مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱٬۷۰۱ تا ۳۶۱٬۷۲۰ مورد از کل ۵۵۴٬۹۱۴ مورد.
ایلخانی یا حاج ایلخانی: نبرد خانوادگی قدرت در جامعه بختیاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین و طولانی ترین نوع تفرقه و اختلاف در درون جامعه بختیاری، جدال خانوادگی دو خانواده حکومت گر به نا م های ایلخانی و حاجی ایلخانی بر سر ثروت و حکومت بختیاری بوده است. خانواده و جناح ایلخانی که پسران و نوادگان حسینقلی خان ایلخانی و جناح حاجی ایلخانی پسران و نوادگان برادر ایلخانی به نام امامقلی خان حاجی ایلخانی می باشند. اختلاف میان خوانین این دو خانواده با یکدیگر و نیز اختلاف این دو خانواده با خانواده و جناح رضاقلی خان ایل بیگی برادر سوم ایلخانی و حاجی ایلخانی، در طی یک دوره طولانی و متداوم ادامه یافت. این اختلافات که بر مسایلی چون رسیدن به حکومت ایل بختیاری، تصاحب املاک داخل و خارج از بختیاری، دفاع از مشروطیت و یا استبداد و اختلاف بر سر انتصاب به حکومت ها و وزارت خانه ها پس از فتح تهران بروز نمود و مطلوب نیروهای رقیب و یا مخالف بختیاری ها بود باعث تفرقه افکنی و تضعیف هرچه بیشتر بختیاری ها و در نهایت اضمحلال قدرت آنها توسط رضاشاه و محمدرضا شاه پهلوی گردید.
سیاست اجتماعی در عصر نخست غزنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
حکومت و سیاست در ایران عصر غزنوی همچون دوره های قبلی تاریخ ایران با خودکامگی پیوند خورده است. در دیدگاه سلاطین غزنوی حکومت حق الهی آنان بود. به همین دلیل در مقابل مردم که آنان را رعایای خود می پنداشتند، پاسخگو نبودند. آنان در واقع مردم را در حکم مایملک و دارایی خود به شمار می آوردند و بر این مبنا سیاست اجتماعی خود را تنظیم می کردند. بر این اساس سلاطین غزنوی برای مردم حرمت و حقوقی قائل نبودند و مردم را ابزاری جهت پیشبرد اهداف حکومتی خود می دانستند. اینان هر گونه واکنش و اعتراضی را از جانب مردم بر نمی تابیدند و وظیفه مردم به عنوان رعایای حکومت، اطاعت، تولید و پرداخت مالیات به حکومت بوده است. با در پیش گرفتن این سیاست حکومتی و اجتماعی بود که شاید غزنویان آغازگران و پدید آورندگان روش های استبدادی و خودکامگی در ایران بعد از اسلام به شمار می روند.
موقعیت اقتصادی دوران سلطنت شاه سلطان حسین صفوی (1105- 1135 هـ)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار موقعیت اقتصادی عمومی مملکت صفوی در زمان شاه سلطان حسین (اواخر عهد صفوی) مورد بررسی قرار گرفته و سعی شده است تا نتیجه های سیاست های اقتصادی- اجتماعی شاه عباس اول که در زمان شاه سلطان حسین مشهود گردید مورد توجه قرار گیرد. برخلاف تاثیر منفی آن سیاست ها بر جامعه ایران، قدرت اقتصادی کشور به حدی مستحکم بود که ظاهرا با وجود انحطاط تدریجی اقتصادی در اواخر آن عصر، تا حمله افاغنه کسی از وجود آن باخبر نبود اما پس از واقعه مذکور؛ این انحطاط خود را به خوبی نشان داد و مشخص گردید که فساد و پریشانی کلی اقتصادی اواخر دوران صفوی، یکی از علل بزرگ سقوط آن دولت بوده است.
سیر تحول دین و مذهب در مازندران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
از دیرباز مازندران در معرض نفوذ و کانون توجه و یا محل پیدایش اعتقادات دینی و مذهبی گوناگون بوده است و بر این اساس، مردم مازندران تحولات اعتقادی، دینی و مذهبی متعددی را پشت سر گذاشته اند. اولین اقوام بومی مازندران، (کاسی ها و تپوری ها و آماردها) عناصر طبیعت را می پرستیدند. سپس آیین دیوان یا پرستش روشنایی و خورشید در مازندران رواج یافت و پس از آن مردم این سامان به اعتقادات زرتشتی گری گرویدند. دین زرتشتی تا پایان قرن سوم هجری در برخی از نقاط مازندران، حضور خود را حفظ کرد.با ورود اسلام به ایران (در حدود اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری) به تدریج دین اسلام در مازندران نیز نفوذ کرد. اسلام آوردن مردم مازندران بیشتر بر مبنا و روش های صلح آمیز و کوشش های داعیان علوی زیدی بوده است. از میان مذاهب اسلامی، ابتدا مردم مازندران پیرو مذاهب سنت و جماعت شافعی و حنفی شدند. درباره چگونگی و علل گرایش و اسلام آوردن مردم مازندران باید گفت که نارضایتی مردم و ستم حکومت های محلی مازندران و اسلام آوردن برخی از حکام محلی کوچک تاثیر عمده ای داشته است. در مرحله بعدی مردم مازندران در آغاز به شیعه زیدی و بعدها به شیعه دوازده امامی روی آوردند. استمرار و رشد و گسترش مذهب شیعه در اثر علاقه و اعتقاد قلبی مردم، شعارهای عدالت جویانه داعیان علوی و گرایش های شیعی حکام محلی یعنی سادات مرعشیان مازندران و پا دوسبانان رویان و رستمدار (نور و کجور بعدی) ممکن گردید.
بررسی مقایسه ای برنامه ی درسی آموزش زبان ملی ایران و آمریکا در دوره ی ابتدایی
حوزههای تخصصی:
شناسایی الگوی طراحی آموزشی مطلوب برای آموزش های صنعتی
گزینه های ایالات متحده در عراق ؛ ارزیابی مجدد
عاشقی که صادق بود
حوزههای تخصصی:
توسعه گردشگری وپیامدهای فرهنگی واجتماعی آن
معرفی جامعه بین المللی اکوتوریسم
یادداشت : ورود رشته طبیعت گردی به مدارس و دانشگاه ها
گفتگو با مهندس آرش کوشا
عالی همتان:دکتر جلال الدین شهبازی ، مردی از جنس طبیعت
طبیعت و چرخ: نگاهی به طبیعت و چرخ
چهره ها:محمود بنفشه خواه، طبیعت جایی برای آرامش انسان
آموزش: مسافرت هدفمند
آموزش: کلیدهای سفر سالم
فنـای عارفانه، بقـای جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان زیباترین، لطیف ترین و هنری ترین نگاه به مذهب است. عارفان با نگاهی ذوقی و جمال شناسانه همه پدیده های دینی و طبیعی را تأویل کرده اند و آرمانی ترین و ذوقی ترین بازنمودها را ارائه داده اند. یکی از پدیده های بازنگریسته شده عرفانی که شکلی آرمانی، دلخواه و شورانگیز یافته، «مرگ» است. عارف- همانند دیگر انسان ها- در پی بی مرگی است. خارخار جاودانه زیستن، سودای عشقی را در او برمی انگیزد که در پیوند با معشوق همیشه زنده، و پیوسته ماندگار، خود به ماندگاری جاوید دست یابد. از این رو، ستیز ناسازها را می آغازد و با تلاشی بی وقفه و مشتاقانه نیمه افلاکی(روح) را از نیمه خاکی(تن) رها می سازد تا به وصال معشوق دست یابد و جاودانه گردد. این نوشتار به واکاوی اندیشه های عارفان در مورد مرگ و انواع آن می پردازد. در رویارویی فنا(باور عرفان ایرانی) با نیروانا(باور عرفان بودایی)، شاهکار اندیشه عرفان ایرانی را در تکامل بخشیدن به نیروانا، یعنی رسیدن به هستی واقعی تبیین می نماید؛ آن گاه با نگاهی گذرا، چگونگی نمود اندیشه فنا را در ادب و عرفان پارسی بازمی نمایاند؛ و در بخشی دیگر به بررسی فنا به عنوان خاستگاه شطحیات عارفان می پردازد.
درویشِ شگفت انگیز زندگی و سخنان ابوعبدالله مغربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانا جلال الدین در مثنوی خود از شیخی به نام [ابو] عبدالله مغربی یاد کرده و گفته است که وی صاحب بصیرت بود، و شب در بیابان احتیاج به چراغ نداشت و در تاریکی راه را می دید. این شیخ که یکی از اولیای خدا و درویشان قرن سوم بود، صفات غریب دیگری نیز داشت؛ از جمله اینکه گیاه خوار بود و حدود هفتاد بار به حج رفت و سخنانی می گفت که مریدانش از شنیدن آن ها سخت به هیجان می آمدند و گاه بیهوش به زمین می افتادند. یکی از مریدان وی، ابراهیم شیبان کرمانشاهی بود که بسیاری از اقوال استاد خود را جمع و نقل کرد. یکی از این اقوال، سخنی است شبیه به قول معروف فیلسوف نوافلاطونی پلوتینوس یا افلوطین.







