نویسنده دراین مقاله دو موضوع اساسى را در باره اذان بررسى مىکند: یکى جایگاه اذان در تشریع اسلامى و دیگرى تاریخ ورود تثویب در اذان نماز صبح. در باره موضوع اوّل به این نتیجه مىرسد که هیچ انسانى در تشریع اذان دخالتى نداشته و روایاتى در منابع اهل سنت که نشان مىدهد اذان به «عبداللّه بن زید» در خواب الهام شده و پیامبر(ص) آن را از او گرفته، از نظر دلالت و سند ضعیف و بى پایه است. در موضوع دوم به این نتیجه مىرسد که به اعتراف صحابه و تابعین «تثویب» بدعت است و پیامبر در این زمینه دستورى صادر نکرده، بلکه این مسأله پس از رحلت حضرت و در زمان خلیفه دوم اتفاق افتاده است. در خاتمه بدعت بودن اذان دوم در نماز جمعه و حذف «حیعله» از اذان اثبات مىشود.
مطابق نظریه فقهای شیعه، مرد و زن در مقابل یکدیگر قصاص میشوند؛ لیکن قصاص نفس مرد در برابر نفس زن، مشروط به پرداخت نصف دیه مرد است. اما زن و مرد در قصاص عضو، تا رسیدن دیه عضو به ثلث دیه کامل، با یکدیگر برابرند و پس از آن، قصاص عضو مرد در برابر عضو زن، مشروط به پرداخت نصف دیه عضو مرد است. دیه نفس زن نیز نصف دیه نفس مرد است؛ لیکن مرد و زن در دیه عضو تا رسیدن آن به ثلث دیه کامل با یکدیگر مساویاند و پس از آن، دیه عضو زن به نصف دیه عضو مرد کاهش مییابد. در این بررسی معلوم میشود که تفاوت بین زن و مرد در قصاص و دیهغ از احکام ثابت اسلام است و لذا قابل تغییر نیست؛ اگرچه حکومت اسلامی در مقابل زنان سرپرست خانوار مکلف به جبران خسارت میباشد. بدین جهت، فلسفه این تفاوت را باید در کلیت نظام حقوقی اسلام جستوجو نمود. مسلم است که این حکم تبعیض بین زن و مرد، به لحاظ جنسیت و کمارزش دانستن جان و حق حیات زن یا ترویج خشونت بر ضد وی نیست.
مقاله به بررسی وجه مشترک دیدگاههای فمینیستی پرداخته است. بسیاری از مخالفتها با فمینیسم، به دلیل عدم آشنایی با دیدگاههای فمینیستی صورت میگیرد. فمینیسم با مردان، تقابل و تعارض ندارد؛ بلکه با فرهنگ مردسالاری در ستیز است و میکوشد تا میان زن و مرد در تمام عرصههای جامعه، برابری ایجاد کند.
شمار کمی از مردم به خود زحمت دادهاند تا بفهمند فمینیسم واقعا به چه معناست و هدف آنها چیست.
زنان در ایران در معرض تبعیض جنسیتیاند. برای رفع این تبعیضات باید پویش زنان به یک جنبش نشاندار با عنوان فمینیسم تبدیل شود. بدین منظور باید تمامی عوامل فمینیستی دفاع از حقوق زنان - اعم از متفکران و عناصر اصلی، هواداران و علاقهمندان - با نشانِ «فمینیسم» معرفی شوند و ترسی از فمینیست نامیده شدن نداشته باشند
علم مدرن (Science) صورت معرفتیِ تمدن جدید غرب است که نسبت حقیقی با عالَم برقرار نمیکند و تنها هدفش تصرف در جهان است. علم مدرن در حال فروپاشی است زیرا تمدن آن رو به نابودی است. تمدن جدیدی که در راه است، صورت علمی خود را نیز به همراه خواهد آورد. تمدن دینی آینده با ظهور معصوم محقق خواهد شد. آنچه ما میسازیم تمدن دوران گذار است که برای عبور از شبه مدرنیته و زمینهسازی برای ظهور میباشد.
نویسنده این مقاله درصدد بیان مهمترین تأثیرات جنبش مشروطه بر جریان اصلاحطلبى دوم خرداد است و این تأثیرات را در چند موضوع مهم خلاصه کرده است: 1ـ قانون 2ـ تحدید قدرت فردى و رفتار خودکامه 3ـ آزادى 4ـ عدالت 5ـ دموکراسى
جناب آقاى ملکیان در این مقاله سعى وافرى را مبذول داشتهاند تا اثبات کنند پافشارى و جزماندیشى نسبت به یک عقیده به منزله پرستیدن آن عقیده است و از آنجا که پرستیدن غیرخدا امرى نکوهیده است، عقیدهپرستى نیز، در حقیقت، نوعى بتپرستى است.
کلمه «عدالت جنسیتى» که توسط مجلس هفتم از لایحه برنامه چهارم توسعه حذف گردید، نشان مىدهد که مجلس هفتم معتقد به تساوى میان زن و مرد نیست. درحالىکه لازمه عدالت میان زنان و مردان، تساوى در برابر قانون و تساوى در وظایف و فرصتهاى اجتماعى است. اگر این واژه در لایحه باقى مىماند و اجرا مىشد، به تدریج فرهنگ تساوى زنان و مردان هم شکل مىگرفت.
مقالهء حاضر، به تشریح وجه تمایز صفت در زبان روسى و فارسى مى پردازد. در زبان روسى صفت بخاطر داشتن ویژگى هاى جنس، شمار، حالت و پایانهء صرفى، متمایز از صفت در زبان فارسى است. ابتدا در مقاله، صفت در هر دو زبان از لحاظ صرفى و سپس خصوصیات نحوى آن ها مورد بررسى قرار مى گیرد. چگونگى تشخیص صفت از سایر اجزاء کلام در زبان روسى بررسى مى شود. نظرات زبان شناسان مختلف در مورد صفات و انواع تقسیم بندى صفت مورد بحث قرار مى گیرد. در مقاله ویژگى هاى صفت در زبان روسى بیان مى شود. سپس ویژگى هاى یاد شده دربارهء صفت زبان فارسى نیز مطالعه و بررسى مى شود. گاهى در زبان فارسى، فقط نقش نحوى واژه در جمله مى تواند صفت را از قید متمایز سازد. در مقاله، نظرات زبان شناسان مختلف در مورد زیرمجموعهء صفت، در زبان فارسى نیز، بررسى مى گردد. در پایان، نتیجهء تحقیق و بررسى صفات در زبان روسى و فارسى بیان مى شود.
زبان هاى روسى و فارسى که به لحاظ رده شناختى به یک خانوادهء زبانى (شاخهزبان هاى هند و اروپایى) تعلق دارند، داراى یک سرى مشترکات به لحاظ ساختارصرفى و نحوى اند. متمم به عنوان یکى از اجزاى فرعى جمله، از موضوعات نحوىاست که در هر دو زبان روسى و فارسى مورد مطالعه و بررسى قرارمى گیرد- با پذیرفتن تعریف جامعى از متمم، تحت عنوان کلمه اى که چیزى را به معناى کلمهء دیگر مى افزاید و به عبارتى، معناى آن را تمام مى کند، مى توان متمم اسم متمم قیدى و بدل را به عنوان انواع متمم در ساختار جملات روسى تعیین کرد. این مقاله به بررسى ماهیت متمم و انواع آن در دستور زبان روسى با نگاهى به برداشت آن در دستور زبان فارسى مى پردازد.