تعریف هنر، با توجه به معیارهای متفاوتی که برای آن برشمردهاند، از مسائل اصلی در انسانشناسی هنر است. در تعریف اروپایی هنر، سه وجه یا سه نوع متفاوت را میتوان تشخیص داد: تعریف نهادی، تعریف بر حسب ویژگیهای اشیا، تعریف ناظر بر مقصود سازنده. در تعریفی انسان شناختی از هنر باید به ویژگیهای معناشناختی و زیباییشناختی اشیا، که برای نمایاندن و بازنمایاندن به کار میروند، توجه شود. رابطة میان هنر و انسانشناسی در بریتانیا و امریکا امیدبخش نبوده است؛ یعنی سرانجام مطالعة هنر و فرهنگ مادی، علیرغم دستاوردهای مثبت آن، رشتهای شد مجزا از انسانشناسی. در نیمة اول قرن بیستم، مطالعة صورت از مطالعة معنا و کارکرد جدا شد؛ و در دهة 1960، سه روش غالب برای تحلیل هنر وجود داشت. در پیوستن مجدد هنر به جریان اصلی انسانشناسی، دو عامل موثر بود: گرایش مجدد به مطالعة فرهنگ مادی؛ تأکید فزایندة انسانشناسی بر معنا و نمادپردازی. تحلیل صحیح هنر مستلزم توجه به جنبة مادی آن و توجه همزمان به معنا و صورت (فرم) است. در این میان، مطالعة نظامهای بازنمودی، اینکه هنر چگونه معنا را به رمز در میآورد، و نیز توجه به سبک و زیباشناسی بسیار مهم است. این مقاله ترجمهای است از:Howard Morphy، “The Anthropology of Art”، in: Tim Ingold (ed.)، Companion Encyclopedia of Anthropology، (London/ New York، Routledge، 2005)، pp. 648-680.
"دادگاه ویژه عراق نهادی است که بر اساس قانون داخلی عراق برای محاکمه اتباع عراقی یا اشخاص مقیم این کشور که متهم به نسل کشی، جنایات علیه بشریت، جنایات جنگی و سایر جرائم و جنایات جدی ارتکابی بین سالهای 1968 و 2003 هستند، تشکیل شدهاست. اساسنامه این دادگاه در تاریخ 10/12/2003 به تصویب شورای حکومتی عراق رسید. این دادگاه ملت عراق را برای ایجاد و بنیانگذاری ابزار حقوقی و قانونی مناسب برای اثبات حقوقشان و آشکارسازی این حقیقت که طی سالهای گذشته چه اتفاقی افتاده است به رسمیت شناخت.
هدف تنظیم کنندگان اساسنامه این بود که تا حد ممکن با رعایت معیارهای بینالمللی مربوط به فرایند قانونی رسیدگی، بر جنایات ارتکابی بر اساس حقوق بینالملل (از قبیل نسل کشی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت) نیز تمرکز کنند. هدف این نوشتار بررسی و کنکاش در مورد موفقیت یا عدم موفقیت اساسنامه در رعایت معیارهای بینالمللی در پرتو حقوق بینالملل کیفری است."
"قاعده کلی و عمومی این است که یک قرارداد به هیچ وجه نباید اظهار دروغی را به طرف دیگر ارائه دهد تا از رهگذر آن مخاطب وارد قرارداد شود. حقوق با موشکافی دقیق در خصوص نبود چنین وظیفه مراقبتی، تخلف صورت گرفته را تحت عنوان سؤعرضه قابل تعقیب میداند. نظامهای حقوقی در این باره دیدگاه واحدی ندارند.
سؤعرضه در حقوق انگلیس وقتی قابل تعقیب است که اظهار دروغین واقعیتی عمده و مهم راجع به امور واقعی، قبل از انعقاد و با قصد ترغیب طرف دیگر به انعقاد قرارداد باشد. سؤعرضه در حقوق ایران نیز متأثر از فقه امامیه با شرایطی قابل تعقیب است؛ از جمله باید عمل فریبندهای صورت گرفته باشد و این عمل منتسب به طرف قراردادی بوده و در عمل هم موجب فریب طرف مقابل شده باشد. به طور کلی سؤعرضه در حقوق ایران هر نوع فعل یا ترک فعل و عدم افشایی که منجر به گمراهی و فریب مخاطب شود را دربر میگیرد. قواعد مربوط به سؤعرضه در هر دو سیستم با استثنائاتی برخورد میکند، از جمله اعمال و اظهارات تبلیغاتی، اظهار عقیده، اظهار قانون و اظهارات غیر جدی و... شایان ذکر است که قواعد سؤعرضه در حقوق انگلیس بر «کامن لا» و «قواعد انصاف» قانون سؤعرضه سال 1967 مبتنی است. اما در حقوق ایران بر قواعدی از قبیل «قاعده غرور»، «قاعده تحذیر» و «لاضرر» در قالبهایی نظیر «تدلیس»، «غش»، «نجش»، «رقابت مکارانه» و... استوار است."
کمال الدین بهزاد، نگارگر مکتب هرات در دورة تیموری و اوایل صفوی، از برجسته ترین نگارگران ایرانی است. صاحب نظران و شرق شناسان او را پیرو مکاتب طبیعت گرایی (ناتورالیسم) یا واقع گرایی (رئالیسم) معرفی کرده و با همین دیدگاه، آثار او را بررسی کرده اند. اما سؤال این ا ست که آیا به راستی کمال الدین بهزاد هنرمندی واقع گرا یا طبیعت گرا بوده است؟ برای پاسخ به این سؤال، از روشهای نقد مدرن استفاده و، با دو نظریة «حضور مؤلف» و «مرگ مؤلف»، آثار این هنرمند بزرگ بررسی شده که حاصل هر دو یک پاسخ بوده است: کمال الدین بهزاد هنرمندی است آرمان گرا و وفادار به آرمانهای عرفانی و آرمانهای بصری سنتی نگارگری ایرانی.