مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
۲۹.
۳۰.
۳۱.
بصره
حوزههای تخصصی:
شناخت محیط و عوامل جغرافیایی شهر بصره و تأثیر آن ها در اخلاق و رفتار مردم، در کنار آگاهی از سایر عوامل فردی و اجتماعی مردمان این شهر در عصر امام علی(ع) می تواند اسباب انحراف بصریان در بیعت شکنی با امام علی(ع) و برپایی جمگ جمل را روشن تر نماید. امام علی(ع) بعد از پیروزی در جنگ جمل، بصریان را نکوهش کرده و افکار سفیهانه مردم این شهر را متأثر از عواملی از جمله جغرافیایی بصره دانسته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و با گردآوری داده های کتابخانه ای به ویژه کتاب نهج البلاغه و بیانات حضرت علی(ع) در مواجهه با مردم بصره، تلاش می کند علل و اسباب رفتار و اخلاق مردم را در مخالفت با امام علی(ع) در حوزه تأثیر عوامل جغرافیایی در آن دوران تبیین نماید. نتایج این پژوهش نشان می دهد که محیط طبیعی و عوامل جغرافیایی مانند(آب، خاک، هوا، مسیرهای موصلاتی، بندری بودن، نزدیکی به کشورهای متمدن و غیره) در کنار عوامل متعدد دیگر، در اخلاق و رفتار بصریان تأثیر گذاشته و در نتیجه بخشی از علل و زمینه های انحراف آن ها از امام علی(ع) به واسطه محیط طبیعی شکل گرفته است. البته عوامل طبیعی تأثیر جبرگونه و غیرقابل تغییر نداشته و فقط تسهیل کننده و بسترساز انحراف رفتاری مردمان بصره در رویارویی با امام علی(ع) در عصر علوی بوده است. تأثیرپذیری بخشی از بصریان از این عوامل و همیشگی نبودن آن ها بیانگر مفید بودن این تأثیر در کلام امام علی(ع) است.
دیدگاه سیاسی خوارج اباضیه در سده های نخستین هجری
حوزههای تخصصی:
اباضیه یکی از شاخه های وسیع و بازمانده خوارج است و نام آن از عبدالله بن اباض گرفته شده است. هرچند به طور سنتی ابن اباض را پایه گذار فرقه اباضیه می دانند، اما ظاهراً ریشه اندیشه خوارج میانه رو به ابوبلال مرداس بن ادیه تمیمی باز می گردد که رهبری گروه معتدل خوارج بصره را که به جواز تقیه و وانهادن جهاد عقیده داشتند و «قعده» نامیده شدند در اختیار داشت. تدوین اندیشه های اباضیه وامدار تلاش ابوشعثاء جابر بن زید است، بدان پایه که برخی انتساب اباضیه به ابن اباض را تنها نسبتی اصطلاحی و به اعتبار مواضع سیاسی برجسته او و از جمله نامه اش به عبدالملک بن مروان دانسته اند، و برخی نیز جابر بن زید را سازمان دهنده واقعی فرقه معرفی کرده اند.به هر روی، پس از آنکه در پی قتل ابوبلال (61 ق. / 680 و 681 م) خوارج بصره برای یاری عبدالله بن زبیر راهی مکه شدند و با بروز اختلاف میان آن ها و ابن زبیر بخشی از مخالفان تحکیم راه یمامه در پیش گرفتند و بخشی نیز به بصره بازگشتند، دسته هایی از خوارج به رهبری ابن ازرق خواهان هجرت و جهاد شدند و به سوی اهواز رفتند و بخش محدودتری از آنان به رهبری عبدالله بن اباض، عبدالله بن صفار و ابوبیهس در بصره ماندند (سال 64 ق. / 683 و 684 م). در منابع تاریخی و کتاب های ملل و نحل آگاهی های اندکی درباره ابن اباض در دست است و سال ولادت و وفات او نیز به درستی روشن نیست. همین اندازه روشن است که وی از تابعین بود و با عبدالملک مروان (65-86 ق. / 685- 705 م) هم مکاتبه هایی داشت. از همین روی است که در برخی از تحقیقات معاصر مرگ او را در حدود سال 80 ق. / 699 م. دانسته اند.اﺑﻮ ﺑﻼل ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﻔﮑﺮات و آرای ﻣﺴﺎﻣﺤﻪ آﻣﯿﺰ ﺧﻮﯾﺶ، ﻏﯿﺮ ﺧﻮارج را ﻧﯿﺰ در زﻣﺮه ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺣ ﻖ ﺑﺮ می شمرد و ﻫﺮﮔﺰ ﮐﺸﺘﺎر، ﻗﺘﻞ و ﺧﻮﻧﺮﯾﺰی را ﺟﺎﯾﺰ نمی شمرد. ﭘﺲ از اﺑﻮ ﺑﻼل و ﺑﻪ رﻏﻢ اندیشه های اﻋﺘﺪاﻟﯽ اﯾﻦ ﺷﺨﺼﯿﺖ، اﺑﺎﺿﯿﺎن راه اﻧﺤﺮاف را ﭘﯿﻤﻮدﻧﺪ و ﺳﺮﻣﻨﺸﺄ ﺗﺤﻮﻻت ﻋﻈﯿﻤﯽ در اﺳ ﻼم ﮔﺮدﯾﺪﻧ ﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻫﺪف از اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ، ﺑﺮرﺳﯽ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺷﮑﻞﮔﯿﺮی ﺧﻮارج اﺑﺎﺿﯿﻪ می باشد ﮐﻪ ﺑ ﺎ رویکرد ﺗﺤﻠﯿﻠ ﯽ- ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و ﺑﺮ ﭘﺎﯾه ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪای ﻧﮕﺎﺷﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.در جمع بندی این پژوهش می توان بیان کرد: 1- جرقه اندیشه اباضیه، فرقه ای از خوارج قبل از جنگ نهروان شکل گرفت.2- این فرقه دارای چندین رهبر بودندکه از ابوبلال مرداس به عنوان فردی اعتدالی یاد می شود.3- جایگاه خاصی برای این فرقه نمی توان نام برد و معمولا به تشکیل حکومت اعتقادی نداشتند.4- آنان پیرو روش و راه خود بودند و هرگونه مخالفت با آن را کفر می دانستند.5- از نظر آنان داشتن امام نیازمند شرایط است و هر گاه لازم باشد امام جهت دفاع از حریم و یا جهت کشور گشایی انتخاب می شد.6- معمولا به دلیل داشتن عقاید خاص خود با والیان نواحی مختلف در حال ستیز بودند.
نقش زیادبن ابیه در تقویت و تثبیت حکومت بنی امیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال سی ام مرداد ۱۴۰۰ شماره ۲۸۴
57-64
حوزههای تخصصی:
زیادبن ابیه از کارگزاران بنی امیه است که در یک برهه حساس تاریخی در نیمه سده اول هجری در منطقه سوق الجیشی و بحران خیز عراق امارت داشته، که در این پژوهه دوران ولایت داری او بر عراق، برای تحلیل هرچه بهتر تاریخ صدر اسلام و روشن شدن زوایای پنهان و ناشناخته آن، مورد کندوکاو قرار گرفته است. روش تحقیق در این نوشتار توصیفی تحلیلی است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که زیادبن ابیه در زمان امارتش بر عراق، به چه میزان در تقویت و تثبیت خلافت امویان نقش آفرین بوده، و چه اقداماتی را در این راستا انجام داده است. بررسی ها نشان می دهد که او با بهره گیری از ظرفیت ها و توان مدیریتی، به شدت مخالفان بنی امیه را سرکوب کرده و با اقدامات اجتماعی، اقتصادی، تمدنی و فرهنگی، سعی داشت حکومت امویان را موفق جلوه دهد. نتیجه اقدامات او موجب شد که سرزمین عراق در دوران امارت وی برای امویان آرام باشد و خطرات احتمالی عراقیان برای حکومت تازه تأسیس بنی امیه مرتفع گردد.
تأثیر جغرافیای بطایح بر روابط خصمانه آل بویه با شاهینیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بطایح سرزمینی باتلاقی بین بصره و واسط در جنوب عراق، در مصب رود دجله است که حکومت محلی شاهینیان توسط عمران بن شاهین به سال 338 هجری، در آن منطقه تشکیل شد. با اعلام استقلال شاهینیان در بطایح درگیری بین آنها و آل بویه مستقر در عراق آغاز شد. این درگیری ها از دوره معزالدوله شروع شد و تا دوره عضدالدوله ادامه یافت. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع تاریخی و جغرافیایی دست اول، درصدد بررسی مؤلفه های جغرافیای بطایح است که منجر به ایجاد روابط خصمانه بین آل بویه و شاهینیان شده بود. مسئله اصلی پژوهش این است که ویژگی های جغرافیایی بطایح چه نقشی در شکل گیری روابط خصمانه بین آل بویه و شاهینیان داشته است؟ دستاورد های پژوهش حاکی از آن است که عامل اصلی در شکل دهی این روابط، موقعیت جغرافیایی و پدیده های طبیعی بطایح بود. پدیده های طبیعی چون باتلاق ها و نیزارها سبب شده بود بطایح به یک پناهگاه طبیعی مناسب برای شورشیان علیه خلافت عباسی و حکومت آل بویه و به یک منطقه جرم خیز تبدیل شود. این وضعیت برقراری ارتباط بین شهرهای جنوبی عراق را آشفته کرده بود. افزون بر این بطایح از لحاظ اقتصادی منطقه ای بسیار حاصلخیز و ثروتمند به شمار می رفت از این رو تسلط بر آن برای آل بویه از اهمیت بسیاری برخوردار بود.
بازخوانی نقش مقاتل بن سلیمان در شکل گیری آیات مستثنا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
465 - 447
حوزههای تخصصی:
مقاتل بن سلیمان، متوفی در قرن دوم هجری، قدیمی ترین مفسری است که به صورت بسیار گسترده به بیانِ آیات مستثنا پرداخته؛ تا حدی که در قرون بعدی به عنوان یکی از راویان اصلیِ آیات مستثنا شهرت داشته است. او هیچ گاه نامی از مشایخ تفسیری اش به میان نیاورده و در شهرهای مختلف از جمله مرو و بصره زیسته است. از این رو بوم تفسیری، مشایخ و روش فراگیری او مبهم است. اما این پژوهش با تکیه بر قرائن گوناگون، نخست، اثبات کرده که بوم تفسیری او عراق و به ویژه بصره است. دوم، او به روش غیرسماعی از اساتید مختلف تفسیر آموخته و به همین جهت نامی از آن ها نبرده است. سوم، در میان اساتید عراقی و حجازی، او در تفسیر بیش از همه تحت تأثیر قتاده و سپس کلبی بوده و اندیشه مستثنا ساختن آیات را نیز از آنان وام گرفته است. کاوش در روش مقاتل نشانگر آن است که او همواره با تکیه بر قرائن خارجی، به ویژه اسباب نزول که اعتماد فراوانی به آن ها داشته و پیش فرض های نادرست تاریخی، به مستثنا بودن بسیاری از آیات حکم کرده است. چنان که با توجه به قرائن، اندیشه نفیِ هرگونه ارتباط پیامبر با اهل کتاب در دوران مکه یا هجرت پیامبر پیش از مسلمانان به مدینه یا وقوع جهاد فقط در مدینه و رفتار تسامح آمیز با مشرکان فقط در دوران قبل از هجرت، مهمترین فرضیه های مقاتل بوده که آیات بسیاری را به سبب آن ها مستثنا کرده است.
مقایسۀ تطبیقی مشی زاهدانه در تصوف بصره و شام در دو قرن نخست هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
۱۲۴-۹۷
حوزههای تخصصی:
بصره و شام به عنوان دو پایگاه اموی در دو قرن نخست هجری نقش بسزایی در رشد و ترویج اندیشه های زاهدانه و آموزه های صوفیانه در جهان اسلام داشته اند. بنابراین بررسی ابعاد مشی زاهدانه در این دو شهر در بُعد فردی و اجتماعی و تبیین اشتراکات و اختلافات این دو شهر در این زمینه، مسئله این پژوهش قرار گرفت. با استمداد از روش مقایسه تطبیقی به دست آمد که با وجود اهتمام زیاد زاهدان این دو شهر به عبادت و ترک دنیا، بصریان رویکرد متعادل تری نسبت به شامیان داشته و زهد آن ها بیشتر در مسیر ارزش های اخلاقی بوده است، درحالی که در سرزمین شام زاهدان در اطاله نماز و کثرت روزه و تلاوت پیوسته قرآن می کوشیدند. در طبقه تابعان زاهدان بصری بیشتر از ترک دنیا و بی توجهی به آن، توجه به کسب حلال و استفاده شایسته از نعمت های دنیوی وجود داشته است و فقط در میان برخی شاگردان حسن بصری گونه هایی از زهد افراطی دیده می شود درحالی که اکثر زاهدان شامی به بهره حداقل از نعمت دنیا و سرانه حکومتی اکتفا می کردند. در بُعد اجتماعی نوعی از انفعال، تساهل و انزواطلبی در برخورد با مسائل سیاسی، اجتماعی و برخورد با حاکمان در بصره دیده می شود، درحالی که زاهدان شامی علاوه بر نشر دانش و حدیث و تعالیم دین، تصدی امور، قضاوت و فرماندهی سپاه را نیز بر عهده گرفته و گفتمان اصلاحی، اعتراضی و پویا در نقد انحرافات بنی امیه را به منظور اصلاح و عمل کردن آن ها به سیره پیامبر(ص) و صحابه دنبال کرده اند.
تأثیر ابوعلی جبایی در خروج مکتب معتزله بصره از رکود در قرن سوم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جریانهای کلامی جهان اسلام جریان اعتزال بود که از قرن اول هجری فعالیت خود را در منطقه بصره آغاز کرد و به مرور زمان به پیشرفتهای بسیاری در طرح اندیشه های کلامی دست یافت، اما با ورود به قرن سوم هجری فعالیتهای جریان اعتزال در مکتب بصره تحت تأثیر عوامل متعددی از رونق افتاد. حال مسئله مطرح شده این است که مکتب معتزله بصره چگونه از این رکود خارج شد؟ پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته و یافته های تحقیق نشان می دهد که ابوعلی جبایی یکی از سران مکتب معتزله بصره با به کارگیری تدابیری چون انتقال مکتب از منطقه بصره به عسکر مکرم، برپایی مجالس مناظره، تربیت شاگردان، تألیف کتب و طرح اندیشه های جدید و رویارویی با مخالفان اعتزال در خروج مکتب معتزله بصره از رکود مؤثر بوده است.
تبیین و تحلیل سیر ارتباط علمی دانشمندان اصفهان و بصره در سه قرن اول هجری با تاکید بر علم حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۲
93 - 117
حوزههای تخصصی:
احادیث پایه و اساس علوم نقلی بوده و محدثان در ازمنه گذشته تاریخ اسلام برای دستیابی به این دانش به شهرهای مهم در تمدن اسلامی مسافرت کردند. بصره از مراکز مهم علوم اسلامی در این زمینه شهرت بسیاری داشت و از سویی نیز اصفهان به عنوان یکی از مراکز مهم حدیثی با بصره ارتباط علمی داشت. این پژوهش بر آن است که انگیزه سفر محدثان اصفهانی به بصره را همراه با نتایج این ارتباط مورد ارزیابی قرار دهد. این پژوهش که با روش کتابخانه ای و بررسی داده ها در منابع رجالی به چگونگی ارتباط محدثان اصفهان و بصره پرداخته است به سوالاتی نظیر این موارد روبرو است که: چه عواملی در جذب محدثان اصفهان به بصره موثر بوده است؟ و از سویی، این مسافرت های علمی محدثان اصفهانی به بصره چه تاثیری بر جریان حدیثی اصفهان داشته است؟ : در پاسخ به این سئوالات فرض تحقیق بر این قرار می گیرد که عوامل مهمی چون تشابه فضای فکری و علمی اصفهان و بصره در قرون اولیه، در دفاع از تفکر اهل سنت، موقعیت جغرافیایی و علمی، ویژگی خاص بصره همچون حضور صحابیان متعدد، حافظان حدیث، حضور راویان فراوان و معتبر در صحاح سته اهل سنت، انگیزه مهمی برای محدثان اصفهان در بهره گیری از دانش بصره بود و در مرتبه دوم نیز بررسی منابع رجالی نشان می دهد که به دلیل ارتباط محدثان اصفهان با مشایخ مشهور بصره جریان حدیثی بصره با ویژگی تاکید بر جرح و تعدیل راویان، در علم حدیث اصفهان تاثیرگذار شد و اسناد راویان اصفهان نشان می دهد که تاثیر استادان بصری در منابع رجال و سلسله اسناد محدثان اصفهان تا قرون بعد نیز دیده می شود.
خشونت کلامی در سیره حجاج بن یوسف ثقفی (مطالعه موردی: خطبه های عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با استقرار حکومت بنی امیه، بهره گیری از فن خطابه و تهدید با رویکرد خشونت آمیز به یکی از مهمترین مؤلفه های تأمین امنیت حاکمیت اموی بدل شد. شناسایی سازوکارهایی که در آن دوران برای تأثیرگذاری بر مخاطبان بدان تکیه می شد حائز اهمیت است. این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی به دنبال پاسخ دادن به این پرسش است که چرا حجاج بن یوسف در مواجهه با مردم عراق از خطبه های خشونت آمیز بهره می گرفت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که حجاج در خطبه هایش از واژگان با اثر بخشی روانی منفی مانند شرور، کنیززاده، ریاکار، فتنه جو و فریب کار استفاده و همچنین با تهمت زدن، تهدید به مرگ، تمسخر، خوار و خفیف خواندن مردم و تشبیه آنان به حیوانات، مخاطبانش را از نظر شخصیتی تخریب و احساس حقارت، کم ارزش بودن، ناامیدی و ترس را به آنان القاء می کرد تا از این طریق سلطه خود را مستحکم و از امکان شورش و طغیان مخالفان جلوگیری کند.
تاریخ گذاری روایت «إذا کانت...أمورکم الی نساءکم فبطن الأرض خیر من ظهرها»بر مبنای تحلیل اسناد و متن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳ (پیاپی ۸۱)
25 - 50
حوزههای تخصصی:
طرفداران عدم حضور اجتماعی زنان به حدیث «اذا کانت ... امورکم الی نساءکم فبطن الارض خیرٌ من ظهرها» - که فقط در دو منبع سنن الترمذ ی و تاریخ بغداد آمده و در دیگر کتب روایی رواج یافته است - استناد کرده اند. این روایت از طریق صالح مُرّی بصری - که علمای رجال او را تضعیف نموده اند - نقل گردیده است و برگردانی از کلام یک شاعر است که در ضرب المثل های عربی قرن دوم وجود داشته و صالح مری از آن استفاده کرده است. بصره بستر ظهور چنین روایاتی بوده است و تاریخ پیدایش این روایت نیمه میانی قرن دوم هجری است و بسیار متأخر از صدر اسلام است، ولی با وجودضعف سندی و متنی آن، در برخی متون فقهی معاصر شیعه و سنی بدان استناد گردیده و دلیلی بر ممنوعیت شرعی و عدم توانایی زنان در اداره جامعه تلقی شده است.
جریان حدیثی امامیه در بصره (عصر حضور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۲ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۸۴)
102 - 127
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف نشان دادن جریان حدیثی امامیه در بصره در عصر حضور ائمه (ع)، سامان یافته است. غایت نهایی این پژوهش، روشن ساختن زوایای پنهان و ناشناخته بخشی از تاریخ حدیث امامیه در شهر بصره می باشد. پرسش اساسی در این پژوهه، آن است که آیا جریان حدیثی امامیه در عصر ائمه(ع) در شهر بصره حضور داشته و فعال بوده است؟ پرسش یادشده با این فرضیه دنبال می شود که جریان حدیثی امامیه در دوران حضور ائمه (ع) در بصره، حضوری پُررنگ داشته است. به نظر می رسد که ریشه های جریان حدیثی امامیه در آن شهر به سده نخست هجری بازمی گردد؛ اما در اوایل سده دوم و با مهاجرت اصحاب امامی کوفه به بصره و نقش آفرینی آنان، جریان حدیثی امامیه در آنجا شکل گرفته و گسترش پیدا کرده و تا پایان دوران حضور نیز تداوم داشته است.