اجتماع اسباب گوناگون در بروز خسارت از جمله مباحث مهمی است که هر یک از نظام های حقوقی دیدگاه متفاوتی را اریه کرده اند. بررسی این موضوع در حقوق پزشکی که با جان بیماران در ارتباط است اهمیتی دو چندان دارد و انتخاب یک دیدگاه را مهم تر می سازد.ین مقاله به دنبال آن است تا بازخوانی یک پرونده و بررسی موضوع اجتماع اسباب متعدد در حقوق پزشکی، راه را به روی نظریه های جدید بگشاید.در ارایه مطالب از روش کتابخانه ای استفاده و تلاش شده است تا با جست و جوی در منابع و کتاب های مرتبط این حوزه مباحث مطرح شود.در بررسی موضوع اجتماع اسباب در پزشکی دو رویکرد پیش روست؛ یا باید از راه حل های سنتی پیروی کرد و نظریه برابری اسباب را پذیرفت یا با نقد آن، باید راه را به روی دیدگاه های جدیدتر و اخلاقی باز کرد و رویه قضایی را به آن سو سوق داد. نقد دیدگاه سنتی و پیروی از دیدگاه های جدید و اخلاقی به اجرای عدالت یاری می رساند.
حقیقت گویی در حرفه ی پزشکی عبارت است از ارایه اطلاعات لازم به بیمار برای ایجاد توانایی جهت اخذ تصمیم های آگاهانه راجع به مراقبت های پزشکی و سایر جنبه های زندگی و آگاه ساختن وی از وضعیتی که در آن به سر می برد.در این مطالعه، برای بررسی نظر پزشکان ایرانی راجع به مساله بیان حقایق به بیمار، پرسشنامه ای، که حاوی سوالات مربوط به بررسی نگرش پزشکان راجع به این موضوع بود، به پزشکان عمومی و متخصصی که در همایش سالانه پزشکان عمومی و نیز در همایش های سالانه گروه های مختلف تخصصی شرکت کرده بودند داده شد و پس از پرکردن، پرسشنامه ها از آن ها دریافت شد.درکل، از 400 پزشک در مورد این مساله پرسش شد، 35 درصد پاسخ دهندگان معتقد بودند که بیماران حق دارند که راجع به بیماری خود بدانند و از آن اطلاع داشته باشند. در مقابل، 6 درصد هیچ حقی در این زمینه برای بیماران قایل نبودند و 59 درصد حق بیمار را منوط به احراز شرایط خاص و در موارد خاص می دانستند. در این مطالعه، پایداری احساسی و میزان پذیرش واقعیت از سوی بیمار و سطح فرهنگی او از مهم ترین عوامل موثر بر تصمیم گیری پزشک ذکر شده است. در مورد میزان اطلاعاتی که پزشک باید به بیمار خود ارایه کند نیز بیش تر پزشکان (44 درصد) عقیده داشتند که پزشک بر حسب برداشت شخصی خود باید راجع به میزان ارایه اطلاعات تصمیم گیری کند، بیش تر (65 درصد) پاسخ دهندگان عقیده داشتند که پزشکان مجازند که بدون اطلاع بیمار، راجع به بیماری او با خانواده اش صحبت کنند، 78 درصد نیز عقیده داشتند که دادن اطلاعات در اغلب موارد باعث تسهیل روند تشخیص و درمان می شود، 70 درصد از آن ها بیان کرده بودند که دادن اطلاعات می تواند در آینده از احتمال شکایت بکاهد.براساس این مطالعه، بیش تر پزشکان در مورد مساله بیان حقایق مربوط به بیماری صعب العلاج، تمایل به گفتن حقایق به بیماران خود دارند، ولی در بیش تر موارد، تصمیم گیری راجع به این مساله را منوط به شرایطی می دانند که عمدتا بر مبنای نظر پزشک معالج تعیین می گردد.
مقاله حاضر در مقام آن است که از تحلیل نظام قبیلهای به منزله ابزاری برای توجیه وقایع رخ داده پس از جنگ صفّین در راستای پایگیری خوارج نخستین استفاده کند. در این مقاله نشان داده شده است که رقابتهای موجود میان قبایل عربی ساکن در عراق، نقشی تعیین کننده در بروز خارجیگری داشته است. با تحلیل وضعیت یکایک قبایل و نحوه مشارکت آنها در جریان صفین و حکمیت، معلوم شده است که دو نوع چالش سیاسی، تأثیر مستقیم بر برآمدن خوارج از یک قبیله داشته است: در بعد روابط بین قبیلهای، در چارچوب ارتباط قبایل حاشیهای متحد (قبایل اقماری) با قبایل محور، چالش سیاسی حاشیه با محور، زمینه بروز گرایش خارجی در میان قبایل حاشیهای را پدید آورده است. در بعد روابط درون قبیلهای، گسل سیاسی در مرکز قبیله نیز منجر به بروز خارجیگری در شعبههای مرکزی قبیلهای شده است. باید توجه داشت گونه اول از تنیدگی منجر به خارجیگری ناپایدار و گونه دوم خارجیگری پایدار شده است.
پارتیان، این فاتحان آسیایی دولت سلوکی، کنترل تمام ضرابخانه های پادشاهان سلوکی را که در طول سلطنت اسکندر و جانشینانش در ایران مستقر شده بودند، به دست آوردند. پارتیان قبیله ای بودند که منشاء آنها به درستی برای ما مشخص نیست. آنها پس از شکست آندراگوراس _ ساتراپ سلوکی - پادشاهی خود را مستقر کردند و پس از برافتادن سلوکیان در شرق سکه زدند. آنان پس از سقوط سلوکیان و باختریان قدرتشان را استحکام بخشیدند و سپس به گسترش قلمرو خود پرداختند. موقعیت پارتیان در زمان سلطنت مهرداد اول - که تمام ضرابخانه های سلوکی را در شمال و غرب ایران تصرف کرد – تثبیت شد. این حکمرانان جدید با سیستم کشورداری آشنا نبودند بنابراین سیستم اقتصادی و سیاسی خود را به روش دولت سلوکی مستقر ساختند. در این مقاله به اثبات این مطلب خواهیم پرداخت که پارتیان در زمینه فعالیتهای سیاسی - اقتصادی و روشهای ضرب سکه دنباله رو سلوکیان بوده اند.
هدف از این پژوهش هنجاریابی آمادگی های مهارتی نوجوانان 10 تا 12 سال مدارس فوتبال بود. این پژوهش از نوع توصیفی بوده و به شکل میدانی اجرا شده است. جامعه آماری را کلیه نوجوانان 10 تا 12 ساله مدارس فوتبال دارای مجوز از هیات فوتبال استان اصفهان تشکیل می دادند که در شهر اصفهان فعالیت داشتند. نمونه شامل 171 نوجوان 10، 11 و 12 ساله بود که از هر مدرسه فوتبال در هر رده سنی 4 نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. و در آزمون های مهارتی فدراسیون فوتبال انگلستان که رواِِیی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود، شامل دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، سرعت دویدن و دریبل کردن شرکت کردند. در این پژوهش از آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی و رتبه درصدی استفاده شد. نتایج نشان داد با افزایش سن نوجوانان توانایی آنان در آزمون های دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، سرعت دویدن و دریبل کردن بهبود یافت و در نهایت هنجار هر مهارت برای نوجوانان سه گروه سنی تهیه شد.