سید حیدر فرع شیرازی

سید حیدر فرع شیرازی

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشگاه خلیج فارس بوشهر

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰ مورد.
۱.

قدرت «تکیه» هجایی در تغییر معانی واژگانی قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۴۲
تحلیل زبانِ گفتاری قرآن کریم، معانی متفاوتی از زبان نوشتاری را نشان می دهد. در این میان، تأثیرگذاری «تکیه» (فشار صوتی هجایی مقابل هجای دیگر)، به عنوان یک عنصر تمایزدهنده معنایی، گاهی نقش مهمی در استنباط مفاهیمِ درست یا نادرست قرآنی ایفا می کند. قدرت تکیه در سطح هجایی درون واژگانی صرف نظر از اینکه در چه مرتبه ای از قوت و ضعف قرار دارد، موضوع اصلی این پژوهش است که واژه های قرآنی را مستقل از عناصر دیگر آوایی، چون درنگ و آهنگ به نمایش می گذارد. فرض بر این است که نقش ممیزی تکیه در سطح واژگان قرآنی  و نه در سطح جمله موارد مختلفی هرچند اندک ولی قابل توجه را نشان می دهد. به همین منظور با توجه به ظرفیت این پژوهش، نمونه های مختلفی از این نقش ها انتخاب شد تا کارکرد تطبیقی آن در دگرگونی معانی واژگانی روشن شود که مهم ترین آن ها عبارت اند از: نقش ممیزی برخی از انواع فعل مانند مؤنث و مذکر، مفرد و مثنی، ثلاثی مضاعف و ثلاثی مزید؛ نقش ممیزی برخی از انواع اسم مانند ثلاثی مزید و ثلاثی مجرد، مفرد و مثنی و جمع؛ نقش ممیزی بین انواع حروف معنا و حروف مبنا مانند ممیزی بین «واو» حرف معنا و «واو» حرف مبنا، ممیزی بین «فاء» حرف معنا و «فاء» حرف مبنا، ممیزی بین «أو» حرف معنا و «أو» حرف مبنا؛ مواردی از ممیزی بین منادی و ضمیر متصل، و موارد مشابهی که به شیوه توصیفی، تطبیقی به تحلیل گذاشته شده است، به گونه ای که برای مخاطب، ارزش واجی تکیه به خوبی روشن می شود، هرچند که درصد ارزش واجی تکیه نسبت به ارزش غیر واجی تکیه در زبان عربی به مراتب کمتر است.
۲.

مفهوم سازی نگاشت تناظرهای نظام مند حوزه مبدأ بر حوزه مقصد دراستعاره مفهومی «آخرت مسابقه است» در قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)

تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۵
قرآن کریم با ابزار استعاره مفهومی مفاهیم نامحسوس امور غیبی مانند مفهوم فرامادی حیات آخرت را با زبانی ملموس در قالب مفاهیم تجربی به بشریت عرضه کرده است. مطالعه استعاره های مفهومی قرآن در چارچوب زبان شناسی شناختی علاوه بر اینکه روشی برای فهم مفاهیم غیبی قرآنی مانند «آخرت» در سیمای مفاهیم تجربه شده مانند «مسابقه» است روشی نیز برای رسیدن به لایه های معنایی عمیق تر آیات مورد بحث درباره مفهوم ماورایی آخرت محسوب می شود و تداعی مفهوم ناملموس آخرت در ذهن در تصویر شفاف مسابقه دریچه ای دیگر از معارف درهم تنیده قرآنی را بر روی مخاطبان سعادت جو که به دنبال شناخت محسوس تر سرای ابدی هستند می گشاید. پژوهش حاضر علاوه بر این که با رویکرد توصیفی_تحلیلی و بر اساس نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسن به مفهوم سازی «آخرت» به عنوان حوزه مقصد در ساختار مفهوم شناخته شده «مسابقه» به عنوان حوزه مبدأ می پردازد؛ به صورت کمی و در قالب نمودار نگاشت این استعاره مفهومی را نیز ترسیم می نماید. از مهم ترین یافته های پژوهش استنباط نام نگاشت «آخرت مسابقه است» با تحلیل کانون های استعاری آیات مؤید این استعاره در قرآن کریم و شناسایی تناظرهای نظام مند میان حوزه ناشناخته «آخرت» و حوزه عینی و شناخته شده «مسابقه» می باشد؛ این نام نگاشت از الگوهای استعاری بسیار خلاقانه برای تصویرسازی حیات وصف ناپذیر آخرت می باشد.
۳.

عملیه التأویل فی نطاق تلقی المفارقه قصیده نزف الحبیب شقائق النعمان، لمحمود درویش أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱
إنّ المفارقه أداه بید المؤلف یؤمئ إلى أغراض مختلفه بوسیط لغوی متکامل مستخدماً أسالیب ممتعه متقنه فی اللغه والفن، حتى یجعل المتلقی یفهم مغزى الکلام، دون استخدامه مباشرا ولیتنحّی عن الاستجابات السالبه التی یحتملها؛ ومن جانب آخر، یستطیع المستخدم أن یحول دون فهم المتلقی ویجعله ضحیه المفارقه باستخدام بعید عن الصور الذهنیه التی یفرضها المتلقی ویحتملها. وبما أنّ المفارقه تحتاج إلى عملیه التلقی فی کلا الموقفین، فالمتلقی یستعمل آلیه التأویل، إمّا على ما یؤوّل أو على أنّ التأویل غیر ناجح لقصد المؤلف. فمهما کانت المفارقه آلیه بید المؤلف فالتأویل یصاحب المتلقی، واستقباله یحتّم أمر المفارقه ناجحه. وهذه المقاله دراسه تحلیلیه تتناول قصیده نزف الحبیب شقائق النعمان ، للشاعر المعاصر، محمود درویش، لتعتنی بالمفارقه، على أنّها بحاجه ماسه إلى القراءه والتأویل والتفسیر، مما یجعل المتلقی عالماً بانعکاسات اللغه، ومما یأمله الجمهور المراقبون. فالمفارقه بکلا نوعیها تحتاج إلى تفاسیر وتأویلات من مستقبلها إن کان ضحیه المفارقه أو مراقبها، فهذه التأویلات تجعل الکلام أکثر تأنقاً وشفافیه والأغراض أوقع کفاءه وتدفقاً، وهی تحتاج إلى مهارات عملیه وخبرات لغویه وبلاغیه وقراءات متعدده وفهم سیمولوجی هرمنوطیقی، وأخیراً تحتاج إلى مهارات تفسیریه تأویلیه لتوصل المتلقی إلى محتوى المفارقه، کما فعلنا فی قصیده محمود درویش وألممنا بتلک المهارات، وقد تؤثر کثیر من العوامل النفسیه والاجتماعیه واللغویه فی تأویلات المتلقی فتجعله غیر ناظر بما یقصده المؤلف.
۴.

واکاوی مفاهیم قرآنی براساس مدل ارتباطی یاکوبسون با تأکید بر دریافت آیرونی (نمونه موردی سوره زمر)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۴۲
بررسی کارگفت های ارتباطی در سوره های قرآن، راهکاری مناسب برای دست یابی به مفاهیم ثانویه این معجز ه جاوید خواهد بود. هر اندازه پژوهشگران تلاش بیشتری برای بررسی ساختار آیات قرآن داشته باشند، به همان اندازه به درک مفاهیم اساسی و مقاصد اصلی آن پی خواهند برد. یکی از ابزار های بررسی گفتمان قرآنی، یافتن کارگفت های ارتباطی براساس نظریه یاکوبسون است. پژوهش حاضر بر آن است تا با انطباق نظریه ارتباطی یاکوبسون و تلفیق آن با تکنیک آیرونی، آیات سوره زمر را از زوایای مختلف بررسی کند و در روشی توصیفی تحلیلی، کاربست مفاهیم بنیادی سوره زمر را به دست آورد و با کشف ساختار ارتباطی سوره با مخاطب یا گیرنده، به این نتیجه دست یابد که مفاهیم تأکیدشده آن چیست و با کدامین روش ارتباطی توانسته است بر گیرنده پیام های سوره اثر بگذارد. به طور کل، جهت گیری عمده و اساسی در مدل ارتباطی آیات این سوره، بیشتر به سمت موضوع پرستش خداوند است و آیرونی بیم و امید در مفاهیم این سوره، نشان دهنده ظهور نقش ترغیبی امیدبخشی و بیان آثار رحمت الهی است؛ هرچند فهم این آیرونی، نیازمند دقت بیشتری است تا بتوان تأثیر آن را در دریافت جنبه های مختلف مفاهیم سوره زمر و درک نقش های متعدد زبانی دانست. همچنین، نمی توان نقش ترغیبی آیات موجود در سوره زمر را نادیده انگاشت؛ زیرا فرستنده پیام (خداوند) با به کارگیری ابزارهای ادبی، فرازبانی و همدلی، موجبات روشن ترشدن ابعاد نقش ارجاعی و ترغیبی را فراهم آورده است.
۵.

المفارقه فی ضوء نظریّه التلقّی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
یتناول هذا البحث المفارقه باعتبارها وسیطاً اجتماعیاً تعتبر آلیه تهدف إبلاغ الرساله الإصلاحیه الاجتماعیه والتی أخذت انتشاراً لدى الباحثین العرب المعاصرین، وقد تعلقت دراستنا التنظیریه هذه حول تلک التقنیه فی ضوء نظریه التلقّی مع تحلیل مضامین النظریه وإجرائها على المفارقه حیث تطرقت إلى عرض نظریه التلقّی محلله أرکانها، کما رکزت على قضیه التواصل اللسانی وفهم المفارقه وحللت بعض عناصر التلقّی وأعراف المفارقه. فقد عدّت هذه الدراسه تسلط المتلقی على الموضوع الکلی والأساس فی النص معیاراً مناسباً لفهم المفارقه، فمادام المتلقی لم یستدرک الموضوع الکلی والموقف المحیط بالمفارقه لم یستطع أن یستوعب ویفهم المعنى الأصلی والمفهوم الأساس للمفارقه ویسمّى ضحیه للمفارقه. وأخیراً إن عملیه التلقّی تفید أنواعاً خاصه من المفارقه لکون التلقّی بحاجه إلى حضور النص والقراءه وهذا ما لا یتیسر فی کل أقسام المفارقه. ومن نتائج الدراسه أن المفارقه آلیه بید المؤلف لإبلاغ مقاصده الإصلاحیه ولکنها لا تصل إلى الهدف المنشود إلا بتعامل المتلقی والنصّ معاً وطالما لم یتکامل هذا التفاعل لم تنجح المفارقه. وإن نعترف بأولویه المبدع فی صیاغه المفارقه وإعلاء شأنها، فلأنه یجب أن یعتبر نفسه قارئاً افتراضیاً وذلک لنجاح المفارقه. فمبدع المفارقه هو الذی یهیئ السیاقات والوسائط وینظم الأسالیب الفنیه الهادفه لوصول المتلقی إلى أبرز النتائج وأحسنها. 
۶.

توظیف الأمثال العامیّه فی تفسیر الشعراوی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
"تفسیر الشعراوی" للشیخ «محمّد متولی الشعراوی» من جمله التفاسیر التی یُمکن اعتبارها حلقه اتصال بین المنهج التقلیدی فی التفسیر والمنهج الحدیث التی تطرق إلیه معظم المفسّرون الجدد؛ فالشعراوی أبداً یحاول تیسیر فحوی الآیات والسور القرآنیه بصوره تجعل القارئ لا یملّ حدیثه وینجذب إلیه أیّما انجذاب. الأدبیه هی السمه الغالبه فی تفسیر الشعراوی فهو یعتمد علی شرح الأسالیب النحویه والبلاغیه فی القرآن بأسلوب یمیّزه عن أقرانه من المفسّرین وهذا ما جعله یعتمد على غیر قلیل من الأمثال العامیه فی تفسیره ممّا لا نجد هذا الأسلوب –إلاّ نادراً - عند غیره من المفسّرین. من هذا المنطلق یحاول هذا البحث بالاعتماد علی المنهج الوصفی-التحلیلی أن یبیّن مکانه الأمثال العامیه وتوظیفها فی تفسیر الشعراوی. تُظهر لنا نتائج البحث بأنّ الشعراوی اعتمد على الأمثال فی ثلاثه مستویات) أ: فکّ شفره الاستعارات ب: بیان العله والأسباب. ج: نقل المفاهیم العقلیه إلى العینیه والمحسوسه. ولا ننسى الإشاره إلى أنّ کلّ هذه العوامل أدّت إلى الاختصار والإیجاز فی القول.
۷.

مفهوم سازی نام نگاشت «آخرت دادگاه است» بر اساس نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسن

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۶۷
استعاره مفهومی در رویکرد معنی شناسی شناختی که از شاخه های زبان شناسی شناختی است از ساز و کارهای اصلی فرآیند تفکر است و ابزاری برای بیان مفاهیم انتزاعی در قالب مفاهیم عینی و ملموس به شمار می رود. از کاربردهای استعاره های مفهومی استفاده از آن ها به عنوان ابزاری برای تحلیل و جهان بینی متون مخصوصاً متون مذهبی و قرآنی است. قرآن کریم با سرشت استعاری خود با ابزار استعاره مفهومی مفاهیم بسیار پیچیده از امور غیبی و مجردات مانند مفهوم انتزاعی حیات آخرت را با زبانی ساده و قابل شناخت و ملموس به بشریت عرضه کرده است. این نام نگاشت از الگوهای استعاری بسیار مناسب برای به تصویر کشیدن قیامت که از منزل گاه های رستاخیز بزرگ آخرت است می باشد. نگاشت حوزه مبدأ به حوزه مقصد چارچوب اصلی پژوهش حاضر را تشکیل می دهد. این پژوهش بر آن است با رویکرد توصیفی_تحلیلی و بر اساس نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسن به مفهوم سازی نام نگاشت «آخرت دادگاه است» بپردازد و با بررسی تناظرهای نظام مند میان مفاهیم مأنوس و ملموس حوزه مبدأ و مفاهیم انتزاعی و فرامادی جهان بزرگ آخرت که اعماقش ناپیدا و ناشناخته است نگاشت های بین عناصر سازه ای قلمروی مبدأ و مقصد را تبیین نماید. از مهم ترین یافته های این پژوهش شناسایی تناظرهای نظام مند میان دو حوزه «آخرت» که حوزه «مقصد» و حوزه «دادگاه» که حوزه «مبدأ» است می باشد و این خود تأییدی دیگر بر اعجاز قرآن کریم در بهره مندی از نظام مفهومی کاملاً ساختارمند و هماهنگ و به هم پیوسته و منسجم است.
۸.

بررسی طرحواره های تصویری «رحمه» در قرآن بر مبنای رویکرد زبان شناختی جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸۱ تعداد دانلود : ۴۱۹
تأثیر قرآن و حدیث بر زبان و ادب فارسی از ابتدای ورود اسلام به ایران آغاز شده و شعرا از گنجینه پرفیض قرآن و حدیث بهره ها برده اند. یکی از منظومه هایی که تحت تأثیر قرآن و حدیث قرار گرفته است، مثنوی شهنامه از شاعری گمنام متخلّص به شرر است. درباره سراینده همین قدر می دانیم که او بخارایی بوده و به هند مهاجرت کرده است. شهنامه وی درباره جنگ های محمّدشاه است. این اثر که در قرن دوازدهم کتابت شده، در کتابخانه آیت الله گلپایگانی قم به شماره 2612 نگهداری می شود. یکی از ویژگی های بارز سبکی اثر، اشاره فراوان سراینده به آیات قرآنی است. سراینده با هنر خود از این آیات به روش های مختلف بهره برده است؛ از جمله اثرپذیری واژگانی یعنی تضمین کلمات و عبارات قرآنی در شعر در قالب وام گیری و ترجمه و نیز برایندسازی. تحلیل آماری این آیات نشان می دهد که شاعر در مثنوی دینی-حماسی خویش بیش از هر چیز به آیاتی توجّه داشته است که در آنها به روایتی از داستانهای زندگی پیامبران اشاره شده است. هدف اصلی در این پژوهش تأثیر قرآن و حدیث بر «شهنامه شرر» است. پس از اشاره ای به احوال شاعر، به شیوه های استفاده وی از قرآن و حدیث پرداخته شده است. این پژوهش نشان دهنده تأثیر منظومه مذکور از قرآن و حدیث است. شیوه غالب اثرپذیری او اثرپذیری واژگانی است.  
۹.

واکاوی تطبیقی جلوه های پایداری افغانستان در شعر سید ابوطالب مظفری و جابر قمیحه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ادبیات مقاومت افغانستان مکتب تطبیقی آمریکا سید ابوطالب مظفری جابر قمیحه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی ادب جنگ و مقاومت
تعداد بازدید : ۶۲۲۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۶۵۶
حوادث ناگوار دوران معاصر در کشورهای اسلامی باعث گسترش ادبیات پایداری شده است. ادبیات پایداری یکی از گونه های ادبیات متعهّد است که با توجه به رویدادهای اجتماعی و سیاسی هر ملت و شرایط تاریخی آن بازتاب و انعکاس متفاوتی در قیاس با دوره های دیگر دارد. در میان شاعران معاصری که در این زمینه اشعار بسیاری سروده اند، می توان به سید ابوطالب مظفری که شاعر افغانستانی مقیم ایران است و جابر قمیحه شاعر مصری اشاره کرد. سید ابوطالب مظفری قسمت اعظم مجموعه شعری خود را در بیان پایداری و رشادت مردم افغانستان سروده است. وی در دفتر شعری خود «عقاب چگونه می میرد؟» به روزگار دشوار و جانکاه ملت افغانستان پرداخته است. جابر قمیحه شاعر مصری نیز به دلیل حضور در مناطق مرزی نزدیک به افغانستان و مشاهده انواع دست اندازی و تجاوز نسبت به حریم این کشور مسلمان و مردمان آن، تعهّد ادبی خویش را در مجموعه ای به نام «لجهاد الأفغان ... أغنّی» اختصاص داده و از رشادت ها و دلاوری های مردم این سامان زبان به میان آورده است. این پژوهش به مقایسه تطبیقی اندیشه های مقاومتی این دو شاعر می پردازد تا از این رهگذر وجه تمایز مضامین مشترک پایداری آنها را نسبت به یکدیگر روشن کند. جابر قمیحه به عنوان یک شاعر مصری و از زاویه نگاه یک شاعر متعهد به ادبیات پایداری افغانستان نگریسته، حال آنکه مظفری خود یکی از مجاهدان حاضر در عرصه جهاد می باشد و این تفاوت در نگرش، زیبایی ادبی دو چندانی به شعرشان بخشیده است. یافته های این جستار که به روش تطبیقی و براساس مکتب آمریکایی به وارسی مضامین مشترک در دفترهای شعری دو شاعر مذکور می پردازد، حاکی از آن است که جلوه های مقاومت از قبیل ترسیم رنج و محنت دوران جنگ، روحیه مبارزه طلبی و جنگاوری، پاسداشت مقام شهیدان، جاماندن از کاروان شهیدان، دعوت به اتحاد و پرهیز از تفرقه، ترویج روحیه امید و خودباوری، در مجموعه اشعار آنها از بسامد بسیار بالایی برخوردار است..
۱۰.

توظیف الأمثال العامیّه فی تفسیر الشعراوی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۷۴
"تفسیر الشعراوی" للشیخ «محمّد متولی الشعراوی» من جمله التفاسیر التی یُمکن اعتبارها حلقه اتصال بین المنهج التقلیدی فی التفسیر والمنهج الحدیث التی تطرق إلیه معظم المفسّرون الجدد؛ فالشعراوی أبداً یحاول تیسیر فحوی الآیات والسور القرآنیه بصوره تجعل القارئ لا یملّ حدیثه وینجذب إلیه أیّما انجذاب. الأدبیه هی السمه الغالبه فی تفسیر الشعراوی فهو یعتمد علی شرح الأسالیب النحویه والبلاغیه فی القرآن بأسلوب یمیّزه عن أقرانه من المفسّرین وهذا ما جعله یعتمد على غیر قلیل من الأمثال العامیه فی تفسیره ممّا لا نجد هذا الأسلوب –إلاّ نادراً - عند غیره من المفسّرین. من هذا المنطلق یحاول هذا البحث بالاعتماد علی المنهج الوصفی-التحلیلی أن یبیّن مکانه الأمثال العامیه وتوظیفها فی تفسیر الشعراوی. تُظهر لنا نتائج البحث بأنّ الشعراوی اعتمد على الأمثال فی ثلاثه مستویات) أ: فکّ شفره الاستعارات ب: بیان العله والأسباب. ج: نقل المفاهیم العقلیه إلى العینیه والمحسوسه. ولا ننسى الإشاره إلى أنّ کلّ هذه العوامل أدّت إلى الاختصار والإیجاز فی القول.
۱۱.

نام نگاشت های حیات آخرت در قرآن کریم در پرتو نظریه استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۵۴
زبان شناسی شناختی دانشی است که تحلیلی جدید از ابعاد مختلف فعالیت های زبانی و ارتباط وثیق آن ها با تفکر بشری ارائه می دهد و ورود آن به عرصه تفسیر و معنی شناسی قرآن تحولی جدید را در فهم نصوص قرآنی ایجاد کرده است. یکی از شاخه های زبان شناسی شناختی معنی شناسی شناختی است که مبتنی بر رابطه میان زبان و ذهن است و از استعاره در آن به استعاره مفهومی تعبیر می شود. با توجه به سرشت استعاری قرآن برای دستیابی معرفت دینی و جهان بینی اسلامی باید دانست  که استعاره های قرآن ساختار مفهومی خاصی را در شناساندن معارف هستی شناختی و معرفت شناختی تفکر بشری دنبال می کنند و قرآن کریم با این سرشت استعاری  میان ساحت ها  و عوالم گوناگون ارتباط برقرار نموده است که بر اساس آن ها جهان بینی قرآنی شکل می گیرد؛ از این رو به کارگیری رویکرد استعاره مفهومی در فهم مفاهیم قرآنی می تواند مهم و اثر گذار باشد. هدف از این پژوهش بررسی نام نگاشت های حیات آخرت در قرآن کریم با استفاده از نظریه استعاره مفهومی که اولین بار توسط لیکاف و جانسن مطرح شد با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی می باشد. قرآن با به کارگیری استعاره های مفهومی در تفسیر حیات اخروی تحول و انقلابی عظیم در شناساندن جهان پس از مرگ ایجاد می کند. یافته های این پژوهش در قالب شناخت استعاره های مفهومی جهان پس از مرگ در قرآن با انتقال از فضاهای ملموس و قابل شناخت به فضاهای ذهنی و نامأنوس دریچه های جدیدی از ساختار نظام مند و شبکه های درهم تنیده مفاهیم معرفتی قرآنی را بر روی قرآن پژوهان می گشاید.    
۱۲.

الاغتراب المکانی لدى المثقّف فی روایات سعد محمد رحیم بعد 2003م(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۵۱۶
یرنو البحث فی طرحه إشکالیه العلاقه القائمه بین المثقّف والاغتراب إلى نیل إجابات شافیه عن کیفیه بلوره الشخصیّه المثقّفه فی روایات العراقی، سعد محمد رحیم، والتعرّف على نوعیّه الأمکنه التی کابدت الشخصیّات الرئیسه فیها الاغتراب جرّاء الأزمات الناجمه عن الانقلابات، والحروب، والحصار والاحتلال. وتهدف الدراسه وبالإفاده من المنهج الوصفی - التحلیلی إلى إماطه اللثام عن بعض مکنونات الأعمال الروائیّه لرحیم فی توظیفها ظاهره الاغتراب، والترکیز على النوع المکانی منه فی ثلاث روایات له، وهی ترنیمه امرأه .. شفق البحر (2012م)، و مقتل بائع الکتب (2016م)، و فسحه للجنون (2018م). تعمّد الروائی اختیار شخصیّاته مثقّفه کونها الشاهد الواعی على ماضی العراق وحاضره؛ وعلیه صاغها إشکالیّه، ومستلبه، ومسکونه بأوهامها، وممثّله لجیل بأکمله. المثقّف واجه فی کلتا الحقبتین سلسله من الهزائم على الصعید الاجتماعی والثقافی والسیاسی، أرغمته إمّا على التنقّل بین الأمکنه المعادیه، وإمّا التنحّی مرمیّاً على الهامش؛ فما جنى سوی الفشل فی البحث عن الأنا وفقدان البوصله.
۱۳.

أبعاد الشخصیّه فی روایه «ترنیمه امرأه.. شفق البحر» لسعد محمد رحیم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۵۸۲
إنّ لتنوّع الشخصیّات تأثیراً حاسماً فی ظهور ما یسمّى بالأبعاد؛ وقد بات هذا التأثیر معترفاً به فنّیاً؛ وقد تعدّدت الأبعاد هذه واختلفت وفقاً لطبیعه الشخصیّه الروائیه. وتتلخّص هذه المقوّمات مجتمعه فی البعد الجسمی/الفسیولوجی، والبعد الاجتماعی/ السوسیولوجی، والبعد النفسی/ السایکولوجی. تنطلق هذه الدراسه مستفیده من المنهج الوصفی - التحلیلی وهی تسعى جاهده فی سبیل توفیر مظلّه معرفیه لشخصیّات الروائی العراقی، سعد محمد رحیم، عبر البحث فی روایته، «ترنیمه امرأه.. شفق البحر»، وصولاً إلى معرفه الخلفیه المشکّله لکلّ شخصیّه والمکوّنه لها، ولیتمّ ذلک لابدّ من الکشف عن سلوکیّاتها وأفعالها من خلال عرض الکیانات لدیها. وتبیّن أنّ الکاتب یقوم بوصف الجوانب المادّیه والاجتماعیه والنفسیّه لشخصیّاته، ومن خلال استخدامه بعض التقنیات کالمونولوج الداخلی وتیّار الوعی یکشف عن نفسیّه البطل المحطّمه وذاکرته المثقله بکوابیس الحرب ومرائرها وعبء الماضی الذی أبهضه، حیث جعله نائباً عنه فی شخصیّته أو قناعه الذی تستّر خلفه. وکذا بقیه الشخصیّات، فهی ذات طابع مرآتی أو ربّما تلصّصی، یعکس المشاهد التی خلّفها وهی مغتربه تبحث عن هویّتها.
۱۴.

"أو" العاطفه ومعادلها فی الفارسیه؛ دراسه بلاغیه دلالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۹۹۳
الملخّص عطف النسق من التوابع المهمّه فی العربیه ویتضمّن عشره حروف؛ أحدها "أو" العاطفه التی تعادلها فی الفارسیه "یا". فهی تشرّک المعطوف والمعطوف علیه فی الحکم والإعراب معاً، تکفی الإشاره بأنّها حرف متکثّر الدلاله والتأویل فی السیاق القرآنی وغیره لیکون ذات أهمیه کبیره، فوقف البحث علی خصائص "أو" العاطفه فی العربیه ومعادلها "یا" فی الفارسیه وأهمّ ممیّزاتهما الدلالیه، وشرح طرق استخدامهما النحوی، وکذا تطرّق إلی مدی علاقه السیاق والقرینه فی تحدید دلالات هذین الحرفین بین اللغتین. اعتمد البحث علی منهج استقرائی تحلیلی ودراسه تقابلیه بین هذین الحرفین قاصداً تبیین وجوه الاختلافات والاشتراکات النحویه والبلاغیه والدلالیه بینهما، وعلیه تمّ اختیار المقاطع الشعریه والنثریه من النصوص العربیه والفارسیه بما فیها القرآن الکریم والأعمال الکامله لسعدی الشیرازی، وأشعار مولوی، ودیوان حافظ، وفی ضوء هذه الدراسه تبیّن أوّلاً أنّ "أو" العاطفه فی العربیه تستخدم بین التابع والمتبوع، لکن حرف "یا" فی الفارسیه إضافه إلی استخدامها بین التابع والمتبوع یکرّر أحیاناً ویأتی قبل التابع کذلک. ثانیاً: تدلّ "أو" العاطفه العربیه ومعادلها "یا" الفارسیه علی دلالات مختلفه، فبعض هذه الدلالات مشترکه بینهما، وبعضها مختلفه بینهما کدلاله التفصیل، والتفریق المجرّد التی هی خاصه "أو" العاطفه العربیه.
۱۵.

معنا شناسی واژه «عذاب» در قرآن کریم با تکیه بر روابط هم نشینی و جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰۱۳ تعداد دانلود : ۸۵۵
دانش معنا شناسی مطالعه علمی معنا است که به تحلیل معنا ی واژه ها با توجه به نظام معنایی آن می پردازد . از مهم ترین راه هایی که امروزه در علم معناشناسی مورد توجه ادب پژوهان واقع شده، تکیه بر روابط هم نشینی و جانشینی است؛ زیرا از طریق شبکه معنایی با بررسی واژگان در سیاق آیات می توان به معنای دقیقی از واژه دست یافت. واژه «عذاب» یکی از پر بسامد ترین واژگان قرآنی محسوب می شود. در پژوهش حاضر در پی آن هستیم به این سؤال پاسخ دهیم که مهم ترین هم نشین ها و جانشین های واژه عذاب چیست؟ با نگاهی معنا شناختی بر محور هم نشینی و جانشینی می توان گفت که این واژه در قرآن کریم بر محور هم نشینی با واژگانی چون «کفر»، «ظلم»، «کبر»، «نفاق» و ... هم نشین شده است که این عوامل زمینه ساز عذاب می شوند. در محور جانشینی نیز با واژگانی چون «خسر»، «حبط»، «عقاب»، «نار»، «جزاء» و ... دارای هم معنایی نسبی است که هرکدام به نوعی، عذاب را نشان می دهند. هدف از پژوهش حاضر بررسی واژه «عذاب» با روش توصیفی- تحلیلی، مطالعات واژه شناسانه و تحلیل از طریق هم نشینی واژه ها و جانشینی است؛ بنابراین پس از انتخاب واژه محوری «عذاب»، نخست هم نشین های پر بسامد این واژه تعیین و سپس بر اساس هم نشین ها به جانشین های این مفهوم پرداخته می شود.  
۱۶.

بررسی تطبیقی تتابع اضافات در زبان و ادب عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۲۵۸ تعداد دانلود : ۱۳۵۲
تتابع اضافات به معنی پی در پی آمدن کلمات است. برخی علمای بلاغت عربی آن را عیب و اسباب خلوّ فصاحت ذکر کرده و برخی نیز مشروط به شرایطی آن را نیکو دانسته اند، لیکن امروزه در فارسی نگاهی زیباشناسانه به تتابع اضافات وجود دارد و نیکو شمرده می شود. این پژوهش با روش بلاغی تطبیقی و به هدف بررسی دلایل نظر متفاوت علمای بلاغتِ هر دو زبان دربارة تتابع اضافات، تفاوت ها و شباهت های کاربرد آن را در هر دو زبان بررسی می کند. ویژگی های دستوری زبان فارسی و عربی یکسان نیست و همین امر در نیکو بودن تتابع اضافات یا برعکس قبح آن در دو زبان اثرگذار است. بارزترین تفاوت تتابع اضافات در زبان فارسی در مقایسه با عربی تکرار کسرة اضافه در آن و موسیقایی کردن کلام است. همچنین تنوع کلمات متوالی از لحاظ نوع، در زبان فارسی در مقایسه با عربی بیشتر است، برای مثال ضمیر منفصل اول شخص و اسم اشاره در بین شواهد تتابع اضافات دیده می شود، ولی در شواهد تتابع اضافات عربی وجود ندارد. به نظر می رسد همین تنوع، در کاربردی تر بودن آن در زبان فارسی مؤثر است.
۱۷.

الضمیر المتکلّم بین إثبات هویّه الذات ومواجهه الآخر فی دیوان محمود درویش: «لماذا ترکتَ الحصان وحیداً»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۴۵۸
للضمائر هویّه دلالیّه، تجسّد مشاعراً قبل توظیفها فی النصّ،کما وأنّ سیاق النصّ یضفی علیها فاعلیّه. والشاعر المعاصر سعى لتفجیر طاقتها الکامنه. والضمائر، کوحده جزئیّه فی النصّ، تغذّی حرکه المعنى وتحرّک مشاعر المتلقّی. ووظّفها محمود درویش بشکل مکثّف لإضفاء مسحه جمالیّه وانتقال تجربه شعوریّه. اعتمد الشاعر على مخزونها الدلالیّ  فی هیئتها الأولى الدالّه على الذاتیّه، والانتماء، والقوّه، والاتّحاد والمصیر المشترک، کما وأنّ استخدامها المتعدّد فی لجّه الخلق وفی سیاق النصّ أعطاها حرکیّه تجلّت بدلالات ملائمه لفکره الشاعر. ولتحدید البحث اخترنا ضمائر المتکلّم فی دیوان"لماذا ترکت الحصان وحیداً". لذلک عمدنا فی هذا البحث إلى دراستها فی مستویاتها المختلفه قاصدین الکشف عن أسرارها وجمالیاتها وفق المنهج الوصفی  والتحلیلی. ومن نتائج البحث أنّ الشاعر لدى استخدامه أنا الجمع یصف الواقع الفلسطینی وصفاً صریحاً فهی دوامّه من الصراع، فتارهً تظهر لنا "نا" علی هیئه فاعل لها القدره والفاعلیّه علی النشوء وتارهً علی شکل "نا" مفعوله، مهزومه، منفعله ینتابها الضعف وهی مستسلمه لما یجری لها من الأحداث، ولکن لا تقف موقف الراصد المتفرّج بل تحارب لکی تُعلی من موضع "الأنا" وتُلغی فاعلیّه الآخر وترغمه علی بقائه علی المفعولیّه. ومن النتائج الأخرى التی توصل إلیها البحث هو أنّ القضایا التی یُصرّ علیها درویش هی فکره "الأنا" الجمعی فهو یسعی إلی توحید الصفوف. 
۱۸.

تأثیر عُنصر الحَرکة للأفعال فی الصور البیانیّة حِکَم نَهج البلاغة نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نهج البلاغه الحکمه الدلاله الصوره الحرکه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات فقه الحدیث حدیث شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات موارد دیگر متون حدیث نهج البلاغه پژوهی
تعداد بازدید : ۸۹۵ تعداد دانلود : ۹۲۹
الحرکة هی ضدّ السکون ولها وجود ملحوظ مع کل کائنوتعدّ مکانة متمیّزة فی الصورة الشعریّة لأنّهاآلة من الآلات المهمّة فی الحیویّة والنشاط للتصویر، والصور الحرکیّة تجسّد المعنى تجسیداً حیّاً وأکثر قوّة فی الأداء وتأثیراً فی النفس، من هنا کان لهذا اللفظ امتداد واسع فی الدلالة.فنحن نقف فی دراستنا هذه على تأثیر عنصر الحرکة للأفعال فی الصور البیانیّة فی حکم نهج البلاغة؛ لأنّ هذه الحکم لها مکانة مرموقة من حیث الأدب.وأمّا المنهج الذی اخترناه لمعاجة هذا البحث فهو المنهج الوصفی-التحلیلی بدراسة الفعل فی تراکیب الصور البیانیّة فی الحکم لتتضح من خلالها حرکة ونشاط الصور لإیصال المعنى. ویهدف هذا البحث إلی دراسة الأفعال الحرکیّة فی الحکم حتّىیتبیّن لنا مدى اهتمام الإمام علی (ع) فیمنح الصور الأدبیّة الحیاة والحیویّةللوصول إلى جمالیّات رائعة تکمن وراءها.فنظراً إلى أنواع مختلفة من الحرکةنحاول أن ندرس الأفعال الحرکیّة لنلقی الضوء على أهمیّة الحرکة ومدى تأثیرها على بناء الصور البیانیّة المستخدمة فی حکم نهج البلاغة.لهذا قمنا باختیار الأفعال الدّالة على الحرکة الانتقالیة من مثل «الأفقیّة،والسریعة،والصعودیّة،والنزولیّة»؛ ذلک؛ لأنّ أبرز وسائل تصویر الحرکة فی بنیة الجملة هی الأفعال والتی ندرسها عن طریق الصور البیانیّةعلی نحو التشبیه،والاستعارة، والمجاز،والکنایة.وقدتوصلنا فی هذه الدراسة إلیأنّ استخدام الأفعال الدّالة على الحرکة فی الصور البیانیّة وفقاً لنوع الحرکةفیهاتخلق صورةً جذابة مؤثرة وتزید علی المعنی.
۱۹.

بائیة الکمیت ابیاتها و رموزها و طرق الاستشهاد بها (طربت و ما شوقاً إلی البیض أطرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: الکمیت القصیدة البائیة الشواهد الشعریة الآیات القرآنیة

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۳۸۹
إنّ الکمیت من الشعراء السیاسیین الملتزمین بحب أهل البیت (ع) فی العصر الأمویکان أدیباً وخطیباً وفقیهاً وحافظاً للقرآن الکریم. إنّه قد اتّهم من قبل خصومه بأنّه خطیب ولیس بشاعر ورُمی بعدم حجیةکلامه علی لسان منافسیه ومناوئیه خاصّة فی قصائده المعروفة بالهاشمیات المتسمة بسیاسة وعقیدة وجهاد والتی نظمها فی أخریات عمره. وأمّا من بین هاشمیاته فإنّ قصیدته البائیة المستهلّة ب «طربت وما شوقاً...» أکثر شهرة وکما ألمحنا إلیه فی البحث یبدو أنّها تزید علی ما حققه البعض من 140 بیتاً. فمن ممیزات هذه القصیدة أنّها امتازت بالأکثریة عدداً للأبیات والأغلبیة استشهاداً بها فی اللغة والصرف والنحو والقراءة والأمثال ممّا یثبت قوّة بیانه وحجةکلامه ویدحض مزاعم الخصومة فی عدم الاعتداد بشعره.کما وهذه القصیدة من أکمل القصائد اشتمالاً علی التنزیل وأغزرها استشهاداً بالتعویل علیها فی التفسیر والتأویل فیما یتجاوز عدد الآیات المستشهد فیها 35 آیةکریمة بما لها من الحیویة الاستدلالیة والأدبیة المعتمد علیها لدی الکثیر من الأدباء المتقدمین والمحدثین. وأمّا الشواهد الشعریة المدروسة فی القصیدة فهی تتجاوز عن 60 شاهداً موزّعة فیما یناهز 50بیتاً من أبیاتها أضف إلی ذلک أنّ عدد الشواهد لبعض أبیاتها یتراوح بین شاهد وشاهدین إلی سبعة شواهد. وللقصیدة من خصائص أخری إسلامیة وثقافیة ذکرناها فی مطاوی البحث فعلی رأسها أنّها رمز لتشیعه وجهاده وبرکته وبرکة قومه وأهم من ذلک أنّه سبب لتغمّده الله برحمته ومغفرته.
۲۰.

دراسه تحلیلیه إحصائیه فی النظائر اللغویه فی تفسیر مجمع البیان «الترادف والتباین والاشتراک»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: الترادف الکلمات المفتاحیه: الطبرسی النظائر الاشتراک التباین

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم اسلامی تفسیر و ترجمه قرآن
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب لغت
تعداد بازدید : ۸۳۵ تعداد دانلود : ۷۷۹
الملخص إنّ البحث فی النظائر اللغویه من أهمّ العلوم التفسیریه التی یکاد یستحیل الاستغناء عنه فهماً للقرآن الکریم تعود سابقتها إلی صدر الإسلام وتناوله علماء بحثاً ودراسه سبقوا الطبرسی، أو جاؤوا بعده کما أنّه أحصیِت فیه الوجوه عدداً إلی القرن التاسع لمؤلّفات طبعت فیها. وأمّا المجمع مع توسّعه فیه فإنّه لم یستوف حقّه من هذا البحث فدراستنا هذه انطوت علی النظائر المستخدمه فی المجمع مع أشکالها ومفاهیمها المختلفه اللغویه تحلیلاً وإحصاءاً. والنظائر فی المجمع لم یکن ما عنی به البعض بالوجوه (الاشتراک اللفظی) وهی ما اتفق لفظه واختلف معناه وإنّما النظائر فیه تعنی الترادف فحسب وهو ما اختلف لفظه واتفق معناه. والتعبیر عن النظائر عند الطبرسی رُسم علی أشکال مختلتفه ک «متقاربه المعنی»، «علی معنی واحد»، «مثل»، و«شبیه» وما إلیها. کما أنّ الطبرسی إذا أراد الاشتراک اللفظی عبّر عنه بالوجوه من دون أخذ الاعتبار بالنظائر وقد کان ممن سبقه من الباحثین استعمل الوجوه والنظائر معاً. وبالنسبه إلی النظائر بمعنی الترادف فبما أنّه لم یذهب إلی الترادف التام فإنّه قد دخل فی موضوع التباین اللغوی تحت عناوین نحو«الفرق» أو «الفروق» علی منهج متشابه لأبی هلال العسکری.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان