مطالب مرتبط با کلیدواژه

گسست


۴۱.

تاثیر عوامل موثر در گسست هویت مسکن معاصر شهر تبریز (مطالعه موردی محله ولیعصر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت مسکن معاصر معماری گسست محله ولیعصر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۱۸
هویت شهری مجموعه ای از ارزشها است که اصطلاحات مختلف فرهنگی، اقتصادی یا سیاسی را در بر می گیرد و یک شهر را از بقیه جدا می کند. در این میان معماری و برنامه ریزی شهری نقش بسیار مهمی در حفظ هویت و فرهنگ یک جامعه دارد، در ایران با ورود مدرنیته به کشور، در شهر تبریز هم بدون توجه به هویت – فرهنگ، معماری تبریز را تحت تاثیر قرار داد باعث بروز بی هویتی در شهر و مسکن معاصر در شهر تبریز شده است. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر دگرگونی بنیان های اندیشه ای در گسستگی هویت مسکن معاصر شهر تبریز است. تحقیق حاضر توصیفی – تحلیلی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل همه متخصصین، اساتید متخصص در این زمینه بوده، حجم نمونه برابر 12 نفر از خبرگان و اساتید می باشد. پایایی برابر 585/0 بدست آمد. برای تجزیه تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد که ابتدا از طریق نرم افزار SPSS، داده ها را آنالیز و سپس برای تبیین مدل نهایی از نرم افزاز Smart PLS و AMOS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که بیشترین تاثیر بر گسست هویت مسکن معاصر از نظر دگرگونی بنیانهای اندیشه ای، به فراموشی سپردن و تخریب وسیع هر آنچه مربوط به گذشته با بار عامی 92/0 و تولید نمونه های شاخص در شرایط گلخانه ای اندیشه با بار عاملی 20/0 کمترین تاثیر گذاری را داشته اند. بنابراین بین دگرگونی اندیشه ای و گسست هویت معماری در مسکن معاصر ولیعصر تیبریز رابطه مستقیمی وجودارد.
۴۲.

مسئله مدرنیزاسیون در ایران: مقایسه تطبیقی-تاریخی ایران و ترکیه در دوران حکومت رضاشاه و آتاتورک (1941-1921م)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بحران تمایزات ساختاری- نهادی حکومت خودکامه فرایند مدرنیزاسیون گسست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
رضاشاه پهلوی(1944-1878 ) و مصطفی کمال آتاتورک (1938-1881) تقریبا در یک زمان در ایران و ترکیه به قدرت رسیدند. هر دو رهبر، پروژ? مدرنیزاسیون را برپای? برداشتی کم و بیش یکسان از مدرنیته آغاز کردند و دو کشور نیز به لحاظ اجتماعی- تاریخی شباهتهای فراوانی دارند. با این حال، فرایند مدرنیزاسیون در ایران و ترکیه سرنوشتی متفاوت داشته است. در این پژوهش با کنار گذاشتن دیدگاه نظام جهانی و همچنین تحلیلهای طبقاتی، فرهنگی و جغرافیایی و با تکیه بر تمایزات ساختاری-نهادی بر مبنای استفاده از روشی تطبیقی-تاریخی، در پی یافتن پاسخی درخور به چرائی این تفاوت هستیم. در نهایت، چهار زمینه از این تمایزات که به زعم ما تاثیری تعیین کننده بر تفاوت سرنوشت مدرنیزاسیون در دوکشور داشته اند را برجسته کرده ایم؛ پیشین? شکل گیری نهادهای مدرن در زمان آغاز پروژ? مدرنیزاسیون، تکثر قومی، گروهی، ایلی و طایفه ای، نهاد دین و رابط? آن با حکومت و بالاخره اقتصاد و دسترسی به درآمدهای نفتی.
۴۳.

نسبت «خود» و «دیگری» در اندیشه سیاسی «جواد طباطبایی»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گسست پیوست خود دیگری سنت مدرنیته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۰
نسبت «خودِ» سنتی ایرانی و «دیگریِ» مدرن غربی در اندیشه سیاسی «جواد طباطبایی»، مسئله این مقاله است. نظریه «شانتال موفه» به عنوان چارچوب نظری انتخاب شده و بر مبنای آن به این مسئله نگریسته و ابعاد آن بررسی شده است. یافته های این مقاله، نخست نشان می دهد که طباطبایی، مفروضات خود را بر اصل «گسست» استوار می نماید و همانند بلومنبرگ آلمانی، ضمنِ اصالت بخشیدن به مدرنیته و اجتناب ناپذیری آن، قائل به نظریه «گسست» است. دوم اینکه وی نسبت «خود» و «دیگری» را از منظر مواجهه میان سنت و مدرنیته پیگیری می نماید و برخلافِ هواداران سنت، تجدد را در تضاد و تقابل با «سنت» قرار نمی دهد. همچنین برخلاف هوادارانِ تجددِ غربی، عصر سنت را سپری شده و مانع پیشرفت و توسعه نمی داند. از منظر وی، تداوم تاریخی و ارتباط با دنیای جدید، نه با سنت گریزی و سنت پذیریِ مقلدانه و نه با پذیرش بی کم و کاست مدرنیته غربی، بلکه با احیای امکانات خردگرایانه سنت در پیوند با مفاهیم دنیای جدید ممکن می گردد. طباطبایی، فهم منطق سنت را در پرتو الزامات دنیای جدید پی می گیرد و بدین سان برخلاف طرفداران سنت و تجدد، از غیریت سازی «خود» و «دیگری» میان این دو پرهیز می نماید.
۴۴.

گاهان: تداوم سنت دینی ایرانی یا گسست از آن (از منظر ایران شناسان غربی)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: گاهان زردشت ایران باستان هویت دینی گسست پیوست

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۶
مطالعات سنت دینی زردشتی یکی از ارکان مهم شناخت ایران باستان است و پاسداشت ریشه ها و پیشینه فکری، فلسفی و فرهنگی ایران در گرو حفظ پیوند با آنهاست. در میان متون دینی زردشتی ، گاهان جایگاه ویژه ای دارد و هسته اصلی این متون به حساب می آید. مطالعات زبان شناختی و تاریخی نشان می دهد متن گاهان ازنظر زبان و محتوا با سایر قسمت های اوستا تفاوت برجسته ای دارد. همین تفاوت موجب شده است بسیاری از محققان حوزه ایران باستان این متن را سخنان خود زردشت بدانند. سؤال اینجاست که در این صورت، پیام زردشت که د ر گاهان بازتاب یافته است، چه نسبتی با سنت جاری در زمان خود دارد؟ آیا پیامی نو است یا در تداوم سنت دینی معاصر خود، همسو با آن قرار می گیرد؟ ایران شناسان پاسخ های متشتتی به این پرسش داده اند. نگارنده در مقاله حاضر کوشیده است با روش تحلیل محتوای کیفی و با بررسی ده نفر از ایران شناسان غربی برجسته که در قرن بیستم آثارشان را نگاشته اند این پاسخ ها را دسته بندی و الگویی منسجم برای آن ترسیم کند. پس از بررسی و دسته بندی آرای متنوع، روشن شد تکثّر نظرات را می توان در دو دسته با مؤلفه های مشخص جای داد: گسست یا پیوست با سنت دینی معاصر زردشت. معیار تشخیص گروه نخست، اعتقاد به نوآوری مفهومی گاهان ، تغییر در نظام اعتقادی و اخلاقی، اثرپذیری آن از شرایط اجتماعی و سیاسی، و گروه دوم، عدم نوآوری، شباهت ساختاری و مفهومی آن با سنت پیشین و توسعه مفاهیم موجود است. شاخص های این دسته بندی به گونه ای است که می تواند بر پژوهش های دیگر درباره گاهان منطبق شود و معیاری برای بازشناسی آنها قرار گیرد.