این تحقیق با هدف تحلیل تأثیرات کشت وصنعت بر بهبود دارایی های معیشتی کارگران کشت وصنعت میان آب در استان خوزستان و به روش توصیفی تحلیلی به انجام رسیده است. علاوه بر مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات منظم، از پرسش نامه به مثابه ابزار اصلی گردآوری داده های میدانی استفاده شد. روایی صوری پرسش نامه به تأیید استادان و متخصصان مرتبط موضوع رسید و به منظور پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که نتیجه آن برای سرمایه طبیعی (84/0)، انسانی (77/0)، اجتماعی (84/0)، فیزیکی (85/0) و اقتصادی (75/0) حاصل شد. جامعه آماری شامل همه کارگران کشت وصنعت میان آب است که مشتمل بر 500 خانوار هستند و از این میان، با استفاده از فرمول کوکران 140 نفر از کارگران، مثابه نمونه تحت بررسی انتخاب شدند. برای انجام آزمون های آماری از نرم افزارهای LISREL8.8 و SPSS18 استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که سازه های سرمایه طبیعی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی، سرمایه فیزیکی و سرمایه اقتصادی برای سنجش تأثیرات کشت وصنعت میان آب با توجه به مقدار گزارش شده شاخص های برازندگی (نیکویی برازش مطلق (90/0AGFI= و 94/0GFI=)، تطبیقی (97/0NNFI=، 98/0CFI=) و برازندگی فزایند (98/0=IFI)، مقتصد (066/0=RMSEA و 51/1=x2/df)، مشاهده می شود که مدل اندازه گیری برازش مناسب و مقبولی دارد. سرمایه طبیعی (90/0λ=) قوی ترین شاخص برای سنجش معیشت پایدار خانوارهای کارگران کشت وصنعت میان آب است.
با توجه به نقش تعاونی های کشاورزی در توسعه روستایی و کشاورزی، شناسایی و واکاوی عوامل تأثیرگذار بر عملکرد این شرکت ها به ویژه در بُعد مؤلفه های کارآفرینی سازمانی ضروری است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر مؤلفه های کارآفرینی سازمانی بر عملکرد تعاونی ها از دیدگاه اعضای تعاونی های مرغداران استان کرمانشاه است. جامعه آماری این تحقیق، 1012 نفر از اعضای تعاونی های مرغداران گوشتی فعال استان کرمانشاه است. روش نمونه گیری به صورت طبقه ای، با روش انتساب متناسب حجم صورت گرفت و اعضای نمونه با استفاده از فرمول کوکران 220 نفر تعیین شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه ساختاریافته بهره گرفته شد و روایی محتوایی پرسش نامه مربوطه به تأیید متخصصان و کارشناسان در زمینه موضوع پژوهش رسید. به منظور سنجش پایایی مؤلفه های محوری پرسش نامه از آلفای کرونباخ استفاده شد (88/0=α1، 80/0=α2). برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد که به این منظور از نرم افزار SPSS نسخه 20 استفاده شد. یافته های حاصل از همبستگی نشان داد بین مؤلفه های کارآفرینی سازمانی و عملکرد تعاونی ها در سطح اطمینان 99 درصد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیره به روش گام به گام (رگرسیون تا سه گام پیش رفت) نشان داد حدود 37 درصد از تغییرات متغیر عملکرد تعاونی، ناشی از متغیرهای »نوسازی راهبردی،« «پیشگامی« و »ریسک پذیری« است. بنابراین، بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود مدیران تعاونی ها با تقویت و توسعه کارآفرینی سازمانی، زمینه را برای بهبود عملکرد تعاونی های کشاورزی مهیا سازند و در پی آن، در راستای توسعه پایدار روستایی و کشاورزی گام بردارند.
Security doctrine is an official viewpoint in expression of national security considerations; a viewpoint, which is planned, based on different foundation & considerations of political units. This doctrine is operated within strategic solutions format and tries to maximize the security of the territory as the most important political concern in general meaning and geopolitics in particular meaning by offering decision-making strategies to the country leaders. In this regard, studying the security doctrine strategic solutions in geopolitical discourse of the transition period with emphasis on the 4 theories of environmental, economical, locative-spatial and cultural, are the main issue of the current article. The importance of the issue is the final goal of geopolitics as a science of locative-spatial study of the political phenomenon with emphasis on the power, security maximization by the territory capacities. Based on the above mentioned, identifying the security strategic solutions is required in the views of this science. The main question is about, what are the security strategic solutions in the above-mentioned geopolitical view? The author is explaining his hypothesis based on descriptive and analytical methods by using library resource tools, as below: "Security strategic solutions of changing the current situation, peace and preemptive war are suggested for the views of geo-ecology, geo-economy, locative-spatial and geo-culture." The current results show that every geopolitical theorists needs to suggest territory safety secured by different security strategic solutions with a particular focus in order to success in operational fields.
In the wake of the capture of Iraqi lands, especially Mosul by the ISIS, the talk of disintegration of Iraq was ever more serious in political circles. The idea is still at issue even after the collapse of the ISIS and its defeat in Mosul. The main objective of this study is to examine whether ethnic and religious conflicts are powerful enough to lead to Iraq’s disintegration. Considering the recent developments in Iraq with pretexts of ethnic and religious conflicts, the question considered in this article is whether this situation could pose a threat to the territorial integrity of Iraq or not? Monitoring the positions of internal groups of Iraq, U.S. interests as well as neighboring countries including Iran, Saudi Arabia and Turkey indicates that disintegration of Iraq would not be beneficial for these countries and it will cause farther violence in the region. In this research, the roles of certain Foreign & domestic or International & national elements in the Iraqi politics and society are being analyzed. A study of the effect of the three variables of Kurds, Sunnis and Shias on Iraqi disintegration or integrity indicates that the Kurd variable has the largest contributing effect on Iraq disintegration while the other two variables show lesser potential for driving the country towards disintegration. Nevertheless, the interests of the regional and trans-regional states combined with the geographical situation of Iraq as a landlocked territory prove to be an obstacle in the way of disintegration of the country. According to the findings of this research, the territorial disintegration of Iraq does not seem to be a viable scenario and territorial integrity of Iraq is more consistent with the objectives and interests of local communities and foreign governments. <br /> <br />
This paper initially attempts to demonstrate that Iranian society has constantly attempted to democratize the authoritarian regime, but it usually fails in the transition stage. I have shown that the democratization process in Iran has often resulted in the creation of a newly shaped authoritarian structure rather than an institutionalized democratic regime. Meanwhile, I have argued that the democratic process has not been interrupted and some of the minimum criteria of the transition process, such as the politics of periodic elections, have been realized in Iran. In this study the democratic transition has been explained through socioeconomic development. The data for this paper consist of forty-two cases of parliamentary and presidential elections. The hypothesis is evaluated using regression analysis technique. The empirical findings indicate that the proportion of the total variance of democratic transition which is explained by the socioeconomic development is 0.56 percent. This relation is positive and is statistically significant at .05 level. <br /> <br />
پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش انجام کار، توصیفی - تحلیلی است. هدف این پژوهش، تحلیلی بر توزیع فضایی کاربری فضای سبز شهر اسلام آباد غرب و جامعه آماری آن شامل 25 نفر از متخصصان و کارشناسان مربوط به موضوع مدنظر است. ابزار اندازه گیری داده ها، پرسش نامه ای است که براساس مبانی نظری و پیشینه پژوهش طراحی شد و برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش، روش تحلیل سلسله مراتبی(AHP) به کار رفت. برای ارزیابی توزیع فضایی فضاهای سبز بر 10 شاخص تأکید شد که برای سنجش توزیع فضایی اهمیت بیشتری داشتند. نتایج نشان داد براساس هرکدام از شاخص ها، توزیع فضایی مناسبی در زمینه فضاهای سبز با هر نوع شاخص (ازجمله فاصله از مسیل، فاصله از واحد مسکونی، فاصله از مراکز درمانی و...) وجود دارد؛ همچنین با عمل همپوشانی شاخص های 10گانه نیز چنین نتیجه ای به دست آمد؛ به گونه ای که محدوده های مرکز و متمایل به مرکز در تمامی جهات شهر در نقشه نهایی، بهترین محدوده ها برای ایجاد و توسعه فضاهای سبز شناخته شدند که تقریباً بیشتر فضاهای سبز موجود نیز در این محدوده ها قرار گرفته اند؛ بنابراین فضاهای سبز در شهر اسلام آباد غرب از نظر توزیع فضایی، مطلوب ارزیابی می شوند. نتایج این مطالعه به برنامه ریزان شهری برای توزیع فضایی کاربری فضای سبز در توسعه نواحی شهری کمک می کند.
یکی از مهم ترین عواملی که امنیت یک کشور را تهدید می کند، وجود نابرابری های فضایی بین مناطق مختلف جغرافیایی آن است. وجود بی عدالتی های جغرافیایی و توسعه نامتوازن بخش های جغرافیایی یک کشور به ویژه بین مناطق مرکزی و پیرامونی ممکن است به همبستگی و وحدت ملی آسیب بزند و به بروز تحرکات واگرایانه به ویژه در مناطق قومی بینجامد. این مسئله تأثیری سوء بر قدرت ملی دارد. از دیدگاه صاحب نظران، از جمله ایساکسون و ماهان، توسعه و امنیت مکمل یکدیگرند. بدین ترتیب، می توان امنیت پایدار را مرهون توسعه پایدار، و توسعه پایدار را تضمین کننده امنیت ملی دانست. تأمین امنیت ملی کشور در گرو رفع تهدیدهای داخلی و خارجی است؛ از این رو آنچه در این میان خلأ به وجود آمده در توسعه نامتوازن یک کشور را بهبود می بخشد، علم برنامه ریزی آمایش سرزمین است. این نوشتار، با هدف ارائه الگوی مناسب آمایش سرزمین، منطقه ساحلی مکران را با تأکید بر برنامه های توسعه آتی شهرستان های چابهار و ایرانشهر در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی، و با رویکرد توسعه و امنیت پایدار منطقه ای بررسی می کند. روش پژوهش، ترکیبی از تحلیل راهبردی و فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) است. برای پردازش نتایج، از پرسشنامه استفاده شد. بررسی و تحلیل فرصت ها و قوت ها، همچنین نمایش وضعیت و سیمای سرزمین و توزیع فضایی منابع در منطقه مورد مطالعه، به روش های آمار و تحلیل فضایی در نرم افزار Arc Gis صورت گرفت. در این مقاله، برای اولین بار در ایران، در مطالعه آمایش سرزمینی و برنامه ریزی منطقه ای، مدل و نرم افزار پیشرفته و جدید متاسوآت به کار گرفته شده و الگوهای آمایشی منطقه مورد مطالعه نیز با توجه به دو فاکتور عوامل داخلی و خارجی ارائه شده است. در زمینه فاکتورهای داخلی مشخص شد توسعه محور شرق و جنوب شرق، و موقعیت جغرافیایی راهبردی سواحل مکران در خارج از محدوده پرترافیک و پرتنش خلیج فارس و تنگه هرمز، بیشترین اهمیت راهبردی را در توسعه دارند. در زمینه فاکتورهای برون سازمانی، بیشترین اهمیت متعلق به حضور نظامی آمریکا در منطقه، جریان ارتجاع عربی و محور عربی-آمریکایی، و گسترش و نفوذ جریان های ارتجاعی-تروریستی در منطقه است. به منظور تدوین الگوی آمایشی در بخش سیاست خارجی بر نواحی نوار ساحلی نیز الگوها و راهبردهایی ارائه شد.
تجربه نشان داده است طراحی شهری همراه با ساماندهی کیفیت محیطی محله ها، تأثیر بسزایی در کاهش جرائم و افزایش احساس امنیت شهروندان دارد. در این میان، تحلیل امنیت در سکونتگاه های غیررسمی شهرها که یکی از کانون های اصلی بروز جرائم هستند، بسیار مهم است؛ از این رو، پژوهش حاضر با روش تحلیلی-تفسیری به ارزیابی شاخص های امنیت محیطی در محله های غیررسمی شهر همدان پرداخته است، این شاخص ها از منابع معتبر داخلی و خارجی استخراج، سپس با استفاده از پرسشنامه (400 عدد) در جامعه ساکنان محله های غیررسمی تکمیل شده است. داده های پرسشنامه ها نیز پس از ورود به نرم افزار SPSS با استفاده از دو مدل تحلیل عاملی و تحلیل رگرسیون چندمتغیره بررسی شده است. از سوی دیگر، یافته های پژوهش هم نشان می دهد امنیت محیطی محله های غیررسمی در قالب پنج عامل «غریب گز بودن»، «نظم بافت»، «اجتماع پذیری»، «تسهیلات رفاهی» و «نگهداری و عملکرد» خلاصه می شود. چنانکه امتیاز وضعیت محله های مورد مطالعه درمجموع پنج عامل به ترتیب برای محله منوچهری برابر با 40/5، محله حصار با 72/4، محله مزدقینه برابر با 71/4، محله خضر برابر با 35/4 و محله دیزج برابر با 20/4 بوده است؛ همچنین با توجه به نتایج نهایی پژوهش، اولویت های ارتقای امنیت محیطی در هر محله با سایر محله ها متفاوت است. با وجود این، ساماندهی مواردی مانند کیفیت معابر و پیاده روها، تراکم بافت محله، مبلمان و روشنایی معابر، کاربری های محلی، وضعیت اراضی بلااستفاده و کاهش عبور خودروهای غیربومی از محله از جمله اولویت های ارتقای امنیت ساکنان این محله هاست.
هدف از این پژوهش تحلیل الگوهای همدیدی تداوم سه روزه امواج سرمایشی شمال غرب ایران طی دهه های اخیر است. برای اجرای آن، از داده های میانگین دمای روزانه 44 ایستگاه همدیدی شمال غرب طی بازه زمانی 1980 تا 2010 استفاده شد. داده های دمای روزانه به کمک روش درون یابی فضایی کریجینگ و با استفاده از امکانات برنامه نویسی محیط نرم افزار Matlabدر یاخته هایی با ابعاد 15×15 کیلومتر درون یابی شد و سرانجام 5082 یاخته به دست آمد. سپس، با استفاده از آستانه تعریف شده، 1196 روز سرد انتخاب شد و با استفاده از روش ادغام وارد (draw) برنامه خوشه بندی پراکندگی روزهای به دست آمده به چهار الگو تقسیم شد و نتایج آن در نرم افزار Surferترسیم گردید. نتایج این الگوها نشان داد بیشتر سرماهای فراگیر شمال غرب بر اثر شکل گیری الگوی پُرفشار سیبری در سطح زمین ایجاد شده است. نحوه آرایش دو سامانه پُرفشار سیبری و پُرفشارهای مهاجر غربی نقش بسیار مهمی در هدایت هوای سرد عرض های شمالی به سمت شمال غرب ایفا کرده اند. در بیشتر الگوها مهم ترین پدیده و عامل اصلی وقوع سرما استقرار ناوه عمیق بر روی منطقه است. در بقیه موارد قرارگیری کم فشار جنب قطبی در مناطق شمالی اروپا و روسیه موجب شده هوای سرد قطبی به سمت عرض های پایین تر و شمال غرب حرکت کند.
در این تحقیق، مباحث مربوط به ایمان و کفر از دیدگاه اشعری، ماتریدی و فخررازی مورد بررسی قرار گرفته است. با مراجعه به آثار آنان، آنچه که به دست آمده، این است که ایشان معتقدند، حقیقت ایمان، تصدیق قلبی است و عمل در ماهیت ایمان دخیل نیست؛ اینان متعلق ایمان را «ماجاءبه النبی» و جایگاه آن را قلب می دانند. هر سه قائلند که ایمان قابل افزایش و کاهش نیست. تنها مورد اختلاف آنها در بحث اتحاد اسلام و ایمان می باشد؛ که در این مورد ماتریدی معتقد است اسلام و ایمان یکی هستند، اما اشعری و فخررازی، اسلام را عام و ایمان را خاص می دانند. ایشان حقیقت کفر را تکذیب “ماجاء به النبی“ می دانند و حکم به تکفیر مرتکب کبیره و اهل قبله نمی کنند. با توجه به نظریات آنها در مورد ایمان و کفر، قبول نداشتن خلفاء نیز موجب کفر نمی شود. نتیجه آن که بنابر عقاید آن ها به راحتی نمی توان کسی را محکوم به کفر کرد
اهداف: در این پژوهش، به تحلیل فضایی پهنه های مستعد وقوع زمین لغزش در دامنه های شمال غرب کلان شهر تهران با هدف برنامه ریزی های مناسب توسعة کالبدی – فضایی شهر و کاهش مخاطرات محیطی و پایداری فضاهای شهری پرداخته شده است. روش: متغیرها و شاخص های موردمطالعه عبارت اند از: شیب، فاصله از گسل ، سازندهای زمین شناسی، کاربری زمین، فاصله از رودخانه ها، میزان بارش، ارتفاع، جهت دامنه ها و فاصله از راه های ارتباطی است. روش پژوهش توصیفی، تحلیلی با بهره گیری از مدل فازی در جی آی اس است. یافته ها/ نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که پهنه های خطر زمین لغزش در مناطق شمال غرب تهران، حدود ۴۷/۱۴درصد از مساحت محدودة موردمطالعه با درجة زیاد و بسیار زیاد و حدود ۳۸/۱۲ درصد از مساحت محدودة موردمطالعه در پهنة با خطر متوسط است. بقیة این منطقه که شامل حدود ۱۶/۷۳ درصد می شود، پهنة با خطر کم و بسیار کم است. نتیجه گیری: تحلیل فضایی از پهنه های خطر زمین لغزش نشان می دهد که عوامل توپوگرافی و هیدرولوژی نقش مهمی در زمین لغزش دامنه ها دارند. همچنین، نتایج تحلیلی نشان می دهد که به دلیل شرایط توپوگرافی، فعالیت های زمین ساختی و زمین شناسی، بارش های سیل آسا و رعایت نشدن فاصله از حریم شبکه های زه کشی، ازجمله روددره ها و کاربری های نامناسب به ویژه برج سازی درشیب های تند، خطر وقوع زمین لغزش ها زیاد شده است. جلوگیری از تخریب منابع طبیعی و تغییر کاربری زمین های کشاورزی به ویژه تبدیل باغات و مراتع به برج سازی و پایدارسازی دامنه ها، با هدف پیشگیری از مخاطرات محیطی بسیار ضروری است.
یمن کشوری کهن است که از تاریخ حکومتی طولانی برخوردار است. این کشور از دیرباز درگیر تلاطمات و بحران های زیادی بوده و جنگ های بسیاری را با رومیان، حبشیها، ایرانیان، ترکان عثمانی، پرتغالیها، انگلیسیها، مصریها، عربستانیها و... از سر گذرانده است. بویژه در قرن بیستم تحولات سیاسی زیادی نظیر جنگهای گوناگون، استقلال، دوپاره شدن، اتحاد، جنگهای داخلی و... در این کشور به وقوع پیوسته است که دامنه آنها تا به امروز نیز ادامه دارد. بررسی چرایی بحران خیزبودن این کشور مستلزم شناخت زمینه ها و عوامل زمینه ساز است. عوامل جغرافیایی از عوامل ریشه ای، پایدار و زمینه سازی هستند که لازم است مورد بررسی قرار گیرند. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی به دنبال بررسی و تحلیل و ریشه یابی بحران این کشور از دیدگاه ژئوپلیتیک میباشد و برای این منظور عوامل جغرافیایی مؤثر را به طور عمده در قالب پنچ گروه طبیعی، انسانی، اقتصادی، سیاسی و استراتژیک مورد بررسی قرار داده است. یافته های پژوهش نشان میدهد که عوامل جغرافیایی بویژه عوامل فوق الذکر، نقش زمینه سازی در بحران یمن را دارند و نیروها و قدرت های سطوح داخلی و ملی، منطقه ای و فرامنطقه ای نیز با ابتنا به این عوامل در بحران این کشور نقش آفرینی میکنند و ماهیت پایدار و ریشه دار بودن عوامل جغرافیایی نیز دلیل تداوم و مزمن بودن بحران یمن میباشد.
فضای عمومی شهری قلمروی حضورِ گروه های اجتماعی مختلف با الگوهای رفتاری متفاوت است. مفهوم فضا در این معنا موجودیتی است که پیش از هرچیز، به واسطه حضور افراد و از خلال کنش فردی و روابط اجتماعی شکل می گیرد. فضایی که ما در زندگی روزمره آن را زیست می کنیم، اساسا برساخته ای اجتماعی و سیاسی است. از همین رو می توان گفت به واقع فضا بیش از آنکه چیزی کمیت یافته و قابل اندازه گیری باشد، مفهومی سیال و همواره در حالِ شدن است. فضاهای عمومی شهری از یک طرف فرهنگ، ارزش ها، اهداف و ایدئولوژی های غالب در هر جامعه ای را بازنمایی می کنند و از طرفی دیگر با فراهم آوردنِ زمینه های حضور، امکان های فضایی-از مقاومت و ازآنِ خودسازیِ نمادین گرفته تا شورش و طغیان- را برای گروه های از مرکز رانده شده، تسهیل می کنند. متعاقبِ آنچه بیان شد، مسئله و پرسشِ اصلی نوشتارِ پیش رو این است که فضا چگونه به واسطه ی روابط و نیروها، تولید و بازتولید می شود؟ وقتی از تولیدِ فضا صحبت می کنیم به واقع از چه چیزی سخن می گوییم؟ فضا چگونه زمینه های تحققِ امکان ها و بالقوگی های فضایی از جمله ازآن خودسازی، عاملیت، تولید و بازتولید و حضور در فضا را فراهم می کند؟ در راستای پاسخ به سؤالات مطرح شده، نوشتار حاضر در قسمت روش شناسی با تاکید بر اینکه روش، نظریه و واقعیتِ فضایی اموری در هم تنیده اند، ابتدا در مقامِ مقدمه و طرح مساله در مورد فضای عمومی و فضا بحث می کند و مسئله ی نوشتار را مطرح می کند. سپس در ادامه، زیرِ عنوانِ نگاهِ نظری به سویه های مختلفِ مسئله ی فضا از جمله تولید و بازتولیدِ فضا و چگونگی ارتباط متقابل آن با مناسبات قدرت، تفاوت های فضایی، بهنجارسازی های فضایی، تاکتیک های فضایی و مقاومت، زندگی روزمره و تجربه فضا و زمان می پردازد.
مدیریت سیاسی فضا، مطالعه روش های چگونگی اداره، کنترل، نظارت و پیگیری در فضای جغرافیایی است. اداره سیاسی فضای جغرافیایی (در مقیاس های متفاوت) به منظور دستیابی به اهداف مورد نظر با دیدگاه راهبردی و با در نظر گرفتن محدودیت های طبیعی، انسانی و اقتصادی در فضاهای جغرافیایی است. مدیریت سیاسی فضای ملی یا کشورداری، یکی از سطوح آن است که در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد. اساساً هر حکومت برای اداره کردن و خدمت رساندن به ملت ایجاد شده و برآوردن نیازهای جمعی بر دوش آن ها است. بنابراین کارایی بالای حکومت ها در همه نظریه های سیاسی نمود دارد. هدف این پژوهش، بررسی تطبیقی شاخص ها و وظایف مدیریت سیاسی فضای ملی از دیدگاه نظریه های مختلف در علوم انسانی و ارائه مدلی جدید است. روش به کار رفته توصیفی- تحلیلی است که در پایان، شاخص ها و وظایف کارکردی نظام سیاسی (کشور) در قالب شش شاخص اصلی شامل اهداف حیاتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی قرار می گیرند. برای هر یک از شاخص ها، زیرمجموعه هایی تعریف شده و در داخل مدلی به نام حلقه ای معرفی می شوند. شاخص ها با توجه به نظریه های مدیریت سیاسی فضای ملی و کارکردی حکومت و نیز نقد آن ها ترسیم شده اند. مدل حلقه ای، ترسیم اولویت ها، استراتژی ها و اهداف مدیریت سیاسی کشور است. به این ترتیب که در حلقه نخست اهداف حیاتی قرار می گیرند که با توجه به اولویت ها، نیازهای جاری و یا پایدار جامعه قابل تعیین هستند. سپس با توجه به اولویت ها، حلقه ها از a تا بی نهایت، ترسیم می شوند. برای نگاه سیستمی به اولویت ها، شعاعی بودن ویژگی دیگر مدل است تا بتوان همه اهداف کشور و جامعه را پوشش داد. هر قدر اهداف در دایره های مرکزی تری قرار گیرند، از اهمیت بیشتری برخوردار خواهند بود. همچنین با توجه به شرایط زمانی و مکانی ممکن است اولویت ها تغییر مکان دهند و از مرکز به بی نهایت و یا از بی نهایت به مرکز جابه جا شوند. میزان موفقیت هر کشوری انجام همه اهداف اساسی به نحوه شایسته است.
دریای خزر، از بزرگ ترین و غنی ترین فضاهای آبی بسته جهان است و با دارا بودن موقعیت جغرافیایی خاص خود، از نظر تأثیرات آب و هوایی، حمل و نقل دریایی، توسعه و برنامه ریزی صنعت توریسم، صنایع وابسته به شیلات و کشاورزی و دارا بودن منابع مهم نفتی برای پنج کشور ساحلی اش دارای اهمیت به سزایی است. این دریا، از یک سو به دلیل وجود منابع نفت و گاز که بدون ملاحظات زیست محیطی توسط کشورهای حاشیه ای مورد اکتشاف، استخراج و بهره برداری قرار می گیرد و موجب آلودگی محیط می شود و از سوی دیگر به دلیل بهره برداری بی رویه از منابع زنده و ورود آلاینده ها از مراکز صنعتی، پساب های کشاورزی و شهری به محیط بسته آن، با بحران های زیست محیطی روزافزونی روبه رو شده است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای و میدانی به تحلیل بحران های زیست محیطی این حوزه پرداخته و تأثیر این بحران ها بر منافع ملی جمهوذی اسلامی ایران را مورد ارزیابی قرار داده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که منافع ملی ایران تحت تاثیر کنشهای اقتصادی و برداشت های بی رویه از منابع زنده و فسیلی، و ورود آلاینده های متعدد از کشورهای پیرامونی ابن دریا قرار گرفته است. بر اساس خروجی مدل تحلیلی بکار رفته در این تحقیق، جهت مقابله با چالش های پیش رو اتخاذ استراتژی محافظه کارانه در سطح ملی، و شکل گیری یک سازمان منطقه ای محیط زیست پایه با محوریت ایران می تواند حائز اهمیت باشد.
تصویب نهادهای جدید در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 تأثیر غیرقابل انکاری بر مجازات محکومین پرونده های بورسی دارد. این نهادهای جدید که در راستای سیاست حبس زدایی (سیاست حاکم بر تصویب این قانون) مورد توجه قانون گذار قرار گرفته است، همان میزان مجازات حدأقلی مطرح در قانون بازار اوراق بهادار را نیز تضعیف نموده و اثر ارعابی آن را خنثی کرده است. این نوشتار با روش کتابخانه ای به تبیین تأثیرات این نهادهای جدید ارفاقی بر مجازات جرایم بورسی پرداخته و با نگاهی انتقادی به این موضوع و با استفاده از اصول حاکم بر حقوق جزا از جمله «اصل تناسب جرم و مجازات» پیشنهاد اصلاح مجازات های پیش بینی شده درقانون بازار اوراق بهادار برای مرتکبین جرایم بورسی را ارائه می نماید.
در شرایط متلاطم فعلی، استفاده مناسب از تمامی سرمایه ها، به ویژه سرمایه انسانی، عامل موفقیت کسب وکارهاست و مدیریت منابع انسانی رویکردی راهبردی است نسبت به جذب، توسعه، مدیریت، ایجاد انگیزش و دست یابی به تعهد منابع کلیدی سازمان. در صورت اجرای موفقیت آمیز اقدامات منابع انسانی، می توان انتظار داشت که سرمایه اجتماعی ایجادشده، منافع راهبردی بلندمدت برای سازمان به همراه داشته باشد. با توجه به این مسئله، هدف مطالعه حاضر بررسی اثر اقدامات مدیریت منابع انسانی بر ابعاد سرمایه اجتماعی و عملکرد راهبردی شرکت های کوچک و متوسط است. این تحقیق ازلحاظ هدف از نوع کاربردی است، اما به لحاظ روش انجام کار از نوع تحقیق توصیفی-پیمایشی است. نمونه آماری این تحقیق شامل 306 نفر از کارکنان شرکت های کوچک و متوسط شهرک صنعتی کرمان است. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد که پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0.97 به دست آمد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اقدامات منابع انسانی اثری مثبت و معنادار بر ابعاد ارتباطی، ساختاری و شناختی سرمایه اجتماعی و نیز عملکرد راهبردی دارد. از طرفی در این مطالعه مشخص شد که از بین ابعاد سرمایه اجتماعی تنها بعد شناختی آن بر عملکرد راهبردی اثرگذار است.