مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
۲۹.
۳۰.
معاد روحانی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مولفه های بنیادین فلسفی در تحلیل عقلانی معاد جسمانی بود. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و یافته ها حاکی از آن است که برخی مولفه ها از قبیل تحریر محل نزاع، ثبوت عالم مثال، تفاوت مراتب انسان با مراتب عالم حقیقی خارج، مفهوم جسمانیت و مادّیت، عینیّت یا مثلیّت ابدان أخروی با ابدان دنیوی، نقش قوّه خیال در آفرینش و خلق ابدان، تفاوت دو عالم دنیا و آخرت و تبیین بدن مثالی، نقش اساسی در اثبات یا انکار معاد جسمانی دارند.
بررسی معاد مقبول ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال دوم بهار و تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲
86 - 100
حوزههای تخصصی:
معاد از اصول دین و ضروریات اسلام است که پذیرش آن از شروط مسلمانی است. این مقاله با تحلیل دقیق آرای ابن سینا پیرامون معاد، در پی اثبات این مطلب است که ایشان فقط معاد روحانی را می پذیرد. از نظر ابن سینا به دلیل دشوار بودن فهم حقیقت معاد روحانی برای عوام، شارع به تشبیهات و تمثیلات روی می آورد تا عوام بدانند که معادی در کار بوده و اعمال صالح انجام دهند. ابن سینا این دیدگاه را در کتاب مهم خود الهیات شفا و رساله الاضحویه مستقیماً مطرح می نماید و در سایر آثار خود از جمله اشارات و نجات فقط معاد روحانی را اثبات می نماید. مبانی فلسفی ابن سینا نیز تنها قادر است معاد روحانی را اثبات نماید و از عهده اثبات معاد جسمانی ناتوان است. بنابراین تنها معاد مقبول ابن سینا، معاد روحانی است. بر اساس مبانی فقهی، ابن سینا به عنوان یک اندیشمند و محقق که خصومتی با اسلام ندارد با عدم پذیرش معاد جسمانی، کافر محسوب نمی گردد.
رستاخیز در مسیحیت
منبع:
کلام حکمت سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۹
51 - 65
حوزههای تخصصی:
اعتقاد به حیات پس از مرگ، اصلی اساسی از اعتقادات ادیان الهی است. اصلی که از همان ابتدای خلقت، پیامبران آن را مطرح کرده اند و با بشارت به بهشت و انذار از عذاب الهی حجت را بر مردم تمام کرده اند. در اصل اعتقاد به رستاخیز و قیامت، می توان گفت در بین ادیان اختلافی نیست، اما در جزئیات اختلافاتی دیده می شود که در هر دینی برداشتی متفاوت از آن داشته است.. این مقاله به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر روش کتابخانه ای به بررسی رستاخیز و ابعاد گوناگون آن در مسیحیت پرداخته و از رهگذر آن به این نتیجه رسیده که مسیحیان معتقدند مردگان در آخرالزمان پس از رجعت مسیح(ع) زنده شوند و پس از داوری و رسیدگی به اعمالشان به حیات خود ادامه می دهند. دلیل آنان بر این اعتقاد، برهان غایت آکویناس می باشد. همچنین معتقدند که رستاخیز انسانها جسمانی-روحانی خواهد بود و برای اثبات آن به شواهدی از کتاب مقدس تمسک می نمایند. علاوه بر آن در باور مسحیت جاودانگی از صفات بارز فردوس و جهنم است؛ و افراد دارای حیات ابدی و عذاب ابدی خواهند بود.
بررسی تطبیقی دیدگاه ملانعیما طالقانی و دیدگاه مدرس زنوزی در معاد جسمانی عنصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۲ تیر ۱۴۰۲ شماره ۳۰۷
31-41
حوزههای تخصصی:
«معاد» از اصول عقاید همه ادیان توحیدی است. شاید کمتر صفحه ای از قرآن مجید را بتوان ملاحظه کرد که در آن از این حقیقت خطیر ذکری نباشد؛ اما در چگونگی آن، بحث های گوناگونی از طرف دانشمندان اسلامی مطرح شده است. تعداد محدودی از صاحب نظران، معاد را صرفاً روحانی؛ عده ای آن را با جسم مثالی و برخی دیگر، مانند آقاعلی مدرس زنوزی و ملانعیما طالقانی آن را قابل تبیین با جسم عنصری نیز می دانند. از منظر ملانعیما طالقانی، معاد، بازگشت نفس به همین بدن عنصری فعلی است که در معاد احیا می شود. ایشان برای اثبات ادعای خویش، به دلایل متعددی تمسک کرده است. از دیدگاه آقاعلی مدرس زنوزی، معاد جسمانی صعود بدن عنصری براثر حرکت جوهری به سوی نفس اخروی است؛ به گونه ای که با آن نفس تناسب پیدا کرده، توانایی همراهی با آن را داشته باشد. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی، نظریه این دو محقق را در باب معاد به صورت تطبیقی، واکاوی، تبیین و درنهایت به بررسی و نقد نظریه آن دو دانشمند پرداخته است. اگرچه معاد جسمانی عنصری براساس ظهور آیات قرآن و روایات مورد پذیرش است؛ اما هیچ کدام از استدلال های عقلی این دو فیلسوف برای اثبات معاد جسمانی عنصری، مقصود ایشان را تأمین نمی کند.
تعریف ابن سینا از مادی و مجرد و پیامدهای آن بر معاد جسمانی او(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
155 - 175
حوزههای تخصصی:
در میان فلاسفه مسلمان، ابن سینا نگاه مهمی به مساله مادی و مجرد داشته است. او طبق نظریه فیض خود که اعتقاد به قوس نزول و صعود دارد، قائل به فیاضیت واجب الوجود به همه موجودات اعم از مادی و مجرد می باشد. اندیشه وی در نوع ارتباط مادی و مجرد و نحوه تاثیرگذاری و تاثیرپذیری این دو مفهوم از یکدیگر به گونه ای است که او به عجز در اثبات معاد جسمانی رسیده و آن را به شریعت واگذار کرده است. وی براساس جهان شناسی مشایی خود که موجودات را به مجرد و مادی تقسیم می کند، به این نتیجه می رسد که معاد جسمانی برهان پذیر نیست و باید به قول نبی اعتماد کرد. سوال اصلی این است که مفهوم مادی و مجرد در فلسفه ابن سینا چه پیامدهایی بر نفس شناسی و معادشناسی او دارد. پژوهش حاضر درصدد آن است تا با بررسی تعریف این دو مفهوم پیامدهای آن ها را در فلسفه ابن سینا روشن سازد و در پی آن شیخ الرئیس با این دو مفهوم معاد جسمانی را غیرقابل اثبات برهانی می داند.
حل تناقض در دیدگاه ابن سینا درباره معاد جسمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۰
223 - 241
حوزههای تخصصی:
یکی از اصول دین مسلمانان، مسئله معاد است که متکلمان و حکمای مسلمان به بررسی آن و نحوه چگونگی وقوع آن پرداخته اند. آنچه در بحث معاد اهمیت دارد، بحث روحانی بودن معاد یا جسمانی بودن آن است. از یقینیات دینی مسلمانان جسمانی بودن معاد است؛ زیرا آیات و روایات فراوانی بر آن دلالت می کنند. علمای مسلمان تاحدی به این عقیده یقین دارند که برخی از آن ها منکر معاد جسمانی را کافر دانسته اند. در این میان آنچه مسئله برانگیز است، نظریه ابن سینا درباره معاد است؛ به گونه ای که برخی با استناد به دسته ای از آثار ابن سینا، او را از قائلان به معاد جسمانی دانسته اند و برخی دیگر با استناد به کتاب اضحویه، او را از مخالفان معاد جسمانی دانسته، و به کفر او حکم کرده اند. ابن سینا در برخی از آثار خود معاد جسمانی را پذیرفته، و حکم آن را به شرع محول کرده است؛ اما در کتاب اضحویه ظاهراً به صراحت معاد جسمانی را انکارکرده است و حتی آن را مخالف با استدلالات عقلی می داند. این نوشتار با روش تحلیلی کتابخانه ای درصدد است تناقض موجود در دیدگاه ابن سینا در کتاب اضحویه و دیگر آثارش را حل کند.
تحلیل تفسیری آیات معاد جسمانی عنصری و میزان دلالت آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
121 - 138
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به عنوان مهم ترین منبع دین اسلام، برای معاد و حیات پس از مرگ، اهمیت ویژه ای قائل شده است و بر وقوع مَعاد و کیفیت آن تأکید فرموده است. اکثر اندیشمندان مسلمان معتقدند معاد از منظر قرآن کریم هم روحانی است و هم جسمانی، اما در کیفیت معاد جسمانی با یکدیگر اختلاف نظر دارند؛ برخی معاد جسمانی را با جسم عنصری و برخی دیگر آن را با جسم مثالی تصور کرده اند. این نوشتار بر آن است تا معاد جسمانی با جسم عنصری را از منظر قرآن کریم بررسی کرده و به اثبات رساند، ازاین رو، پس از معناشناسیِ واژه های مَعاد، جسمانی و عنصری، با تحلیل و بررسی پنج دسته از آیات قرآن، این مدعا را با روش تفسیری به اثبات می رساند. این پنج دسته عبارتند از: آیات ناظر به خروج انسان ها از قبر یا زمین؛ آیات ناظر به بعث و برانگیخته شدن انسان ها از قبر؛ آیات ناظر به مردود دانستنِ ادعای مُنکرانِ بازگشت جسم عنصری؛ آیات ناظر به تشبیه معاد به زنده شدن مردگان در دنیا و آیات ناظر به تشبیه معاد به زنده شدن زمین پس از مرگ.
معاد جسمانی در دیدگاه ابن سینا و شبهه تفکیک گرایی
منبع:
آموزه های نوین کلامی دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳
117 - 140
حوزههای تخصصی:
معاد جسمانی، از مطالب بحث برانگیز و حسّاسیت زا در طول تاریخ تفکّر فلسفی و کلامی در حوزه اندیشه اسلامی بوده است. ریشه نزاع و کشمکش ها به آن جا بر میگردد که متون دینی درباره کیفیت، معاد دارای ظواهر متشابه است و ارجاع آنها به محکمات، به رسوخ در علم نیازمند است. بدون شک، رسوخ نسبی در علم، نیازمند آراسته بودن به مبادی عقلی مبتنی بر نظام و دستگاه متقن معرفت شناختی است، تا مانع آن شود که در تبیین کیفیت معاد جسمانی از جاده صواب به دامن مادّه گرایی و دنیاگروی، مسیر تغییر نکند. بدون این سرمایه، تعبّد به ظاهر مجمل نقلیات و چشم فروبستن از تحلیل و تبیین درباره کیفیت معاد، سالمترین راه می باشد. بسیاری از کسانی که درباره متون معاد، ظاهر نقل را گستاخانه حمل بر معاد جسمانی به معنای عنصر دنیوی کرده اند، در امر مبدأ چنین جسارتی را به خرج نداده و متون را بر غیر معنای لفظی آن حمل کرده اند. ابن سینا، آگاهانه درصدد است متون دینی را در نظریه معاد خود مدّ نظر داشته باشد. تفصیل نظریه خویش را در رساله «اضحویه»، بدون پرده و با تحلیل وافی به نگارش سپرده است. در دو اثر دیگر خود، یعنی «النجات» و «الشفاء» عبارتی را عیناً تکرار کرده که دستاویز قائلان به معاد عنصری گشته و آن را هم مؤیّد خویش دانسته اند! هم روش معادپژوهی عقلی را به کلّی مسدود دانسته و به نقل و تعبّد محوّل کرده اند. برخی از تفکیکیان، مضاف بر این، بر همین شاخه با شعف به فلسفه ستیزی نیز پرداخته اند. دستیابی به نظر دقیق ابن سینا، ما را به آستانه فهم روشمند متون دینی، نزدیک و شبهه فلسفه ستیزان و استفاده های نابهنجار را خواهد زدود.
بررسی تطبیقی کیفیت بقاء نفوس متوسطین از نظر صدرالمتالهین و ابن سینا
منبع:
آموزه های نوین کلامی دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵
41 - 57
حوزههای تخصصی:
ابن سینا نفوس انسان را به چند دسته تقسیم می کند و بسته به اینکه هر نفس در چه مرتبه ای قرار گرفته است، کیفیت جداگانه ای برای بقای او ترسیم می نماید. در واقع، وی مواضعی را تحت تأثیر عدم اعتقادش به تجرّد قوّه خیال و عالم برزخ بیان می کند که مورد انتقاد صدرالمتألهین قرار می گیرد. ملاصدرا بقای نفوس را ناشی از التفات ذاتی نفس در جریان حرکت جِبِلی خویش به سمت مبادی عالی می داند. طرح مسئله بقای نفوس متوسطین در حکمت متعالیه به تبیین معاد جسمانی منجر می شود. ملاصدرا در این باره توانسته است به نحو سازگار با اصول دیگر فلسفه خویش به تبیین و حل مسئله بپردازد. اگرچه برخی ایرادها در طرح مباحث به شیوه بیان ملاصدرا وارد است، اما به طور کلی نقدهای که به ملاصدرا ایراد می گردد، به دلیل خلط میان مفاهیم، عدم درک درست برخی اصول موضوعه، عدم توجه به همه مطالب ارائه شده در آثار ملاصدرا و عدم توجه به شروح معتبر در این خصوص می باشد.
نهضت ترجمه و بازتاب آن در معادشناسی سینوی
منبع:
کلام حکمت سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۲
9 - 26
حوزههای تخصصی:
یکی از سرنوشت ساز ترین دوره های تاریخی دوره ای است متون مختلف علمی دیگر ملل با ترجمه وارد قلمرو اسلامی شد. این دوره که به دوره نهضت ترجمه معروف است تأثیر بسزایی در نظریات فیلسوفان بزرگی مانند ابن سینا داشت. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی و با شیوه گردآوری کتابخانه ای انجام شد افزون بر تبیین نهضت ترجمه، تأثیر این دوره در معادشناسی ابن سینا ازنظر ساختاری و محتوایی بررسی گردید. همچنین نقش نهضت ترجمه در نوآوری های ابن سینا در معاد و ملزومات آن نیز بررسی و مطالعه شد. نتایج نشان داد ابن سینا با مطالعه کتاب های ارسطو و سایر یونانیان به تفوقات فراوانی به ویژه در حوزه معادشناسی دست یافت. وی از سویی با اثبات عقلی معاد روحانی و تطابق آن با آیات و روایات، گام اساسی برای فلسفی سازی اعتقادات برداشت و ازطر ف دیگر با تردید در اثبات عقلی جسمانیت معاد به مواجهه با نظریات متکلمین معاصرش پرداخت و توانست بر دیدگاه های آنان غالب شود. ابن سینا با بهره مندی از نظریات فلاسفه یونان و همسان سازی آن با آموزه های وحیانی به ویژه در مسئله معاد روحانی و جسمانی، نوآوری های فراوانی را در حوزه معاد ایجاد کرد.