در این مقاله به منظور شناسایی متغیرهای مرتبط با توانمندسازی روان شناختی کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهر قم، نخست مدیریت مشارکتی، آموزش، فراهم کردن منابع، فراهم کردن اطلاعات، پیوند با نتایج، برانگیختگی هیجانی، پرورش تجارب برتری شخصی، ایجاد اعتماد، الگوسازی، حمایت کردن، داشتن هدف های روشن و ویژگیهای جمعیت شناختی به عنوان متغیرهای مستقل و توانمندسازی روان شناختی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده و سپس ارتباط متغیرهای مستقل و متغیر وابسته با توجه به داده های پرسش نامه مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل در سطح اطمینان 95% حاکی از آن است که بین آموزش، پرورش تجارب برتری شخصی و فراهم کردن منابع با توانمندسازی روان شناختی رابطه معناداری وجود ندارد و سایر متغیرها به طور مستقیم و یا غیرمستقیم با توانمندسازی روان شناختی رابطه دارند. در رابطه با متغیرهای مستقل، نتایج نشان میدهد که ارتباط میان مدیریت مشارکتی با توانمندسازی روان شناختی در سازمان نسبت به سایر متغیرها در حد بالایی قرار دارد. هم چنین طبق این نتایج، متغیر وابسته، یعنی توانمندسازی روان شناختی در حد بالایی ارزیابی شده است.
مهارت استفاده بهتر و مؤثرتر از زمان رمز موفقیت و اثر بخشی مدیریت و سازمان هاست. مدیران سازمان ها برای استفاده بهینه از زمان و جلوگیری از اتلاف وقت برای ارتقای مدیریت زمان لازم است، از مدل الماس استفاده کنند . بررسی و تبیین چگونگی صرف وقت مدیران و شناخت عوامل اتلاف وقت آنها بر پایة متغیرهای رفتاری و توضیحی در چارچوب مدل الماس، هدف این مقاله است. مدل الماس در واقع نظام منظم و چهار وجهی میباشد که عبارتند از: برنامه زمان بندی کار، اولویت بندی کارها، تفویض اختیار و فن تشکیل و اداره صحیح جلسات، هریک از این وجوه متغیرهای کلیدی نیز دارد. در این مقاله عوامل اتلاف وقت مدیران به صورت تراش های زاید مدل الماس معرفی میشود. جامعه آماری تحقیق متشکل از مدیران سطوح ارشد و میانی کشت و صنعت های نیشکر به حجم 54 نفر میباشد. گردآوری داده ها به صورت تمام شماری و ابزار آن پرسش نامه است. برای تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها علاوه بر شاخص های آمار توصیفی از آمار استنباطی، t تک متغیره و کای ـ دو استفاده شده است. به هر حال، ارزیابی مدیریت زمان مورد پژوهی است که نشان میدهد که مدیریت زمان مدیران مطابق مدیران الماس بر پایة مدل رفتاری و توضیحی اثر بخشی معنادار ندارد.
چکیده این پژوهش با هدف تعیین عوامل موثر بر انتقال و تبادل دانش بین دانشکده های توانبخشی و سازمان های ارائه دهنده خدمات توانبخشی کشور بمنظور ارائه راهکار مناسب برای انتقال اثربخش دانش انجام شد.. تحقیق به شیوه زمینه یابی انجام شد. خبرگان توانبخشی و اعضاء هیأت علمی دانشکده های توانبخشی کشور جامعه آماری پژوهشی بودند. برای گردآوری داده ها از دو ابزار مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. اعتبار پرسشنامه با روش ضریب آلفای کرونباخ 94/0 محاسبه شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون آماری T تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در حال حاضر وضعیت انتقال دانش مناسب نبوده و با وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد. مهمترین عوامل موثر بر انتقال و تبادل دانش عبارتنداز: ضعف نیاز سنجی از جامعه در طراحی پروژه های تحقیقاتی و عدم ارتباط مناسب بین پژوهشگران و سفارش دهندگان تحقیق، وجود فرهنگ فردگرایی و عدم انجام کار تیمی و نیز عدم وجود ارتباط ساختاری مشخص بین دانشگاه و سازمانهای ارائه دهنده خدمات توانبخشی کشور. راهبرد مناسب برای انتقال اثربخش دانش تشکیل کمیته یا سازمانی مشترک بین کاربران و تولیدکنندگان دانش جهت پاسخ به نیازها و تسهیل فرایند انتقال دانش بین آن ها معرفی شد.
چکیده هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین هوش هیجانی و اثربخشی اعضای هیأت علمی در دانشگاه آزاد اسلامی پارس آباد مغان بود. روش تحقیق از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هیأت علمی(45N= ) و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد پارس آباد مغان (2054N= )در سال تحصیلی87-86 بود. حجم نمونه مطابق با جدول مورگان 40 نفر هیأت علمی و 800 نفر دانشجو برآورد گردید و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. برای گردآوری داد ه ها از پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی سیبریا شرینگ وپرسشنامه اثربخشی محقق ساخته استفاده شد. داده ها به کمک ضریب همبستگی پیرسون ورگرسیون چند متغیره تجزیه وتحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان دادکه، بین مؤلفه های هوش هیجانی واثربخشی اعضای هیأت علمی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (01/0> p). از میان 5 مؤلفه هوش هیجانی، سه مؤلفه خودانگیختگی، همدلی و مهارتهای اجتماعی پیش بینی کننده های مناسبی برای اثربخشی اعضای هیأت علمی هستند (01/0>p).
چکیده پژوهش حاضر، با هدف بررسی و مقایسه مولفه های کارآفرینی در بین دانش آموزان سال آخر مدارس متوسطه شهرستان گرمسار در سال تحصیلی87-1386 انجام شد. شیوه انجام تحقیق زمینه یابی (پیمایشی) بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان سال آخر شاخه نظری، فنی و حرفه ای و کاردانش (1033 نفر) تشکیل داد. حجم نمونه مطابق با جدول مورگان 493 نفر برآورد گردید. شیوه نمونه گیری خوشه ای و تصادفی طبقه ای بود.برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته بر اساس نظریه مک کله لند(1963) و بروکهاوس (1980) استفاد شد. این ابزار شاخص های انگیزه پیشرفت، استقلال طلبی، گرایش به خلاقیت، ریسک پذیری، کنترل درونی، تحمل ابهام، تیم کاری وآینده نگری را در بر می گرفت. برای تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه، روایی محتوایی آن با نظر خواهی از متخصصان دیربط مورد تایید قرار گرفت.علاوه بر آن به منظور برآورد همسانی درونی سوال ها ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه به میزان 84% محاسبه شد.داده های گردآوری شده با استفاده از شاخص میانگین، انحراف معیار و تحلیل واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین قابلیت های کارافرینی دانش آموزان شاخه های نظری ، فنی و حرفه ای و کاردانش در سطح (01/0) تفاوت معناداری وجود دارد.
کنترل از جمله وظایف مدیران در سازمان ها به شمار می اید. بدون کنترل مشخص نخواهد شد که آیا برنامه ریزی های درون سازمان با موفقیت همراه بوده یا خیر. مهمترین برنامه ریزی سازمان که جامع ترین ان نیز به شمار می آید و نتایج مهم و سرنوشت سازی را برای سازمان به همراه دارد، برنامه ریزی استراتژیک آن سازمان است...