هر چند داستان گویی نمایشی در سرزمین ها و زمان های مختلف همواره وجود داشته، در ایران روال رو به رشدی نداشته است. پیش از اسلام، گوسان های پارتی و خنیاگران ساسانی، هنگام داستان گویی از موسیقی، رقص و آواز و احتمالا همراهی چند بازیگر بهره می گرفتند. این نوع داستان گویی در جریان تغییر مذهب ایرانیان از آیین زردشت به اسلام، جوهره خود را حفظ کرد؛ اما برخی ویژگی های خود را از دست داد و بر بازیگری داستان گو اتکا پیدا کرد. در دوره اسلامی به سبب محدودیت هایی که در پی تفسیر آموزه های دینی برای هنرهای تجسمی و نمایشی به وجود آمد، داستان گوییِ نمایشی به روایتی محدود شد که غالبا یک نفره انجام می گرفت و آن را «نقالی» می خواندند. همین محدودیت موجب تقویت بازیگری شد و بر تعزیه تاثیر گذاشت. با عزاداری گسترده و نمایش گرایانه ای که در دوره صفوی آغاز شد و در قرون بعد به نمایش مصائب (تعزیه / شبیه خوانی) منجر گشت، زمینه اجتماعی مساعدی برای نمایش دادن و تجسم بخشیدن داستان های حماسی و مذهبی فراهم آمد و میراث داستان گویی نمایشی نقالان، این تحول را به کمال رسانید.
مقاله حاضر با تاکید بر ضرورت تغییر مبنای منطقی تعریف ماهیت شعر از منطق دو ارزشی ارسطویی به منطق نسبی گرای فازی، ابتدا سه جریان فکری متمایز در حوزه شعرشناسی را مرور می کند. آن گاه با پذیرش دیدگاهی که ادبیات و به طور مشخّص شعر را تافته جدا بافته ای از دیگر کنش های ارتباطی نمی داند و تحلیل زبان شعر را در چارچوب یک نظریه عام زبانی امکان پذیر می داند، تلاش می کند تا بر مبنای نظریه سیستمی ـ نقش گرای هلیدی (1985، 1994) و ملاحظه الگوی پیشنهادی مهاجر و نبوی (1376) تحلیلی نقش گرا از گفتمان شعری و پارامترهای زبانی و فرازبانی موثر در تحقق ارتباط شعری به دست دهد.
آثاری که در ادبیات فارسی از آنها با عنوان تذکره الشعرا و یا به اختصار تذکره یاد می شود، از مهم ترین منابع در شناخت احوال و آثار شاعران زبان فارسی و اوضاع فرهنگی و اجتماعی است. مولفان این گونه آثار، علاوه بر پرداختن به شرح حال شاعران، منتخباتی نیز از اشعار آنان فراهم آورده و از این جهت در حفظ آثار ادبی ادوار مختلف سهم عمده ای برعهده داشته اند. تذکره خیرالبیان تالیف ملک شاه حسین بن غیاث الدین محمد بهاری سیستانی یکی از این آثار است. این تذکره با همه اهمیتی که برای تحقیق در زبان و ادب فارسی داشته تاکنون به طبع نرسیده است. خیرالبیان تذکره ای عمومی مشتمل بر دیباچه، مقدمه، دوفصل، یک خاتمه و یک ختم خاتمه است. در این مقاله ضمن معرفی بخش های مختلف این اثر، در باب ویژگی های زبانی، سبکی و محتوایی آن سخن گفته ایم.
"مرحله تولید سفر به عنوان اولین و یکی از مهم ترین مراحل چهارگانه پیش بینی تقاضای سفر است که هدف از آن برآورد تعداد کل سفرهای تولیدی از یک مبدا است. با توجه به حجم وسیع اطلاعات لازم در مدلسازی تولید سفر، در طی سالیان مختلف محققین تلاش نموده اند که مدل های جدید و کاراتری برای ارزیابی تولید سفر ارایه نمایند.
در این پژوهش مدلسازی تولید سفر با استفاده از منطق فازی و براساس پارامترهای موثر ، انجام شده است. برای این منظور با معرفی چهار تابع، تعداد افراد خانواده ، مالکیت خودرو، درآمد و ساختار منزل به عنوان توابع ورودی و استفاده از عملگر منطق فازی، روش جدیدی برای پیش بینی تعداد سفرهای تولید شده ارایه شده است. اساس این روش استفاده از فازی سازی _ غیر فازی سازی و انتخاب توابع ورودی و خروجی براساس داده های به دست آمده از تحقیق انجام شده، است. در انتها پس از معرفی مدل فازی و با استفاده از داده های مربوط به تولید سفر، نتایج روش برازش خطی و روش مدل فازی با یکدیگر مقایسه شده است. نتایج این مقایسه بیانگر دقت بسیار بالای روش فازی ارایه شده در پیش بینی تعداد سفرهای تولید شده است. "