منش، الگو و انگیزش الهی: طرح و نقد اخلاق الهیاتی لیندا زگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات عملی سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳)
186 - 208
حوزههای تخصصی:
نظریه ی اخلاق لیندا زگزبسکی، در قالب دو نظریه ی مکمل، نظریه ی انگیزش الهی و نظریه ی اخلاق الگوگرایانه، تلاشی نظام مند برای بازاندیشی در اخلاق دینی از منظر فضیلت محور و منش بنیاد است. در نظریه ی نخست منش الهی، به منزله ی خاستگاه انگیزش های خیرخواهانه، عقلانی و محبت آمیز، بنیان ارزش اخلاقی و غایت سرمشق گیری اخلاقی در نظر گرفته می شود. زگزبسکی بر آن است که اراده ی الهی نه منشأ ارزش بلکه تابع ساختار انگیزشی منش خدا است و همین امر تمایز بنیادین نظریه ی او با اراده گرایی الهیاتی را رقم می زند. در نظریه ی الگوگرایانه مفاهیم اخلاقی نه از طریق تحلیل مفهومی بلکه از راه ارجاع مستقیم به اشخاص فضیلتمند و تجربه ی تحسین نسبت به آن ها فهمیده می شوند. تحسین، در این چارچوب، واکنشی شناختی- عاطفی است که با اتکا بر ساختار انگیزشی فاعل، راهی به سوی ادراک فضیلت، سرمشق گیری و رشد منش فراهم می آورد. این نظریه، ضمن حفظ امکان گفت وگو با مخاطبان دیندار و غیردیندار، ساختاری باز، تربیت پذیر و اصلاح پذیر دارد. در این مقاله، ضمن تحلیل ساختاری این دو نظریه و نشان دادن پیوستگی مفهومی آن ها، به بررسی نقادانه ی نقاط قوت و چالش های آن ها، از جمله اتکای معرفتی به تحسین، نسبت بین منش الهی و الگوهای انسانی، امکان نسبی گرایی و گشودگی نظریه به نظام های غیردینی می پردازیم. در پایان، نشان داده می شود که نظریه ی زگزبسکی، با تأکید بر منش، انگیزش و تحسین، الگویی بدیل برای اخلاق دینی در افق عقلانی معاصر فراهم می آورد.







