فراداستان تاریخ نگارانه در اقتباس پارودیک و کودکانه سبیل شاه عباس اثر مجید شفیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دوران ارسطو، تمایز حوزه تاریخ از حوزه داستان بدیهی تلقی می شده است تا اینکه لیندا هاچن، هایدن وایت و دیگر پسامدرنیست ها از این دو حوزه مرززدایی می کنند. هاچن با طرح نظریه «فراداستان تاریخ نگارانه» ادعا می کند، هم تاریخ و هم داستان فقط به شکل متنی شده و برساخته درک پذیرند و هر دو به لحاظ صوری از تمهیداتی یکسان برای روایتگری استفاده می کنند؛ بنابراین، فصلِ تمایز معناداری میان آن ها وجود ندارد. او امر واقع تاریخی را نفی نمی کند؛ لیکن آن را به صورت عریان و بدون پوششِ گفتمانی، دسترس ناپذیر می داند. این پژوهش بر آن است که با مطالعه موردی داستان سبیل شاه عباس و بر اساس آرای هاچن، به چگونگی کارکرد پارودی در امحای مرز تاریخ نگاری و افسانه پردازی پاسخ دهد. داستان مذکور اقتباسی پسامدرن از افسانه «شاه عباس و دختر ورکچی» است که به قلم مجید شفیعی و برای گروه سنی «ج» به رشته تحریر درآمده است. علت انتخاب داستان نام برده به عنوان موضوع پژوهش این است که در ساختار پسامدرن آن، از گفتمان افسانه پردازی به مثابه بدیلِ گفتمان تاریخ نگاری استفاده شده است. روش پژوهش تحلیلی - توصیفی است. نتیجه مقاله نشان می دهد که داستان یادشده، از طریق تردد تراجهانی سوژه ها، برجسته سازی نامتعین ارجاعات و پارودی های بیناگفتمانی، مخاطب را با نسبی گرایی معرفتی، تکثر حقایق و نقد ایدئولوژی های تاریخ نگاری مواجه می سازد.







