آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۱

چکیده

ساختار ایدئولوژی ناخودآگاه با بحران در نظام ارزشی خود مواجه می شود؛ بی ارزش شدن نظام ارزشی و غیبت معنا از بارزترین این بحران ها است. نقطه آغاز بی ارزش شدن نظام ارزشی و غیبت معنا، بروز دوباره نهیلیسم خفته در تاریخ حیات انسان است. برای غلبه بر نهیلیسم، هر ایدئولوژی با توجه به متن اندیشه خود درصدد پاسخ گویی است؛ اندیشه اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست. اندیشه اسلامی درگیر با سیطره نهیلیسمی است که نظام معنایی و ارزشی این اندیشه را مانند دیگر اندیشه ها آماج حمله قرار داده است. تکنولوژی و گسترش بدون مرز آگاهی، راه را برای نفوذ نهیلیسم هموار کرده است و اندیشه اسلامی در این بین، مسیر معنابخشی و بازارزش سازی را پی گرفته است. یکی از نمودهای بازارزش سازی و معنادهی نو در اندیشه اسلامی، در جنبش ها و اندیشه های افراطی آشکار شده است که عنوان کلی افراط گرایی اسلامی به آن اطلاق می شود و سازمان ها و گروه هایی چون القاعده، طالبان و داعش نیز نمونه هایی از این افراط گرایی به شمار می رود. وجه بارز این اندیشه ها زبان خشونت است. در واقع با بیانی موجز می توان بیان داشت که افراط گرایی اسلامی، نتیجه منطقی سیطره نهیلیسم نو است. هدف این پژوهش مقایسه افراط گرایی اسلامی و نهیلیسم است که با استفاده از روش مطالعه تطبیقی صورت پذیرفته است.