حسین دهشیار

حسین دهشیار

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۰۴ مورد.
۱.

رقابت چین و آمریکا در دریای جنوبی چین

تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۲۷
اقدامات چین در سال های اخیر در دریای جنوبی چین و به ویژه رویکرد چین از جمله ساخت و ساز جزیره و ادعاهای مالکیتی وحاکمیت انحصاری منابع باعث ایجاد اختلافاتی در این منطقه شده است. در ابتدا شاید به نظر برسد که دعوا بر سر چند صخره و جزیره می باشد ولی واقعیت به گونه دیگری می باشد. آمریکا که یک کشور فرا منطقه ای می باشد، سهمی در این اختلافات ندارد ولی بنا بر دلایلی چون مقابله با خیزش چین و حمایت از متحدان خود در این منطقه حضور فعال دارد. پژوهش حاضر تلاش دارد ضمن تبیین اهدافی چون اهمیت دریای جنوبی چین، شناخت منافع و دغدغه های آمریکا و چین در این دریا به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که علت اصلی رقابت چین و آمریکا در دریای جنوبی چین چه می باشد؟ فرضیه ای که در پاسخ به پرسش اصلی، مورد سنجش و آزمون قرار می گیرد آن است که تلاش های چین برای کنترل و حاکمیت انحصاری منابع در منطقه که باعث افزایش قدرت این کشور می شود، منجر به مخالفت شدید کشورهای متحد آمریکا و به ضرورت، حضور وسیع تر امریکا برای باز توازن چین می شود. روش پژوهش حاضر روش توصیفی_تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات روش کتابخانه ای با توجه به شواهد و اسناد و مدارک می باشد.
۲.

پیامدهای حضور داعش برای کردهای عراق و سوریه

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
مقاله حاضر به بررسی وضعیت کُردهای عراق و سوریه در فضای داعش و پساداعش پرداخته است. پرسش اساسی که دراین مقاله مورد بررسی قرار خواهد گرفت، وضعیت کُردهای عراق و سوریه در فضای پساداعشی و پیامدهایی است که در اثر اوج گیری و افول آن برای آنها به وجود آمده است. در واقع، کُردهای سوریه در فرصت بی نظیری که ظهور داعش ایجاد نمود، اداره مناطق کُردنشین را در دست گرفتند، اما در نتیجه مداخله ترکیه نتوانستند خودمختاری کامل خود را حفظ کنند. تحرکات داعش در عراق نیز این فرصت را برای حکومت اقلیم کردستان فراهم کرد که به خواست خود مبنی بر کنترل کرکوک و مناطق مورد مناقشه با دولت عراق، جامعه عمل بپوشاند و با اجرای همه پرسی، علناً طرح «استقلال کردستان عراق» پیاده کنند. اما این اقدام با عقب نشینی نیروهای پیشمرگه از کرکوک و رها کردن همه پرسی بی نتیجه ماند و حتی به تهدید مبدل گشت. بر این اساس، فرضیه مقاله حاضر آن ست که اگرچه ظهور داعش در ابتدا به منفعت کردهای دو کشور بود ولی در ادامه به تضعیف موقعیت آنها منتهی شد. این مقاله به صورت توصیفی تحلیلی و در چارچوب واقع گرایی نوکلاسیک به بررسی موضوع پرداخته است.
۳.

الگوی رفتاری جمهوری اسلامی ایران در مدیریت بحران سوریه

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۵
جدی ترین تهدیدی که در یک بحران   بین الملل از سوی هر یک از بازیگران  درگیر در بحران ادراک می شود، تهدید ارزش های اساسی  آنهاست. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی، به دنبال فهم الگوی رفتاری ایران در مدیریت بحران سوریه است. بنابراین پرسش اصلی پژوهش این است که چرا ایران حداکثر خشونت را برای مدیریت بحران سوریه بکار برده است؟ پاسخ احتمالی که مطرح می شود این است که ایران برمبنای برداشت تهدید ارزش های اساسی خود در بحران سوریه، بیشترین میزان خشونت را برای مدیریت بحران به کار برده است. در این پژوهش با کاربست الگوی مکتب استنفورد در مدیریت بحران، به این نتیجه می رسیم که احساس تهدید ارزش های اساسی ایران در بحران سوریه که شامل تهدید تمامیت ارضی ایران، تهدید عمق استراتژیک آن، تهدید فروپاشی محور مقاومت و در نهایت برهم خوردن توازن ایدئولوژیکی منطقه ای، پاسخ خشونت آمیز ایرن  را  ایجاب کرده  است. شیوه گردآوری داده ها و اطلاعات در این نوشتار بر مبنای روش کتابخانه ای است که مشتمل بر استفاده از کتب و مقالات داخلی و خارجی، نشریات و مطبوعات و سایت های اینترنتی معتبر است.
۴.

