یکی از ویژگی های تحقیقات علوم انسانی، در این دوران، توجه به روش های تحقیق کیفی است که به لحاظ تعمق در پیچیدگی واقعیت، کارآمدی خود را در عمل نشان داده است. راهبرد دیرینه شناسی، در رویکردی پساساختارگرایانه، بدون مفروض گرفتن اینکه روابطی پیشاپیش تعیین شده باشد، شبکه مناسباتی را می کاود که در شکل گیری مفاهیم، به شیوه عملی نقش ایفا می کند. این روش، در واقع تحلیلی تاریخی است که چارچوبی جدید برای مطالعات علوم انسانی فراهم می کند. این قرائت متفاوت از تفسیر تاریخی متضمن پیچیدگی و دقت روش شناسانه ای است که می کوشد کارکردهای کلان فلسفی را در چارچوب های نهادی و اجرایی، به جزئیات زندگی تجربی مربوط سازد. هدف این مقاله معرفی این راهبرد به شیوه ای است که در تحقیقات علوم انسانی مؤثر و کاربردی باشد. راهبرد دیرینه شناسانه که در دیدگاهی تکثرگرایانه، ضمن کاوش در ناخودآگاه تاریخی، در کشف ابعاد گوناگون و متفاوت شکل گیری واقعیت می کوشد، از چهار جنبه اساسی بررسی می شود. بخش اول با عنوان «شکل گیری موضوع»، متغیرهای دخیل در این قسمت را در سه زیرگروه مطرح می کند. سپس شیوه های تثبیت این موضوعات، در نهادها و سازمان ها، ذیل عنوان «شکل گیری قطعیت سبک های بیانی»بررسی می شود. در بخش سوم، چگونگی شکل گیری مفاهیم مربوط به هر حوزه تحلیل می شود. بخش پایانی، با عنوان «شکل گیری راهبردها»، با فرض اینکه هیچ محدوده ای نفوذناپذیر نیست، راه های ایجاد شکاف و شرایط تغییر در موضوع مورد نظر را بررسی می کند. نتیجه این مقاله ضمن توضیح دقیق این راهبرد برای استفاده در پژوهش ها، دستیابی به سطحی چندبعدی از تفکر است که هم می تواند زمینه ساز پرورش خلاقیت قرار گیرد و هم با ارائه آرشیوی از پاسخ های مناسب، کارآیی تحقیقات این حوزه را دوچندان می کند.
«مختصری از مضامین نجوم در دیوان مجیر» عنوان مقاله ای است که پیش رو دارید. وقتی که وضعیت علوم را در ایران از میانه ی قرن پنجم تا آغاز قرن هفتم مطالعه می کنیم، با وجود همه ی موانع موجود، متوجّه پیشرفت و توسعه ی علوم عقلی،به ویژه نجوم، در کنار سایر دانش ها می شویم و در می یابیم که بعد از خاقانی، شاگردش مجیرالدّین بیلقانی مجال یافته است تا کلیّه ی دانش های زمان، به ویژه نجوم، ابزار نجومی، پدیده های جوّی، سعد و نحس، افلاک، اختران و برج ها را در اشعار خود وارد و غذای روح آفاق جویان را فراهم سازد، نگارنده نیز در راستای یک طرح پژوهشی به نام«شرح قصاید دیوان مجیرالدّین بیلقانی» تلاش می کند تا حجاب حقیقت را در رصدگاه اختران کنار زده و اندیشه های برون گرایی شاعر را در کتابخانه ی چرخ او رصد نماید.
جُستار حاضر پیرامون مسأله ی معراج است که با هدف بررسی تحلیلی و تطبیقی معراج نامه های موجود در ادبیّات فارسی و ترجمه ها انجام شده است. انگیزه، تاریخ، کیفیّت، نوع و تحلیل علمی و عقلانی این پدیده توسط صاحب نظران، نیز بازتاب معراج در متون ادبی و عرفانی، سفر روحانی چند شخصیّت مسلمان و غیر مسلمان، نظیر بایزید بسطامی، زرتشت، بودا، دانته و میلتون مورد بحث این مقاله است. همچنین موارد زیر مورد بررسی قرار می گیرد:
ویژگی های قهرمانان این پدیده (از لحاظ مرتبه ی فکری و روحی)، همراهان آنان در مراحل سفر، زمان وقوع، مکان ها و شخصیّت هایی که می بینند، پاداش و کیفر و دلایل دنیایی و معنوی آن، علّت عقلانی عادلانه بودن پاداش ها و عذاب ها، مقصد نهایی مسافران این سفر معنوی است.
