حوزه فکری سبک کارآفرینی، ظرفیت محیط و عملکرد سازمان ها با رویکرد پیکربندی یکی از محورهای اصلی پژوهشی در حوزه کارآفرینی می باشد. در این پژوهش چگونگی عملکرد سازمان های برخوردار از سبک کارآفرینی و سبک سازگاری در محیط های با ظرفیت مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. یافته های این تحقیق حاکی از آن است که بکارگیری سبک کارآفرینی در محیط با ظرفیت نسبت به محیط های کم ظرفیت از اثربخشی بالاتر برخوردار است.
"امروزه یکى از مهم ترین مسایلى که اهمیت و نقش روابط عمومى ها در دستگاه ها و سازمان هاى دولتى و خصوصى را به طور جدى مطرح کرده، پیچیدگى و پویایى روزافزون اجتماعات بشرى است. در این راستا گستره و افق توسعه ارتباطات بین سازمانى دستگاه ها و ضرورت هاى انعکاس و انتقال یافته ها و دستاوردها به عموم مردم و برقرار ماندن پل ارتباطى بین مسئولان و مردم از مهم ترین عواملى است که نقش، اهمیت و ضرورت ارتقاى کارآیى و نوآورى روابط عمومى را ضرورى ساخته است.
به طور کلى، هدف مقاله عوامل مؤثر برکارآیى روابط عمومى و ترسیم سیماى آن در سازمان ها از دیدگاه مدیران اجرایى و مدیران روابط عمومى مى باشد.
"
" این مقاله به توصیف تاریخى دو رویکرد علمى مى پردازد که بنیان هاى مطالعات ارتباطات و توسعه را در ایران نهاده اند. رویکرد نخست که مدنظر دکتر مجید تهرانیان بود و پیش از پیروزى انقلاب اسلامى نقطه عطفى در پژوهش و برنامه ریزى ارتباطات و توسعه به شمار مى آید، عمدتآ بر تبیین مفهومى نو در توسعه ملى مبتنى است. رویکرد دوم که دکتر کاظم معتمدنژاد بر آن تکیه دارد و به تحولى در آموزش و سیاست گذارى ارتباطى پس از انقلاب مى انجامد، با رد الگوهاى خطى توسعه، در حوزه «مطالعات انتقادى» جاى مى گیرد. اگرچه نقطه عزیمت رویکرد نخست، پژوهش و نقطه عزیمت رویکرد دوم، آموزش به ویژه در دوره هاى عالى دانشگاهى است، اما دامنه فراگیرى هر دو نهایتآ برنامه هاى توسعه ملى است.
"
در ادبیات اقتصادی و شرایط کنونی اقتصاد تعیین وضعیت عبور نرخ ارز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اصولا عبور نرخ ارز می تواند پویاییهای کوتاه مدت تر از بازرگانی، به دنبال یک افزایش در نرخ ارز را به خوبی توضیح دهد. عبور نرخ ارز ناقص این امکان را برای جریانهای تجاری فراهم می سازد که نسبت به تغییرات نرخ ارز – علی رغم کشش پذیری بالای تقاضا – نسبتا بدون حساسیت باقی بمانند. در این مقاله پس از تحلیل مبانی نظری به کمک الگوی VAR این پرسش پاسخ داده می شود که عبور نرخ ارز در ایران درکوتاه مدت و بلند مدت از چه وضعیتی برخوردار است. بر این اساس، با تصریح یک مدل VECM رابطه تعاملی متغیرهای الگو برای اقتصاد ایران برآورد می گردد، به طوری که آثار تکانه های اقتصادی از طریق توابع ضربه – پاسخ در آن دیده می شود. نتایج نشان می دهند که اساسا در ایران عبور نرخ ارز در کوتاه مدت به صورت ناقص بوده و به تدریج که دوره زمانی طولانی تر می شود، بر شدت عبور نرخ ارز افزوده می گردد، در حالی که کماکان در بلند مدت نیز عبور ارز به صورت ناقص است.
اتکاى اجتماع محلى به خود براى ارتقاى کیفیت زندگى و رفع مشکلات جمعى، ایده محورى در اندیشه مکاتبى چون اجتماع گرایان (communitarianists) و نیز ایدئولوژى هاى سیاسى راست جدید یا چپ جدید یا راه سوم به شمار مى آید. اساس این دیدگاه ها بر ظرفیت سازى و بسیج منابع و سرمایه هاى محلى قرار دارد. به نظر مى رسد سرمایه اجتماعى شناختى و ساختارى در کنار یکدیگر مفاهیم تحلیلى مناسبى براى شناسایى پتانسیل رفتارهاى اجتماع گرایانه و رفاه اجتماعى در اجتماعات مختلف مکانى محسوب مى شوند و از این رو هر اندازه گیرى سرمایه اجتماعى در واقع اندازه گیرى ظرفیت جامعه براى مدیریت خویش است. به ویژه آن که سرمایه اجتماعى عامل موثرى در افزایش کارآیى سایر اشکال سرمایه (انسانى، اقتصادى، کالبدى) نیز محسوب مى شود. مقاله حاضر در دو سطح تحلیل خرد (فردى) و کلان (منطقه شهرى) به دنبال نشان دادن عوامل موثر بر تغییر سرمایه اجتماعى در مناطق مختلف شهرى و ارتباط این سرمایه با اشکال دیگر سرمایه و تاثیر آن بر کیفیت زندگى در مناطق شهرى است. اطلاعات سطح خرد تحقیق مبتنى بر پیمایش معرفى در شهر قوچان است. در سطح کلان نیز از مجموعه اى از منابع اسنادى و تحلیل ثانویه براى شاخص سازى مفاهیم مرتبط با تحقیق استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر تغییرپذیرى ساختى سرمایه اجتماعى در مناطق مختلف شهرى است. سطح سرمایه اجتماعى در دو بعد ذهنى و ساختى با سطوح سرمایه کالبدى ارتباط مستقیم دارد. این یافته مؤید مفهوم سازى کلاسیک بوردیو از تعامل و ارتباط سرمایه ها با یکدیگر است. سرمایه اجتماعى همچنین با دوام شبکه هاى روابط محلى و همسایگى، طول مدت اقامت شهرى و جابه جایى هاى درون شهرى و نیز سرمایه انسانى در مناطق مختلف شهرى ارتباط نشان مى دهد. در مجموع، یافته هاى تحقیق نقش حیاتى سرمایه اجتماعى در حفظ سرمایه هاى کالبدى و توانمندسازى اجتماع محلى براى بسیج منابع و دارایى هاى آن و نیز ضرورت برقرارى عدالت اجتماعى در سطح کلان براى حل ریشه اى این مسئله را آشکار مى سازد.