یکی از مکانهای باستانی دشت توس در خراسان چشمه سویا چشمه سبز است که نام آن بارها در متون پهلوی و تاریخی نظیر بندهش، گزیده های زادسپرم، شاهنامه و ... به عنوان چشمه ای مقدس و یا دریاچه ای مشهور و یا مکانی که یزدگرد اول ساسانی در آنجا به صورتی شگفت و غریب کشته شده آمده است. از طرفی وجود یکی از آتشکده های مهم دوره ساسانی در کنار این چشمه بر اهمیت آن افزوده است. به نظر می رسد این چشمه تقدس خود را در دوره اسلامی همچنان حفظ کرده به طوری که در منابع این دوره به آن اشاره شده است. این مقاله سعی بر آن دارد که با ...
هوشنگ گلشیری یکی از برجسته ترین داستان نویسان نسل دوم ایران بود که نوآوری در صناعت داستان نویسی را بیشتر از طریق احیای شیوه های رایج در فرهنگ روایتی کهن و ترکیب آنها با شگردهای مدرن جستجو می کرد. او شیوه داستانهای تو در تو و تمثیلی ، روایت پاره پاره و اشارتی را که از اوستا، قرآن ، و روایتهای مذهبی و عرفانی وام گرفته بود با شیوه های متداول امروزی درهم می آمیخت تا به یک سبک بومی و ابتکاری دست پیدا کند. تمثیلهای او، با آن که ساختاری ساده و کوتاه دارند اما از جنبه های نیرومند تاریخی، تفکرانگیزی و غنای اندیشگانی برخوردارند. شگردهای اشارتی و بافت پاره پاره در روایت نیز، با همه سادگی و صمیمیت در زبان و بیان، موجب سنت شکنی از ساختارهای مرسوم و پویایی دادن به ذهن خواننده می شوند.
تحلیل شخصیّت تاریخی و اساطیری مسیح، پس از رنسانس، وارد مرحله جدیدی شده است که این نگاه تازه، به بخشهای مختلف علوم و تمدن، از جمله ادبیّات، سرایت کرده است. دو اثر ادبی مهم، از دو نویسنده معاصر، آخرین وسوسه مسیح، از نیکوس کازانتزاکیس، نویسنده یونانی (1873- 1957 م.)، و یسوع ابن الانسان، از جبران خلیل جبران، نویسنده لبنانی (1883-1931م.) از جمله آثاری هستند که در ادامه همین دیدگاههای تازه، سعی کرده اند تصویر متفاوتی از شخصیّت این پیامبر بزرگ را، به یاری ادبیّات ترسیم کنند. در این جستار، ضمن مقدّمه ای درباره تاریخچه تغییر نگاه بشر نسبت به حقیقت وجودی مسیح ، به بررسی تطبیقی دو اثر ذکر شده و مقایسه اندیشه های دو نویسنده در این آثار پرداخته شده است.
از جمله مسائلی که در حوزه نقد ادبی کمتر مورد توجه قرار گرفته است مقایسه دیدگاههای ادبی شاعران و نویسندگان به عنوان خالقان آثار ادبی با نظرات منتقدان و نظریه پردازان این حوزه است. پژوهش حاضر شامل بررسی دیدگاههای عطار نیشابوری درباره مسائل گوناگون شعر مانند وزن، قافیه، ردیف، کذب در شعر، الهام شاعرانه، مخاطب، لفظ و معنی و شعر حکمی و توحیدی است. در این تحقیق چهار مثنوی الهی نامه، اسرارنامه، مصیبت نامه و منطق الطیر به طور کامل بررسی گردیده و تمام گفته های عطار در حوزه های استخراج شده و ضمن شرح و توضیح، با نظرات منتقدان ادبی گذشته و حال مقایسه گردیده است. در پاره ای موارد برای نشان دادن نوآوریهای عطار خصوصاً در حوزه مخاطب و معنی، از غزلیات وی کمک گرفته ایم.
اغلب اندیشه ها، مذهب ها، نحله ها و... در پى ایجاد نظمى نوین و نظامى مطلوب براى آینده جـهـان اند، اما در این باره و طى سه دهه اخیر، سه نظریه جهان گرایانه پایان تاریخ (فوکویاما)، جنگ تمدن ها (هانتینگتون ) و حکومت مستضعفان (امام خمینى (ره ) ) بیش از دیگر تـئورى هـا تـوجه جهانیان و اندیشمندان را به خود جلب کرده و هر یک نداى ساختن جهانى جدید را سرداده اند، ولى کدام یک ، ظرفیت و توان لازم براى تاءسیس یک نظام جهانى را داراست ؟ مقاله حاضر خواهد کوشید به سؤ ال مذکور پاسخ دهد.
لازمـه پاسدارى از انقلاب اسلامى ، شناخت دشمن و حربه هاى اوست . از جمله این دشمنان ، کـسـانـى هستند که با انقلاب و حکومت اسلامى ضدّیت داشته ، تحت عناوین گوناگونى در خـارج از کـشـور فـعالیت دارند. جریان هاى عمده اینان عبارت اند از: ملى گرایى ، سلطنت طلبى ، جمهورى خواهى ، التقاطى و کمونیستى . ضـد انـقـلاب خـارج نـشـیـن اغـلب داراى جـهان بینى مادى و معتقد به جدایى دین از زندگى اجتماعى است . غالبا (جز ضد انقلاب مسلح ) با مداخله نظامى آمریکا در ایران مخالف اند و از ایران یک پارچه دفاع مى کنند. شیوه هاى کارى آنان اغلب مبتنى بر ترویج شایعات ، تـحـریـک افراد مساءله دار، ساخت فیلم هاى به ظاهر مستند، نویسندگى ، یارگیرى ، اخذ کمک هاى مالى و فکرى از بیگانگان و امثال آن است . برخى از آنان تاکتیک هاى اختصاصى هـم دارنـد، مـثـل سـازمـان مـجـاهـدیـن خـلق کـه بـه تـرور و آدم ربـایـى هـم مـتـوسل مى شود. حدس زده مى شود ضد انقلاب خارج نشین در آینده ، بیش از گذشته روى مـسـائل فـرهـنـگـى ، هـدایـت شـورش هـاى داخل کشور و دفاع از افراد بازداشت شده در این شورش ها سرمایه گذارى خواهد کرد تا بتواند نظام اسلامى را از راه یک انقلاب مخملى ، براندازد. احـتـمـال مـوفـقـیـت ضد انقلاب خارج نشین بسیار ضعیف است . زیرا اینان گروه هایى اغلب پـراکـنـده هـستند که به هم بى اعتمادند و با هم بر سر ریاست یکدیگر نزاع دارند. امید خـود را از دسـت داده انـد. دهـهـا تـشـکـل نـاکارآمد و چندین شوراى رهبرى ضعیف دارند. جامعه شـنـاسـى مـردم ایـران را نـمـى شـنـاسـنـد و از ضـعـف قـدرت تحلیل رنج مى برند.
جریان هاى قومى در کشور ایران غالبا با تکیه بر ناسیونالیسم و تحت شرایط مساعد داخـلى و خـارجى شکل مى گیرند بسیارى از رهبران این جریان ها تحت عنوان خود مختارى و بـراى رسـیـدن بـه اهـداف خود، خواسته یا ناخواسته دست کمک به طرف بیگانگان دراز نموده ، بستر مناسب را براى مداخلات آنها فراهم مى سازند. قـومـیـت گـرایـى کـُردى بـه شـیـوه فـوق در کـشـور مـا شـکـل گرفت و طى دو مرحله یعنى قبل و بعد از انقلاب اسلامى و تحت عنوان خود مختارى ، نـه تـنـهـا خـدمـتـى بـه کـردسـتـان و مـردم مـسـلمـان و ایـرانـى الاصـل و مـیـهـن دوسـتِ آن نـکرد، که خرابیهاى بسیار به بار آورد و همه سرزمین ایران را دچار بحران نمود. مـقـاله حـاضـر در پـى اثـبـات ایـن فـرضـیـه است که جریان قومى کردى على رغم داشتن بـعـضـى ابـزارها، به دلیل وابستگى به بیگانگان و نیز عدم شناخت از مردم مسلمان کردِ مـقـیـد و مـلتـزم بـه احـکام دینى و تمامیت ارضى ایران ، نتوانست به آرزوى خود برسد و شکست خورد و باقیمانده آنها نیز جز در مسیر شکست و نابودى قدم برنمى دارند.
مـعـنـویـت ، بـرآیـنـد مـجـمـوعـه اعـمـال و عـبـادات بـا مـنـشـاء اعـتـقـاد بـه خـدا و توکل و توسل بر او و اطاعت از اوامر و پرهیز از نواهى حق تعالى است . این احساس عمیق ، شورانگیز، عاشقانه و برانگیزاننده است که ارمغان هایى چون فداکارى ، ایثار، تلاش ، پـایـمـردى ، مـجـاهـدت و شـهادت طلبى در راه خدا و سعادت دیگر انسانها را به همراه مى آورد. مـلت بـزرگ ایـران در دوران هـاى گـونـاگـون هـمـانـنـد انـقـلاب اسـلامـى و هـشـت سـال دفـاع مـقـدس به پشتوانه این عنصر ارزشمند حماسه ها آفریده و کارهاى بزرگ و خـطـیـر از مـلت رشـیـد ایـران و رهـبر کبیر انقلاب اسلامى ، به گرایش و مطالبه جهانى تبدیل شده است . جـهـان غـرب بـا هـمـه تـوسـعـه و پـیـشـرفـت خـود در عـرصـه مـادیـت بـه دلیـل عـدم جـهـت گـیـرى صـحـیح انسانى که در پرتو معنویت و اخلاق به دست مى آید در اصلاح جوامع انسانى خود و نشان دادن راه درست سعادت بشر پسرفت داشته است . از هـمـیـن رو اسـت کـه رهـبـر مـعـظم انقلاب مسئولان ، مردم و به ویژه بسیجیان و پاسداران انـقـلاب اسـلامـى را تـوصـیـه اکـیـد به حفاظت از بزرگترین سرمایه قدرت در جمهورى اسـلامـى ، یـعـنـى مـعنویت و جهت گیرى معنوى تواءم با ارتباط همیشگى و محکم با خدا مى نـمـایـنـد. در ایـن مـقـاله تـا حـد مـمـکـن به بررسى معنویت و نقش آن در مبارزه با دشمن مى پردازیم .
یـکـى از راه هاى تغییر و دگرگونى نظام هاى سیاسى ، نافرمانى مدنى است . در دوران اخـیـر ایـن الگـو را گـانـدى ، رهـبـر اسـتـقـلال هند بنیان نهاد. وى از طریق مبارزه منفى یا نـافـرمـانى مدنى ، استعمار انگلیس را شکست داد و موفق به رهایى هند از یوغ بیگانگان شد. گاندى پس از آن به قهرمان مبارزه با استعمار شهرت یافت . الگـوى دیگر، نافرمانى مدنى را ساموئل هانتینگتون ارائه کرد. وى نافرمانى مدنى را در ذیـل امـواج سه گانه دموکراسى در قرن هاى نوزدهم و بیستم مورد بررسى قرار داد. به نظر وى ، بیشتر کشورهاى دنیا طى سه موج از حکومت هاى اقتدارگرا عبور کرده و به حـکـومـت هـاى دمـوکـراتـیـک رسـیـده انـد. هـانـتـیـنگتون براى تغییر رژیم هاى به اصطلاح اقـتـدارگـرا و مـخـالف آمـریـکـا دسـتـوراتـى را ارائه داده اسـت کـه در حال حاضر به عنوان ((انقلاب هاى رنگین )) مورد سوء استفاده قرار مى گیرد.
هـر حـکـومـت و دولتى براى حفظ استقلال ، امنیت و تمامیت ارضى خود نیاز به نیروى مسلح قـوى ، مـقـتـدر و سـازمـان یـافـته دارد. جمهورى اسلامى ایران نیز پس از استقرار، براى تـداوم خـود و دفـع تهدیدات داخلى و خارجى ، نیروهاى مسلحى را فراهم نموده است که از جمله آنها، ستاد فرماندهى کل قوا، ارتش جمهورى اسلامى ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ، نیروى انتظامى و وزارت دفاع و پشتیبانى نیروهاى مسلح مى باشند. مطالب مربوط به نیروهاى مسلح در قانون اساسى ، قوانین عادى و آئین نامه انضباطى ، به دو دسته تقسیم مـى شـونـد: دسـتـه اول مـطـالب اخـتـصـاصـى هـر یـک از آنـهـا و دسـتـه دوم ، اصـول ، مـبـانـى و کـلّیـات اسـت کـه شـامـل هـمـه آنـهـا مـى شـود. از جـمـله ایـن اصـول ، ویـژگـیـهـاى کـلى و اسـاسـى آنـهـا، مـسـئولیـت و وظـایـف فـردى ، اصـول شرافت سربازى ، اصول فرماندهى و سلسله مراتب ، وظایف عمومى فرماندهان ، رؤ سـا و مـدیـران و وظـایـف پـرسنل و فرمانده در رزم است که مقاله درصدد تبیین آنها مى باشد.
حضرت مهدى (ع ) را غایب نامیده اند، چون ((ظاهر)) نیست ، نه آن که ((حاضر)) نیست و آمدن آن حضرت نیز ظهور است نه حضور. از هـمـین رو دعاى شیعیان ، ((ظهور)) آن حضرت است . شیعیان بر این باورند کـه امـام عـصـر(عـج ) در بـیـن مـردم حـضـور دارد و از احـوال آنـان آگاه است ، اما کسى او را نمى شناسد. پرسش اصلى این مقاله نیز آن است که بـرکـات و آثـار وجودى حضرت ولى عصر(عج ) در دوران غیبت کدام اند و مردم جهان و نیز شیعیان چگونه از حضرت ایشان بهره مى برند. بررسى روایات شریف نشان مى دهد که آن حـضـرت هـمـانـنـد دیـگر امامان معصوم (ع )، همچنان واسطه فیض الهى اند، منشاء خیر و برکت اند و هدایت تکوینى مؤ منان را بر عهده دارند.
تـحـقـیـقـات دیـنـى را بـه دوگـونـه مـعـرفـت شـنـاسـى و هـسـتى شناسى تقسیم مى کنند. ((مـوعـودپـژوهـى )) در هـر دو عـرصـه ، یـعـنى تحقیقات هستى شناختى و مطالعات معرفت شناختى در کانون توجهات بوده است . بنابراین در این تحقیق از زبان دو تن از عارفان نـامـى و پارسى گوى (شبسترى و عطار)، به بررسى جایگاه حضرت موعود در پهنه و انـگـیـزه خـلقـت (هـستى شناسى ) و در سپهر معارف معنوى (معرفت شناسى ) مى پردازیم . نیز درباره نوع مواجهه و گفتمان عارفان پیشین درباره حضرت مهدى (عج ) سخن مى رود. بنابراین پس از مقدمه ، در بخش نخست مقاله ، آراى شیخ محمود شبسترى صاحب گلشن راز را مى نگریم و در بخش دوم ، آراء و اندیشه هاى عطار نیشابورى را برمى رسیم .