علیرغم مطالعات گسترده ای که درمورد زمینه های مختلف هنر، معماری، باستانشناسی و تاریخ تخت جمشید انجام گرفته است. در مورد بستر طبیعی و منظر این مجموعه باارزش اطلاعات اندکی موجود است و از آن جمله وجود برج و باروی آن هنوز در پرده ای از ابهام است. هدف از این مقاله ارائه مدل سه بعدی منظر تخت جمشید در دوره هخامنشیان است. روش اصلی این تحقیق، تفسیرعکس های هوایی در مقیاس های مختلف و پردازش و تفسیر داده های ماهواره ای TM و + ETM است. این روش از شیوه های جدید تحلیل پهنه های تاریخی است. با استفاده از تفاوت در بافت، اندازه، زمینه رنگی، شکل و الگوی پوشش گیاهی و هم آیندی این معیارها با بروز عوارض خطی و لکه ای در پیرامون تختگاه مکان و سیمای احتمالی بارو و برج های دیده بانی تخت جمشید تعیین شده است. در ادامه با استفاده از مستندات تاریخی، منظر تخت جمشید بازسازی شده است. دستاورد این تحقیق علاوه بر کشف سیمای منظر باستانی تخت جمشید در دو دوره تاریخی از تمدن هخامنشیان که می تواند راهگشایی در کاوش های باستانشناسی و معماری این مکان باارزش باشد، معرفی شیوه ای از مستندسازی ویژگی های طبیعی و منظر برای سایر پهنه های تاریخی کشور است که نیاز به حفاری های متعدد و در نتیجه تخریب های محیطی را به حداقل می رساند.
مساله مورد مطالعه در تحقیق حاضر بررسی مشاغل غیر رسمی در شهر زابل است. هدف تعیین موقعیت و میزان گستردگی این گونه مشاغل و تعیین ارتباط آن با مسایل و رخدادهای طبیعی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی منطقه می باشد. این تحقیق در فصل زمستان انجام شده و روش تحقیق مبتنی بر پرسشگری بوده است. با این تحقیق مشخص گشت که وقوع خشکسالی باعث افزایش اشتغال تعداد زیادی از روستاییان بیکار در بخش مشاغل غیر رسمی گردیده است. و ورود افاغنه نیز باعث گسترش شدید مشاغل غیر رسمی در شهر زابل شده است. آنچه نگارنده را بر آن داشته تا به کنکاش در زمینه مشاغل غیر رسمی در شهر زابل بپردازد نقش اساسی موقعیت مرزی زابل (ورود و خروج غیر مجاز کالا)، ورود افاغنه و وقوع پدیده خشکسالی در پیدایش و گسترش پدیده مشاغل غیر رسمی بوده است و از همه مهمتر اینکه بتوان آثار و تبعات این بخش از اقتصاد غیر رسمی را در شهر زابل تبیین کرد.
مشکلات روان شناختی کودکان و نوجوانان تحت تاثیر عوامل متعدد به وجود می آیند. عوامل خطر احتمال بروز مشکلات روان شناختی را افزایش می دهند و عوامل محافظ از معلولیت بیشتر پیشگیری می کنند. این عوامل، پیش آگهی و نتایج درمان را نیز تحت تاثیر قرار می دهند. هدف این پژوهش، بررسی رابطه عوامل خطر و محافظ با اختلالات عاطفی – رفتاری و رفتارهای نوع دوستانه نوجوانان بود. بدین منظور 85 نفر از دانش آموزان دختر کلاس پنجم از بین دانش آموزان مناطق محروم شهرستان همدان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و بوسیله مقیاس نیمه ساخت یافته عوامل خطر و محافظ لوپر و گریگنکو (1998)، پرسشنامه مشکلات و توانمندی های گودمن (2002)، و پرسشنامه مربوط به محیط مدرسه لیکونا (2003) ارزیابی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل خطر و محافظ در یک مدل تعاملی با یکدیگر بر مشکلات عاطفی – رفتاری کودکان تاثیر می گذارند. عوامل خطر پیش بینی کننده مستقیم اختلالات عاطفی – رفتاری و عوامل محافظ پیش بینی کننده معکوس اختلالات عاطفی – رفتاری بودند. عوامل محافظ رفتارهای نوع دوستانه را در کودکان تقویت می کنند و بطور معکوس بر مشکلات کودکان تاثیر می گذارند. نتایج در چارچوب الگوهای نظری آسیب شناسی روانی تحولی بحث شد که بر ماهیت تعاملی این عوامل در پیش بینی سلامت خانواده و پیامدهای آن در آسیب پذیری یا بهبودپذیری کودکان تاکید می کنند