ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰٬۰۲۱ تا ۶۰٬۰۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۶۰۰۲۱.

نمودها و خویشکاری فرّه در اقتباس های محمّدرضا یوسفی از شاهنامه با رویکرد بوم گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۴۱۴
فرّه یکی از مفاهیم اسطوره ای است که رابطه انسان و طبیعت را به خوبی نمایان می کند. این نیروی اَهورایی که به باور انسان های دوره اسطوره ، در همه موجودات (انسان و حیوان) سَرَیان دارد، سبب به کمال رساندن خویشکاری های خود می شود.در  شاهنامه فردوسی این نیرو گاهی با نمادهای جانوری همراه است و هم گامی انسان و طبیعت را در دوره اسطوره ای در جهت برقراری نظم و نجات طبیعت از سلطه ضدّ طبیعت آشکار می سازد. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی به کنش گری های فرّه با نمودهای جانوری پرنده (سپیدا) و برّه (فرهان) در ایجاد نظم، نجات انسان و طبیعت از تسلّط ضدّ طبیعت (دیوان، خشک سالی، سرمای سخت و...) با اقتباس محمّدرضا یوسفی از شاهنامه فردوسی برای کودکان و نوجوانان می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که یوسفی با رویکردی زیست محورانه، نمادهای جانوری فرّه را در ساحتی اسطوره ای برای مخاطبان خود بازنمایی کرده است. بنابراین، فرّه در این آثار بخشی از طبیعت است که با مقابله با شرور و برگرداندن نظم گیتی، هم زمان به بقای انسان و ناانسان یاری می رساند. نقش فرّه بعدها در ادوار تاریخی  تغییر می یابد و در خدمت نظم سیاسی و اجتماعی قرار می گیرد.
۶۰۰۲۲.

مواجهه نظام دانایی ایرانی یونانی در روایت های مده آ و سهراب با تکیه بر گفتمان قدرت میشل فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۷ تعداد دانلود : ۳۶۷
این پژوهش در نظر دارد با تحلیل گفتمان قدرت در دو نمایش نامه مده آ اوریپید و داستان سهراب شاهنامه فردوسی، به تبیین وجوه اشتراک و افتراق دو جهان بینی در دو اثر مذکور بپردازد. روش پژوهش حاضر تحلیلی تطبیقی و اطلاعات لازم برای سنجش نمونه ها به شیوه ای کتابخانه ای و به واسطه ابزار تحلیل گفتمان انجام گرفته و هدف از آن یافتن فصل ممیز این دو اپیستمه از حیث مفهوم قدرت است. به نظر می رسد می توان نتایج حاصل از این مطالعه تطبیقی را نیز به مثابه نمونه هایی، به جهان معرفت شناسانه و گفتمان غالب در روح دو جغرافیای فرهنگی یونان کلاسیک و ایران تعمیم داد. رویکرد نظری بحث برگرفته از آراء میشل فوکو و مفهوم گفتمان قدرت در اندیشه وی است. شواهد این تحقیق گویای این واقعیت هستند که به رغم وجود مؤلفه های مشابه در اپیستمه هر دو اثر، در هر دو ساحت خدایگانی و انسانی از مفهوم تقدیر و مرگ تا عشق، اصالت و خردورزی، نقطه تمایز بنیادین آن ها در تبیین گفتمان قدرت، رویکردشان در پذیرش یا تقابل با گفتمان قدرت متعالی خدا یا خدایان است. اگر فردوسی در داستان سهراب، تقدیر یزدان را عامل فرجام پایانی می داند، در مقابل اوریپید، مده آیی می آفریند که در مقابل گفتمانِ غالبِ سنتیِ نهادینه شده می ایستد و حتی حاضر است فرزندانش را سر بریده، خدایان را همراه کرده و شکوه مندانه سوار بر ارابه خدایان گردد. 
۶۰۰۲۳.

شگردهای شاملو در کاربرد تشبیه مرکب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۲ تعداد دانلود : ۳۴۴
تشبیه مرکب از فاخرترین گونه های تشبیه است که تصویر کاملی از هیأت دو یا چند چیز را ارائه می کند. تشبیه مرکب از دوره های اول شعر فارسی همواره موردتوجه بوده و در شعر معاصر نیز جلوه ی خاصی یافته است. شاملو یکی از برجسته ترین شاعران معاصر است که شعر منثور (شعر سپید) با نام او رقم خورده و در موارد متعدد و با هنرنمایی از تشبیه مرکب بهره ی بسیار برده است. در این تحقیق که کتابخانه ای است و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، تشبیهات مرکب در اشعار شاملو بررسی می شود تا شگردهای هنری اش در ساختار تشبیه مرکب، نقش آرایه های بدیعی در کنار تشبیه مرکب و اغراض تشبیه مرکب معلوم شود. نتیجه ی تحقیق نشان داد که تعدّد مشبه و مشبه به، مقدّم آوردن مشبه به و مقیّد کردن تشبیه مرکب از ویژگی های ساختاری تشبیه مرکب در شعر شاملو است که از هریک از این ویژگی ها برای تقویت موسیقی شعر و نیز روشن کردن مفهوم و محتوای شعر استفاده شده است. اغراض تشبیه نیز در شعر شاملو قابل توجه است. با توجه به اینکه شعر شاملو شعری اجتماعی- انتقادی است و شاعر در بیشتر اشعارش لحنی اندرزگویانه و منتقدانه دارد، «تقبیح و زشت جلوه دادن مشبه» و «استدلال برای بیان امکان مشبّه» از اغراضی است که در تشبیهات مرکب او دیده می شود.
۶۰۰۲۴.

Islamic Approach to Philosophy of Religion Compared with the Western One(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۳۱۹
If we want to talk about the philosophy of religion with an Islamic approach, we must clarify what are its differences and similarities with the conventional philosophy of religion in the West. For this purpose, in this paper, the meaning of comparative philosophy and its obstacles, possibilities, necessities, and benefits will first be investigated. After that, it will be shown what considerations should be taken into account in order to have a comparative philosophy. Then, we will show how to have a philosophy of religion with an Islamic approach and what differences and similarities this type of philosophy of religion has with the Western philosophy of religion. Following that, some hermeneutic considerations for this philosophical comparison will be mentioned, and afterward, it will be shown how the Christian background of Western philosophy of religion has affected it. Finally, we will review some of the main subjects of the philosophy of religion if it is to be rationally evaluated with the foundations of Islamic thought to show what differences it has with the conventional Western philosophy of religion.
۶۰۰۲۵.

Faith and Inquiry(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۲۸۱
Contemporary philosophers of religion have predominantly focused on understanding the nature of faith, yet there has been a lack of attention towards a particular type of faith that we can call inquiry-based faith. This paper aims to address this gap by exploring some challenges associated with inquiry-based faith. I argue, in particular, that while this is a widespread kind of faith, we face a dilemma in showing how it is possible and plausible. On the one hand, faith that P requires acceptance of P, and on the other, if someone is inquiring into whether P is the case, she must not already accept that P is the case. Borrowing a conceptual framework from recent literature on inquiry, I propose a solution to this dilemma by appealing to parts of the story of Abraham in the Quran. I suggest, specifically, that one can have faith that a partial answer to a question is the case, and at the same time, seek further inquiry into the question for a more complete answer. As such, I support the idea that inquiry-based faith is a possible and plausible option for both faithful people and inquirers.
۶۰۰۲۶.

Haji and the Indeterministic Weightings Model of Libertarian Free Will(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۲۵۷
In recent work, I defend an indeterministic weightings model of libertarian free will. (Lemos, 2018, Ch. 5; 2021; 2023, Ch. 6). On this view, basic free-willed actions are understood as the result of causally indeterminate deliberative processes in which the agent assigns evaluative weight to the reasons for the different choice options under consideration. In basic free-willed actions, the assignment of weights is causally undetermined, and the choices are typically the causal consequence of these assignments of weights in which the choice option that is more highly valued is the choice option selected. In a recent article, Ishtiyaque Haji (2022) criticizes my view, arguing that it: (a) does not resolve worries about luck and (b) does not make coherent sense of the freedom of the weightings involved in free choices. I argue that his criticisms are based on misunderstandings of my position.
۶۰۰۲۷.

تقابل میان مفهوم کنشگر هانا آرنت و دازاین خودتنهاپنداشته شدۀ هایدگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۳۷۹
هانا آرنت، متفکرسیاسی برجستۀ قرن بیستم، در آرائش دربارۀ ارتباط وثیق پراکسیس و غلبه بر تمامیت خواهی که آن را محصول از خودبیگانگی، انفعال و انزوای انسان مدرن می داند، مسیری متمایز از استادش مارتین هایدگر پیموده است. آرنت به شیوه ای پدیدارشناسانه به تحلیلی تاریخی دست می زند تا وضع بشر را از دوران پیشاسقراطی تا کنون، مورد بررسی قرار داده و نقش تقابلی نظر و عمل را در شکل گیری این وضعیت تبیین کند. پرواضح است که او در این مسیر، همانند هایدگر به نقد سنت متافیزیک غربی پرداخته باشد؛ اما آرنت برخلاف هایدگر که بر انکشافِ هستی دازاین به مثابۀ آشکارگی حقیقت تأکید می کند، از «وجود» به «نمود» سوی گردانی کرده و انکشاف را در آشکارگی کیستی عمل ورز که از طریق دو نمود عمل و گفتار در ساحت عمومی رخ می نماید، مورد بررسی قرار می دهد. آرای آرنت با تأکید بر لزوم حضور انسان ها و هم کنشی شان در سپهر متکثر همگانی به منظور برون رفت از بحران تمامیت خواهی، ازخودبیگانگی و غربت از کرۀ ارض، در تقابل با آنچه وی دازاین خود تنها انگاشته شدۀ هایدگری نامیده قرار گرفته و به بوتۀ نقد کشیده شده است. دازاینی که به عقیدۀ آرنت گرچه در-عالم-بودن است، اما غرق شدن در کثرت همبودهای خویش را عامل هرزه درایی و سقوط به زیستنی متوسط و بی اصالت می پندارد و از این رو زیستنی خداگونه و مثالی را در تفرد خویش ارحج می داند.
۶۰۰۲۸.

حقیقت و واقعیت در پراگماتیسم پیرس و جیمز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۴ تعداد دانلود : ۳۰۹
حقیقت و واقعیت از مباحث بنیادی فلسفی است که پراگماتیست ها دربارۀ آن مباحث ویژه ای مطرح کرده اند. در این مقاله آرای پیرس و جیمز در این خصوص با هم تطبیق داده می شود تا به این سؤال پاسخ داده  شود که چرا با اینکه پیرس بنیان گذار پراگماتیسم است، جیمز از شهرت گسترده تری برخوردار است؛ تفکر او بیشتر پی گرفته می شود و از او نیز به عنوان مؤسس پراگماتیسم نام می برند؟ آنچه باعث این مسئله شده، نظرگاهی است که این دو دربارۀ نظریۀ حقیقت اتخاذ کرده اند؛ از این رو، بررسی حقیقت و واقعیت از لحاظ معنا، اقسام، معیار و جایگاه آنها در پراگماتیسم، هم نظر آنان را در مورد این دو مبحث به خوبی بازگو می کند و هم به پرسش این مقاله پاسخ می دهد. پراگماتیسم بر اصل پراگماتیکی استوار است که پیرس واضع آن بوده و جیمز نیز آن را پذیرفته است. آنان با اصل پراگماتیکی، آثار و نتایج عملی مفاهیم را می سنجند. تمایز این دو فیلسوف در این است که پیرس اصل پراگماتیکی را اصلی منطقی دانسته، با نظریۀ معنا مرتبط می سازد و جیمز آن را با نظریۀ حقیقت گره می زند و این باعث می شود پراگماتیسم جیمز در صدر تفکرات پراگماتیستی بعدی قرار گیرد. افزون بر این، در این مقاله به این پرسش نیز می پردازیم که آیا پراگماتیسم آنان در نظریۀ واقعیت و حقیقت، توانسته است خود را از قید فلسفۀ متافیزیکی برهاند؟ پاسخ این پرسش آن است که پیرس و جیمز دیدگاه های مؤثر وجدیدی در فلسفه مطرح کرده و برخی از اصول فلسفۀ متافیزیکی را به چالش کشیده اند؛ اما با این همه، هنوز در چارچوب تفکر متافیزیکی می اندیشند.
۶۰۰۲۹.

بررسی تأثیر نظریۀ تشکیک وجود بر دیدگاه کل گرایی در اندیشۀ ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۳۱۸
نظریۀ کل نگری برخلاف سایر نظریات، در فلسفۀ اسلامی و به ویژه حکمت متعالیه به نحو بایسته مورد توجه قرار نگرفته است. نظریات در باب چگونگی وجود کل یا مجموع به عنوان امری برگرفته از آحاد، در جهت تأیید یا رد وجود حقیقی آن، به طور ضمنی در خلال برخی مسایل پیش آمده در حکمت متعالیه و به مقتضای آنها، پذیرفتنی است. کاوش در این نظریات مرتبط، دو موضع متعارض از نظریۀ ملاصدرا دربارۀ وجود «کل» به دست می دهد: برخی عبارات آشکارا بیانگر نفی وجود کل هستند و برخی دیگر به گونۀ ضمنی یا صریح بر وجود آن اذعان می کنند. نوشتار حاضر بر آن است تا با روش تحلیلی- انتقادی، پس از ملاحظۀ عبارات متعارض ملاصدرا در این خصوص، با التفات به مختصات اصل تشکیک وجود، دیدگاه او را نقد و نظریۀ کل نگری را امکان سنجی کند. حاصل پژوهش، بیانگر این است که اعتقاد به وجود کل، از لوازم بیّن اصل تشکیک وجود است. کثرت طولی و عرضی که با عنایت به سه مؤلفۀ اساسی اصل تشکیک وجود؛ یعنی وحدت، کثرت و عینیت آن دو قابل تبیین است، وجود حقیقی کل را امری مسلم و نفی آن و انحصار وجود کل را در وجود آحادش با مختصات تشکیک وجود، ناسازگار نشان می دهد.
۶۰۰۳۰.

پیشینۀ متناهی جهان در کیهان شناسی؛ دلالت ها و پیامدهای فلسفی-الهیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۳۰۰
در کیهان شناسی دو دسته سناریو برای سابقه ی جهان می توان معرفی کرد. نخست مدل استاندارد کیهان شناسی مطرح می شود که سناریوی آغاز در آن مه بانگ است و دوم سناریوهایی که مه بانگ صرفاً دریچه ی ورود به جهان ماست و جهان(ها) ابعادی بیشتر یا سابقه ای طولانی تر از جهان ما دارند. پرسش اساسی این است که چرا و چگونه جهان از هیچ سر برآورد؟ این پرسش لازمه ی آن است که بپذیریم جهان از صفر شروع شده است. برای پاسخ به چنین پرسشی تلاش هایی در حوزه ی دانش فیزیک و کیهان شناسی نظری صورت گرفته که مدل جهان بدون مرز و سناریوی تورم ازلی-ابدی، اصلی ترین نمونه های آن هستند. پس از تبیین دو دسته نشان خواهیم داد که اولا به جهت فیزیکی اغلب شواهد تجربی و نظری به سود تناهی پیشینه ی جهان است؛ چه آن را محدود به مه بانگ و چه آن را توسعه یافته تر بدانیم. هم چنین مدل های فیزیکی نه تنها مخالف رهیافت فراطبیعی نیستند بلکه به آن کمک می کنند.
۶۰۰۳۱.

الأسطوره في الشعر النسوي الحدیث العربي والغربي، (إدیث سیتویل1946، نازک الملائکه 2007) أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۸۷
یعد توظیف الأسطوره من إحدى الأدوات التعبیریه الجمالیه التی اهتدى إلیها شعراء الحداثه، واستعانوا بها فی شعرهم، وقد عظم توظیفها فی الشعر الحدیث حتى غدت من أهم ظواهر الأدب الحدیث والمعاصر، وشکل استعمالها سمه من سمات الأدب الحدیث فما یکاد یکون هناک عمل شعری یخلو من الإشارات الرمزیه والأسطوریه، وفی محاوله البحث حول نمط المرأه الشاعره فی توظیفها الأسطوری، المتناغم مع الطبیعه، تخرج لنا الأسطوره، ویخلق منها صوره ماورائیه أو عجائبیه، فالأساطیر حاضره فی أشعارها، واستخدمت العدید منها فی نصوصها الشعریه حتى تحرر من خلالها رسائل نصیه تشیر إلى واقعها الشعری، وکیانها الفلسفی والفکری فی الحیاه. أتاح لنا هذا البحث وعبر المنهج التحلیلی المقارن النظر فی تجلیات الأسطوره فی الشعر النسوی، وسلط الباحثون الضوء على الأدب النسوی وتأثیر الأدب الغربی فی الثقافه العربیه من خلال عقد مقارنه بین أنموذجین من شاعرات الأدب الحدیث، متمثلا ب (إدیث سیتویل 1887- 1964 / ونازک الملائکه 1923- 2007)، إن ما جعل کتابه هذا البحث کضروره عند الباحثین هو الغایه من استحضار المضامین الأسطوریه فی قصائد الشاعرات المعاصرات، وحاولنا من خلاله طرح إشکالیه توظیف الأسطوره فی الشعر النسوی الحدیث، واستدعاء الأسطوره بشکل مکثف عند الشاعرتین. تدل النتائج على تأثیر الأدب الغربی فی التطور الشعری عند نازک بدلیل أن الرموز الإغریقیه هی المسیطره على النص الشعری عندها، کما أن هناک بعض الأساطیر الدینیه تبنتها نازک فی خطابها وفقا للروایات المسیحیه، أما إدیث فکانت تخلق رموزاً وصوراً غیر مألوفه من إبداعات عالمها الخاص، ومن خلال هذه الدراسه التوظیفه للأسطوره بین الأدبین العربی والغربی نجد صوره الأسطوره فی معالم الخیال بین الشاعرتین التی تعبر عن النص اللغوی الفنی الممزوج بالتعابیر الملائمه للواقع وکانت لنا الریاده فی استخدامها من خلال دراستنا للثقافتین، یتبین أن توظیف الأسطوره هو نوع من الرجوع إلى الحیاه البدائیه الأولى
۶۰۰۳۲.

تناسق العتبه والحبکه في روایه "برید اللیل" لهدی برکات دراسه تحلیلیه سیمیائیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۰۲
من الضروری للراوی، أن یستفید من التقنیات التی تعینه لکتابه الروایه، لإیجاد التناسق والتلاؤم بین الشکل والمضمون. کلما کان هذا التناسق أکثر کان نجاح الکاتب أکثر. هدی برکات تستغل فن التراسل، لترسیم الحبکه المثیره والمأساویه فی "برید اللیل". خیمت علی الروایه الضبابیه وعدم الوضوح، حیث لا یری القارئ، اسم علم للشخص، ولو مره. کل شیء فی العتمه والفراق مثل لیل المتشردین. قصه الذین یعیشون فی اللازمان واللامکان ولا یمتلکون أی شیء من الحیاه. وما یلفت نظر المتلقی أن العتبات النصیه مثل العناوین والألوان والغلاف وغیرها من العتبات الأخری کلها یتناسق هذه الحبکه ویخدم المضمون. حیث تتجلی براعه الکاتبه فی هذا التناسق الذی نراه بین الشکل والمحتوی فی روایتها کنسیج متکامل. فیدرس هذا البحث معتمدا علی المنهج السیمیائی والتحلیلی التلاؤم الموجود بین العتبه النصیه والحبکه لیفتح ألغاز هذه الروایه التراسلیه وترشد الناقد لتکون عملیه النقد أکثر دقه واعتبارا. والعتبات النصیه المدروسه فی هذا المقال؛ هی الغلاف، والألوان والعنوان الرئیسی، والعناوین الفرعیه والاستهلال.أما النتائج التی توصل إلیها البحث؛ فهی أن الکاتبه بالحبکه المعقده والمفککه ودون حل تشیر إلی الأزمات المعقده فی البلدان العربیه التی لا تحل بسهوله. فعلی القارئ أن یحلل الألغاز التی لا تقوم برکات بحلها وهذا الأمر یسبب تفاعلیه الکاتب والقارئ ویقلل من هیمنه الکاتب علی النص. عنوان الروایه والغلاف والألوان المستخدمه علی الغلاف کلها یرشد القارئ إلی ما سیجری فی الرسائل من خیبه الأمل. تستخدم برکات ثنائیه الخیبه والأمل فی کل من العتبه والحبکه للوصول إلی أهدافها من کتابه برید اللیل وحتی فی العنوان. کأنها ترید أن تؤکد أنه لا أثر للحوار والتعامل فی مثل هذا المجتمع، فالذین یعیشون فی هذا المجتمع لا یریدون التواصل حتی عبر الرساله
۶۰۰۳۳.

بررسی بینامتنی دلالت های بازآفرینی شاهنامه فردوسی در تاریخ نگاری جوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۳۰۱
در نظام نوین نقد و تحلیل آثار، معنای متن وابسته به کشف روابط میان سوژه با پیش متن ها، حافظه های مخفی و آشکار اثر و همچنین مولفه های فرامتنی زایشگر آن است که تحلیل های بینامتنی، بن مایه نظری و روش مندی آن را شکل می دهد. در میان نظریه پردازان این شیوه، رولان بارت به مخاطب این اجازه را می دهد که از برهم چینش متن ها و کشف لایه های آثار در ضمیر و ظاهر یکدیگر، به تفاسیر و معناهای نو و خلاقه ای دست یابد. از سویی دیگر، در میان تاریخ و ادبیات، علاوه بر اشتراکات و تقابل های فلسفی، نوعی پیوندهای نهان و معانی نوظهور یافت می شود که یکی از مصادیق آن را در ارتباط نظام مند میان تاریخ نگاری جوینی در جهانگشا و حماسه سرایی فردوسی در شاهنامه می توان جست وجو کرد. لذا این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی سعی در کشف معنایی نو در چرایی خلق تاریخ جهانگشا در ارتباط با پیش متن غالب خود یعنی شاهنامه دارد. با توجه به وجوه و ابعاد تأثیرپذیری در شکل گیری برخی از عناصر ساختاری، تبیین تطبیقی وجه ادبیت و تحلیل مقولات هویتی و انگیزشی متن ها در ارتباط با یکدیگر، این نتیجه حاصل خواهد شد که جوینی در تاریخ نگاری خود، صرفاً متأثر از واژگان و ابیات شاهنامه فردوسی نبوده و در یک نظام تقابلی سعی در بازآفرینیِ متنی در قامت شاهنامه و نوزاییِ حماسه ملی در سطح نثر داشته است.
۶۰۰۳۴.

خاندان سام در میان افسانه و واقعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۳۶۸
این مقاله پژوهشی است در ریشهٔ اختلافات خاندان رستم با حکومت مرکزی کیانیان در بلخ. اگرچه در شاهنامه، خاندان زال و رستم مخالف مسلک زرتشت معرفی می شوند و مخالفت آنها با حکومت گشتاسپ نیز بنا بر دلایل دینی جلوه می کند، ولی وجود ناآرامی های سیاسی در منطقه سیستان یا سکستان قدیم این فرض را مطرح می کند که کشمکش میان خاندان سام و خانوادهٔ گشتاسپ ریشه ای سیاسی داشته است و مسئلهٔ اختلاف دینی و آیینی نیز بخشی از همین جدال قدرت است، بدین معنی که اگر داعیه  استقلال سیاسی و قدرت مداری امارت سیستان مطرح نبود، اختلافات دینی نمی توانست انگیزه بخش صف آرایی خاندان هایی باشد که جدال آنها در بخش های مهمی از حماسهٔ ملی به ویژه داستان رستم و اسفندیار بازتاب یافته است.
۶۰۰۳۵.

تهدید، نمودی از قدرت در سخن حافظ!(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۲ تعداد دانلود : ۳۶۱
تاکنون درباره ی شعرِ حافظ نوشته های فراوانی پدید آمده است؛ اما در این متن برجسته، همچنان ظرفیت هایی برای پژوهش های تازه وجود دارد. در جستارِ پیشِ رو برای نخستین بار موضوع «تهدید» در غزل های حافظ بررسی شده است. این پژوهش که با شیوه ی تحلیل محتوا، طبقه بندی و تحلیل جامع ابیات تهدیدی انجام شده، به دنبال گشودن دریچه ای دیگر به فهم بهتر ذهن و زبان این سخن سرای افسون کار است. برای این کار همه ی دیوان حافظ (تصحیح شادروانان: غنی و قزوینی) مطالعه و ابیاتی که  مستقیم یا ضمنی تهدیدی را دربردارند، استخراج شده است؛ سپس زوایای گوناگون آن، ازجمله نوع تهدید، مخاطب تهدید، دلیل شکل گیری تهدید، انگیزه ی تهدید، پشتوانه ی تهدید، تأثیر تهدید، چگونگی تهدید در بافت کلی غزل، صریح و غیرصریح بودن، نوع فعل و انواع کنش های گفتاری آن واکاوی شده است. بررسی و تحلیل انواع تهدید در شعر حافظ نشان می دهد که او  قدرتی درونی دارد که به پشتوانه ی آن به اشکال مختلف به تهدید ارکان دینی، ممدوح/ معشوق و دیگران می پردازد .  
۶۰۰۳۶.

تاریخ و فرم ادبی: تأملی در شکل شناسی «داراب نامۀ» بیغمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۳۳۹
«داراب نامه» یا همان «فیروزشاه نامه» از محمد بیغمی (قرن نهم هجری)، پس از «سمک عیار»، مهم ترین و مفصل ترین متن «عیاری پهلوانی» در تاریخ ادبیات فارسی است. منظور از «متون عیاری‑پهلوانی» متون منثور روایی و بلند است که کنش توأمان عیار و پهلوان در آن، متن روایی را می سازد. در ظاهر، به نظر می رسد این قصه بلند در ادامه همان سلسله روایت های منظوم و منثور در باب خاندان داراب باشد که در سنت شاهنامه نویسی و روایت سازی منثور و تاریخ نگاری فارسی و عربی بارها به آن پرداخته شده است؛ اما تأمل در فرم این قصه بلند، دو نکته پنهان را بر ما آشکار می سازد: نخست اینکه، کلیت فرم در «داراب نامه» بر همان الگوی روایی «سمک عیار» استوار است نه داراب نامه طرسوسی و دیگر قصص مربوط به خاندان داراب؛ و نکته دوم و مهم تر اینکه، احتمالاً فرم روایی «داراب نامه بیغمی» که مبتنی بر کار و کردار شاه/پهلوان اصلی در پیرنگ اصلی، و شاه/پهلوانان فرعی در خرده پیرنگ های موازی است صورت انضمامی نظام «ملوک الطوایف» اشکانی و فرهنگ پهلوانی آنان باشد. بنابراین احتمال، شاید بتوان گفت که علیرغم کمبود اطلاعات تاریخی مورخان قدیم در باب اشکانیان، «فرم ادبی» توانسته است حامل کلیتی از جهان اشکانیان باشد و آن را در تاریخ عبور دهد. در این صورت، پهلوانی های «فیروزشاه» و پهلوانان و عیاران همراه او، نه فقط تخیلی روایی برای مرهم نهادن بر زخم های تاریخی دوران اسکندر مقدونی، بلکه به طریق اولی، یادگار پهلوانی های اشکانیان در شکست بقایای اسکندر در ایران، و تلاششان برای حفظ «ایرانشهر» بوده است.
۶۰۰۳۷.

اساطیر یونانی در شعر معاصر ایران (بازتاب اسطوره های یونانی در شعر شاعران معاصر ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۵ تعداد دانلود : ۳۶۹
آشنایی ایرانیان با اساطیر یونانی پیشینه چندانی ندارد. اگر چند موردِ استثنائی در آثار گذشتگان (مانند اشاره خواجه نصیرالدین طوسی به اسطوره سیزیف) را نادیده بگیریم، آنگاه می توان ادعا کرد که آشنایی ایرانیان با اساطیر یونانی محدود به دوره معاصر است. در این دوره است که نام بسیاری از شخصیت های اساطیری در آثار روشنفکران ایرانی از آقاخان کرمانی تا علی شریعتی به چشم می خورد و این روشنفکران از اساطیر یونانی برای تبیین اندیشه های خود استفاده می کنند. همچون روشنفکران، شاعران معاصر (شاملو، آتشی، نادرپور، م. آزاد و...) نیز به اسطوره های یونانی توجه داشته، به اشکال گوناگون از آن ها الهام گرفته اند. از میان انبوه اساطیر یونانی، اسطوره پرومته، سیزیف، ایکار و آشیل بیشترین توجه شاعران معاصر را به خود برانگیخته و الهام بخش آنان بوده اند. توجه شاعرانی چون شاملو و م. آزاد به پرومته به دلیل تشابه رسالت شاعرانِ معاصر (آگاهی بخشی به توده مردم) با این اسطوره بوده است؛ همچنان که پرومته آتش (نماد آگاهی) را از خدایان می رباید و به آدمیان می دهد، شاعران معاصر نیز رسالت خود را آگاهی بخشی به جامعه و توده مردم می دانسته اند؛ امری که گاه حتی سبب همذات پنداری برخی از شاعران با پرومته شده است. اسطوره سیزیف و ایکار یکسان نیستند و تفاوت هایی میان آن ها وجود دارد؛ اما شاعران معاصر آن ها را نمادِ شکست پس از پیروزی گرفته اند. در شعر شاعران معاصر این دو شخصیت اسطوره ای استعاره ای از تحولات تاریخ ایران معاصر که تاریخ پیروزی و شکست های پیاپی است بوده است. برخلاف اسطوره پرومته، سیزیف و ایکار، زیبایی اسطوره آشیل اصلی ترین علت توجه شاعرانی چون شاملو به آن بوده است و نه چیز دیگر.
۶۰۰۳۸.

بررسی تطبیقی تجدد در اشعار ملک الشعرا بهار و حاجی قادرکویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۳۰۴
یکی از مشخصه های عمده در شعر شاعران عصر مشروطه، نگاه نو و متجددانه آنان نسبت به موضوعات و مقولات مختلف اجتماعی است. این موضوع، به ویژه در سال های مقارن انقلاب مشروطه و پس از آن، بیش از پیش در اشعار شاعران این عصر دیده می شود. یکی از مهم ترین شاعران متجدد ایرانی در این دوره، ملک-الشعرا بهار است. در این پژوهش به مقایسه تجدد در اشعار بهار و حاجی قادر کویی، شاعر کُرد و متجدد عراقی پرداخته شده است. چنان که از اشعار ایشان برمی آید، هر دو شاعر در زمینه های متعدد و مختلف، نگاهی نو و تجددخواه دارند و در این مقاله سعی شده است نگاه و اندیشه آن ها درباره زن، دین و علم بررسی و کاویده شود. علم گرایی، خرافه ستیزی و نگاه نو به زن و مسایل مربوط به او، فصل مشترک هر دو شاعر است، هرچند حاجی قادر بیش از بهار به جهل و خرافه ستیزی پرداخته و بهار هم بیش از وی به زن و حقوق او توجه کرده است.
۶۰۰۳۹.

نقد رد العجز علی (الی) الصدر در کتاب های بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۳۴۹
در زمینه علوم بلاغی و به ویژه علم بدیع که یکی از سه شاخه این دانش است، کتاب های گوناگون و بسیاری نگارش شده است. یکی از بحث انگیزترین جستارها و مبحث ها در حوزه علم بدیع، موضوع رد العجز علی الصدر است. در تعریف این صنعت و مصداق های آن، اختلاف نظر بسیار است؛ به گونه ای که گاه حدود تعریف این صنعت در کتاب های بلاغی با صنایعی دیگر مانند جناس، اشتقاق، شبه اشتقاق و... درهم آمیخته و تقسیم بندی های گوناگون و مختلف و نیز شواهد مشترکی از این صنعت را درپی داشته است؛ حتی بعضی از بلاغیون آن را تسهیم، تردید، تشابه الأطراف، ذوقافیتین و یا ذیل توشیح و یا یکی از اقسام جناس بررسی کرده اند؛ اما با تأمل و دقت نظر بیشتر می توان تعریف های دقیق تر و روشن تری برای آن ارائه و مرز بین آنها را تفکیک کرد. در این مقاله که با محوریّت کتاب های بلاغی فارسی با نیم نگاهی به کتاب های عربی سامان یافته، کوشش بر آن بوده است که ضمن بررسی و بازبینی تاریخی اندیشه های بلاغی در این زمینه و مقایسه تعریف های ارائه شده در کتاب های بلاغی درباره رد العجز علی الصدر، مصداق های تشابه و افتراق بازبینی شود؛ نیز با ارائه تعریفی مناسب، به روشی توصیفی تحلیلی، مرز بین این صنعت با دیگر صنایع درهم آمیخته با آن تفکیک می شود و از دسته بندی های متعدد رهایی می یابد.
۶۰۰۴۰.

Commonalities of the Abrahamic Religions in the Worldview of Science: Metaphysical Presuppositions of Science(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۳ تعداد دانلود : ۳۴۶
The Abrahamic religions include the three monotheistic religions of Judaism, Christianity, and Islam. All of these religions consider Abraham as their ancestor, and they consider science to be the knowledge of the universe and humanity, which are divine revelations. The framework of science in the Abrahamic religions uses three basic concepts: 1) monotheism (as a fundamental principle, a single and all-encompassing Divine vision) 2) the universe (as a divine creation) 3) science (as an all-encompassing knowledge about the world as the sign of God). The purpose of writing this paper is to find the common principles governing science among Abrahamic religions, using a descriptive-analytical method based on library sources. The results of this research is an intellectual attempt to draw on the commonalities between various Abrahamic religions in the areas of constructive dialogue in the field of globalization, based on revelatory and spiritual teachings, to achieve the unification of the world, which is one of the divine promises and is rooted in the natural foundations of humanity. 

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان