ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳۰٬۸۰۱ تا ۲۳۰٬۸۲۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
۲۳۰۸۰۱.

نگاهی بر مفهوم جدید اراده نیک کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰۰ تعداد دانلود : ۸۳۴
در نوشتار حاضر مفهوم جدید اراده نیک کانت بررسی می شود؛ مفهومی که حاصل تأمل در نظریه شر ریشه ای اوست. بر اساس نظر کانت، تمامی انسان ها به دلیل وجود تمایل به شر در نهادشان شرورند. انسان ها اگرچه موجوداتی عاقل محسوب می شوند، در عین حال به دلیل ماهیت محسوسشان محدود هم هستند و این محدودیت آنها موجب می شود انگیزه های حسی خود را بر قانون اخلاقی ترجیح دهند. از نظر کانت این همان امری است که سبب تولد شر در جهان می شود. اما سؤال این است که آیا انسان می تواند بر تمایل به شر عجین شده با ماهیتش فائق آید؟ آیا او می تواند با وجود تمایل به شری که در نهاد او قرار دارد، به کمال اخلاقی دست یابد؟ کانت بر این باور است که غلبه بر شر به تنهایی در توان انسان نیست و او به این منظور نیازمند همیاری خداوند خواهد بود. اما برای اینکه استحقاق دریافت این موهبت الهی را داشته باشد، خود نیز باید زمینه دریافت آن را آماده کند. او باید تحولی درونی را در خود ایجاد کند، این تحول به شکل گیری اراده نیک در نزد انسان می انجامد، اراده نیکی که واکنشی است در برابر شر ریشه ای. شکل گیری چنین اراده نیکی از دلایل کانت برای اثبات وجود خدا هم محسوب می شود؛ زیرا تا خدایی نباشد که انسان را در دستیابی به چنین اراده ای کمک کند، انسان خود هرگز نمی تواند به تنهایی چنین اراده ای داشته باشد.
۲۳۰۸۰۲.

بررسی معرفت شناختی و روش شناختی حساب احتمال در اقتصاد اسلامی بر اساس حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۶۶۳
علم اقتصاد معاصر میان احتمال عینی و معرفت شناختی فرق گذاشته و از احتمال عینی در نظریه های اقتصادی استفاده فراوانی کرده است. اما در پی نقدهای ذهن گرایان بر احتمال عینی، جهت گیری استفاده از حساب احتمال در اقتصاد به سمت بیزگرایی و احتمال معرفت شناختی میل کرد. در این مقاله، با بررسی جایگاه حساب احتمال در بخش های مختلف علم اقتصاد، پیشنهاد می شود دانش اقتصاد اسلامی برای تبیین مبانی نظریه های اقتصادی از آرای حکمای اسلامی در این زمینه استفاده کند. حکمت متعالیه، احتمال عینی را نوعی از احتمال روان شناختی و تنها یقین و جزم منطقی را معتبر می داند. لذا احتمال همان توقع ذهنی است که هر چه قانون مند باشد، از احتمال روان شناختی خارج نمی شود. بر اساس نظریه اعتباریات علامه طباطبایی (ره)، احتمال روان شناختی با مراتب مختلف آن، موضوع احکام عقل عملی است و در برخی موارد در نبود علم منطقی، می توان از آن پیروی کرد. استفاده از این آرا، موجب تغییراتی در روش شناسی و معرفت شناسی اقتصاد اسلامی می شود. روش شناسی اقتصاد اسلامی از حساب احتمال به عنوان روش تأیید نظریات اقتصادی (در صورت نبود علم) استفاده می کند. همچنین جایی که خود رفتار انسان، بر اساس احتمال باشد، می توان از حساب احتمال بهره برد. در مواردی هم که نمی توان به علم رسید، می توان از حساب احتمال برای پیش بینی احتمالی استفاده کرد. توجه به امور مذکور، این فایده را برای دانش اقتصاد اسلامی دارد که دچار نابسامانی معرفت شناختی و روش شناختی نخواهد شد. شهید صدر (ره) تفسیری بر اساس علم اجمالی از حساب احتمال ارائه داده که در آن احتمال به حد علم منطقی نمی رسد و از کاشفیت بی بهره است. نظریه ایشان را می توان با انجام دادن برخی اصلاحات، ذیل احکام عقل عملی معتبر شمرد. روش این مقاله در جمع آوری، اطلاعات کتابخانه ای و در تحلیل اطلاعات، تحلیلی - انتقادی و در ارائه روش اقتصاد اسلامی، اکتشافی است.
۲۳۰۸۰۳.

تبیین و بررسی رویکرد هگل نسبت به رابطه علم و دین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۴ تعداد دانلود : ۴۴۹
دیرزمانی است که میان برخی از دانشمندان و متکلمان غربی نزاع سختی در باب حوزه و قلمرو و همچنین اعتبار و وثاقت علم و دین درگرفته است. در طول سده های گذشته، هر یک از این دو قلمرو از اینکه دیگری را به مثابه یک دانش و معرفت واجد حقیقت در نظر بگیرند، طفره رفته اند و دلایل فراوانی در رد و محکومیت دیگری ارائه کرده اند. از این رو در نوشتار حاضر ضمن تأکید بر این نکته که پیشرفت علمی جوامع بشری لزوماً با سکولاریسم ارتباطی ندارد، با نظر به کل نظام فکری هگل، دیدگاه وی در زمینه رابطه علم و دین بررسی خواهد شد. به باور هگل، معرفت و آگاهی بشر بر اساس یک سیر دیالکتیکی تاریخی پیوسته در حال تکامل بوده و متناسب با بسط و پیشرفت آن، علم و دین نیز توأمان و با تناظر یک به یک دچار تحول و پویایی شده اند. به بیان دیگر، او با اشاره به مراحل چهارگانه تکامل تمدن ها و مراتب استکمال ادیان در بستر تاریخ، بر این باور است که در هر دوره ای از تاریخ جهان، میان علم و دین آن زمان، تعامل و ارتباط نزدیکی وجود داشته و این دودر هیچ دوره ای به هیچ عنوان در تباین با هم نبوده اند. گرچه کامل ترین نوع تعامل میان علم و دین و مصداق تام و اتمّ این رابطه از نظر وی در مسیحیت پروتستان و دوره ژرمنی وجود داشته است. از این رو بر اساس رویکرد تعاملی و آشتی گرایانه هگل، علم و دین دو ساحت متفاوت تجلیات روح مطلق هستند و در طول تاریخ به صورت مشترک و به موازات هم به تعالی آگاهی بشر مدد رسانده اند.
۲۳۰۸۰۴.

تعریف، عینیت و تعداد صفات جوهر الهی در اندیشه اسپینوزا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۴ تعداد دانلود : ۷۴۲
مسئله صفات خداوند هم در حوزه مباحث الهیاتی (کلامی) و هم فلسفی، اهمیت ویژه ای دارد و می توان از جهات مختلف معناشناختی، معرفت شناختی و هستی شناختی در خصوص آن به بحث نشست. اسپینوزا فیلسوف عقل گرای سده هفدهم که متافیزیک خود را مبتنی بر تصور خدا به عنوان علت اولی و تنها جوهر موجود می سازد، تصور تام خدا را به تصور صفات خداوند منوط می داند و از این مجرا به بحث های مختلفی در این زمینه می پردازد. در این تحقیق سعی بر این بوده است تا به پرسش هایی در زمینه تعریف، عینیت و تعداد صفات جوهر الهی در اندیشه اسپینوزا پاسخ های نظام مند داده شود. روش تحقیق در این مقاله توصیفی - تحلیلی و بر اساس تحقیق کتابخانه ای - اسنادی است. به اختصار می توان گفت که اسپینوزا در دیدگاه نهایی خود، صفات را معرفت پذیر، مقوّم ذات جوهر، عینی و ناوابسته به ذهن فاعل شناسا و از نظر عددی نامتناهی می داند. او همچنین بین صفات خدا و خصوصیات او قائل به تمایز است. همچنین نشان داده خواهد شد که دیدگاه اسپینوزا در بحث صفات، تغییراتی را نیز به خود دیده است.
۲۳۰۸۰۵.

نمادین بودن زبان دین از منظر تیلیش و غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۱ تعداد دانلود : ۶۰۶
از دیدگاه پل تیلیش، زبان انسان برای سخن گفتن از اعیان و وقایع عادی زندگی او مناسب است و به هیچ وجه نمی توان چنین زبانی را برای سخن گفتن از خدای «متعالی» و «به کلی دیگر» به کار گرفت. غایت قصوا یا دلبستگی واپسین جز با زبان نمادین بیان شدنی نیست و نمادهای دینی تنها در موقعیت سخن از خدا و بازنمایی بنیان غایی هستی، معنای نمادین دارند. محمد غزالی نیز قائل است که معرفت به عالم علوی جز از طریق نمادهای عالم سفلی محال خواهد بود. نمادگرایی او ناظر به کل عالم ملک و شهادت است. هر دو شخصیت بر درک شایسته نمادهای دینی از طریق پیوند قلبی و علم حضوری تأکید دارند. اما نزد تیلیش این ادراک، تنها زمینه مواجهه بهتر با خدا را فراهم می کند و فاقد حیثیت واقع نمایی و معرفت بخشی است؛ در حالی که غزالی نمادها را واجد چنین حیثیتی می داند.
۲۳۰۸۰۶.

رابطه منطقى ارزش با واقع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۲ تعداد دانلود : ۴۳۶
بحث درباره رابطه واقعیت و ارزش به طور جدى از قرن هجدهم و توسط دیوید هیوم آغاز شد و پس از آن دیدگاه ناظر به وجود رابطه، موافقانى مانند جورج ادوارد مور و مخالفانى همانند جان سرل پیدا کرد. هیوم اظهار داشت که هیچ گزاره ارزشى اى را نمى توان به صورت منطقى از گزاره اى واقعى استنتاج کرد. در فلسفه اسلامى این مسئله با بحث مدرکات عقل عملى و عقل نظرى گره خورد. حل این مسئله در ارزشیابى گزاره هاى علوم انسانى تأثیر بسیارى دارد و پیش زمینه بحث «رابطه علم و ارزش» است. در این مقاله ضمن بحث تفصیلى درباره پیشینه مسئله، به بررسى دیدگاه هاى مختلف درباره رابطه منطقى باید و هست مى پردازیم و با تقریرى نوین از دیدگاه هیوم و ضمن ایراد نقدهاى جدید بر دیدگاه علامه طباطبائى، در پایان دیدگاه آیت اللّه مصباح مبنى بر چگونگى رابطه منطقى میان گزاره هاى ارزشى و گزاره هاى واقعى را با استفاده از ضرورت بالقیاس الى الغیر نشان مى دهیم.
۲۳۰۸۰۷.

بررسى پارادوکس هایى در نقض اصل امتناع تناقض(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۳ تعداد دانلود : ۵۴۷
اصل امتناع تناقض به عقیده بسیارى، محورى ترین اصل در معرفت بشرى است که نفى آن به تعطیل علوم مى انجامد. از دیرباز پارادوکس ها یا تناقض نماهایى در رد این اصل مطرح شده که حل آنها براى دفاع از اعتبار معارف بشرى و رفع تشکیکات سوفیستى، امرى لازم است. ما در این مقاله از طریق تحلیل حقیقت صدق تلاش کرده ایم چند پارادوکس مهم را حل کنیم و نشان دهیم که این پارادوکس ها اصل مذکور را نقض نمى کنند. درباره پارادوکس دروغ گو، ضمن پیشنهاد حلى براى آن، بیان کرده ایم که این پارادوکس فاقد شرایط لازم براى اتصاف به «صدق یا کذب» است. همچنین نشان داده ایم که چگونه حل پارادوکس گرلینگ، با نظر به تناقض محمول ها حاصل مى شود. پارادوکس هاى راسل و کانتر نیز در واقع ناشى از خلط بین «کل و کلى» و «اعتبار و حقیقت» هستند. بنابراین هیچ یک از این پارادوکس ها اصل امتناع تناقض را نقض نمى کنند.
۲۳۰۸۰۸.

بررسى تبیین سریان ادراک در هستى با توجه به حیثیت تجردى مادیات در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۰
بیشتر فیلسوفان در طول تاریخ نه تنها نتوانسته اند شعور همگانى موجودات را به لحاظ فلسفى به اثبات برسانند، بلکه بر اساس برخى ادله، شعور مادیات را انکار کرده اند. حکمت متعالیه در مقام ارائه تبیینى فلسفى از این آموزه دینى گام هایى ارزنده برداشته و صدرالمتألهین و تابعان حکمت متعالیه در مقام تبیین عقلى و استدلال بر آن برآمده اند. در این مقاله با به کارگیرى روش توصیفى تحلیلى و با رویکردى تطبیقى و انتقادى، تبیین سریان ادراک در مادیات با توجه به حیثیت تجردى آنها بررسى شده است. یافته هاى پژوهش حاضر حاکى از آن است که هرچند صدرالمتألهین و بسیارى از اندیشمندان، تبیین یادشده را پذیرفته و آن را به عنوان یکى از راه هاى جمع بین اعتقاد به شعور همگانى موجودات بر اساس دلیل مساوقت از یک سو و پذیرش ادله تجرد علم از سوى دیگر مطرح کرده اند، درستى آن کانون تردید است. البته به اعتقاد نویسنده، هرچند نمى توان با این دلیل به اثبات شعور همگانى موجودات پرداخت، با استناد به آیات و روایاتى که به دلالت مطابقى و یا التزامى بر سریان ادراک در موجودات دلالت دارند مى توان به این نتیجه دست یافت که هر موجودى از جمله مادیات از آن جهت که مادى هستند بهره اى از علم دارد.
۲۳۰۸۰۹.

بررسى دیدگاه هایدگر درباره ماهیت تفکر و فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۱
در این مقاله براى شناخت چیستى تفکر و فلسفه از نظر هایدگر، ابتدا به تمایز میان تفکر و فلسفه اشاره شده است. موضوع فلسفه موجود است و موضوع تفکر، وجود. وجود به خلاف موجود امرى پیش نهاده و تصورشده نیست. تفکر، تذکر نسبت به وجود و یادآورى آن است. وجود از سویى از ما مى گریزد و از سوى دیگر ما از او غافلیم. غفلت از وجود در فلسفه، آن را دچار انحراف ساخته است. موجود از سویى حجاب وجود و از سوى دیگر نشانه آن است. براى تفکر باید به وجود نزدیک شویم؛ اما این امر چگونه ممکن است؟ تنها دروازه گشوده به سوى وجود، دازاین است. ویژگى ترس آگاهى دازاین، شرط عدمیدن عدم است. هنگامى که عدم بر دازاین ظهور مى یابد، هستى مى هستد و ما به وجود، تذکر مى یابیم. البته وجود حتى در حال غفلت از آن با ما نسبتى دارد. در پرتو نسبتى که وجود با انسان دارد، ذات فلسفه، ماهیت انسان، ذات هنر و ذات تکنیک تقرر مى یابند. در پایان مقاله به نقد و بررسى آراى هایدگر مى پردازیم.
۲۳۰۸۱۰.

هستى و چیستى زیبایى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۵
چیستى زیبایى از یونان باستان و حتى پس از تأسیس علم زیبایى شناسى تاکنون به عنوان موضوعى حل ناشده، سخت معرکه آراى اندیشمندان است؛ اما انسان ها فارغ از این کشاکش به زیباسازى محیط و ابزار، و حتى با خطرپذیرى به زیباسازى وجود خود مى پردازند. واقعا زیبایى چیست که انسان تا پاى جان آن را پاس مى دارد؟ و از چگونه وجودى برخوردار است؟ این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه اى و گردآورى اهم آراى محققان این حوزه و تحلیل منطقى آنها، درصدد یافتن پاسخ براى پرسش هاى پیش گفته و برخى دیگر از پرسش هاى مربوطه است. تأکید بر عینیت زیبایى و رد ذهنى بودگى آن، رد نظریه تعریف ناپذیرى زیبایى و ارائه راه حل براى تعریف آن در قالب تثبیت یا تقویت تعریف پیشین و یا پیشنهاد تعریف جدید با استفاده از جنس و فصل مرکب، از جمله یافته هاى این تحقیق است.
۲۳۰۸۱۱.

نقش وهم در خطاهای ادراکی از دیدگاه صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۰ تعداد دانلود : ۸۸۶
از نظر صدرالمتألهین علم و ادراک، از مجردات هستند و میزان علم با شدت و ضعف تجرد رابطة مستقیم دارد. از سویی قوة وهم از نظر صدرالمتألهین همان عقل است که به جزئیات حسی یا خیالی اضافه شده است؛ لذا طبق این تعریف، ادراک وهمی ذاتاً کاهش تجرد و به تبع آن ضعف ادراک را در پی دارد. همچنین از ویژگی های ادراک وهمی عدم قاطعیت و جزمیت است و به عبارت دیگر شأن وهم و ادراک وهمی، رسیدن به یقین و معرفت صحیح نیست. علاوه بر این وهم، فرمانروای قوای جزئی و حیوانی است و سعی در تسخیر حداکثری این قوا و ارضای حداکثری شهوت و غضب دارد؛ لذا با عقل و ادراکات عقلی در نزاع است و عقل به دنبال محدود کردن و تعدیل این قواست. از این جهات، بحث واهمه و ادراکات وهمی با بحث خطا در ادراک در ارتباط است. روش انجام این تحقیق، توصیفی تحلیلی است.
۲۳۰۸۱۲.

رهیافت تطبیقی به ماده انگاری نفس در کلام اسلامی و فیزیکالیسم در فلسفه ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۲ تعداد دانلود : ۶۹۳
در میان متکلمان اسلامی از گرایش های گوناگون اشعری، معتزلی و اهل حدیث گرفته تا برخی متکلمان امامیه، دیدگاهی مطرح است که نفس انسانی را جسمانی و مادی تفسیر می کند. در میان این گرایش های کلامی برخی نفس را جسم لطیف، برخی جزء اصلی بدن و برخی عرض می انگارند، و گروهی اصل وجود نفس را انکار کرده، آن را همین بدن و هیکل محسوس می دانند. در عرصه فلسفه ذهن نیز گرایش های فیزیکالیستی گوناگونی مطرح است که نفس یا ذهن انسان را به مغز یا کارکرد یا رفتار تحویل برده اند. از این دیدگاه ها به «این همانی ذهن و مغز»، «کارکردگرایی» و «رفتار گرایی»، یاد می شود. در این مقاله پس از تبیین دیدگاه های ماده انگاری نفس در کلام اسلامی و مقایسه اجمالی آن با نظریات فیزیکالیستی در فلسفه ذهن، مبانی و زیرساخت این دیدگاه ها کاویده شده و پیامدها و لوازم مشترک میان آنها مانند هویت شخصی، حقیقت مرگ، حیات برزخی، آثار شگفت انگیز نفس، کرامت انسان، استخراج شده است.
۲۳۰۸۱۳.

سخنوری در گزارندگی فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷ تعداد دانلود : ۵۲۶
گزارندگی با سنت سخنوری نسبتی نزدیک دارد. از همان روزگار افلاطون و تکوّن اندیشه فلسفی، بر تمایز و استقلال برهان و سخنوری به منزله دو صورت متفاوت از قیاس تأکید می شد. در عین حال به یمن تدقیق ارسطو در مناسبات میان این رهیافت ها، مواردی از مشابهت زمینه های قرابت این دو عرصه فراهم شد. گزارندگی فلسفی در سده بیستم ضمن توجه به اهمیت خطابه در مقوله فهم و نسبتش با زیست جهان آدمی، مترصد است سخنوری را از طریق مفهوم اصالتِ هیدگر، فراگیر بودنِ عنصرِ فهم در گادامر یا نظریه استعاره ریکور، در خود جای دهد و بدین ترتیب در کنار وجوه مشابه، نسبتِ چالش برانگیز گزارندگی و سخنوری را برجسته سازد؛ گرچه در پذیرفتن آثار و تبعات ناشی از این استقلال نسبی مردد است.
۲۳۰۸۱۴.

تحلیل مواضع ویتگنشتاین متأخر و دکارت و تأکید بر مشابهت آن ها در برون رفت از مسئله دوآلیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۳ تعداد دانلود : ۶۰۷
این نوشتار می کوشد به این پرسش پاسخ گوید که آیا رویکرد ویتگنشتاین متأخر در رویارویی با دوآلیسم نسبتی با پاسخ دکارت دارد. ارزیابی رویکرد ویتگنشتاین از استدلال زبان خصوصی آغاز می شود و برای فهم موضع دکارت یکی از مکاتبات او با پرنسس الیزابت و همچنین مفهوم طبیعت در تاملات تحلیل می شود تا بر این نسبت با وجود تمامی اختلافات بنیادین، تصریح شود. در اینجا نشان داده می شود که در متن فلسفه دکارت راهی برای حل مشکل دوآلیسم وجود ندارد، به این معنا که چیرگی بر مشکل دوآلیسم تنها می تواند با خروج از مبانی فلسفه دکارت محقق شود و این همان کاری است که ویتگنشتاین و دکارت انجام داده اند. بنابراین، نوشتار بر این برداشت استوار است که اساس نقدهای ویتگنشتاین بر دوآلیسم و اصول تفکر دکارتی به رویکرد ضدفلسفی ویتگنشتاین مربوط می شود و راه حل دکارت هم برای برون رفت از این مسئله تنها در بستر همین رویکرد ضدفلسفی تحقق می یابد. 
۲۳۰۸۱۵.

بررسی تناقضات درونی و نوآوری های ملّاصدرا در مورد هیولاى اولى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۱ تعداد دانلود : ۵۴۲
در مورد روش فلسفی ملّاصدرا، همواره این پرسش مطرح است که آیا تلاش این اندیشمند شیعی در مقام بهره گیری از مکاتب فکری مختلف، نظام معرفتی منسجمی را برای او به ارمغان آورده یا آنکه اقتباس هاى متعدّد وی از آراء متناقض اهل نظر، به التقاط اندیشه ها منجر شده است؟ طبعاً مطمئن ترین روش برای دست یابی به پاسخ این پرسش، بررسی یکایک مسائل مطرح شده در حکمت متعالیه، به ویژه مسائلی است که صدرا در آن ها دعوی نوآوری دارد. در این راستا، نوشتار پیش رو درصدد بررسی سخنان متفاوت صدرا در باب «هیولای اولی» است، اینکه صاحب أسفار ضمن اذعان به ترکیب انضمامی جسم از مادّه و صورت، با بیانات مبسوطی به دفاع از ایده فیلسوفان مشّائی در مورد تحقّق خارجی «هیولا» به عنوان امری فاقد فعلیّت و صرف قابلیّت برمى خیزد و در قبال ناقدان این نگاه فلسفی خاصّه حکیم سهروردی موضع مى گیرد؛ امّا در عین حال برخی توصیفات وی از هیولای اولی، شباهت ویژه اى با سخنان سهروردی در تلویحات دارد. همچنین دعوی نوآوری ملّاصدرا پیرامون ترکیب اتّحادی مادّه و صورت و قول به وجود شوق در هیولا، به ترتیب با مراجعه به آثار حکمای إخوان الصّفا و رساله «العشق» بوعلی مورد انکار قرار گرفته و نوآوری صدرا در این دو مسئله، محدود به برخی تبیین ها و براهین نوین وی دانسته شده است.
۲۳۰۸۱۶.

مفهوم خدا در اندیشه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۷۷ تعداد دانلود : ۷۸۱
ابن سینا بر اساس وجودشناسی، خداشناسی را تبیین می کند و برای اثبات خدا استدلالی مبتنی بر وجودشناسی بیان می کند. اصل مهم وجودی او تمایز میان وجود و ماهیت است. بر اساس این تمایز، موجودات به دو قسم واجب و ممکن تقسیم می شوند. در واجب الوجود تمایز وجود و ماهیت بی معناست و در ممکنات چنین تمایزی برقرار است. پرسش اولیه این است که ابن سینا چه تصوری از خدا دارد؟ مفهوم خدا نزد او چیست؟ ویژگی های آن کدام است؟ مفهوم خدا نزد ابن سینا با دو بیان مطرح شده است «الحقیقه الأول الإنیه» و نیز «واجب الوجود ماهیته آنیته». حال پرسش اصلی این است که این دو عبارت در نتیجة بحث چه تفاوتی باهم دارند؟ آیا این که یک بار ابن سینا واجب تعالی را «انیّت محض» می داند و در جای دیگر از عینیت وجود و ماهیت او سخن می گوید به تناقض گویی دچار نشده است؟ در این نوشتار برآنیم پس از بررسی این دو عبارت به حل این مسئله بپردازیم و برای این امر، از تحلیل ویژ گی های واجب الوجود نیز بهره می گیریم.
۲۳۰۸۱۷.

نمادگرایی دینی از نگاه پل تیلیش با تکیه بر نظام الهیاتی فلسفی وی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۲ تعداد دانلود : ۷۱۷
در بحث زبان دین، معناداری گزاره های دینی یکی از چالش های پیش رویِ فلاسفة دین است. در میانِ نظریه ها و پاسخ های داده شده، نظریة نمادگرایی دینی پل تیلیش اهمیت ویژه ای دارد. براساس این نظریه، تمامی گزاره های دینی به غیر از گزارة «خدا وجود دارد» نماد هستند. وی با تمایز قائل شدن بین نماد و نشانه، و غیرلفظی و نمادین خواندن گزاره های دینی، سخن گفتن از خداوند را بی معنا نمی داند و بدین ترتیب به چالش اصلی پیش روی دین داران که از جانب پوزیتیویست ها مطرح شده بود پاسخ می دهد. تفسیر نمادین از زبان دین تلاش دارد تا توضیح دهد که چگونه زبان دینی می تواند معرفت بخش باشد. اما اشکال اصلی وارد بر نظریة وی این است که با قبول پیش فرض حداکثری او در باب نمادین بودن تمامی گزاره های دینی و زبان دین، دیگر نمی توان به نحو حقیقی و غیرنمادین در باب خدا سخن گفت. بنابراین راه برای شناخت و ارتباط برقرارکردن با خداوند بسته شده و تفسیر نمادین وی بیش از آن که تفسیری الاهیاتی باشد، تبدیل به یک تفسیر متافیزیکی می شود و تا جایی پیش می رود که حتی مسیحیت را از درون خالی می کند و جز پوسته ای از آن باقی نمی گذارد. شناخت و فهم این نظریة پیچیدة تیلیش فقط با شناخت دغدغه های فلسفی الاهیاتی وی و فقط در چهارچوب کل نظام فکری اش امکان پذیر است.
۲۳۰۸۱۸.

جایگاه خداباوری گشوده به عنوان رویکردی نوین در میان انواع خداباوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۷۷
خداباوری گشوده به عنوان رویکرد جدیدی در عرصه الهیات و فلسفة دین، نظریات و دیدگاه هایی را مطرح کرده است که هم به لحاظ فلسفی و هم به لحاظ الهیاتی (کلامی) توجه بسیاری از اندیشمندان معاصر را به خود جلب کرده است. مدعای اصلی و اساسی حامیان این رویکرد این است که بسیاری از آموزه های رایج درباره ذات و صفات خدا (و به طور خاص صفاتی مانند علم پیشین خدا، تغییر ناپذیری، انفعال ناپذیری و بی زمان بودن خدا)، برگرفته از فلسفه های یونانی، به ویژه سنت نوافلاطونی هستند و تحت تأثیر آن ها قرار دارند و به همین دلیل، از مسیر اصلی خودشان که همان مسیر کتاب مقدس است، فاصله گرفته اند. بنابراین، برای زدودن انگاره های نادرست فلسفی از صفات حقیقی خدا در کتاب مقدس، بایستی بار دیگر آن ها را بازبینی و اصلاح کنیم. از آن جا که بنیان گذاران و مدافعان این مکتب مدعی هستند که نظریاتشان در سنت خداباوری و خداباوری سنتی ریشه دارد، با نگاهی تاریخی به این جنبش الهیاتی و بررسی مسیر پیدایش آن، صحت وسقم ادعای آن ها را ارزیابی می کنیم. برخی از الهی دانان و فلاسفه دین معاصر، خداباوری گشوده را از انواع خداباوری سنتی قلمداد می کنند، برخی دیگر آن را انحرافی در سنت خداباوری و برخی نیز آن را نوعی مکتب ارتدادی و بدعت آمیز می دانند که در سنت راست کیشی جایگاهی ندارد. به هرحال، هرچند زمان زیادی از آغاز این جنبش نمی گذرد توانسته است نظرها را، چه موافق چه مخالف، به خود جلب کند؛ تعداد بسیار زیاد مکتوباتی که در تأیید یا ردّ این مکتب نگاشته شده است، شاهد این مدعاست. بنابراین، جا دارد ما نیز با استفاده از منابع بسیار غنی خود در سنت فلسفی کلامی اسلام و با شناخت کاملی از این دیدگاه، وارد عرصه بحث های جدید در حوزه الهیات و فلسفة دین شویم.
۲۳۰۸۱۹.

ویژگی های پارادایمی موضوع علوم انسانی اسلامی از نگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۵۵۳
هر یک از پارادایم های اثبات گرایی، تفسیری و انتقادی تصویر خاصی از موضوع علوم انسانی ارائه کرده و به صورت مانعهالجمع عناصری را در آن دخیل دانسته اند. در نوشتار حاضر با تبیین عناصر پارادایمی دخیل در موضوع علوم انسانی بر اساس نگاه علامه طباطبایی و بیان تفاوت های مفهوم شناختی و وجود شناختی آنها با پارادایم های سه گانه موجود، انسان موجودی برخوردار از عقل و عقلانیت، جنبه های ثابت (فطرت) و متغیر، توان اعتبارسازی، خلاقیت و اختیار نسبی در مقابل جبر و تفویض و قابلیت ضلالت و گمراهی، انحراف پذیری که می تواند تحت سلطه نسبی عوامل بیرونی در آید، دانسته می شود.
۲۳۰۸۲۰.

نقش خدا در تاریخ از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۴ تعداد دانلود : ۶۲۶
موضوع نقش آفرینان در تاریخ، از گذشته ذهن اندیشمندان را به خود مشغول کرده است. کدام اراده ها در به وجودآوردن حوادث و وقایع مأثرند؟ آیا جهان بر اساس برنامه ای ازپیش تعیین شده از سوی خدا، به جلو می رود و انسان در تحولات آن تأثیری ندارد یا جز انسان کسی در تاریخ نقش آفرینی نمی کند یا... طیفی از دیدگاه ها از قبول مطلق تا انکار مطلق «نقش خدا در تاریخ» قابل ردیابی است. این نوشتار در پی آن است که نقش خداوند در تاریخ از منظر قرآن را حتی الامکان در چارچوب حوادث و وقایع تاریخی بدر و اُحد تبیین نماید. قرآن برای خداوند در تاریخ نقش های مختلفی قایل است؛ ولی نقش او به گونه ای انحصاری نیست. او- تبارک و تعالی- نقش های مختلفی مانند اطلاعی، مستقل و در پس افعال و اراده بشری (منفعل) را عهده دار است. این پژوهش حسب مورد از روش های توصیفی- تحلیلی و تفسیری استفاده می کند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان