وحید عسکرپور

وحید عسکرپور

مطالب
مرتب سازی نتایج بر اساس: جدیدترینپربازدید‌ترین

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

تحلیل ژئوماتیک محوطه های باستان شناختی دوره اسلامی بستان آباد، آذربایجان شرقی

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۹
هدف از این تحقیق شناخت عوامل و مولفه های تاثیرگذار در مکان یابی و شکل گیری سکونتگاه های منسوب به دوران اسلامی بستان آباد است. برای این منظور 226 محوطه دارای آثار فرهنگی دوره اسلامی در منطقه ای به مساحت 22795km حاصل از بررسی باستان شناسی در شهرستان بستان آباد واقع در استان آذربایجان شرقی مورد مطالعه قرار گرفته است. برای تحلیل و تفسیر های فرهنگی از محوطه ها نسبت به متغیرهای محیطی فاصله از رودهای دائمی، ارتفاع، میزان بارندگی، اقلیم، پوشش گیاهی، شیب، وسعت محوطه ها و فاصله با روستاها از نرم افزارهای GIS و SPSS استفاده شده است. نتایج به دست آمده در این بحث نشان از وجود الگوی توزیع محوطه ها و عوامل مؤثر در شکل گیری آن ها در چهار خوشه متجانس است، به گونه ای که فواصل محوطه ها و موقعیت آن ها به لحاظ شرایط زیست محیطی نسبت به یکدیگر در هر خوشه با خوشه دیگر الگوی معیشتی متفاوتی را نشان می دهد. با تحلیل خوشه ها می توان الگوی استقرار منطقه را به لحاظ بوم شناختی فرهنگی چنین مورد ارزیابی قرار داد؛ محوطه های واقع در دشت ها و ارتفاعات پایین با قرار گرفتن در اقلیم نیمه مرطوب و مجاورت منابع آب دائمی استقرارهای یکجانشین با مساحت بالا و اقتصاد معیشتی وابسته به کشاورزی دیم و آبی را تشکیل داده اند و محوطه های واقع در حاشیه دشت ها و دامنه کوهستان ها با داشتن مساحت پایین و با قرار گرفتن در مراتع غنی ارتفاعات، مستعد زندگی کوچروی بر پایه اقتصاد معیشتی وابسته به دامداری هستند و در این میان استقرارهایی در ارتفاعات با شیب کم و مساحت نسبتاً بالا پراکنش یافته است که به احتمال زیاد مریوط به کوچروهایی با جمعیت انسانی زیاد است که در فصول گرم سال به منظور بهره برداری از مراتع دیم برای دامداری در این مکان ها ساکن شده اند.
۲.

نگارش آغازین و جایگاه آن در تطور فرهنگ و ادراک انسان نقدی بر کتاب «شکل گیری و توسعة آغاز نگارش در ایران»

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
این مقاله به بررسی و نقد کتاب «شکل گیری و توسعه آغاز نگارش در ایران؛ از پیش ازتاریخ تا آغاز عیلامی» اختصاص دارد. موضوع این کتاب یکی از بنیادین ترین بزنگاه های همة فرهنگ های انسانی و انسانیت است؛ چگونگی شکل گیری خط و نگارش در میان فرهنگ های انسانی و خاستگاه های باستان شناختی آن. در این مقاله تلاش می شود تا ضمن برشماری نقاط قوت و ضعف این کتاب، اهمیت کنکاش عمیق تر در موضوع آن تشریح و نشان داده شود. خواهد آمد که نویسنده با وجود اشراف نسبی بر منابع و آثار در پرداخت و تبیین بنیان ها، شالوده ها و مؤلفه های باستان شناختی، معرفت شناختی و چیستی شناختی نمایانی خط و نگارش، به شکلی منسجم و جامع درمانده و موضوعی را که می توانست عرصه ای برای طرح پرسش ها در مورد تطور فرهنگ و قوای شناختی و معرفتی انسان باشد، در سه فصل ازهم گسیخته و فاقد ساختارهای نظری و روش شناختی انسجام بخش، رها ساخته است. در ادامه به طرح برخی از مهمترین مسائل باستان شناختی و معرفت شناختی مربوط به دلایل و پیامدهای تکوین و تطور خط و نگارش پرداخته و نشان داده می شود که این رویداد، هرجا واقع شده، از جمله ایران، کلیت انسان بودن و تعریف از انسانیت را در معرض دگرگونی های بنیادین قرار داده است.
۳.

باستان شناسی متن و رویکرد نقد باستان شناختی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۲۶
این مقاله به بحث پیرامون خصوصیّت ها و ویژگی های نقد و ارزیابی متون باستان شناختی ازیک سو و قابلیّت ها و مبناهای بهره گیری از «بینش باستان شناختی» در نقد و سنجش متون رویکردهای انسانی و جریانات اثرگذار نظم های گوناگون دانایی ازسوی دیگر اختصاص دارد. فرآیند تبدیل برجای مانده های باستانی به مادّه و متن باستان شناختی مورد بررسی قرار گرفته و الگوهای این «فرآیندها» به مثابه مبنایی برای بحث از شیوه و رویة باستان شناسی متن باستان شناختی بهره برداری شده است. پرسش های اصلی مقاله عبارتنداز: این که چه نسبتی میان بینش باستان شناختی به مثابة ابزاری برای نقد با متون علوم انسانی برقراراست؟ باستان شناسی به مثابة یک رویکرد، تا چه میزان بخشی از بدنة علوم انسانی دیگر است و در کجاها از آنها فاصله می گیرد؟ جایگاه باستان شناسی در اندیشه های فلسفی چه بوده و چه شاخصه هایی داشته و دارد؟ ضرورت پرداختن به این پرسش ها ازیک سو ماهیت خاص باستان شناسی است که همزمان بخشی از رویکردهای علوم انسانی بوده و درعین حال ورای آنها گام برمی دارد و از سوی دیگر، بهره های قابل توجهی است که در فلسفه از باستان شناسی به مثابه یک روش تحلیل متون به عمل آمده و عبارت «باستان شناسی فلسفی» را در بطن خود پرورانده است. اهمیت پرداختن به این موضوع در آن است که می تواند مقدمه ای باشد بر تشخیص جایگاه واقعی باستان شناسی در نسبت با دیگر علوم انسانی و آگاهی یافتن نسبت به آن نوع مؤلفه هایی که امکان سربرآوردن بینش باستان شناختی را در عرصه های گوناگون علوم انسانی فراهم می سازد. در این مقاله بحث شده است که باستان شناسی فلسفی چیزی جدای از باستان شناسی نیست و لزومی ندارد آن را با عبارت «دیرین شناسی» به فارسی برگرداند. نتایج حاصل از این مقاله عبارتند از: اینکه باستان شناسی هرچند به طورکل بخشی از علوم انسانی به شمار می آید، اما از جنبه هایی مهم صرفاً یک علم انسانی نیست، بلکه مادّیتی منحصربه فرد را موضوع خود می سازد که امکان برآمدن بینشی اساسی تر از هر علم انسانی را بدان می بخشد. همچنین هرمنوتیک، به مثابه مبنای هرگونه فهم مستخرج از رویکردهای انسانی، اساس بینش باستان شناختی است و آن را به عنوان روشی برای فهم مادّیت و بافت های زیرین (به یک معنا آرخه ها)ی گفتارها و گفتمان های علوم انسانی توانمند می سازد. باستان شناسی به مثابه رویکرد نقد متون سه ویژگی دارد؛ نخست اینکه، میان متن (محتواها و گزاره ها و احکام معنادار آن) و مادّه (محصول بودن آن و فرآیند شکل گیری، توزیع و مصرف متن) در رفت وبرگشتی مداوم است؛ دوم اینکه، بافت/ سیاق متن را به مثابه کلِّ هرمنوتیک، مبنا و آرخة وجوب بخش به وجود مجموعه ای از مفاهیم و احکام همنشین با هم در سازه و ساختار متن درنظر می گیرد و مؤلف را نیز به مثابه بخشی جدایی ناپذیر از این فرآیند زایش متن از بافت موردتوجّه قرارمی دهد؛ در نهایت و سوم اینکه، فرآیندهایی مادّی را در شکل گیری و تراوش مفاهیم و معناها درون متن و همراه با آن مؤثر برمی شمارد و به جستجوی آن فرآیندها برمی آید.
۴.

بازشناخت فناوری مصنوعات چرمی متعلق به دوره هخامنشی، مکشوفه از معدن نمک چهرآباد زنجان

کلید واژه ها: SEM-EDSFT-IRمردان نمکیفناوری چرمچهرآباد زنجان GC-MS

حوزه های تخصصی:
  1. مطالعات هنر هنرهای کاربردی هنرهای صناعی
  2. مطالعات هنر تاریخ هنر تاریخ هنر ایران پیش از اسلام هنر هخامنشی
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
مواد آلی به دلیل ساختار آسیب پذیرشان در زمره مواد کمیاب باستان شناسی قرار می گیرند. مصنوعات چرمی به دست آمده از منطقه چهرآباد زنجان متعلق به دوره هخامنشیان از جمله مصنوعات آلی و بسیار نادر موجود در ایران است که با مطالعه آن ها اطلاعات ارزشمندی را در رابطه با صنعت چرم سازی آن دوره می توان به دست آورد. برای بازشناخت فناوری تولید و ساخت این آثار، گونه حیوانی پوست، مواد دباغی به کار رفته و مواد مورد استفاده برای چربی دهی مورد مطالعه قرار گرفت. برای شناسایی گونه حیوانی از مشاهدات میکروسکوپی با لوپ دیجیتال بهره برده شد و برای شناسایی عوامل دباغی، از آزمون شیمی تر برای تشخیص حضور تانن های گیاهی، از آنالیز میکروسکوپ الکترونی روبشی SEM-EDS برای شناسایی عوامل دباغی معدنی، از آنالیز کروماتوگرافی گازی جفت شده با طیف سنج جرمی GC-MS برای شناسایی مواد مورد استفاده در چربی دهی و نهایتاً برای حصول اطمینان از نتایج آنالیز GC-MS از آنالیز دستگاهی طیف سنج مادون قرمز تبدیل فوریه (FT-IR) بهره برده شد. نتایج حاصل از این مطالعات حاکی از این بود که از پوست حیوانات گاو، گوسفند و بز برای فرآوری این مصنوعات استفاده شده و هیچ-گونه دباغی بر روی این پوست ها صورت نگرفته اما مواد مورد استفاده جهت چربی دهی این آثار، اسیدهای لینولئیک، استئاریک، کاپریک و اولئیک، شناسایی شدند. هم چنین نتایج به دست آمده از آنالیز FT-IR صحت نتایج به دست آمده از آنالیز GC-MS را تأیید نمود.
۵.

چشم زخم در میانه دین و جادو؛ مطالعه موردی سنت های وابسته به چشم زخم در روستای پیربالا، آذربایجان شرقی

کلید واژه ها: دینجادوچشم زخمفتیشروستای پیربالا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف از انجام این پژوهش بررسی باورها و آداب و رسوم مرتبط با چشم زخم در چارچوب مردم شناسی دین و آیین است. در مردم شناسی دین همواره میان مناسک دینی و جادویی تفاوت هایی ترسیم شده است. در این پژوهش ابتدا به ارائه تعاریف مشخص از دین و جادو از منظر مردم شناختی پرداخته خواهد شد و سپس مبتنی بر آن تعاریف مجموعه باورها و آداب و رسوم وابسته به چشم زخم در روستای پیربالای آذربایجان شرقی بررسی شده و درهم آمیختگی عناصر جادویی و دینی در آن باورها و مناسک تجزیه و تحلیل می شود. روستای پیربالا در هجده کیلومتری جنوب غربی شهرستان مرند از توابع استان آذربایجان شرقی قرار دارد. داده های مورد مطالعه در این پژوهش از طریق مشاهدات میدانی و ثبت مصاحبه با ساکنان آن روستا گردآوری شده و درون چارچوب پژوهشی مذکور تجزیه و تحلیل شده است. تمایزهای موجود میان عناصر دینی و جادویی در عمل و در بطن زندگی روزمره چندان هم پررنگ و مشخص نبوده و نتایج این پژوهش درهم آمیزی قابل توجهی را میان آن ها نشان می دهد. اصل و منشأ باور به چشم زخم اکنون برای اهالی پیربالا خصلتی دینی دارد و به طور دقیق از گفتمان دینی حاکم بر فرهنگ شیعی برمی خیزد. با این حال از شواهد قوم نگاشتی چنین برمی آید، ورای این باور دینی و در سطوح پایین تر، رفتارها، سلوک و ابزارهایی در زمینة دفع چشم بد نمایان می شوند که از ساحت دینی فراگذشته و مواجهه ای تجربی و انسانی تر را با نیروهای شرّ دامن می زند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان