پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل زمینه ساز فرسودگی زناشویی در بافت اجتماعی-فرهنگی شهر کرج انجام شد. این مطالعه از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. بدین منظور با روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته داده ها جمع آوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری تعداد 17 مرد و زن از واجدین شرایط مورد بررسی قرار گرفتند. برای دستیابی به عوامل، تحلیل داده ها با استفاده از فنون ارائه شده توسط اشتراوس و کربین انجام شد. تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده در کدگذاری باز، منجر به شناسایی 247 کد ثانویه، 30 مفهوم، 9 مقوله و 3 طبقه کلی شامل عوامل فردی، زوجی و بافتی شد. نتایج نشانگر این است که کاهش صمیمیت، مقوله مرکزی الگوی یافته های پژوهش است. ویژگی های شخصیتی ناسازگار جزء شرایط علی و شناخت ذهنی ناکارآمد جزء شرایط زمینه ای در فرسودگی زناشویی است. به علاوه، عوامل فشارزای بیرونی و تجارب استرس زا در زیر شرایط مداخله گر قرار گرفت. نتایج نشان داد که به کارگیری راهبردهایی از قبیل نبود رفتارهای مراقبتی، تعامل منفی و کمبود شور و هیجان زوجی به پیامدهایی همچون رکود و نبود رشد و بالندگی و درنهایت فرسودگی زناشویی منجر شد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری گروهی بر کاهش علائم پس آسیبی، افزایش رضایت زناشویی، افزایش کیفیت زندگی و افزایش عزت نفس زنان موردخیانت واقع شده صورت گرفت. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرحپیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه موردمطالعه، همه زنان خیانت دیده مراجعه کننده به کلینیک درمانی شهر شیراز بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس ۳۰ نفر که بیشترین نمره را در آزمون تشخیصی PTSD(پرسش نامه مقیاس می سی سی پی) داشتند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل به طور برابر (۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه، تحت درمان شناختی رفتاری قرارگرفتند. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از روش آماری کوواریانس تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد نشانه های اختلال پس از سانحه کاهش و رضایت زناشویی، کیفیت زندگی و عزت نفس در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافت (001/0p
طلاق، از جمله عوامل گسیختگی کانون خانواده است که عواقب بسیاری را برای افراد جامعه داشته و می تواند منشاء بسیاری از آسیب ها باشد. هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر بهبود سازگاری اجتماعی و گذشت در زنان مطلقه است. طرح پژوهشی از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه شامل کلیه زنان مطلقه شهر اصفهان بود. نمونه شامل 30 نفر بود که به طور تصادفی به گروه های کنترل و آزمایش منسوب شدند و گروه آزمایش درمان متمرکز بر شفقت دریافت کرد . به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه سازگاری اجتماعی و پرسشنامه گذشت استفاده شد. نتایج نشان دادکه درمان متمرکز بر شفقت بر سازگاری اجتماعی و گذشت زنان مطلقه اثر بخش است. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که می توان از درمان متمرکز بر شفقت به منظور بهبود سازگاری اجتماعی و گذشت در زنان مطلقه مورد استفاده قرار داد.
مقدمه: هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی ناپایداری ازدواج بر اساس تعارضات زناشویی با نقش واسطه ای افسردگی پس از زایمان بود. روش: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، جامعه آماری زنان زایمان کرده مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر تهران در سال 1396 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس 149 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این تحقیق پرسشنامه های افسردگی پس از زایمان ادینبرگ از کاکس، هولدن و ساگوسکی(1987)، ناپایداری ازدواج ادواردز، جانسون و بوث(1987) و تعارضات زناشویی براتی و ثنایی(1372) بودند. ارزیابی مدل پیشنهادی با روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار ایموس نسخه 24 صورت گرفت. جهت آزمون روابط غیر مستقیم از روش بوت استراپ در دستور کامپیوتری ماکرو پریچر و هیز استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. به طورکلی نتایج نشان داد تمام مسیرهای مستقیم معنادار شدند. مسیرغیرمستقیم تعارضات زناشویی نیز از طریق افسردگی پس از زایمان با ناپایداری ازدواج معنادار بود. نتیجه گیری: مدل ارزیابی شده از برازندگی مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل مؤثر بر ناپایداری ازوداج است. بنابراین می تواند به عنوان الگویی مناسب برای تدوین و طراحی برنامه های پیشگیری از ناپایداری ازدواج مفید فایده باشد.
امروزه سیستم های رتبه بندی در دانشگاه ها مورد توجه جامعه دانشگاهی قرار گرفته و رقابت تنگاتنگی بین دانشگاه های جهان برای کسب رتبه های بالاتر شکل گرفته است. در این میان، رتبه بندی وب سایت های دانشگاه ها نیز در کانون توجه قرار گرفته است و وبومتریک سالانه رتبه وب سایت دانشگاه ها را اعلام می نماید. بررسی شاخص های رتبه بندی دانشگاه ها و رتبه وبومتریک دانشگاه نشان می دهد، برخی از این شاخص ها به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر روی هم تاثیرگذار هستند. از طرف دیگر مطالعه اولیه شاخص های وبومتریک نشان می دهد برخی شاخص های سئو می تواند بر روی رتبه وبومتریک تاثیر داشته باشد. هدف از این تحقیق این است که نشان دهد تا چه حد معیارهای سئو می تواند روی رتبه وب سایت دانشگاه تاثیر داشته باشد. به این منظور پس از استخراج امتیاز 38 معیارهای مهم سئو دانشگاه های منتخب بوسیله ابزارهای مختلف سئو، عملیات تجزیه و تحلیل اطلاعات همراه با اعمال قوانین انجمنی بر روی دادها انجام گرفت. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد برخی از معیارهای سئو نظیر تعداد بک لینک، رتبه الکسا و پیج رنک تاثیر مستقیم و قابل توجه بر روی رتبه وب سایت دانشگاه ها دارند و در این راستا قوانین انجمنی معناداری استخراج شده است.
در جلسه ای در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پیش نویس سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مورد بحث قرار گرفت و از گروه ها خواسته شد تا بر اساس دستور مقام معظم رهبری اگر پیشنهاد و انتقادی بر آن است ارائه شود. در کمیته علم اطلاعات و دانش شناسی هم قرار شد تا دوستان همکار نظرات خود را برای ارسال تهیه کنند. از مجموع نظرات، نکات زیر برجسته شد که بخشی از آن در این سرمقاله آمده است: نکته اول این که مقام معظم رهبری درخصوص این سند یادداشتی هشت بندی نوشته اند که در آن ضمن تقدیر از زحمات تهیه کنندگان سند، به لزوم همکاری و اظهارنظر همه علاقه مندان و خبرگان اشاره کرده اند. نکته دیگر، توجه ایشان در این یادداشت به زبان فارسی است؛ آنجا که ایشان برخلاف بسیاری به غلط واژه «پیشنهادات» را به جای «پیشنهادها» ننوشته اند. البته به کارگیری واژه «آرمان» با توجه به این که معنایش آرزو است با اهداف گفته شده هماهنگ نیست. سوم، توجه به آینده نگری است که امر بسیار مطلوبی است و کشوری که زنده است و امیدوار، حتماً برای فردا و فرداها برنامه دارد و برنامه می نویسد؛ اما نکته هشداردهنده این است که این اقدام نباید به ذکر کلیات ختم شود و مهم تر اینکه وضع موجود نادیده گرفته و هشدارهای لازم درمورد اصلاح وضع موجود کم رنگ شود. چهارم اینکه در اغلب سندهای بالادستی، طراحان از کلیات شروع می کنند و بعداً چنانچه مقدور باشد به برنامه توجه می شود. پیشنهاد این است دست کم یک بار از پایین به بالا برنامه ریزی شود، گرچه در آن هم توفیق چندانی نداشته ایم؛ چراکه برنامه ریزی هرساله کشور به اصطلاح از پایین به بالا است ولی کمتر با واقعیات تطبیق می کند و در اجرا همواره مشکل داشته است. بی شک برنامه ریزی برای آینده زمانی کارساز است که بر پایه های محکم علمی و عملی در زمان حال و با استفاده از تجارب گذشته صورت گیرد. قطعاً این اقدام در آغاز چهل سال دوم انقلاب با تکیه بر تجارب گذشته و تحلیل فرصت ها و تهدیدهای قبلی و فعلی می تواند سودمند باشد. نکته دوم که قدری اختصاصی تر است نگاه کارشناسانه از منظر علم اطلاعات و دانش شناسی به این سند است. عدم حضور علم اطلاعات و دانش شناسی و یا مفاهیم مرتبط با آن در اَسناد بالادستی معلول دو عامل بسیار مهم است: اول، بحران هویت در خود رشته و خستگی بانیان و مدافعان آن برای معرفی آن به جامعه و دوم، ناشناخته بودن این رشته در نگاه مسئولان و طبعاً عدم توجه آنان به این حوزه برای استفاده از تخصص های موجود در آن، که این دومی هم به عامل اول برمی گردد. توضیح بیشتر این که در متن یادداشت رهبری تنها در بند هشتم از اصطلاح اطلاع رسانی یاد شده است که با توجه به عبارات پس و پیش آن به عملکرد سازمان های خبرپراکنی چون صداوسیما و مطبوعات مربوط می شود و ربطی به حوزه ما ندارد. در متن الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت هم هیچ جا از اطلاع رسانی و بازیابی درست اطلاعات خبری نیست. به نظر من، خوب بود دست کم در بخش آرمان ها از اطلاعات، جریان اطلاعات، ذخیره به منظور بازیابی درست اطلاعات، شفافیت اطلاعات، مستندسازی اطلاعات و امنیت اطلاعات اشاره ای می شد. متن آرمان ها بدین شرح است: آرمان های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت: ارزش های بنیادی فرازمانی و فرامکانی جهت دهنده پیشرفت است. مبنایی ترین این ارزش ها نیل به خلافت الهی و حیات طیبه است. اهم ارزش های تشکیل دهنده حیات طیبه عبارتند از: معرفت به حقایق، ایمان به غیب، سلامت جسمی و روانی، مدارا و هم زیستی با همنوعان، رحمت و اخوت با مسلمانان، مقابله مقتدرانه با دشمنان، بهره برداری کارآمد و عادلانه از طبیعت، تفکر و عقلانیت، آزادی مسئولانه، انضباط اجتماعی و قانون مداری، عدالت همه جانبه، تعاون، مسئولیت پذیری، صداقت، نیل به کفاف، استقلال، امنیت و فراوانی. اگرچه می توان گفت که اطلاعات و بازیابی درست آن بستر همه فعالیت های اجتماعی است، اما با گذشت چهل سال از انقلاب می بینیم که بدون توجه خاص به اطلاع و اطلاع رسانی به شیوه ای صحیح نمی توان از بازیابی درست مطمئن بود و در این صورت مشاهده می شود که تحقق بسیاری از آرمان هایی که به نوعی در قانون اساسی و سایر سندهای بالادستی وجود دارد عقیم می ماند و به نتیجه نمی رسد. در بند 48 تدابیر هم از اطلاعات و اطلاع رسانی می توانستند یاد کنند. متن آن به این شرح است: ارتقای نظارت رسمی، مردمی و رسانه ای بر ارکان و اجرای نظام و پیشگیری از تداخل منافع شخصیت حقیقی و حقوقی مسئولان و کارکنان حکومت و برخورد بدون تبعیض با مفسدان به ویژه در سطوح مدیریتی. در همه زما ن ها و به ویژه زمان ما که بحث اطلاعات و بازیابی سریع و صحیح آن نقشی عمده و اصلی در تصمیم گیری و اجرا دارد، عدم توجه به آن، خواه آگاهانه خواه ناآگاهانه، در پیشرف
این پژوهش با هدف کشف ساختار درونی مطالعات روانشناسی مثبت صورت گرفته است. رویکرد پژوهش پیش رو، در بخش ادبیات نظری و پیشینه های پژوهش، مطالعه ی کتابخانهای و از لحاظ ماهیت، کاربردی و در تجزیه و تحلیل یافته ها، تحلیلی است و از روش همرخدادی واژگان و نهایتاً خوشهبندی متن که از روشهای متنکاویاند برای کشف ساختار درونی و روابط موضوعی مطالعات روان شناسی مثبت استفاده شده است. جامعه این پژوهش، مقالات حوزه روان شناسی مثبت نمایه شده در پایگاه اسکوپوس است. تعداد کل این مقالات که محدود به بازه زمانی 2000 تا 2012 است برابر 1086 مقاله می باشد. پس از استخراج واژه های مرتبط موضوعی از ناحیه عنوان، چکیده و کلیدواژه های همه مقالات و اعمال روش های متن کاوی و ریشه یابی واژه ها، یک ماتریس هم رخدادی با ابعاد 43 × 43 ایجاد شد. برای تفسیر روابط موضوع های اصلی و جزئی ماتریس مذکور استاندارد شده و براساس شباهت وارد نرم افزار ایکس.ال.استد شد. مفاهیم در 7 خوشه بهینه قرارگرفت. برای گام های بعدی تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار متلب و از نرم افزار پاژک برای نمایش شبکه هم رخدادی واژگان استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که خوشه 2 با 10 واژه و خوشه 4 با 9 واژه، به عنوان خوشه های اصلی شناخته می شوند. خوشه 5 بیشترین تعداد موضوع های اصلی از بین مفاهیم منتخب را داراست و خوشه های 2 و 1 کمترین فاصله را دارند، که نشان می دهد ارتباط بین موضوع های اصلی و جزئی در این خوشه ها بیشتر است.
باتوجه به افزایش جمعیت سالمندی در جهان و ایران، تدوین برنامه های حمایت گرانه جامع (سلامت جسمی- روانی) درباره این قشر ضروری است. لازمه این کار، داشتن شاخص های سالمندی متناسب فرهنگ ایرانی است. باتوجه به نبود چنین شاخص هایی، پژوهش حاضر انجام شد. این پژوهش با استفاده از روش های مرور نظام مند و داده بنیاد در سال 1397 انجام شد. برای مرور نظام مند، 51 مقاله منتشرشده از بین 897 مقاله در بازه زمانی 2018-1970 استخراج و تحلیل شد. برای اجرای روش داده بنیاد، با استفاده از روش مصاحبه اکتشافی، 20 سالمند موفق به صورت هدف مند انتخاب و مصاحبه شدند. تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده در کدگذاری باز، منجر به شناسایی 160 مؤلفه و شاخص شد و پس از دریافت نظرات10 نفر از متخصصان و کدگذای مجدد و اصلاحات لازم، در 5 مؤلفه اصلی تدوین شد: 1. عامل جسمانی (توجه به سلامتی، مسائل رفاه جسمی، داشتن سلامت جسمانی)؛ 2.عامل روان شناختی (مدیریت، تاب آوری، عملکرد شناختی، سلامت رفتاری، پیشرفت خواهی، کمال گرایی)؛ 3. خانواده (فرزندان، همسر، والدین)؛ 4. اجتماعی (ارتباط اجتماعی، ارتباط با اقوام، فعالیت اجتماعی، وضعیت مالی و اقتصادی)؛ 5. مذهبی (اعتقادات مذهبی، فعالیت مذهبی): مجموعاً 18 عامل و 133 شاخص به دست آمد. مؤلفه هایی همانند: زندگی با خانواده، روابط و مشارکت اجتماعی، وضعیت بهداشت و سلامت جسمی و روانی، باورهای مذهبی و سبک زندگی، اصلی ترین شاخص های سالمندی سالم ایرانی است و اولویت برنامه های حمایتی، مراقبتی و سنجش و پایش وضعیت سالمندی در کشور می تواند متمرکز بر این مؤلفه ها باشد.
هدف پژوهش حاضر بررسی تحولات جایگاه زنان در دوره های مختلف تاریخی و نیز بیان زمینه های تغییر در حقوق و جایگاه آنان در جوامع اسلامی در آغاز قرن چهاردهم هجری است که بر اساس روش تاریخی تحلیلی، از نوع تحلیل محتوا می باشد. ظهور دین اسلام سرآغاز تحولاتی عظیم در حقوق و جایگاه زنان بود. زنان در دوران پیامبر(ص) در تمامی عرصه های اجتماعی فعالیت و اظهارنظر می نمودند؛ اما این دوران عزّت، چندان به طول نینجامید و پس از وفات پیامبر(ص) عواملی همچون بازگشت به سنت های جاهلی، رواج فساد، آمیزش با فرهنگ های بیگانه، رواج اندیشه های مردسالارانه، ظهور دیدگاه های افراطی، نگاه ابزاری به زنان و بی توجهی به آموزش آنان، زمینه های انحطاط در جایگاه زنان را در جامعه فراهم نمود و زن ارزش، احترام و جایگاه اجتماعی اش را از دست داد. با آغاز قرن چهاردهم هجری عواملی همچون ظهور انقلاب صنعتی و فرانسه، رواج مباحث تجددگرایانه، استعمار و استبداد و مبارزه با آن، ظهور سرمایه داری و شهرنشینیِ زنان، پیشرفت های بشر در تکنولوژی های جدید، احتیاج مبرم به اصلاحات در امپراتوری عثمانی، علاوه بر ایجاد تحولات گسترده در جوامع اسلامی، بار دیگر زمینه های تحوّل در حقوق و جایگاه زنان را پس از دوره ی رکود فراهم نمودند و سبب ایجاد تغییرات گسترده ای در حقوق آنان گردید.
پیوند تنگاتنگ تفاوت های جنسیتی با مسأله ی نابرابری و قدرت، جامعه شناسی جنسیت را به یکی از مهم ترین حوزه های جامعه شناختی بدل ساخته است. ازمسائل اصلی این حوزه، سیطره ی گفتمان نابرابرانه ای است که به جنسیت با معیارهای ایدئولوژیک مردسالارانه می نگرد. در این چارچوب، مقاله ضمن بررسی مقایسه ای نگرش جنسیتی، با استناد به ابزارهای نظری مفهومیِ «گفتمان مردسالاری» و «گفتمان مدرن» به تبیین نگرش های جنسیتی متفاوت می پردازد. استدلال مقاله این است که گفتمان فراگیر و تاریخی مردسالاری که مولد نگرش نابرابر جنسیتی است، درتقابل با گفتمان مدرن و دستاوردهای برابری خواهانه ی آن به چالش کشیده شده است. این فرضیه به شیوه ی تجربی با بررسی رابطه ی «مدرنیزاسیون» (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و جنسیتی) و شاخص «نگرش جنسیتی» مورد آزمون قرار گرفته است. از نظر روش شناختی، مطالعه با تحلیل ثانویه ی داده هایی از 80 کشور جهان در فاصله ی سال های 2005 تا 2014 به اجرا درآمده است. در بخش نتایج توصیفی وضعیت کشورهای جهان به لحاظ نگرش جنسیتی ارزیابی و در طیفی از «نگرش کاملاً برابرخواهانه» تا «نگرش کاملاً مردسالارانه» به پنج خوشه ی متفاوت تفکیک شده اند. بررسی رابطه ی شاخص های مدرنیزاسیون با شاخص نگرش جنسیتی مؤید مفروضات نظری است. کشورهای با رتبه ی بالاتر در شاخص های مدرنیزاسیون، نگرش جنسیتی «برابرخواهانه» و بالعکس کشورهای درسطوح پائین تر، نگرش «مردسالارانه» به جنسیت دارند. از یافته های دیگر این مطالعه اثر تعیین کننده ی متغیر «اسلام» بر نگرش جنسیتی است.
با توجه به محیط پویای امروزی و روی کار آمدن روز افزون وب سایت ها، اندیشه ی سنجش و ارزیابی آن ها نیز پدید آمده است. از طرفی کاربران وب سایت ها به دنبال دریافت خدمات و اطلاعات در زمان کمتر و با کیفیت و ماندگاری بالاتری هستند و دیگر صفحات راکد و ایستا را نمی پسندند. در همین راستا هدف پژوهش حاضر بررسی ملاک های ارزیابی وب سایت ها با تاکید بر استفاده از اینفوگرافیک (گرافیک اطلاع رسان) است. مدل ارائه شده در این پژوهش با استفاده از نمونه 311 تایی از کاربران برخی وب سایت های پربازدید ایرانی و روش حداقل مربعات جزئی (PLS) مورد اعتبار سنجی قرار گرفته است. یافته های حاصل از معادلات ساختاری برازش شده نشان داد که: 1) اینفوگرافیک به عنوان یکی از مولفه های ارزیابی وب سایت بر کیفیت وب سایت، رضایت مندی کاربر از وب سایت و تمایل او به بازگشت مجدد به وب سایت تاثیر مثبت و معناداری دارد. 2) کیفیت وب سایت تاثیر مثبت و معناری بر رضایت مندی کاربر از وب سایت و تمایل او به بازگشت مجدد به وب سایت دارد. 3) رضایت مندی کاربر از وب سایت سبب تمایل او به بازگشت مجدد به وب سایت می شود. 4) رضایت مندی کاربر از وب سایت و تمایل او به بازگشت مجدد به وب سایت تاثیر مثبت و مستقیمی بر تعهد و وفاداری کاربران نسبت به وب سایت دارد. افراد و مؤسساتی که قصد استفاده از وب سایت را به عنوان ابزار ارائه کالا و خدمات با کیفیت تر دارند، می توانند بر اساس نتایج این مقاله، میزان رضایت کاربران اینترنتی خود و همچنین میزان تعهد و وفاداری آنان را نسبت به وب سایت ها افزایش داده و زمینه های بازگشت مجددشان را فراهم کنند. همچنین نتایج این مقاله می تواند به صورت یک چک لیست برای ارزیابی وب سایت ها مورد استفاده قرار گیرد.
هدف از پژوهش مفهومی حاضر، تبیین قابلیت ها، بستر معناشناختی و نگرش فرانمای تولید داده های ساختارمند بر روی وب به پردازش و سازماندهی اشیای محتوایی وب (موجودیت های داده ای) با رویکرد تحلیلی بود. برای گردآوری داده ها از روش تحلیل اسنادی استفاده گردید . نتایج بررسی نشان داد فرانمای تولید داده های ساختارمند بر روی وب، مجموعه واژگان مشترکی است که برای توصیف و نشانه گذاری اشیای محتوایی وب و ایجاد داده های ساختارمند به منظور پردازش و سازماندهی بهتر استفاده می شود. این فرانما دارای ساختار و بستر معناشناختی خاصی است. ساختار آن نظیر یک هستی نگاشت برای نام گذاری نوع ها و صفات اشیای محتوایی، روابط میان نوع ها و صفات، و قابلیت های چگونگی توصیف این صفات و روابط است. بستر معناشناختی آن نیز با نشانه گذارهای معنایی همچون ریزفرمت ، ریزداده ، آردی اف ای 1.1، و جی سون-ال دی سازگار است. دیگر نتایج پژوهش نشان داد سه رویکرد عمده در پردازش و سازماندهی اشیای محتوایی در فرانمای تولید داده های ساختارمند بر روی وب به شرح: رویکرد هستی شناسانه، بافت مدار، و آشیانه ای(تودرتو) وجود دارد. نتایج کلی پژوهش نشان داد وجود رویکردهای مختلف در فرانمای تولید داده های ساختارمند بر روی وب، نشانگر دیدی جامع به اشیای محتوایی وب در عین توجه به بهبود میانکنش پذیری با موتورهای کاوش دارد. همچنین تولید داده های ساختارمند با چنین فرانماهایی کمک شایان توجهی به تحقق وب معنایی یا وبِ داده ها دارد .
لازمه ابقا و توسعه گردشگری عوامل و عناصری است که گردشگری بر اساس آن ها شکل می گیرد و با عنوان عناصر اولیه (جاذبه های گردشگری) و عناصر ثانویه (خدمات گردشگری) شناخته می شوند و گردشگری بدون در نظر گرفتن این عناصر اعتباری ندارد. این عوامل در گردشگری شهری و توسعه آن نقش مهمی دارند و عامل مهمی در جذب و ماندگاری گردشگر در شهرها به حساب می آیند. در این راستا هدف تحقیق حاضر ارزیابی عناصر مؤثر بر توسعه گردشگری شهر ارومیه می باشد. در این تحقیق به دو عنصر خدمات گردشگری و جاذبه های گردشگری که در توسعه گردشگری شهری تأثیر دارند پرداخته شده است. نوع تحقیق کاربردی و روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. برای تجزیه وتحلیل داده های تحقیق از آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل استفاده شد. طبق نتایج مدل سازی تخمین معادلات ساختاری جاذبه های گردشگری با ضریب مستقیم و مثبت 99/0 و خدمات گردشگری با ضریب مستقیم و مثبت 85/0 در توسعه گردشگری شهری شهر ارومیه نقش دارند. نتایج تحقیق نشان می دهد وضعیت جاذبه های طبیعی به دلیل آب وهوای مطبوع و وجود جاذبه های طبیعی و منابع و توانمندی ها به ویژه به دلیل طبیعت بکر و توان های طبیعی و آب وهوای مطبوع که به دلیل موقعیت جغرافیای که دارد، مناسب ارزیابی شده است ولی وضعیت خدمات و امکانات ارائه شده گردشگری شهری این شهر آن چنان که باید توجه نشده است.
استان کرمان از جمعیت بالای جوان، وسعت قابل توجه و زمین های حاصلخیز به ویژه در حوزه جنوبی، منابع زیرزمینی غنی و ارزشمند و قابلیت ها و جاذبه های متنوع گردشگری (طبیعی و انسانی) برخوردار می باشد. بااین وجود، معضلات متعدد اجتماعی– فرهنگی، اقتصادی و کالبدی- فضایی و توسعه ناپایدار (به خصوص در مناطق کویری و بیابانی) به عنوان چالشی اساسی فراروی مدیران و برنامه ریزان ملی، منطقه ای و محلی می باشد. این پژوهش با توجه به ماهیت آن، از نوع کاربردی است. روش پژوهش به صورت اکتشافی و توصیفی - تحلیلی است. برای گردآوری داده های موردنیاز از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. در پژوهش حاضر، برای نخستین بار، به منظور اولویت بندی و پهنه بندی منطقه موردمطالعه (استان کرمان) ازنظر توان توریسم، از پیاده سازی مدل تصمیم گیری چند شاخصه ویکور (Vikor) در محیط GIS استفاده شده است. کارایی بسیار بالای مدل ویکور نسبت به مدل های پیشین (تاپسیس، و ...) در کسب نتایج با کمترین خطا و درنهایت قابلیت به کارگیری این نتایج در تصمیم گیری های نهایی توسط مدیران باعث انتخاب مدل مزبور گردیده است. نتایج حاصله از بررسی خروجی نهایی مدل ویکور حاصل از تلفیق و تحلیل لایه های مختلف اطلاعاتی نشان می دهد که شهرستان های کرمان، بم، جیرفت، سیرجان و رفسنجان به دلیل داشتن جاذبه های انسانی- فرهنگی و طبیعی گوناگون از توان بالاتری نسبت به سایر مناطق استان برخوردار هستند. همچنین، مناطق محروم تر و کمتر توسعه یافته استان مانند: فهرج، ریگان، رودبار جنوب، قلعه گنج، منوجان، کهنوج و ...، که با محدودیت های طبیعی و همچنین چالش های انسانی مواجه هستند؛ با توجه به وجود جاذبه های طبیعی و جاذبه های انسانی- فرهنگی مناطق مستعدی جهت توسعه انواع توریسم (طبیعت گردی، فرهنگی، قومی، روستایی، ورزشی، سلامت، رویداد، برای دیدار بستگان، کشاورزی، نیاشناسی، فروشگاه کتاب، و ...) می باشند.
تشدید رقابت بین المللی، تسریع سیر تکاملی فناوری و انتظارات بیشتر و کامل تر مشتریان، باعث ایجاد چالش بی سابقه در بخش خدمات و تغییر در محیط کسب و کار جهانی شده است. از این رو در پاسخ به چالش ناشی از جهانی شدن خدمات، شدت یافتن رقابت در بازار و افزایش انتظارت مشتریان، شرکت های خدماتی به طور فزاینده ای توسعه ی خدمات جدید را به عنوان یک هدایت کننده رقابتی برای افزایش درآمد و جذب مشتری جدید به کار گرفته اند. این مطالعه به بررسی تأثیر نوآوری خدمات بر عملکرد آژانس های مسافرتی با توجه به نقش میانجی کیفیت خدمات و رضایت مشتری در شهر تهران می پردازد. تحقیق به صورت پیمایشی و همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش مدیران آژانس های مسافرتی شهر تهران بودند که تعداد 179 نمونه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه ای استاندارد بود که داده های حاصل با نرم افزار SPSS و PLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که نوآوری خدمات تأثیر مستقیم و مثبتی بر عملکرد غیرمالی آژانس های مسافرتی در شهر تهران (198/0) دارد. همچنین نتایج نشان داد نوآوری خدمات به واسطه متغیر میانجی کیفیت خدمات نیز تأثیر غیرمستقیم مثبت و معناداری بر عملکرد غیرمالی آژانس های مسافرتی در شهر تهران (211/0) دارد. در نهایت نوآوری خدمات به واسطه متغیرهای میانجی کیفیت خدمات و رضایت مشتری نیز تأثیر غیرمستقیم مثبت و معناداری بر عملکرد غیرمالی آژانس های مسافرتی در شهر تهران (192/0) دارد.
گردشگری در چند دهه اخیر محرکه ای مهم در عصر رقابت پذیری شهرها در سطح جهان محسوب می شود که به شکلی ویژه به آن توجه شده است. در کشور ایران، جاذبه ها و موقعیت های گردشگرپذیر فراوانی وجود دارند که در شرایط کنونی، برنامه ریزی جامع و کارآمدی برای آن ها صورت نگرفته است؛ برای مثال، در شهر مریوان، با وجود جاذبه های گردشگری گوناگون، اقداماتی سازنده در حوزه برند گردشگری آن انجام نشده است. در این زمینه باید به ارزش ویژه برند مقصد گردشگری توجه شود. مؤلفه ها و شاخص های گوناگونی، ارزش ویژه برند مقصد گردشگری را تشکیل می دهند که روابط و اثرگذاری آن ها در محدوده مطالعاتی مشخص نیست؛ از این رو پژوهش کاربردی حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که میان مؤلفه های کلیدی سازنده ارزش برند مقصد گردشگری چه رابطه ای وجود دارد و اثرگذاری آن ها چگونه است. به منظور بررسی روابط میان مؤلفه های پژوهش، از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-PLS استفاده شد. براساس نتایج، ضریب اثر مستقیم کیفیت ادراک شده بر آگاهی از برند 326/0، آگاهی از برند بر وفاداری 326/0، تصویر برند بر وفاداری 649/0 و تصویر برند بر آگاهی از برند 662/0 است. ضریب اثر غیرمستقیم تصویر برند بر وفاداری 215/0 و کیفیت ادراک شده بر وفاداری نیز 106/0 است. بیشترین میزان اثر کل (864/0) در مدل ساختاری مربوط به مؤلفه تصویر برند است. تصویر برند و کیفیت ادراک شده با ضریب اثر کل 326/0 و 864/0 به صورت مستقیم و غیرمستقیم، 92/0 و 93/0 درصد از کل واریانس مؤلفه آگاهی از برند و وفاداری را پیش بینی می کنند.
در عصر حاضر، بخش عمده ای از قدرت اقتصادی کشورها، به منظور کسب مزیت رقابتی در بازارهای داخلی و خارجی، در گروی کسب دانش و به کارگیری آن در خلق محصولاتی نوآورانه است. یکی از عناصر مؤثر در تحقق این هدف، کارگران دانشی است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر کارگران دانشی بر صادرات کالا و خدمات نوآورانه با تعدیل گری رقابت در کشورهای توسعه یافته و کشورهای درحال توسعه در بازه ی زمانی 2016-2011 است. اطلاعات مربوط به کشورهای نمونه از گزارش شاخص نوآوری جهانی استخراج شده است. روش برازش مدل ها در مطالعه ی حاضر، روش داده های تابلویی است که برای اجرای آن از نرم افزار Eviews بهره برده شده است. نتایج نشان داد که کارگران دانشی تأثیر مثبت و معنی داری بر صادرات کالا و خدمات نوآورانه کشورها به جای می گذارد. همچنین نتایج حاکی از آن است که در هردو طبقه از کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته، رقابت در رابطه بین کارگران دانشی و صادرات کالا و خدمات نوآورانه نقش تعدیل کننده ایفا می کند.