی و تطبیقی و منطبق بر لایه نگاری و گاه نگاری، یکی از مسائل مهم باستان شناختی این منطقه در عصر مفرغ است. نگارندگان مقاله حاضر ازطریق مطالعات فنی، تطبیقی، گونه شناسی، گاه نگاری و طبقه بندی سفال های عصرمفرغ حاصل از کاوش محوطه قلعه بن بابل و با تکیه بر گاه نگاری مطلق کوشیده اند که یک هم سنجی و گاه نگاری مقایسه ای برای این دوره ارائه نموده و تعاملات فرهنگی در مقیاس منطقه ای و فرامنطقه ای را تحلیل کنند. سفال های عصرمفرغ این محوطه با نمونه های مکشوف از: گوهر تپه، یاقوت تپه، تپه قلعه کش، تپه قلعه پی، تپه ترکام و تپه عباسی در شرق مازندران، شاه تپه، ترنگ تپه و نرگس تپه در گرگان، و هم چنین تپه حصار در دشت دامغان قابل مقایسه هستند؛ درحالی که نتیجه مطالعه تطبیقی سفال های قلعه بن بیانگر پیوندهای فرهنگی بخش مرکزی مازندران با نواحی شرقی آن و دشت های گرگان و دامغان در عصر مفرغ است، کشف چند قطعه سفال از گونه یانیق (کورا-ارس) در این محوطه، جستار تازه ای در زمینه احتمال ارتباط این منطقه با خاستگاه های این سفال (شاید شمال غرب ایران) در نیمه دوم هزاره سوم پیش ازمیلاد می گشاید.
۳.

From the Transitional Chalcolithic to the Early Bronze Age 1 in the Central Plateau of Iran: Site Abandonment, Formation, Development, Movement, and Decomposition

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۱
The Central Plateau of Iran, which has been called by various names until now, has special place in terms of Archaeological developments from the fifth millennium BC to the beginning of the third millennium BC. Archaeological evidence indicates the desolation, destruction, displacement, moving, and formation of sites during that period. Despite the dominance of this situation in the field of settlement, the analysis of pottery data in the first place, followed by architecture, metallurgy, and burial, indicates that there was an ongoing cultural continuity. The sites in the area did not have high sustainablity due to environmental factors. Therefore, the analysis of relevant data based on chaos and complexity theories as well as the general theory indicates that the communities in the region followed a particular pattern from the Transitional Cholcolithic to the Early Bronze Age 1. They would survive with a movement. While the continuity of social life was guaranteed by the abandonment of one site and the formation of a new one, technological, architectural, and economic revolution took place at the new site. It is often observed that this life continuity was accompanied by technological developments and innovations. In fact, the aforementioned societies did not collapse but leaving a site ensured their social and economic life. In the Central Plateau of Iran, we encounter with communities that have pursued the process of endogenous development while at the same time expanding inter-regional communication.
۴.

تحلیل سازمان تولید و استانداردسازی در یک جامعه باستانی: رهیافتی به نقش های سفال های تل باکون الف

تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۲۰۱
تزیین ظرف های سفالی در دوره های پیش از تاریخ و قبل از آغاز نگارش، اهمیت ویژه ای داشته است . ساختار و نقش های روی سفال امکان مطالعه اندیشه انسان گذشته را فراهم می آور ن د و وابستگی فکر و ذهن انسان را به محیط های طبیعی و اجتماعی که در آن زیسته و رشد یافته است، آشکار می سازند. بنابراین، با بررسی این نقش مایه ها می توان پیچیدگی های ذهنی، ایدئولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی جوامع باستان را مطالعه و تحلیل کرد. نگارندگان با پژوهش روی « دستور زبانِ » نقش ها و کیفیت زیبایی شناختی سفال های منقوش پیش از تاریخ، سازمان تولید سفال را در یک جامعه باستانی مطالعه کرده اند. جامعه موردنظر در این پژوهش، فرهنگ تل باکون الف است که در اواخر هزاره پنجم و آغاز هزاره چهارم قبل از میلاد در جلگه مرودشت فارس جریان داشته است. تولید سفال در مرحله باکون الف در یک سازمان تولیدیِ استاندارد و به صورت فرایندی تخصصی انجام می پذیرفته است. الزام ها و ضابطه هایی در ایجاد نقش های روی ظروف سفالی این دوره به کار گرفته شده اند که مهم ترین آن ها عبارت ند از: نهادن نقش مایه ها در کادر و قاب، قرینه سازی، تکرار کردن، معکوس کردن و ساعت گرد کردن جهت نقوش، ایجاد نقوش با تکنیک نقش منفی و استفاده از عناصر نقشیِ جداکننده. همچنین، این پژوهش ثابت کرده است که رابطه بین نقش ها و شکل ظروف، نسبی بوده است. دستور زبان و شیوه اجرای نقش ها روی خمره ها، جام ها و کاسه ها نشان داده است که اغلب از الگوهای یکسان و مشابهی در اجرای نقش ها بهره گیری شده است.
۵.

Analysis of Transitional Process from Chalcolithic to Bronze Age in Balageriveh, Lorestan, Iran

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۶
Lorestan’s Balageriveh, is a lowland passage area, located in between two rivers, Dez and Kashkan in South Central Zagros; the area itself is divided into three parts, northern, southern and central. In previous studies in Lorestan, a form of complete shift was depicted from sedentary lifestyle to a mobile one, in transition between the Late Chalcolithic and the Middle Bronze Age. Central Balageriveh is important to be studied on this matter due to its central position among Susiana (Elam), Central Zagros, Bakhtiyari region, Posht Kouh and Mesopotamia, as well as paleoclimatology and archaeological studies conducted over there. Due to the above reasons, the present study has taken into account paleoclimatology and archaeological data, the transition process from Chalcolithic Cultures to the Bronze Age, a change in settlement patterns and the role of socio-economic and environmental changes in this pattern alteration. The findings indicated that long-time climatic change which occurred in the middle of 4th millennium B.C. in the region cannot be regarded as the cause of the complete cultural gap and the change of settlement pattern at the time. Instead, it seems that with the collapse of the Uruk System and its commercial organization, the areas like Balageriveh which were intermediary in this commercial network, lost their charm. When people like Kura-Araxes, on whom some would put the blame of the Uruk collapse as they were mobile pastoralists, settled in some areas which the previous power had lived, the commercial paths withered and Balageriveh’s intermediary role diminished and instead due to socio-political reasons, the lowland characteristics of the area became highlighted and the change in settlement pattern occurred.
۶.

پهنه پارینه سنگی دالپریِ دهلران، ایلام

تعداد بازدید : ۴۵۷ تعداد دانلود : ۲۹۲
چکیده دشت دهلران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود همواره یکی از مراکز جمعیتی در جنوب غرب ایران به شمار آمده و به دلیل وجود رودخانه های دائمی و فصلی و زمین های حاصل خیز از دیرباز منطقه مناسبی برای سکونت و تأمین مایحتاج اولیه انسان محسوب می شده است. از لحاظ چشم انداز طبیعی این دشت به سه ناحیه شرقی، میانی و غربی قابل تقسیم است. ناحیه نخست که شامل شرق دشت است متشکل از دیواره ای از ارتفاعات و دامنه های زاگرس است. ناحیه دوم یا میانی شامل زمین های مشرف بر این ارتفاعات است که به وسیله مسیل های منشعب از ارتفاعات و آب شست های جاری از آن ها پوشیده از سنگ و رسوبات درشت دانه است و ناحیه سوم یا غربی نیز شامل محوطه های استقراری نوسنگی تاکنون و زمین های کشاورزی است. اما در کل این سه ناحیه درکنار هم از دیرباز به دلیل وجود پناهگاه های صخره ای در دامنه های زاگرس مأمن مناسبی برای زیست انسان بوده و از طرف دیگر به دلیل پوشش گیاهی و جانوری مناسب، تأمین کننده غذای موردنیاز گروه های انسانی به شمار می آمده است. همچنین به دلیل وجود شاکله کنگلومرایی ارتفاعات شرقی دشت، دسترسی انسان به منابع غنی سنگ خام جهت تأمین و ساخت ابزارهای سنگی مورد نیازش بسیار آسان بوده؛ چنان که در بررسی زمستان 1394 ش. حجم عظیمی از ابزارهای پراکنده در نیمه شرقی دشت دهلران خود مؤید این مطلب بود. این پهنه که بیش از 30 کیلومتر طول دارد و در مسیر دامنه ارتفاعات دالپری زاگرس مشرف بر دشت دهلران تا دشت عباس را دربر می گیرد، پوشیده از ابزارهای سنگی است که شامل نمونه های شاخص پوئینت ها، تیغه ها، سنگ های مادر شعاعی و تراشه های لوالوا است. این نمونه ها می تواند نشانه حضور انسان دست کم از دوره پارینه سنگی میانی باشد. این مهم با توجه به وجود محوطه های استقراری نوسنگی تا اواخر دوران اسلامی نشانه یک روند طولانی از حضور انسان در این منطقه است.
۷.

The Problem of the Neolithic in Khorramabad Valley, Luristan, Iran: Questions and Presuppositions

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۳
Two important points have been the motivations of the writers of this article. The first motivating factor is the importance of the Neolithic Period especially the phase of shifting from Epi-Paleolithic to Neolithic in nowadays archaeological argumentation. The second factor is the importance of Khorramabad valley at the Paleolithic period and the abundance of early Chalcolithic sites and having no knowledge about the valley’s archaeology in Neolithic Period. Exploring two important sites namely Roāhol and Merijelo and finding three sites namely Sarab Kotela, Kohele and Kharmanjā Haft Cheshmeh in this valley, have opened promising horizons for archaeologists to understand the cultural changes of the Neolithic period. Surveying the surface findings and studying on the settlement layers of these sites have provided an opportunity for initial recognition of the existence of social life in Neolithic period in the valley. The general archaeological researches on central Zagros and specific researches on Khorramabad valley and also identifying and preliminary surveying of two under- discussion sites have created a proper opportunity for proposing a new mission to excavate the sites and to conduct systematic compact survey on Khorramabad valley. This article reviews the literature of archaeological studies on central Zagros and Khorramabad valley briefly and propounds the theories of beginning of food production and Neolithisation, proposes key questions and presupposition corresponding to the writers’ suggestive plan.
۸.

Iron Archaeometallurgy in the Triangle of the Sirdjān, Neiriz and Shahr- e- Bābak

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۱
During the course of our studies on archaeometallurgy in southeastern Iran, we tried to survey the triangle of the Sirdjān, Neiriz and Shahr- e- Bābak. As a result, remains of old iron mining residues of smelting furnaces, and iron smelting slag heaps were observed and recorded. A few samples of iron ore and smelting slag have been analysed classically and instrumentally. According to the acquired results, it has been suggested that the blacksmiths of this region applied two methods to produce iron: first, producing sponge iron, and second, of molten cast iron. According to the classification and the dating, these metallurgical activities have been estimated as old as 500 years before the advent of Islam and that continued till the beginning of Islam.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان