امروزه رسانههای گروهی نقش اساسی و مهمی را در شکل دادن به حیات ملتها ایفا میکنند و ازجمله عوامل موثر در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع و مخصوصا کشورهای درحال توسعه بهشمار میآیند.
اما به رغم کارکردهای مثبت رسانهها، متاسفانه امروزه کشورهای سلطهجو با نفوذ در عرصههای گوناگون نظام ارتباطی و رسانهای، تمایلات و خواستههای نامشروع خود را به مخاطبان جهان سوم تحمیل میکنند.
از یک سو شبکههای وسیع خبررسانی که عمدتا در اختیار مجموعههای سیاسی و اقتصادی غرب قرار دارند با ارسال اخبار و اطلاعات تحریف شده و مغرضانه، افکار عمومی جهان سوم را گمراه میکننند و ازسوی دیگر، با برنامههای تلویزیونی و سینمایی جذاب، به القاء اطلاعات و باورهای نادرست درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به مخاطبان جهان سوم میپردازند.
در مقاله حاضر تلاش شده است جنبههای مختلف این جریان و علل آن بررسی شود.
نحوه تعامل اسلام با علوم و پدیدههای جدید، هم برای کشور ما که قانون اساسی خود را مبتنی بر دیانت اسلام نوشته شده است و هم برای تمامی مسلمانان جهان اهمیت زیادی دارد. این مقاله، با اشاره به جامعیت دین مبین اسلام، ضرورت توجه به ارزشهای تعالی با استفاده از رویکرد دینی، بعد آسمانی تمدن و رهایی از مادیت صرف را مورد تاکید قرار میدهد. نگارنده با بررسی دیدگاه قرآن درخصوص کارکردهای رسانهو به ویژه بخش خبر، به توضیح و تبیین مفاهیم به کار گرفته شده در قرآن برای بیان خبر و گزارش میپردازد. دراین بررسی، ارزشهای موردنظر قرآن در خبررسانی ذیل عناوین واقعگویی، حقگویی، سودمندی، آرامشبخشی، امیدزایی و بیان مودبانه و نرمگویی مورد طرح و بحث قرار میگیرند. توجه به مصالح عمومی که موجب محافظت از اعتبار و وجاهت رساله نیز میشود، به موازات فرهنگ خبررسانی در قرآن، مورد تاکید نویسنده مقاله است.
مذهب از دیرباز در تحولات جوامع انسانی نقشی برجسته داشتهاست. این نقش برخلاف تصور گروهی از اندیشمندان، نهتنها در عصر ما تضعیف نشده بلکه حتی آشکارتر و تعیین کنندهتر نیز شده است؛ چنانکه درسالهای آخر قرن بیستم، هم منازعات مذهبی بخش عمدهای از منازعات بینالمللی را تشکیل داده است و هم در حوزه نظری، گرایشهای بسیار قوی و پویایی در نظریه پردازی در باب تاثیرات فرهنگ، تمدن و مذهب بر تحولات جهانی پدید آمده است. در چنین شرایطی، مذهب به طور مستقیم یا غیرمستقیم محتوای بسیاری از رویدادهایی را که از ارزش خبری برخوردارند تشکیل میدهد و در نتیجه نحوه تنظیم خبر نیز نه تنها بر برداشت مخاطبان از رویدادی که مخابره میشود تاثیر میگذارد بلکه درک و فهم آنان را نسبت به«مذهب» کنترل میکند.
نگارنده در این مقاله کوشیده است ضمن نشان دادن ضعف رسانهها در پوشش موضوعات مذهبی، علل این ناکارآمدی را در دو عنوان علل ساختاری و علل نهادی جمعبندی کرده و به بحث بگذارد.
ایدئولوژی، سیستمی از ایدهها و قضاوتهای روشن، صریح و عموما سازمان یافته است که موقعیت یک گروه یا جامعه را تفسیر، تشریح و اثبات میکند.
ایدئولوژی، توسط بازیگران اقتصادی و سیاسی اجتماع و از راههای مختلف، از جمله اشاعه اخبار، باز تولید میشود.
در جوامع سرمایهداری غربی، سرمایهداران سوداگر، از اخبار برای حفظ موقعیت و نفوذ اجتماعی خود بهره میگیرند. ایدئولوژی محافظه کارانه آنان، از یک سو برایشان اطمینان بخش و توجیه کننده است و از سوی دیگر به آنان کمک میکند که به جای رویارویی با رقبا، با آنها متحد شوند. بدین ترتیب، صاحبان سرمایه در غرب از راه مالکیت بر زنجیره رسانهها، به طور نامحسوس وبه گونهای بر شیوه انتخاب، ارائه و تدوین رویدادهای رسانهای تاثیر میگذارند که در نهایت، این رویدادها را در خدمت صاحبان قدرت قرار دهند.
از نظر مکتب گلاسگو، وسایل ارتباط جمعی بازوی فرهنگی نظم صنعتی هستند و اخبار آنها از زاویه دید منافع کارفرمایان و به جانبداری از آنان تهیه میشود.
سبکهای خبرنویسی، ارزشهای خبری و نحوه ارائه مطالب در رسانههای امروز جهان، شدیدا متاثر از آموزههای روزنامهنگاری غربی است. این آموزهها باتوجه به مقتضیات رشد و توسعه سرمایهداری، به ترویج ایدئولوژی اینترناسیونالیسم آزادیگرا میپردازند.
از نظر «فاولر» ایدئولوژی در زبان خبرها خود را بیان میکند. این کار، هرروزه با تکرار باورها و مدل وارههای عمومی جامعه، به باز تولید ایدئولوژی وفاق اجتماعی منتهی میشود. بررسیهای تطبیقی نشان میدهند که رویدادهای واحد، از رسانههای جوامع مختلف جهان، به شیوههایی متفاوت گزارش شدهاند.
نگارنده در این مقاله ضمن برشمردن وجوه اهمیت نظارت در رسانه، به تشریح اختلاف دو دیدگاه اصلی در این خصوص میپردازد. از نظر وی در سطح کلان، اندیشمندان، سیاستمداران و مسئولانی که با رسانه سر و کار دارند یا هوادار تثبیتاند و یا خواهان تغییر و در نتیجة اتخاذ یکی از این دو رویکردها، چگونگی رابطه میان مخاطب و رسانه شکل میگیرد. نگارنده سپس با تشریح ابعاد گوناگون نظارت از جمله فناوری، نیروی انسانی، امور مالی، مضمون و محتوا و سیاستگذاریها، در پایان پیشنهادهای قابل تأملی را در خصوص فرایند نظارت سالم ارائه داده است.
در انجام ارزشیابی عملکرد یا محصول یک سیستم یا مجموعه، رویکردهای گوناگون را میتوان برگزید. این گزینش طبیعتاً میبایست بر اساس نوع سیستم، هدف ارزشیابی، امکانات و توانمندیهای موجود و سایر عوامل دخیل صورت پذیرد. با این همه، تمامی رویکردهایی که نسبت به ارزشیابی سازمانها، نهادها و فعالیتها وجود دارند، عمومی و قابل استفاده در شرایط متنوع ساختاری و سازمانیاند. نگارنده در این مقاله میکوشد با استفاده از روش ورتن و سندرز، پنج رویکرد و الگوی اصلی ارزشیابی عملکرد در سازمانها و نهادها را به بحث بگذارد.