مطالب مرتبط با کلیدواژه

ساختار فرصت سیاسی


۱.

دست کاری نمادها در فرصت سیاسی انتخابات: تحلیل کنش های قوم گرایانه نمایندگان ارومیه و تبریز در دوره دهم مجلس شورای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نمایندگان مجلس ساختار فرصت سیاسی دست کاری نمادها رقابت انتخاباتی بسیج منابع

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۶ تعداد دانلود : ۳۰۵
انتخابات، اعم از ریاست جمهوری و مجلس نقش مهمی در صور ت بندی گفتمان های سیاسی و شکل گیری مطالبات شهروندی داشته است. هدف این پژوهش، تبیین طرح مطالبات قومی توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی در دو شهر ارومیه و تبریز به عنوان مرکز استانهای آذربایجان غربی و شرقی در دوره دهم است. داده های مورد نیاز این پژوهش از طریق تصاویر، شعارها، سخنرانی ها و مصاحبه ها گردآوری شده اند. داده های گردآوری شده در این پژوهش، با روش ردیابی فرایند تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد نخبگان قومی در یک فرصت سیاسی مانند انتخابات، با توسل به دو اقدام دست کاری نمادها و تقویت احساس محرومیت نسبی، هدف حفظ و صیانت از موقعیت ممتار خود و بسیج منابع برای پیروزی در انتخابات را دنبال می کنند. انتخابات، اعم از ریاست جمهوری و مجلس نقش مهمی در صور ت بندی گفتمان های سیاسی و شکل گیری مطالبات شهروندی داشته است. هدف این پژوهش، تبیین طرح مطالبات قومی توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی در دو شهر ارومیه و تبریز به عنوان مرکز استانهای آذربایجان غربی و شرقی در دوره دهم است..
۲.

تحلیل بولی و کلان نگر اعتراضات آبان 1398 در استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کنش اعتراضی محرومیت احساس محرومیت ساختار فرصت سیاسی عوامل فرهنگی رسانه های مشوق اعتراض

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف مطالعه حاضر تبیین اعتراضات آبان 1398 در استان تهران است. در تئوری های مربوط به کنش اعتراضی شرایط متعددی برای پتانسیل یا وقوع کنش اعتراضی ذکر شده است. در این تحقیق و بر اساس نظریه های مرتبط، شش شرط مهاجرت و پیامدهای گسترده آن، احساس محرومیت و نارضایتی، محرومیت عینی، عوامل فرهنگی، بی عدالتی عینی، استفاده از رسانه های مشوق اعتراض و ادراک از ساختار فرصت سیاسی و فایده مندی اعتراض برای تبیین وقوع کنش اعتراضی آبان 1398 مدنظر قرار گرفت. در این مقاله، برای کشف شروط لازم یا کافی وقوع اعتراضات آبان 1398 در استان تهران از تکنیک تحلیل بولی استفاده شده است. در نهایت، چهار شرط کافی برای وقوع اعتراضات در استان تهران احراز گردید که شرط احساس محرومیت و نارضایتی، شرط عوامل فرهنگی و شرط استفاده از رسانه های مشوق اعتراض در سه سناریو از چهار سناریو تکرار شده و به نظر می رسد نسبت به بقیه عوامل برای تبیین متغیر شرکت در کنش اعتراضی آبان 98 اهمیت بیشتری دارند.
۳.

فهم ذهنیت زنان معترض از علل و پیامدهای کنش های اعتراضی، مطالعه ای کیفی از زنان معترض زندانی در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زنان اعتراض جنبش های اجتماعی ساختار فرصت سیاسی یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۹۵
جنبش های اجتماعی در دهه های اخیر به عنوان پدیده هایی گسترده و تأثیرگذار در جوامع مدرن ظاهر شده اند. این جنبش ها به دلیل بهره گیری از ساختارهای شبکه ای، ابزارهای دیجیتال و الگوهای کنشگری متفاوت از جنبش های سنتی با عنوان «جنبش های اجتماعی جدید» شناخته می شوند. ماهیت غیرمتمرکز، انعطاف پذیری در سازمان دهی و استفادیه گسترده از فناوری های ارتباطی مدرن از ویژگی های برجستیه این نوع جنبش ها به شمار می روند. این خصوصیات نه تنها نحویه شکل گیری و گسترش آنها را تغییر داده، بلکه بر الگوهای قدرت، گفتمان عمومی و رفتار سیاسی نیز تأثیرات عمیقی گذاشته است. جامعیه ایران به واسطیه تجربیه جنبش های فراگیر در طی سال های اخیر به «جامعیه جنبش» بدل گشته است و زنان در این میان حضور چشم گیرتری دارند. به ویژه در اعتراضات سال 1401 این امر به وضوح قابل رویت بود. این پژوهش با روش کیفی به دنبال فهم ذهنیت زنان معترض از علل و پیامدهای کنش های اعتراضی زنان است. داده ها با استفاده از مصاحبیه نیمه ساختاریافته با 8 نفر از زنان شرکت کننده در اعتراضات 1401 صورت گرفت. معیار شمول در مصاحبه، تجربیه اعتراض خیابانی و حکم زندان بوده است که نشان دهندیه استواری و پایداری در هویت اعتراضی است. پس از انجام مصاحبه و تحلیل داده ها 7 مضمون اصلی شامل «باور به کنش های زنان»، «چالش های دائمی»، «سرماییه اکتسابی از کنش اعتراضی»، «آلترناتیوسازی در پرتو بی اعتمادی»، «روش های مبارزاتی»، «الزامات سیاسی_فرهنگی» و «افول امید در جامعه» استخراج شد؛ درنهایت ابرمضمون اصلی پژوهش با عنوان «کنشگری زن محور» ازطریق حضور در خیابان برساخت شد.
۴.

از شبکه تا خیابان؛ یک چارچوب نظری برای رابطه «شبکه های اجتماعی» و «اعتراض سیاسی»(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: شبکه های اجتماعی اعتراض سیاسی محرومیت نسبی ساختار فرصت سیاسی رضایتمندی سیاسی قالب بندی رسانه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۰
این مقاله به تحلیل نظری و عمیق رابطه پیچیده و چندوجهی میان مصرف «شبکه های اجتماعی» و پدیده «اعتراض سیاسی» می پردازد و هدف اصلی آن، تدوین و ارائه یک چارچوب نظری یکپارچه است که بتواند سازوکارهای این ارتباط را به شکلی منسجم تبیین کند. نویسندگان با اشاره به دگرگونی ماهیت اعتراضات در دوران معاصر، استدلال می کنند که کنش اعتراضی از یک رفتار حاشیه ای و انحرافی، به بخشی از فرایند مشارکت سیاسی متعارف در جوامع مدرن تبدیل شده است؛ از همین رو رویکردهای تحلیلی تک بعدی که صرفاً بر یک نظریه خاص تکیه می کنند، در توضیح کامل این پدیده پیچیده ناتوان اند. این پژوهش با اتخاذ رویکردی نظری- تحلیلی و از طریق ترکیب انتقادی متون علمی، در پی ساخت یک الگوی علّی مفهومی است تا بتواند نحوه اثرگذاری شبکه های اجتماعی بر کنش های اعتراضی را به طور نظام مند و چندلایه توضیح دهد. شالوده نظری این تحقیق بر ترکیبی از نظریه های کلیدی و تثبیت شده در حوزه جامعه شناسی سیاسی و جنبش های اجتماعی استوار است. این نظریه ها موارد ذیل را شامل می شود: نظریه محرومیت نسبی که بر شکاف ادراک شده میان انتظارات افراد و واقعیت های زندگی آنان تمرکز دارد؛ نظریه بسیج منابع که اهمیت سازماندهی و گردآوری منابع مادی، انسانی و اطلاعاتی را برای اقدام جمعی برجسته می سازد؛ نظریه ساختار فرصت سیاسی که شرایط ساختاری مانند شکاف در میان نخبگان یا کاهش سرکوب را به عنوان پنجره ای برای اعتراض تحلیل می کند؛ نظریه قالب بندی که بر نقش کلیدی رسانه ها در شکل دهی به ادراک عمومی و برجسته سازی بی عدالتی ها تأکید دارد؛ نظریه انگیزه های احساسی که به نقش محوری هیجاناتی چون خشم، ترس، امید و ناامیدی در تحریک افراد به مشارکت می پردازد و در نهایت مفهوم رضایتمندی سیاسی که کاهش اعتماد به عملکرد دولت و نهادهای حاکمیتی را زمینه ساز نارضایتی عمومی می داند. دستاورد اصلی و نوآورانه مقاله، ارائه یک الگوی علّی مفهومی است که نشان می دهد شبکه های اجتماعی (به عنوان متغیر مستقل) می توانند از طریق تأثیرگذاری هم زمان بر چندین متغیر میانجی کلیدی، احتمال بروز کنش اعتراضی (متغیر وابسته) را به شکل معناداری افزایش دهند. این الگو چندین مسیر تأثیرگذاری را شناسایی می کند. نخست، این شبکه ها با نمایش مداوم سبک های زندگی، موفقیت ها و آزادی های دیگران، فضایی دایمی برای مقایسه اجتماعی ایجاد می کنند و در نتیجه احساس محرومیت نسبی و نابرابری را در میان کاربران عمیق تر و ملموس تر می سازند؛ دوم، این پلتفرم ها با انتشار سریع و گسترده اطلاعاتی همچون فیلم تجمعات موفق، اخبار عقب نشینی نیروهای امنیتی یا شکاف در میان حاکمان، ادراک افراد از فرصت های سیاسی را تغییر می دهند و با کاهش ریسک متصور، انگیزه ها برای اقدام را تقویت می کنند. مسیر سوم، بسیج برخط منابع است؛ شبکه های اجتماعی ابزارهای ارزان، سریع و کارآمدی برای هماهنگی، اطلاع رسانی درباره جزئیات تجمعات، انتشار دستور عمل های امنیتی و حتی جذب حمایت های مالی و انسانی فراهم می آورند و بر موانع کلاسیک سازماندهی غلبه می کنند. چهارم، از طریق قاب بندی رسانه ای، این شبکه ها روایت های خاصی از فساد، تبعیض و ناکارآمدی را برجسته می کنند، به آنها معنای مشخصی می بخشند و از این طریق احساس بی عدالتی را در جامعه شعله ور می سازند. پنجم، قرار گرفتن مداوم در معرض محتوای انتقادی و اخبار منفی، به افزایش احساس ناامیدی به آینده و اصلاح پذیری سیستم منجر می شود و این باور را تقویت می کند که شرایط کنونی تحمل ناپذیر است و تنها راه تغییر، «اعتراض» است. در نهایت انتشار بی وقفه شواهد و انتقادهای مردمی درباره عملکرد دولت و نهادهای سیاسی، به فرسایش مستقیم رضایتمندی سیاسی و تضعیف مشروعیت نظام حاکم می انجامد. نتیجه اینکه شبکه های اجتماعی علت اصلی و ریشه ای اعتراضات نیستند؛ بلکه نقشی حیاتی به عنوان یک شتاب دهنده قدرتمند ایفا می کنند. به زبان استعاری، اگر نارضایتی های عمیق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی «هیزم» آماده اشتعال باشند، شبکه های اجتماعی می توانند «آتش» یا جرقه ای باشند که این هیزم را شعله ور سازند. این چارچوب نظری یکپارچه، نقشه ای مفهومی برای پژوهش های تجربی آتی، به ویژه در بستر ایران فراهم می آورد تا روابط علّی مطرح شده به صورت میدانی و دقیق مورد آزمون و سنجش قرار گیرند.