امنیتی کردن برنامه هسته ای ایران در دولت های بوش و اوباما

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۵
این نوشتار با بهره گیری از آرای مکتب کپنهاگ و مفهوم امنیتی کردن به عنوان چهارچوب نظری، و با تکیه بر مفهوم گفتار_کنش به طور اخص به بررسی سیاست امنیتی کردن جمهوری اسلامی ایران و ابعاد کلامی و عملی این سیاست در عرصه تصمیم گیری سیاست خارجی ایالات متحده در بازه زمانی بعد از یازدهم سپتامبر پرداخته است. بر اساس نظریه کپنهاگ تعریف هویتی بازیگران از یکدیگر یک برساخته اجتماعی و امری بین الاذهانی است. مفهوم امنیتی کردن مفهوم کانونی نظریه امنیتی کپنهاگ است که بر طبق آن مسایل بر حسب درجه حساسیت به سه دسته مسائل عادی، مسائل سیاسی و مسائل امنیتی تقسیم می شوند. بر اساس این نظریه، فرایند تعریف هویتی ابتدا با تعریف کلامی بازیگران از یکدیگر ساخته شده و سپس با اتخاذ سیاست های امنیتی به صورت عملی جلوه گر می شود. بوش و اوباما هر کدام در دوره ریاست جمهوری چه سیاست امنیتی را سرلوح دستگاه سیاست خارجی قرارا دادند؟ و وجوه اشتراک و افتراق این دو رئیس جمهور و جایگاه جمهوری اسلامی در سیاست خارجی این دولتها کدامند؟ روند مواجهه این دو رئیس جمهور با برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران چگونه بود؟ پژوهش حاضر به این پرسشها می پردازد.
۵.

سیاست خارجی روسیه در قبال اوکراین: گریزناپذیری بحران

نویسنده:

کلید واژه ها: بحران اوک‍رای‍ن خارج نزدیک ملاحظات تاریخی الزامات ژئوپلیتیک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۳ تعداد دانلود : ۵۰۵
پیشنهاد امریکا در سال ٢٠٠٨ برای الحاق اوکراین به ناتو در راستای ادغام این کشور در بخش نظامی اروپا و اقدامات بروکسل برای عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا به منظور یکپارچگی این کشور در بخش اقتصادی اروپا، حساسیت فراوانی را در میان رهبران روسیه به وجود آورد. با توجه به حاکمیت منطق ارضی قدرت در میان تصمیم گیرندگان روسی واضح بود که تلاش برای الحاق و یکپارچگی اوکراین در منظومه های نظامی و اقتصادی اروپا به شدت به تشدید حس ناامنی تاریخی در میان نخبگان حاکم در مسکو دامن زند. پرسشی که مطرح می شود این است که منابع شاخص شکل دهنده بحران اوکراین چه منابعی هستند؟ ملاحظات تاریخی و الزامات ژئوپلیتیک روسیه در مورد اوکراین، شکاف های وسیع داخلی اوکراین و ناتوانی غرب و به ویژه امریکا در اطمینان خاطر دادن به روسیه درباره اینکه سیاست ها در مورد اوکراین در راستای تهدید نمی باشند، بحران اوکراین را گریز ناپذیر ساخت.
۶.

گسل های داخلی، تنیدگی های تاریخی، منطق ژئوپولیتیک قدرت و رویارویی برای شبه جزیره کریمه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۱۵۴
رویارویی روسیه و اوکراین، دو غول جغرافیایی در قاره ی اروپا در فرایند الحاق شبه جزیره ی کریمه به روسیه دور از انتظار نبود. ناتوانی اوکراین درحفظ تمامیت ارضی و توفیق روسیه د ر الحاق بخشی از اوکراین به خاک خود در چارچوب یک قرائت متنی از شرایط، شکل گیری بحران را قابل فهم می سازد. مقاله بر اساس این ایده نگارش یافته که سه مولفه ی متمایز در شکل دادن به رویارویی روسیه و اوکراین در رابطه با الحاق شبه جزیره ی کریمه نقش قاطع ایفا نمودند. تنیدگی این سه مولفه؛ چرایی بحران را قابل فهم میسازد. سوال مطرح شده این م یباشد که مولفه های کلیدی تعیین کننده ی رویارویی اوکراین و روسیه چه هستند. در این رابطه باید بیان نمود که وجود گسل های وسیع داخلی در اوکراین و ازسویی دیگر درک تاریخی روس ها از شرایط و اعتقاد آنها به منطق ژئوپولیتیکی قدرت در شکل دادن به بحران نقش بسیا ر تعیین کننده ای ایفا نمودند.
۷.

عربستان: کنشگر منطقه ای در بستر روابط ویژه

نویسنده:

کلید واژه ها: پان عربیسم جنگ سرد عربی جنگ سرد بین المللی محور محافظه کار محور رادیکال چتر امنیتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۷ تعداد دانلود : ۵۰۴
در طی بیش از دو دهه گذشته، دولت عربستان سعودی سیاست خارجی انفعالی و حفظ وضع موجود در هر شرایطی و هزینه های مترتب در منطقه را به مرور از چشم انداز استراتژیک خود دور ساخته است. عملکرد دولت عربستان سعودی از زمان پایان رسمی و غیررسمی این دو جنگ سرد و بالاخص اقدامات این کشور در رابطه با جنبش های اجتماعی در جهان عرب، به طور مشخص و بارزی تجلی گر جایگزینی سیاست های انفعالی با سیاست های کنش گرایانه و پیش قدمی در برهم زدن وضع موجود در صورت توجیه پذیر بودن آن است. سئوال مقاله این است که چه الزامات و مولفه هایی عربستان سعودی را به سوی ایفای نقش بازیگر کنشگر و فعال در سطح منطقه و تلاش برای تأثیرگذاری فزون تر بر معادلات قدرت در صحنه داخلی کشورهای منطقه سوق داده است. فرضیه مقاله بر این ایده استوار است که به دنبال افول جنگ سرد عربی در سطح منطقه و پایان جنگ سرد در سطح نظام بین الملل که محو خطر موجودیتی علیه عربستان را رقم زد، در طی بیش از دو دهه گذشته عربستان سعودی سیاست بسط نفوذ سیاسی و اشاعه ارزش های موردنظر را که در بستر جنبش های اجتماعی شکل گرفته در جهان عرب فرصت تجلی وسیع تر را پیدا کرده بود، پی گرفته است.
۸.

مفهوم سازی امنیت و روابط بین الملل مطلوب

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۹
برای درک روابط بی نالملل تأکید فراوان بر مفاهیم قدرت، توانمندی و وابستگی متقابل می گردد. این ذهنیت وجود دارد که در چارچوب این مفاهیم است که بازیگران به ترسیم محیط می پردازند و دست به اقدام می زنند. اما توجه به این موضوع ضرورت است که غایت هر بازیگر تحقق امنیت در هر دو بعُد آن یعنی امنیت فیزیکی و امنیت هویتی است. سؤال مقاله حاضر این است که امنیت را چگونه و به چه طریقی باید مفهوم سازی کرد. سؤال دیگر این است که چه شکلی از روابط بی نالملل، برای تحقق امنیت مطلوب است. امنیت فیزیکی دغدغه های ارضی و حاکمیتی را تسکین م یدهد و امنیت هویتی برای بازیگر در خصوص اینکه چه کسی است و باید به چه شکل خود را متجلی سازد، عدم نگرانی را حیات می دهد. به همین روی است که از نظر هر بازیگری آن شکل از محیط بی نالملل مطلوب است که امکان تجلی هر دو بُعد امنیت را به وجود آورد. این بدان معناست که جغرافیایی که بازیگر در آن مستقر است و هویتی که بر اساس آن به تعریف خود و پیرامون می پردازد هر دو مصون از تهدید باشند.
۹.

پارادوکس امریکا در افغانستان: هویت چندگانه و حاکمیت تقسیم پذیر

نویسنده:

کلید واژه ها: قومیت هویت چندگانه حاکمیت تقسیم پذیر حاکمیت اعتراض شده استراتژی ضد شورش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۱ تعداد دانلود : ۶۰۴
افغانستان در طول تاریخ مدرن خود دو ویژگی متمایز را به معرض نمایش گذاشته است. حکومت های مستقر در کابل موفق به رخنه فراگیر که تمامی ابعاد جامعه را متأثر کند، نشده اند. این بدان معناست که حکومت های نافذ و برخوردار از کنترل کامل بر جامعه حیات نیافته اند. ویژگی دوم این است که قدرت های بزرگ تهاجم گر اروپایی و غربی در طول سه قرن اخیر قادر نبودند که افغانستان و مردم آن را به زیر کنترل چالش ناپذیر خود درآورند. محققاً دلایل متعدد داخلی و بین المللی را می توان برشمرد که چرایی این دو واقعیت را به نمایش بگذارند. اما با توجه به ماهیت حیات در تمامی ابعاد آن در افغانستان دو توجیه پررنگ تر و معتبرتر جلوه می کنند. پرسش اصلی مقاله این است که چرا رهبران مستقر در کابل و کشورهای متجاوز غربی و اروپایی از سال 1747 تاکنون نتوانسته اند نظم مطلوب مورد نظر خود را به طور همه جانبه در سرتاسر کشور پیاده سازند. از سوی دیگر چرا آنها قادر به سامان دهی موفق مناسبات اجتماعی براساس سیستم ارزشی مورد نظر خود نبوده اند. فرضیه این مقاله با توجه به دو ویژگی حاکم بر افغانستان مبتنی بر این نظریه است که وجود هویت های چندگانه (فقدان هویت ملی) و حضور حاکمیت تقسیم پذیر (مراکز متعدد قدرت) نقش تعیین کننده ای در ناکامی رهبران افغانستان و کشورهای متجاوز برای ایجاد نظم مورد نظر و سامان دهی به مناسبات اجتماعی مطلوب داشته اند.
۱۱.

سیاست های سه گانه یکپارچگی و بحران افغانستان

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۴ تعداد دانلود : ۴۷۳
در طول تاریخ مدرن افغانستان که مبدأ تشکیل آن به شکل گیری امپراتوری دورانی در 1747 برمی گردد، اکثر رهبران این کشور تلاش فراوانی برای استقرار یک حکومت مرکزی مقتدر و قدرتمند را سرلوحه فعالیت های خود قرار داده اند. این کوشش ها را در قالب سه الگوی متفاوت می توان دسته بندی کرد. این سه الگو سیاست یکپارچگی کم عمق، سیاست یکپارچگی ژرف و سیاست یکپارچگی ژرف مدنی است. هریک از این سه الگو در عملکرد رهبر یا رهبران خاصی متجلی شده اند. احمدشاه، سمبل سیاست یکپارچگی کم عمق، امان الله خان، هویت بخش سیاست یکپارچگی ژرف مدنی و دوست محمد خان و امیر آهنین، نماد سیاست یکپارچگی ژرف هستند. هریک از این رهبران، شیوه ها و رهیافت های خاصی را پیشه ساختند تا سیاست درنظرگرفته شده را پیاده سازند؛ اما تمام تلاش ها در راستای حیات دادن به یک حکومت مرکزی مقتدر و نافذ که تمام کشور را در اختیار داشته و نظم و سامان دهی روابط اجتماعی را در کنترل خود داشته باشد به درجات متفاوت با ناکامی روبه رو شده است. بحران افغانستان که ماهیتی مزمن دارد باید در بستر تاریخی حیات بخش این سیاست ها درنظر گرفته شود.
۱۳.

خط مشی آمریکا در برابر بازیگران بزرگ و بازیگران دشمن

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی مطالعات منطقه ای منطقه آمریکای شمالی و حوزه دریای کارائیب
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی مطالعات منطقه ای منطقه خاورمیانه
تعداد بازدید : ۶۶۱ تعداد دانلود : ۳۳۶
امروزه به ضرورت الزامات حاکم بر صحنه جهانی، تحولات کیفی متفاوت و معیارهای جهانی شاید بتوان آمریکا را بزرگ ترین بازیگران صحنه بین الملل قلمداد کرد. از همان آغاز شکل گیری به ضرورت نیازهای اجتماعی، سیاسی، نظامی و فرهنگی اتخاذ سیاست بسط و توسعه طلبی – نه الزاماً جغرافیا محور– از اولویتهای سیاست خارجی آمریکا بوده است و این کشور خواهان صدور و اشاعه اقتصاد بازار، ارزشها ، نهاد ها و ساختارهای آمریکایی بوده است. پس از جنگ جهانی دوم دو عامل کیفیت تعامل بین بازیگران بزرگ را دگرگون کرد: یکی دستیابی کشورها به سلاحهای اتمی و دیگری رقابت بازیگران بزرگ درچارچوب دو اردوگاه ایدئولوژیک . همچنان که ویژگی های نظام بین الملل پس از جنگ سرد نیز کیفیت روابط آمریکا با دیگر بازیگران بزرگ و بازیگران رده دوم را متحول کرده است. به نظر می رسد آمریکا در رابطه با بازیگران بزرگ و بازیگران رده دوم را متحول کرده است. به نظر می رسد آمریکا در رابطه با بازیگران بزرگ سیاست تقسیم منابع را برگزیده است و در رابطه با بازیگران رده دوم به فراخور زمان و شرایط اقدام نظامی یا ابزارهای تخریبی غیر نظامی را بر می گزیند . این مقاله درصدد است دو سیاست مزبور را تبیین و ارزیابی کند .
۱۴.

از آرتور شلزینگر تا چارلز کراتهمر: دگردیسی مفهومی در سیاست خارجی امریکا (2000-1945)

نویسنده:

کلید واژه ها: دگرگونی مرکز حیاتی لحظه تک قطبی اجماع لیبرال

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۳ تعداد دانلود : ۵۱۴
درهم فروریزی دیوار در قلب اروپا، دگرگونی تئوریک در سیاست خارجی امریکا را گریزناپذیر ساخت. اجماع لیبرال که در چهارچوب مرجع بودن لیبرال ها در حیات بخشیدن به سیاست جهانی امریکا بود، از هم گسیخت. آنچه به لیبرال ها مشروعیت برای رهبری روشنفکرانه در قلمرو سیاست خارجی اعطا کرده بود، تاکید آنها بر مبارزه بر علیه کمونیسم و ارتقاء امریکا در مقام رهبری جهان بود. توجیه تاریخی ـ فلسفی مرکز حیاتی را تاریخدان امریکا آرتور شلزینگر فراهم آورد. مرکز حیاتی نقشه راه دوران جنگ سرد تصمیم گیرندگان امریکایی بود. به دنبال پایان جنگ سرد- لیبرال ها به عنوان مرکز ثقل حیات سیاسی امریکا- با توجه به ویژگی های داخلی و شرایط بین المللی به حاشیه رانده شدند و به جای آن خط مشی تک قطبی، با تاکید بر سیاست خارجی تهاجمی و ملی گرا ، به صحنه آمد. چارلز کراتهمر به توجیه فلسفی و تئوریک درخصوص اینکه امریکا در صحنه جهانی دارای ماموریت است، حیات داد. تغییر در مبانی فکری سیاست خارجی از لیبرالیسم قدرت نواز به محافظه کاری ایده نواز، به یک واقعیت تبدیل گشت. مرکز حیاتی دوران جنگ سرد مبتنی به دفاع از منافع ملی در صورت لزوم با استفاده از قدرت نظامی بود. لحظه تک قطبی مبتنی بر تاکید به باورها و اعتبار فزاینده قدرت و ماهیت جهانی میراث امریکاست.
۱۵.

ملاحظات پاکستان در فرآیند مبارزه علیه تروریسم (2001-2008)

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اصول روابط بین الملل مفاهیم پایه ای روابط بین الملل تروریسم
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی مطالعات منطقه ای منطقه آسیای جنوب و جنوب غربی
تعداد بازدید : ۱۰۸۸
کشور پاکستان همواره از اهمیت ژئوپلیتیکی و جایگاه استراتژیکی خاصی، چه در دوران جنگ سرد و چه پس از جنگ سرد نزد امریکا برخوردار بوده است، طوری که اسلام آباد به عنوان یکی از مهم ترین سرپل های امنیتی و ارتباطی در سیاست های منطقه ای واشینگتن مطرح شده بود. اما با وقوع رویداد 11 سپتامبر 2001 و طرح استراتژی مبازه با تروریسم به عنوان مفهومی جدید جهت حفظ ثبات استراتژیکی ایالات متحده امریکا، پاکستان با نام خط مقدم جبهه مبارزه علیه تروریسم مورد توجه خاص دولتمردان کاخ سفید قرار گرفت. در حقیقت، امریکا با قرار دادن پاکستان در لبه پرتگاه جنگ و عملیاتی کردن سیاست چماق و هویج، اسلام آباد را وادار به شرکت در ائتلاف ضد تروریسم و همکاری با واشینگتن جهت مجازات عاملان حادثه تروریستی 11 سپتامبر نمود. اما به رغم پیوستن پاکستان به ائتلاف ضد تروریسم و تعهد برای نبرد با افراط گرایی، زمزمه هایی مبنی بر حمایت مخفیانه این کشور از طالبان مطرح می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان