چکیده

هنگام پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57، دو جریان سیاسی در خرمشهر فعال بودند. یکی جریان قومی که برای خودمختاری خوزستان تلاش می‌کرد و از حمایت حزب بعث عراق برخوردار بود و دیگر جریان مذهبی و همسو با امام خمینی(ره) و روحانیت. جریان نخست به رهبری آیت‌الله شیخ محمد طاهر‌آل شبیرخاقانی، متشکل از عرب زبانان خوزستان بود و جریان دوم هم عرب زبانان و هم فارسی زبانان خوزستان را دربرمی گرفت.1

متن

    پس از پیروزی انقلاب و از هم گسیختن وحدتی که علیه شاه بین نیروهای سیاسی با گرایش‌های مختلف شکل گرفته بود، آیت‌الله آل شبیر خاقانی بتدریج از نیروهای مذهبی فاصله گرفت و به جریان قومی نزدیک شد. این امر به نوبه خود شکاف میان دو جریان قومی و مذهبی را عمیق کرد و موجب بروز جنگ داخلی کوتاه مدتی در خرمشهر در ماه‌های خرداد و تیر 1358 شد. هرچند این جنگ مهار شد، اما رژیم عراق که برای آغاز جنگ با ایران زمینه‌چینی می‌کرد، به بهره‌برداری از این رخداد پرداخت.
نخستین اختلاف بر سر ترکیب اعضای کمیته انقلاب اسلامی خرمشهر بود که آیت‌الله آل شبیر خاقانی ـ به‌رغم حضور توأمان نیروهای قومی و مذهبی- با ترکیب آن مخالف بود. این اختلاف به استعفای دسته جمعی اعضای کمیته و انحلال آن انجامید و موجب شد که هر یک از دو جریان قومی و مذهبی تشکیلات سیاسی ـ نظامی مخصوص خود را در خرمشهر به‌وجود آورند. به این ترتیب کانون فرهنگی ـ نظامی جوانان مسلمان خرمشهر به‌وسیله نیروهای مذهبی بنیان نهاده شد و جریان قومی نیز ستاد رزمندگان خلق عرب را به‌وجود آورد که از حمایت آیت‌الله آل شبیر خاقانی برخوردار شد. 2
به موازات ستاد رزمندگان خلق عرب و همسو با آن، تشکیلات دیگری به نام کانون فرهنگی خلق عرب شکل گرفت که 3 شعار اساسی را محور حرکت خود قرار داده بود: اول این که دروس مدارس خوزستان باید به زبان عربی باشند، دوم آن که نفت باید ابتدا در خوزستان مصرف و سپس به بیرون ارسال شود و سوم این که مسؤولان استان خوزستان باید همگی از عرب زبانان باشند.3
به این ترتیب نزاع بر سر خواسته‌های جریان قومی بالا گرفت و فضای سیاسی خرمشهر را به شدت ملتهب کرد. در اردیبهشت ماه 58 کانون فرهنگی ـ نظامی جوانان مسلمان خرمشهر با انتشار اعلامیه‌ای که به امضای گروهی از کسبه شهر رسید، حمایت آیت‌الله آل شبیر خاقانی از جریان قومی را مورد انتقاد قرار داد و سپس در واکنش به این انتقاد، طرفداران آیت‌الله آل شبیر خاقانی در فرمانداری خرمشهر تحصن کردند. این تحصن با راهپیمایی متحصنان و به آتش کشیدن کانون فرهنگی ـ نظامی جوانان مسلمان خرمشهر وارد فاز خشونت شد و تحصن متقابل نیروهای مذهبی در مسجد جامع و اعتراض شدید آنها به آیت‌الله آل شبیر خاقانی و فرزندش را در پی داشت. جریان قومی حتی تعدادی از اعضای کانون فرهنگی- نظامی جوانان مسلمان را نیز به گروگان گرفتند. 4
در این شرایط فرمانداری خرمشهر به سبب شرایط بحرانی منطقه خواستار خلع سلاح عمومی، انحلال سازمان‌ها و کانون‌های غیر رسمی و تخلیه اماکن دولتی اشغالی به‌وسیله این سازمان‌ها شد.5 متعاقب این خواسته و پس از مذاکرات متحصنان مسجد جامع با دریادار احمد مدنی، استاندار خوزستان، تحصن مسجد جامع با دو شرط پایان یافت: تخلیه تمام اماکن سازمان سیاسی خلق عرب و کانون فرهنگی خلق عرب و نیز تحویل سلاح‌های همه سازمان‌های سیاسی ـ نظامی خرمشهر به فرمانداری این شهر.6
با وجود این، سازمان سیاسی خلق عرب از تخلیه سازمان‌ها و تحویل سلاح‌های خود سر باز زد و اعضای کانون فرهنگی خلق عرب در محل این کانون دست به تحصن زدند. در این شرایط استاندار خوزستان که تا این زمان می‌کوشید بحران را از طریق میانداری و میانجی‌گری حل و فصل کند، با اخطار قبلی صد نفر از تکاوران نیروی دریایی را از بوشهر به خرمشهر فراخواند تا کنترل مؤثری را بر شهر اعمال کند. 7
این اقدام استاندار، نتیجه مطلوب را به بار نیاورد و در اوایل خرداد گروهی از مهاجمان که گمان می‌رفت وابسته به سازمان سیاسی و کانون فرهنگی خلق عرب هستند، با حمله به گمرک خرمشهر، یک پاسدار و یک مأمور گارد ساحلی را از پای درآوردند.8 بلافاصله پس از این واقعه، دریادار مدنی به خرمشهر آمد و طی مذاکرات چند جانبه با فرماندار، شهردار، برخی روحانیان و نیز برادر آیت‌الله آل شبیر خاقانی توافق شد که ضرب الاجل خلع سلاح تا روز 10 خرداد تمدید شود. اما این توافق نیز به اجرا درنیامد و از بامداد 9‌خردادماه درگیری‌های شدیدی در خرمشهر و اطراف آن روی داد.
بیانیه‌ای که دولت موقت 3 روز پس از این واقعه منتشر کرد، حاکی از آن بود که درگیری از سوی سازمان سیاسی و کانون فرهنگی خلق عرب آغاز شده و حمله به متحصنان مسجد جامع، آتش زدن اماکن عمومی و خصوصی و تیراندازی به سوی مأموران پلیس بالا گرفته است. در این بیانیه، کشته شدن 5 نفر از اعضای جریان قومی و مجروح یا دستگیر شدن 50 نفر از آنان تأیید شده و از کشیده شدن دامنه درگیری‌ها به آبادان نیز سخن رفته بود. اما نکته مهم تر آن بود که همزمان با درگیری در خرمشهر، سربازان عراقی نیز در مقابل پاسگاه مرزی خرمشهر مستقر شده و 4 فروند بالگرد عراقی بر فراز پاسگاه‌های مرزی ژاندارمری در منطقه خسرو آباد به پرواز درآمدند.9
البته روایت جریان قومی کاملا برعکس بود و حتی آیت‌الله آل شبیر خاقانی با انتشار اطلاعیه‌ای حمله به دفتر سیاسی و کانون فرهنگی خلق عرب را آغاز درگیری و مسبب آن دانست.10 به هر حال، درگیری مسلحانه با هر گروهی که بود، موقعیت نظامی جریان قومی را کاملا تضعیف کرد و امکان تحرک نظامی را از ایشان گرفت. در این شرایط، هواداران جریان قومی در مسجد امام صادق (پایگاه آیت‌الله آل شبیر خاقانی) دست به تحصن زدند و برای برآورده شدن خواسته‌هایی چون برکناری استاندار، رسیدگی دولت به موضوع حمله به خانه آیت‌الله آل شبیر خاقانی و جمع آوری سلاح‌هایی که به ادعای آنان از سوی نیروی دریایی میان اعضای کانون فرهنگی-نظامی جوانان مسلمان خرمشهر توزیع شده بود، 48 ساعت مهلت دادند. آنها خواسته‌هایی مانند محکومیت کشتار خلق مسلمان عرب از سوی مراجع تقلید را مطرح کردند که اجابت آن خارج از حیطه قدرت حکومت مرکزی بود.11 آیت‌الله آل شبیر خاقانی هم با اعلام این که تیمسار مدنی به جای برکناری و محاکمه باید به جای دیگری منتقل شود و ضرب الاجل جریان قومی از 48 ساعت به 5 روز افزایش یابد، حمایت خود را از خواسته‌های متحصنان اعلام کرد.12
درگیری‌های خرمشهر که در پی درگیری‌های اوایل سال 58 در ترکمن صحرا و به موازات درگیری‌های دامنه دار در کردستان صورت گرفت و یک وجه کلی آن خواسته‌های قومی بود، نگرانی‌های زیادی را در مرکز به‌وجود آورد. نه فقط حکومت مرکزی بلکه احزاب سیاسی نیز ماجرا را با نگرانی تعقیب می‌کردند. از این رو در 15 خرداد 58 هیأتی متشکل از نمایندگان جبهه ملی، جبهه دموکراتیک ملی، کانون نویسندگان، کانون وکلا، حزب جمهوری اسلامی، حزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان، حقوقدانان و دانشگاهیان از تهران به خرمشهر رفتند تا به میانجیگری بپردازند. در پایان این روز در جلسه‌ای که با حضور آیت‌الله آل شبیر خاقانی، احمد مدنی، استاندار، فرمانده لشکر خوزستان، فرماندار خرمشهر، دادستان انقلاب اسلامی و برخی روحانیان تشکیل شد، توافقاتی برای پایان مخاصمه به عمل آمد:
انتخاب و انتصاب افراد در مشاغل دولتی بر مبنای شایستگی و ایمان و اعتقاد به انقلاب از میان عرب زبانان و فارسی زبانان، شناسایی و محاکمه مسببان وقایع خرمشهر، رسیدگی به خانواده مقتولان و مجروحان، برقراری امنیت شهر و روستا به‌وسیله شهربانی و ژاندارمری، انحلال همه سازمان‌ها و کانون‌ها و جبهه‌های نظامی بومی، استفاده از پاسداران غیر بومی در صورت لزوم، توجه به عملیات عمرانی در منطقه، بررسی حادثه حمله به خانه شیخ شبیر و رسیدگی به وضعیت دستگیرشدگان که از مفاد توافق نامه 8 ماده‌ای مدنی ـ شبیر بود.13
این توافق نشان می‌داد که جریان قومی کاملا تضعیف شده و برای به کرسی نشاندن خواسته‌های اولیه و رادیکال خود دست بالا ندارد. به همین سبب تحرکات جریان قومی کمابیش ادامه پیدا کرد و به موازات آن تحرکات مرزی و تبلیغات رژیم عراق افزایش یافت.14
در حالی که خرمشهر می‌رفت تا دوره‌ای از آرامش نسبی را تجربه کند، شیخ صادق خلخالی در مصاحبه‌ای در 30 خرداد 58 اعلام کرد که مجازات خائنان و تجزیه طلبان مرگ است و اگر شیخ شبیر نیز به بازی‌های تجزیه طلبانه ادامه دهد، خائن شناخته می‌شود و مصداق همین امر خواهد بود.15 این سخنان با توجه به جایگاه مذهبی شیخ شبیر کاملا تحریک آمیز بود و به جریان‌های قومی فرصت داد تا درگیری‌ها را این بار از طریق ایجاد حریق و انفجار از سربگیرند.16
در تاریخ 21 تیرماه 58 انوشیروان رضایی، فرمانده سپاه خرم‌آباد که برای حفاظت از مرز و مؤسسات دولتی خرمشهر به منطقه اعزام شده بود، با شلیک 7 گلوله از پای درآمد17 و دو روز بعد مهاجمان در مراسم ختم وی در مسجد جامع با پرتاب نارنجک، 7نفر را کشته و 60 نفر را مجروح کردند.18 این بار مردم خشمگین خرمشهر پیش از قوای دولتی وارد عمل شدند و ضمن حمله به خانه شیخ شبیر که با مقاومت مسلحانه محافظان او و کشته شدن عده‌ای از طرفین همراه بود، شیخ را دستگیر کردند.19وی ابتدا به اهواز اعزام و سپس با نظر امام خمینی، همراه خانواده‌اش به قم منتقل شد.20
به این ترتیب جنگ خرمشهر پایان یافت، اما رژیم عراق با استفاده از این رخداد تحرکات خود را در خوزستان ادامه داد و از تابستان 58 تا زمان آغاز جنگ در شهریور 59 صدها انفجار را در اماکن عمومی و تأسیسات صنعتی خوزستان بویژه خرمشهر سامان داد. این اقدامات جز با همکاری عوامل داخلی خوزستان نمی‌توانست، صورت بگیرد و چنین می‌نماید که بقایا و برخی عناصر جریان قومی در خرمشهر پس از ناکامی در جنگ داخلی خرداد 58 کوشیدند تا اهداف خود را از طریق همکاری با دولت عراق تعقیب کنند.
رضا حسینی
پا نوشت‌ها:
1ـ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: خرمشهر در جنگ طولانی، تهران، 1377
2ـ ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: نشریه تاریخ جنگ، شماره2، زمستان 1370، ص 31
3ـ خرمشهر در جنگ طولانی، ص 55
4ـ روزنامه اطلاعات، 24/2/58، ص 7 و همین روزنامه 29/2/58، ص3
5 ـ خرمشهر در جنگ طولانی، ص 58
6ـ روزنامه اطلاعات، 29/2/58، ص 2
7ـ خرمشهر در جنگ طولانی، ص 60
8 ـ روزنامه اطلاعات، 9/3/58، ص 1
9ـ روزنامه جمهوری اسلامی، 12/3/58، ص 2ـ1
10ـ روزنامه اطلاعات، 12/3/58، ص 2
11ـ همان جا
12ـ خرمشهر در جنگ طولانی، ص 65
13ـ روزنامه جمهوری اسلامی، 17/3/58، ص 2
14ـ خرمشهر در جنگ طولانی، ص 72ـ68
15ـ روزنامه انقلاب اسلامی، 2/4/58، ص 11
16ـ برای آگاهی از این اقدامات نگاه کنید به روزنامه انقلاب اسلامی، 2/4 تا 11/4/58
17ـ روزنامه انقلاب اسلامی، 23/4/58، ص 11
18ـ روزنامه کیهان، 25/4/58، ص 3
19ـ‌ روزنامه کیهان، 26/4/58، ص 3
20ـ همان جا، ص 2

پنجشنبه 27 خرداد 1389             

تبلیغات