مطالب مرتبط با کلیدواژه

متافیزیک


۱۲۱.

نسبت متافیزیک و دانش های هنجاری نزد فارابی و هیلاری پاتنم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: متافیزیک دانش های هنجاری عینی گرایی نسبی گرایی فارابی پاتنم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۷
فارابی و پاتنم تأثیر مخرّب یا مولّد متافیزیک در دانش های هنجاری، مثل حکمت عملی و فقه در علوم قدیم و اخلاق و اقتصاد در علوم جدید را امری آشکار می دانند و معتقدند عدم توجه به این نقش، به اثرات غیر قابل جبران منجر می گردد. برای فارابی این نقش ضروری و حیاتی در قالب استفاده دانش های هنجاری از معارفی است که در متافیزیک تبیین و مبرهن شده است و بدین جهت حذف متافیزیک نزد فارابی، به معنای حذف برخی مبادی آن دانش ها و رد عینیت در ارزش ها و ورود به وادی نسبی گرایی است. در طرف مقابل، پاتنم منکر متافیزیک سنتی بوده و به دنبال حذف آن از دانش های هنجاری است. به همین جهت برای کارکردی که متافیزیک سنتی در دانش های هنجاری داشته است، جایگزینی معرفی می کند. این جایگزین، تفسیر و روایت خاص او از فلسفه پراگماتیسم است. پاتنم در این روایت، پراگماتیسم را نوعی از متافیزیک می داند که بدون مرز بوده و در نقش آسیب شناسی و اصلاح گری سایر فلسفه ها ظاهر می شود. بر این مبنای جدید، پاتنم تصویر دیگری از دانش های هنجاری و معیار عینیت و نسبی گرایی ارائه می کند. روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل منطقی_فلسفی، اعم از تحلیل مفهومی، تحلیل گزاره ای، تحلیل سیستمی، با رویکرد تطبیقی، جهت تضارب آراء، تبیین و گفت وگوی آن دو اندیشمند است.
۱۲۲.

تحلیلِ مبانی و قواعدِ فلسفی-کلامیِ حقِ بر محیط زیست: مطالعه تطبیقی در حقوق معاصر و حقوق اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الهیات محیط زیست حق بر محیط زیست متافیزیک حقوق محیط زیست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۵
حق دسترسی به محیط زیست سالم، امروزه یکی از حق های مهم در گفتمان های رایج حقوق بشر و شهروندی است. مطابق این حق هر شخص حق دارد در محیط زیستی سالم، پاک و عاری از آلودگی زندگی نماید. شکل گیری و اهمیت یافتن این حق در فضای حقوق عمومی، حاصل تحول نحوه زیست جمعی انسان ها، تغییر روابط انسان و دولت با طبیعت و فراموشی نظام واره های اکولوژیک پیرامون خویش در فرآیند توسعه شتاب آلود بعد از انقلاب صنعتی بود. لذا این سئوال اساسی مطرح می گردد، که از لحاظ فلسفی- کلامی انعکاس یافته در منابع اسلامی و نیز متون جدید، شکل گیری چنین حقی برای بشریت بر چه مبانی استوار است و چگونه توجیه می شود. در این مقاله کوشیده شده است به برخی از ابعاد این مسئله پرداخته شود. براین اساس ابتدا ضمن تحلیل مفهومی، به مبانی فلسفی- کلامی حق بر محیط زیست خواهیم پرداخت(1) و سپس قواعد کلیِ فلسفی- کلامی این حق را از منظر حقوق اسلام مورد بررسی خواهیم داد(2). فرض اساسی این مقاله بر این مبنا استوار است که حق بر محیط زیست بدون توجه به ابعاد فلسفی و نیز وضعیت متافیزیکی آن نمی تواند به هدف خود که تضمین محیط زیست سالم است، نائل گردد.
۱۲۳.

بررسی انتقادی معیارهای گراهام آپی برای استدلال موفق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فلسفه دین گراهام آپی استدلال موفق استدلال وجود خدا متافیزیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۹
این مقاله به نقد و بررسی معیارهای گراهام آپی، یکی از برجسته ترین فیلسوفان دین معاصر، برای ارزیابی «استدلال موفق» در فلسفه دین می پردازد. آپی، فیلسوف معاصر، چارچوبی روش شناختی برای تمایز استدلال قانع کننده از استدلال ناموفق ارائه می دهد که، در آن، سقف توجیه پذیری استدلال را تا حد متقاعدسازی همه افراد معقول بالا می برد. این رویکرد سخت گیرانه، که از تلفیق خاص معیارهایی چون پذیرش پیش فرض ها، قدرت تبیینی و مقاومت دربرابرِ نقد حاصل می شود، محور تحلیل انتقادی این پژوهش است. در این مقاله استدلال می شود که اگرچه چارچوب آپی در نظم بخشیدن به بحث های فلسفی و ارتقای دقت در استدلال ورزی مفید است اما معیارهای او ممکن است بیش از حد سخت گیرانه باشند و عملاً استدلال های متافیزیکی را در معرض خطر ابطال قرار دهند. همچنین، این رویکرد، به جایِ اثبات نهایی، بیشتر به توجیه باور می انجامد و، در برخی موارد، از ماهیت پیچیده و شهودی استدلال های الهیاتی غفلت می کند. درنهایت، با ارائه یک ارزیابی جامع، این مقاله نشان می دهد که معیارهای آپی می توانند به عنوانِ یک ابزار تحلیلی ارزشمند مورد استفاده قرار گیرند اما نمی توانند به تنهایی سرنوشت تمام استدلال های فلسفه دین را تعیین کنند و نیاز به بازنگری و تعدیل دارند.
۱۲۴.

منطق هگل: تفسیر متافیزیکی یا غیرمتافیزیکی؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منطق پدیدارشناسی متافیزیک هستی شناسی مفهوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۱
منطق هگل تاکنون به شیوه های مختلف و متفاوتی تفسیر شده است که آن ها را به طور کلی می توان به دو نوع مواجهه ی متافیزیکی و غیرمتافیزیکی تقسیم کرد. در این مقاله، ما ابتدا خواهیم کوشید با تکیه بر آن چه خود هگل در باب منطق خویش بیان کرده است، طرح کلی هدفی را که وی در منطق خود دنبال می کند ترسیم کنیم، سپس با ارائه ی شرحی از دیدگاه های تفسیری دو تن از برجسته ترین مفسران هگل، یعنی رابرت پیپین و استفن هولگیت، که اولی مدافع تفسیر غیرمتافیزیکی و دیگری از طرف داران تفسیر متافیزیکی است، وجوه افتراق این دو رویکرد تفسیری را روشن سازیم. در گام نهایی نیز خواهیم کوشید که با تکیه بر تاکید مصرانه ی هگل بر تفکر نظام مند و پر رنگ تر ساختن حلقه ی ارتباطی میان پدیدارشناسی روح و منطق، نشان دهیم که کدام یک از این دو رویکرد تفسیری، به نحو بهتری می تواند طرح فلسفی مورد نظر هگل را تبیین کند.