نتایج به دست آمده از بحث، به ترتیب اهمّیّت در پایان یادآوری شده است. موضوع معراج و معراج نامه ها در تاریخ بشر –که درک و خلق آن تاکنون نیز ادامه دارد- یک نوع ادبی فرعی و تلفیقی بوده و از دیدگاه نوع شناسی ادبی، به گونه ای مستقل، مورد نقد و بررسی قرار نگرفته است.
پروین اعتصامی، از معدود شاعران مشهور زن در ادبیات فارسی است. وی با تأثیرپذیری از فرهنگ ایرانی اسلامی، به نقد جایگاه زن در جامعه ی عصر خود و پیش از آن برخاسته و با مخاطب قرار دادن زنان، آنان را نسبت به قابلیت ها، شایستگی ها و ارزش هایشان آگاه کرده است.
پروین، در اشعار خود با یادآوری محدودیت ها و دوران سخت و ناهمواری را که زن در جامعه ی ایرانی پشت سر گذاشته است، کوشیده تا سیمای واقعی زن را به جامعه ی خود نشان دهد. او آشکارا بیان داشت که زن، رکن خانه ی هستی و هموار کننده ی راه زندگی است.
پروین، عقیده داشت برتری انسان، چه زن و چه مرد، در داشتن دانش، هنر، گوهر تعلیم و تربیت، فضل، عرفان، قناعت، پرهیزگاری و پاکی است؛ همچنان که نقصان انسان، چه زن و چه مرد، در پشت کردن به آن فضایل، خودپرستی، سستی، تلاش نکردن برای کسب دانش و گرفتار ظاهر شدن است.
واژه «یوگا» که از اعتبار خاصی برخوردار است. غالباً با اکتساب و استعانت از نیروی ماورای طبیعی به یکدیگر می پیوندد. مطابق با آیین مضبوط، «یوگا» به منزله یک «هنر باستانی» است که با یک سری باورهای مذهبی، با ریاضت های عجیب و رمزگونه درهم می آمیزد. در باورهای هندی ارتودکس، «یوگا» از جایگاه والای، ماورای بصیرت بشری برخوردار است. به راستی برای دست یابی به این دانش تنها به وسیله فضائل (آداب پسندیده) می توان توسل جست. یوگا یک واقعیت متحیرکننده ای محسوب می شود که در بطن آن، از خرافات و افکار پریشان به موضوع خاصی سوق داده می شود که از روند گسترده ای برخوردار است. شاید فلسفه یوگا، یکی از خردترین جنبه شناخته شده آن می باشد. دلائل برای کسب این عدم شناخت غیرممکن نمی باشد. در این مقاله سعی شده است «ذکر» در اسلام را با ذکر بودائیان تیره «زن» و تصوف ایرانی مقایسه کرده و با بعضی از آداب یوگا مقایسه نموده و افزون بر آن به اختلافات و تشابهات بین ذکر تصوف ایرانی و یوگا که ناشی از افق دید مختلف سنن دینی است بپردازد.
عطار، یکی از بزرگ ترین عارفانه نویسان زبان و ادب فارسی است که توجه ویژه ای به حکایت در مثنوی هایش و هم چنین در کتاب ارزش مند تذکر ه الاولیاء دارد. عدم توجه به داستان پردازی و حکایت نویسی در متون کهن فارسی موجب شده که حکایت های عرفانی و عناصر داستانی آن نیز مورد بی توجهی قرار گیرد.
در این مقاله تلاش شده تا ساختمان و پیرنگ حکایت های تذکر ه الاولیاء بررسی شود. عطار با زبانی ساده، حکایاتی کوتاه و موجز ارائه داده که در اغلب آن ها ساختمان سه بخشی حکایت رعایت شده است. وی هر چند حکایات کتابش را از پیشینیان وام گرفته و خود سازنده حکایت نیست، امّا با درک صحیحی که از حکایت پردازی دارد، با تغییراتی اندک توانسته پیرنگ حکایات را کامل و بی نقص کند و حکایاتی به یاد ماندنی و تأثیرگذار بر جای گذارد.
مراعات نظیر، مؤثرترین آرایه ی ادبی است که شاعر با انتخاب واژگان متناسب آن را می آفریند. این آرایه که به نام های «تناسب» و«توافق» و«مؤاخات» نیز نامیده می شود، سبب فعال شدن دیگر آرایه های ادبی نیز می شود. با این همه در کتب صناعات ادبی تعریفی جامع از این آرایه صورت نگرفته است که نیاز به بازنگری دارد. این مقاله کوشیده است با آوردن مثال های متعدد، تعریف صحیحی از آرایه مراعات نظیر به دست دهد
مقوله هایی مانند اسطوره و عرفان اگرچه دارای رویکردی به ظاهر متفاوت می باشند اما هر دو از مظاهر بارز و برجسته هویت ایرانی هستند که در مواضع متعدد به ویژه در بُعد نمادین بودن زبان، تأویل پذیری، روایت گری، رویکرد هنری، قرابت با متون دینی از همگرایی و همسویی برخوردارند و این اشتراک و همگرایی بیشتر در حوزه شعر و ادب خود را نمایان می سازد. لذا شعرای بسیاری از جمله حافظ از این نکته غافل نبوده اند.
شخصیت ها و مفاهیم اساطیری در شعر حافظ برخوردار از یک تطور معنایی هستند که اغلب در خدمت تعمیق و توسعه باورهای عرفانی می باشند. این مفاهیم ضمن این که نوعی رجعت به گذشته های فکری و آیین ایران است، اما رویکرد عرفانی آن نیز نوعی تجدید حیات معرفتی در حوزه مفاهیم معرفتی اسلامی حساب می آید.
لذا هم چنان که بسیاری از مقوله های اساطیری به جهت پویایی و سیال بودن و عدم تقید به زمان و مکان در ادوار گوناگون و در قالب های بعضاً متفاوت حضوری آشکار دارند؛ عرفان نیز با در نظر داشتن نکاتی که گفته شد این ویژگی را همانند اسطوره خواهد داشت تا سایر حوزه ها و قالب های فکری را تحت الشعاع قرار داده و یا احیاناً با خود همراه نماید و این دو در بسیاری از مواضع توأمان در راستای کمال خواهی انسان گام برمی دارند.
عمدتاً هر دو مفهوم برای دستیابی به ماندگاری و جاودانگی خود به روایات روی می آورند و رویکرد به هنر نیز در هر دو به چشم می خورد. لذا غزل های حافظ را از این منظر نیز می توان مورد تحلیل قرار داد. اما به جهت گستردگی دامنه بحث، نگارنده ناگزیر است در این مقاله، به همگرایی اسطوره و عرفان صرفاً در وجه تأویل پذیری آن دو در دو مقوله جمشید و جام جم اکتفا نماید.
نیاز کشورهای دنیا به این حامل انرژی همراه با بهره مندی ایران از مخازن عظیم گاز طبیعی، صادرات این حامل انرژی را به موضوعی اجتناب ناپذیر برای کشور تبدیل کرده است. ضمن آنکه درآمدهای صادراتی این حامل می تواند جانشین مناسبی برای درآمدهای نفتی کشور باشد. سئوال اصلی این پژوهش این است که با وجود محدودیت در تامین گاز طبیعی برای مصارف داخلی و همچنین تامین گاز جهت صادرات، در صورت تمایل کشور به صادرات گاز طبیعی، چه قیمتی باید به ازای هر متر مکعب دریافت شود؟ برای پاسخ گویی به این سوال، با رویکرد برنامه ریزی خطی، منفعت ملی ناشی از تخصیص گاز طبیعی برای مصارف مختلف را در کنار یکدیگر قرار داده و این نتیجه حاصل شده که در صورت تمایل تخصیص گاز به امر صادرات باید کمترین منفعتی که کشور در صورت عدم صادرات گاز می تواند بدست آورد را به هزینه نهایی تولید آن اضافه کرد و آن را به عنوان حداقل قیمت گاز صادراتی(هزینه نهایی به علاوه قیمت سایه) محاسبه کرده که میزان آن به ازای هر متر مکعب برابر 8/48 سنت دلار است.
در سال های قبل از دوران صنعتی شدن، روند آرام تغییر شکل و نوسازی شهرهای تاریخی گذشته را عمدتا معیارهای فرهنگی تعیین می کردند. این معیارها در طی زمان شکل می گرفتند و ابزار فنی محدود آن روزگار تأثیر اندکی بران داشت. از نیمه دوم قرن نوزدهم به بعد، امر دخالت در بافت کالبدی شهرها به شکل های متفاوتی صورت پذیرفت و تلاش نظام مند برای احیاء مراکز قدیمی کسب و کار در گرایشات جدید حفاظتی مطرح شد، تا این که بالاخره شهرهای زیادی تهیه برنامه های جدید مرکز شهر را در دهه۱۹۷۰ به عهده گرفتند. ادامه به روز این رویه به منظور بازسازی بخش مرکزی شهرها، از این جهت مورد پژوهش این مقاله قرار گرفته است که روند رو به تخریب بطئی نواحی مرکزی سرعت دو چندانی نسبت به دهه های پیشین به خود گرفته است و از سوی دیگر اهمیت این نواحی شهری به طور کاملا محسوسی بر برنامه ریزان و مدیران شهری آشکار شده است تا گامی مؤثر در مسیر حل معضلات رو به رشد بخش های مرکزی شهرها بردارند. بنابراین ضمن مطالعه و بررسی ادبیات نظری موجود در زمینه مرمت و بازسازی و نیز نقش مراکز شهری، ابتدا رویکرد نگارنده در ارائه طرح برای مراکز شهری تبیین و سپس ضمن بیان اهداف طرح بازسازی مورد نظر نویسنده، الگوی مداخله از دید وی معرفی و توصیف خواهد شد. در ادامه اصول و دستورالعمل های بازسازی در دو بعد کالبدی و عملکردی ارائه می گردد.
فال همواره در زندگی بشر وجود داشته و به عنوان معرفتی حاشیه ای، در گوشه و کنار جامعه به زندگی خود ادامه داده است. در سال های اخیر، گسترش و تنوع موضوع فال، ورود آدم های تحصیلکرده و با موقعیت اجتماعی بالا به فال گیری و استفاده از گفتمان رسمی- علمی، برای طرد فال سبب شده است که پرداختن به این موضوع اهمیت یابد. مقاله حاضر می کوشد، با استفاده از نظریه نظم گفتار فوکو و تحلیل گفتمان، ابتدا به ساز و کارهایی که گفتمان رسمی- علمی برای طرد و غیر حقیقی جلوه دادن فال استفاده می کند، بپردازد و سپس با بهره مندی از گفتار کنشگران فال گیری، معرفتی که فال ارائه می دهد و همچنین دنباله روندگان آن را با گفتمان علمی فال مقایسه کند.از جمله ساز و کارهای فوکویی که گفتمان علمی-رسمی فال، در جهت طرد گفتمان غیر رسمی بکار می بندد، کنارگذاری و تفسیر است. بر حسب این دو ساز وکار، فال، غیر حقیقی، غیر واقعی و شیادی است و کنشگران آن ساده اندیش و فاقد بینش علمی پنداشته می شوند. در حالی که، کنشگران گفتمان غیر رسمی که اغلب تحصیلکرده هستند به فایده مندی فال در زندگی روزمره شان اشاره می کنند.
این مقاله، بر آن است که مدلی برای تحلیل محتوای سیاست های فرهنگی بدست دهد. منظور از سیاست های فرهنگی در این مقاله به طور خاص سیاست هایی است که از جانب دولت به صورت مکتوب و مصوب ارائه می شود تا زمینه ای برای مدیریت فرهنگی (برنامه ریزی و سازماندهی و هدایت منابع و نیروها) باشد. مدل باید به دنبال پیدا کردن عقلانیت حاکم بر سیاست فرهنگی باشد. به منظور دستیابی به این مدل، ضمن مطالعه ادبیات موضوع به مسائل دخیل و موثر در شکل دادن به سیاست های فرهنگی مثل تعریف فرهنگ، محدوده ی فرهنگ، ویژگی های اجتماعی فرهنگ، دلایل نیاز به سیاست گذاری برای فرهنگ و علل تدوین آن، و سرمشقهای سیاست گذاری فرهنگی و همچنین اجزای سیاست فرهنگی می پردازیم. در نهایت همه ی این موارد که بر شمردیم به علاوه ی نهاد متولی اجرای سیاست تبدیل به متغیرها و حوزه ای که مورد سیاست گذاری قرار گرفته نهایتا هشت متغیر اصلی برای تحلیل محتوای سیاست های فرهنگی را شکل میدهد. به ازای هر متغیر، مقوله های متناسب با آنها از خلال مطالعه ادبیات موضوع استخراج و مطرح شده است.
سیاستگذاری فرهنگی نوعی برنامه ریزی کلان است که فعالیت های فرهنگی، اجتماعی را در جهت تحقق بخشیدن به اهداف سامان می دهد. اِعمال این سیاست ها از سطح قانون گذاری گذشته، به معنای نوعی اِعمال قدرت دولت به منظور اصلاح، بهبود و یا ایجاد دگرگونی در باورها و رفتارهای فرهنگی است و از آنجا که دولت از تمام ظرفیتهای تشویقی و تنبیهی موجود برای تحقق این سیاست ها برخوردار است، بررسی این سیاست ها اهمیت وافری دارد. این مطالعه با هدف بررسی وجوه سیاستگذاری فرهنگی دولت در حیطه سبک زندگی دختران و اصول و منابع مقوم آن انجام شده است. برای این منظور متون اصلی سیاست فرهنگی از سه ماخذ سیاستگذار در حوزه دختران و زنان جوان از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان ملی جوانان و سازمان صدا و سیما گردآوری شده و از طریق تحلیل متن، بندهای معینی از مجموعه مصوبات، اسناد و آیین نامه های دستگاههای سیاستگذار بعنوان ادبیات رسمی موجود در این حوزه مورد موشکافی قرار گرفته است. چهار سرفصل اصلی ضوابط حجاب و پوشش، ممنوعیت آرایش، تفکیک جنسی و در نهایت اوقات فراغت شاکله اصلی این سیاست ها را تشکیل می دهد. به جز اوقات فراغت که کمتر مورد توجه قرار گرفته، سه سرفصل دیگر بعنوان سه حلقه مکمل و دارای اثر هم پوشانی همواره تکرارشده است. استدلال اصلی نویسندگان آن است که این شاکله در امتداد ایدئولوژی نظام سیاسی و برخاسته از ارزش های دینی سیاستگذاران با نگاه خاص ایشان به زن خصوصا در فضای انقلابی ایران بوده، با گذشت زمان علارغم تغییرات اجتماعی به دلیل وجود منابع مقوم خود دستخوش تغییر نشده است.
هدف گردشگری در وهله نخست بهبود روابط فرهنگی و درک تفاوتهای فرهنگی است . گردشگری مذهبی به عنوان یکی از قدیمیترین اشکال روابط فرهنگی بین اقوام و ملل ، از جمله پر رونق ترین گردشگری ها در زمان حاضر است . قدمت این نوع گردشگری با قدمت تاریخ دینی برابری میکند بطوری که عمده ترین نیت گردشگری در شکل سنتی یک عمل دینی _ فرهنگی بوده است . نگاهی به گذشته در زمینه سفرها و گردش های مذهبی موید این مطب است .
امروزه گردشگری مذهبی به سبب ویژگی های خاص خود ، جایگاه مهمی در میان انواع گردشگری یافته و تحقیقات گسترده ای در سالهای گذشته در این زمینه انجام شده است ؛ اما محققان هنوز بر سر بکار بردن دو واژه زیارت یا گردشگری مذهبی به توافق نرسیده اند . از این رو ما در این مقاله هر دو مفهوم را بکار می بریم . ایران نیز به دلیل موقعیت های مذهبی فراوان ، مقصدی مناسب بجهت گردشگران مذهبی است ، با وجود آنکه این استعداد بالقوه وجود دارد ، اما تا کنون در این زمینه فعالیتهای پژوهشی مناسبی انجام نشده است ؛ در حالی که برنامه ریزی صحیح نیازمند پژوهشهای کافی و تولید ادبیات تحقیق است . در مقابل ، بسیاری تلاش کرده اند تا با انجام چنین مطالعاتی در رابطه با بسیاری از فرق مذهبی ناشناخته ،زمینه را برای گسترش گردشگری خود توسعه دهند.
در طول مطالعه انجام شده چند هدف دنبال شد : نخست روشن کردن مفاهیم حوزه زیارت و گردشگری مذهبی . سپس بررسی آمار موجود ایران در این زمینه و در ادامه مطالعه ای روی مسافرین مسجد جمکران انجام شد . انتخاب این مقصد از آن روی صورت گرفت که مسافرین آن در ادامه سفر به شهر قم می توانند به دیدن آثار مذهبی و غیر مذهبی بروند . بدلیل وجود این حق انتخاب می توان فاصله شناختی میان گردشگری و زیارت را بدرستی مشاهده کرد و سطح توقع و رضایت آنها را سنجید . با استفاده از نمونه گیری غیر احتمالی قضاوتی تعداد 80 پرسش نامه با مصاحبه تکمیل شد . سپس با جمه بندی نظریه ها و تحقیقات انجام شده ، با استفاده از مدل SWOT فرصتها و تهدیدهای پیش روی گردشگری زیارتی در ایران مورد تحلیل قرار گرفت
موضوع این مقاله درک کیفیتحکمرانی درایران است که درمیان استادان دانشگاه های تربیت مدرس، علامه طباطبایی و تهران مطالعه شده است. پرسش مقاله حاضرآن است که: "درک استادان دانشگاه درباب کیفیتحکمرانی درایران چگونه است؟ ادبیات نظری متن حاضر بر تئوری حکمرانی خوب استواراست. روش پژوهش مقاله، پیمایش فازی است. واحدهای مشاهده صد نفراز استادان دانشگاههای تربیت مدرس، علامه طباطبایی و تهران می باشد. شواهد تجربی دلالت برآن دارد که ارزش میانگین درک پاسخگویان در باب همه زیر مجموعه های مفهوم کیفیت حکمرانی پایین تر از نقطه گذار (5.) است. این رابطه در باب شاخص کل کیفیت حکمرانینیز صادق است. بیشترین میزان داوری منفی مربوط به شاخص کنترل فساد است. شواهد تجربی نشان می دهد که بطور متوسط 67 درصد از پاسخگویان کیفیت حکمرانی را درایران کاملا منفی تا عمدتا منفی ارزیابی کرده اند. تنها 3.1 از آنان کیفیت حکمرانی را کاملا خوب ارزیابی کرده اند و 12درصد پاسخگویان در نقطه گذار قرار دارند. نقطه گذارجایی است که بیشترین ابهام را از حیت این که آیا یک مورد بیشتر عضو یا غیرعضو است، دارد. این افراد درباب کیفیت حکمرانی خوب یا بد تردید دارند. درواقع اکثریت پاسخگویان درک منفی در باب کیفیتحکمرانی در ایران دارند.
هدف پژوهش حاضر، آماده سازی بستری برای تدوین اهداف و مؤلفه های آموزش مهارت های زبانی در برنامه درسی زبان ملّی دوره متوسطه به شکلی منسجم و هماهنگ با دوره های ابتدایی و راهنمایی است. روش پژوهش تحلیل کیفی محتواست. داده ها عبارت اند از برنامه درسی زبان فارسی دوره متوسطه ایران (نسخه سال 1386)، برنامه درسی مهارت های زبانی آمریکا (ایالت نیوجرسی، 2004) و برنامه درسی زبان ملّی استرالیا (ایالت استرالیای غربی، 1998) که با روش کتابخانه ای و فیش برداری از اسناد و مدارک داخلی و خارجی جمع آوری شده است. در این پژوهش، اهداف و مؤلفه های آموزش مهارت های زبانی برنامهدرسی زبان ملّی کشورهای یاد شده، در چارچوب رویکردهای مستقل از بافت و ایدئولوژیک، به دقت تحلیل و بررسی و مشخص شد که اهداف و مؤلفه های آموزش مهارت های زبانی برنامه درسی زبان ملّی آمریکا و استرالیا با تأثیر از ویژگی های رویکرد ایدئولوژیک تدوین شده اند، در حالی که اهداف و مؤلفه های آموزش مهارت های زبانی برنامه درسی زبان ملّی ایران(آگاهانه یا ناآگاهانه) بیشتر واجد ویژگی های رویکرد مستقل از بافت است و تعداد ویژگی های مرتبط با رویکرد ایدئولوژیک آن کم است. در این مقاله پس از بحث درباره ویژگی های برنامه درسی زبان ملّی کشورهای یاد شده، که متأثر از رویکرد ایدئولوژیک به سواد است، به نقاط قوت و ضعف اهداف و مؤلفه های آموزش مهارت های زبانی برنامه درسی زبان ملّی ایران پرداخته می شود .