مصطفی سعادت

مصطفی سعادت

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

نگرش نسبت به ازدواج با خویشاوند در افراد دارای صفحه اینستاگرام در استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۷
در استان ایلام حدود 45 درصد از ازدواج ها بین افراد خویشاوند انجام می شود. شمار زیادی از بیماری ها که پایه ژنتیکی دارند در فرزندان حاصل از ازدواج های خویشاوندی بیشتر از فرزندان حاصل از ازدواج با افراد غریبه مشاهده شده است. بدیهی است که نگرش مثبت نسبت به این گونه ازدواج ها تأثیر قابل توجهی بر فراوانی آن در جامعه دارد. برای پژوهش پیمایشی حاضر، فرمی جهت جمع آوری اطلاعات، طراحی و در شبکه اجتماعی اینستاگرام منتشر گردید و از مشاهده کنندگان درخواست شد تا به دقت به سؤالات آن پاسخ دهند. سؤال محوری پژوهش چنین بود: «آیا شما از ازدواج با خویشاوند در جامعه ایرانی حمایت می کنید؟»؛ پاسخ «بلی» و «خیر» به ترتیب نشان دهنده «نگرش مثبت» و «نگرش منفی» نسبت به ازدواج با خویشاوند است. در مجموع 476 نفر وارد مطالعه شدند. به منظور مطالعه همزمان ارتباط جنسیت، محل زندگی، وضعیت تأهل، وضعیت اقتصادی خانواده و میزان تحصیلات با نگرش نسبت به ازدواج خویشاوندی، از «رگرسیون لجستیک چند متغیره» استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که مردان نسبت به زنان (58/2 برابر)، افراد متأهل نسبت به افراد مجرد (60/2 برابر)، کسانی که حاصل ازدواج با خویشاوندان درجه سه هستند (نظیر ازدواج فرزندان عمو، عمه، خاله و دایی با یکدیگر) نسبت به آنانی که حاصل ازدواج با غیرخویشاوند هستند (81/1 برابر) و آنانی که وضعیت اقتصادی بالاتر از متوسط دارند نسبت به آنانی که در حد متوسط یا کمتر از آن هستند (54/1 برابر)، نگرش مثبت تری نسبت به ازدواج با خویشاوند دارند
۲.

ابهام در چگونگی انتقال قدرت از گشتاسب به بهمن

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۷۹
«گشتاسب» پادشاه کیانی شرط واگذاری قدرت به فرزندش «اسفندیار» را دستگیری «رستم» اعلام می کند. رستم در نبردی اسفندیار را می کشد. اسفندیار پیش از مردن سرپرستی پسرش «بهمن» را به رستم می سپارد تا به او آداب شاهی و رزم و بزم بیاموزد. مدتی بعد، بهمن نزد نیایش باز می گردد و گشتاسب در چنین زمانی، وزیرش «جاماسب» را فرا می خواند و به او می گوید که قصد دارد از شاهی کناره گیری کند و آنگاه می میرد. هدف از نوشته حاضر بررسی چگونگی انتقال قدرت از گشتاسب به بهمن می باشد. در این مقاله با بررسی اتفاقاتی که پس از کشته شدن اسفندیار رخ می دهد و در منابع مختلف به ثبت رسیده، نشان داده شده که گشتاسب در یک خیزش عمومی که از درون خاندان شاهی و به رهبری بهمن شروع شده بوده از شاهی برکنار شده است. برای شاهان ساسانی که نسب خود را به بهمن کیانی می رساندند و حکومتشان به طور گسترده از دین زرتشت حمایت می کرده و همچنین پیشوایان دینی نیز از آنان حمایت می کردند، خوشایند نبوده است که مردم سرگذشت کودتای علیه گشتاسب را بخوانند. به همین خاطر به طور آگاهانه ای سعی کرده اند که انتقال قدرت را مسالمت آمیز نشان دهند.
۳.

خوشه بندی روایت های اوسنه عامیانه «سنگ صبور»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۵۲
در جمعیت های انسانی آمیختگی های قومیتی و همزمان با آن آمیختگی های فرهنگی به وفور رخ داده است. میزان مهاجرت بین دو جمعیت، تابعی از فاصله جغرافیایی بین آنهاست. از سوی دیگر نیز شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جمعیت های نزدیک به هم، بسیار به هم شباهت دارد. انتظار می رود که روایت های مختلف یک داستان عامیانه به هم شباهت داشته باشد. به منظور بررسی درستی این فرضیه، در پژهش حاضر به بررسی فنتیکی 37 روایت از داستان عامیانه «سنگ صبور» در جمعیت های ایران و یک روایت از افغانستان پرداخته شد. در روایت های مورد استفاده مجموعا 40 ویژگی که برخی بیش از دو سطح داشتند استخراج شد. پس از تبدیل آنها به ویژگی های دو حالتی (صفر و یک)، در مجموع 53 ویژگی دو حالتی بدست آمد. اطلاعات وارد نرم افزار آماری SPSS شد. خوشه بندی روایت ها با استفاده از «فاصله اقلیدسی» و آنالیز «پیوستگی درون گروه ها» انجام شد. همبستگی فاصله های جغرافیایی و اقلیدسی معنی دار می باشد (r=+0.197, df=701, P<0.001). با توجه به کوچک بودن شدت همبستگی، فاصله جغرافیایی نمی تواند توجیه کننده تفاوت های بین روایت ها باشد. روایت های مورد مطالعه در دو خوشه مجزا قرار گرفتند. خوشه اول تعداد 28 روایت و خوشه دوم 10 روایت را در خود جای داده است. خوشه اصلی دوم شامل 10 روایت است. روایت های خوشه های اصلی تفاوت عمده ای بویژه در ماجراهای ابتدای داستان با یکدیگر دارند. در تمامی روایت های خوشه اول، «پیشگویی» می شود که «قهرمان داستان» در آینده با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد، در حالیکه در 9 مورد از ده روایت خوشه دوم، اشاره ای به پیشگویی برای آینده قهرمان داستان نشده است.
۴.

شیوه های انتقال قدرت در اوسنه های عامیانه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۶۹
اوسنه های عامیانه ایرانی دربردارنده مجموعه ای عظیم از واقعیت های فرهنگی و تاریخی جامعه ایرانی است. دقت در افسانه ها می تواند به روشن شدن زوایای تاریک تاریخ اجتماعی و فرهنگی کشور کمک شایانی کند. چگونگی به «قدرت رسیدن شاهان» و «انتقال قدرت» از شاهی به شاهی دیگر، بخش عظیمی از تاریخ مدون ایران را به خود اختصاص داده است. در این مقاله در پی بررسی شیوه های «انتقال قدرت» در افسانه ها و مقایسه رخدادهای توصیف شده در آنها با وقایع تاریخی هستیم. در اوسنه ها روایت شده که «انتقال قدرت» علاوه بر رسیدن تاج و تخت شاهی از پدر به پسر یا دختر یا داماد؛ می تواند نتیجه جنگ و کودتا نیز باشد. مشابهت های بسیاری بین افسانه ها و تاریخ از نظر نوع و فراوانی رخدادها وجود دارد. پرواز دادن «مرغ سلطنت» و نشستن آن بر سر فردی که باید «به شاهی بر او آفرین» خواند، از جمله روش های رسیدن به شاهی در داستان ها است. تاثیر باورهای «زروانی» اعتقاد به «قسمت» و «تقدیر غیرقابل تغییر» در انتقال قدرت، نمودی شایان توجه در اوسنه ها دارد. هنگامی که مردمی انتقال قدرت را از گروهی به گروهی دیگر نتیجه «قسمت» بدانند، بدیهی است که انتقال تاج و تخت شاهی از پدری تاجدار به یکی از پسرانش و یا از شاهی به یکی از خویشاوندان نزدیکش را بسیار ساده تر خواهند پذیرفت.
۵.

رابطه تابوت واره نخل با درخت خرما

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
«نخل»، تابوت چوبین آذین بندی شده ای است که در منطقه وسیعی از ایران، در برگزاری مراسم عزاداری امام حسین(ع) از آن استفاده می شود. تاکنون به ارتباط بین این «تابوت واره» و «درخت خرما» پرداخته نشده است. هدف این مقاله روشن کردن این ارتباط است. آریایی ها نخل را نمی شناختند و نسبت به آن باوری نداشتند. پس از آشنایی با درخت خرما و پی بردن به ارزش والای آن، برایش تقدس قایل شدند. از شواهد باستان شناسی چنین برمی آید که در آشور و غرب آسیا «نخل گردانی» مرسوم بوده است. مرگ سیاوش برای ایرانیان بهانه ای بوده تا هر ساله با برگزاری آیین سوگواری به تجلیل از وی بپردازند. در دیوارنگاره «پنجکنت» دیده می شود که جنازه سیاوش درون اتاقکی قرار گرفته است و اطراف آن را مردم سوگوار فرا گرفته اند. پس از اینکه نخل برای ایرانیان، تقدس یافت، در ساخت تابوت واره ای که برای «سوگ سیاوش» و یا مراسم مشابه می ساختند، از برگ درخت خرما در ساخت یا تزئین آن استفاده شد، این سازه جدید «نخل» نامیده شد. پس از مدتی، خواسته شد که سازه هایی با ماندگاری زیاد درست کنند که در آن از برگ های نخل نیز استفاده شده باشد. چون این دو قابل جمع نبودند، وظیفه حضور نمادین «برگ درخت خرما» در تابوت واره به هنرمندان محول شد.
۶.

رابطه شاهان اشکانی با پهلوانان دوره کیانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۷۳ تعداد دانلود : ۷۶۳
برخی پژوهشگران معتقدند که گروهی از پهلوانان کیانی شاهان (یا شاهزادگان) اشکانی هستند که در کسوت پهلوانان کیانی به داستان های ملی راه یافته اند. هدف عمده نوشته ی حاضر اینست که آیا واقعا برخی از اشکانیان پس از کندن کسوت شاهی، جامه ی پهلوانی پوشیده و به داستان های حماسی ایران راه یافته اند؟ این تغییر در زمان اشکانیان یا ساسانیان رخ داده است. اگر در زمان اشکانیان رخ داده، اشخاصی که ادعا می شود وارد داستان ها شده اند، باید دارای محبوبیتی فوق العاده بین مردم بوده باشند تا با ورود آنان به داستان ها، باعث افزایش جذابیت و اقبال مردم به داستان ها شده باشد. شاهان دوره اشکانیان که ادعا شده است که به کسوت پهلوانی در آمده اند، نشانی از دلیری و جانفشانی برای اعتلای فرهنگی کشور دیده نمی شود، اعمالشان منطقی و زمامداریشان همراه با عدالت و مردمداری نیست. این تغییرات نمی تواند مربوط به دوران ساسانیان باشد. از اشکانیان شاه و شاهزاده ای را نمی شناسیم که از چنان محبوبیتی برخوردار بوده باشد که ساسانیان موفق نشده باشند وی را از خاطره جمعی بزدایند. اگر از اشکانیان فرد بسیار محبویی وجود داشته، پذیرفتنی نیست که ساسانیان، اجازه داده باشند او به عنوان پهلوانی کیانی وارد داستان ها شود. نام، ابزار شناسایی افراد است. دلیلی ندارد که نام افراد عادی با شاهان و پهلوانان نتواند همسان باشد و عجیب نیست که نام هایی برای مدت طولانی در جامعه ای رواج داشته باشد. علیرغم اینکه قهرمانان دوره کیانی می توانند واقعیت تاریخی داشته باشند، ولی یکسان پنداری برخی از آنان با شخصیت های دوره اشکانی صحیح نیست.
۷.

پراکنش غیرتصادفی مکان های جغرافیایی در ایران که در نام آنها «دیو» وجود دارد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ایران مازندران دیو گیلان جغرافیا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای اسطوره شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای جغرافیا
تعداد بازدید : ۹۵۶ تعداد دانلود : ۸۵۵
اجداد هندیان و ایرانیان به دو گروه از خدایان (اهورا و دیوای اوستایی) اعتقاد داشتند. در ایران دیوها از مقام خدایی به ضد خدایی تنزل مرتبه می یابند و اهوراها در مقام خدایی باقی می مانند و در هند عکس آن اتفاق می افتد. با توجه به سیر بسیار کند تغییر در اعتقادات و نگرش ها، آیا ممکن است قومی که در گذشته اعتقاد به خدایی دیوان داشته، چنان تغییر عقیده داده باشد که هیچ قرینه ای بر خدایی دیوان نتوان یافت؟ شواهدی وجود دارد که نشان می دهد دیوها برای قرن ها توسط اجداد ما پرستش می شده اند. به منظور آشکار کردن یکی از این شواهد به بررسی نام محل های جغرافیایی پرداخته شد. انسان ها برای محل زیست و عوارض طبیعی پیرامونشان نامی بر می گزینند. این نامگذاری ها تصادفی نبوده اند (وجه تسمیه ای داشته اند)، گرچند با گذر زمان وجه تسمیه به دست فراموشی سپرده می شود. «دیو» به صورت پیش وند و یا پسوند در ساختار نام تعدادی از روستاها، شهرها و عوارض طبیعی ایران وجود دارد. از 130 مورد نام جغرافیایی یافت شده که دیو در ساختار آنها حضور دارد، 34 مورد مربوط به دو استان گیلان و مازندران است و 96 مورد دیگر در سایر نقاط کشور پراکنده شده است. این تفاوت از نظر آماری معنادار است یعنی نام های یافت شده به طور غیر تصادفی در دو استان شمالی کشور قرار گرفته اند (2=27.19, df=1, P<0.001). یافته پژوهش حاضر که نشان دهنده حضور بسیار معنی دار و غیر تصادفی واژه «دیو» در نام محل های جغرافیایی مازندران و گیلان است، شایان اهمیت است و بررسی های بیشتری می طلبد.
۸.

حذف شدن تاریخ مادها و هخامنشیان در حماسه ملی ایران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۲۷۶
تاریخ ایران باستان را به سلسله های پیشدادی، کیانی، اشکانی و ساسانی تقسیم بندی می کردند. در داستان های حماسه ملی، ذکری از مادها و هخامنشیان نیست. هدف عمده مقاله حاضر، بررسی چرایی حذف تاریخ مادها و هخامنشیان در روایات حماسه ملی است. مادها در مناطق غربی ایران سکونت اختیار کردند و موفق شدند تا حکومتی گسترده و مقتدر تشکیل دهند. بر شرق ایران نیز کیانیان حکومت می کردند. مادها با پیشروی به سمت نواحی شرقی توانستند آن منطقه را ضمیمه حکومت خود کنند. پس از مدتی مادها مغلوب هخامنشیان می شوند و با حمله اسکندر، هخامنشیان از حکومت ساقط می شوند. در زمان اشکانیان، اقدام به جمع آوری داستان های ملی می شود. هنگامی که اشکانیان خواستند، به تدوین گذشته خود بپردازند، دو شکست بزرگ را به خاطر آوردند؛ اولی شکست حاکمان محلی آنان و پیچیده شدن طومار کیانیان بود و دومی، شکست هخامنشیان از اسکندر که انقراض هخامنشیان را سبب شد. شاید آنان، شکست اولی را در مقایسه با دومین شکست خیلی کوچکتر احساس می کردند، لذا تلاشی آگاهانه را شروع کردند تا شکست اولی، به فراموشی سپرده شود؛ البته این شکست از خاطره ی جمعی کاملا زایل نشد ولی خیلی کمرنگ شد و بدان شکل باقی ماند. اما شکست از اسکندر قابل زایل شدن نبود و به همین خاطر باقی ماند. در گذر زمان آنان توانستند این دو را با هم ادغام کنند. بنابراین، "دارایی" که از "اسکندر" شکست خورده، حاصل یکسان پنداری "فردی کیانی که از مادها شکست خورده" با "داریوش سوم که از اسکندر شکست خورده" است. لذا پس از کیانیان، حکومت اسکندر فرا می رسد و دوران مادها و هخامنشیان از داستان های ایرانی حذف می شوند. این ادغام باید در زمان اشکانیان رخ داده باشد چرا که در زمان ساسانیان، یک شکست شناخته شده بود و آنان از حکومت هخامنشیان بی اطلاع بودند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان