مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷۸٬۹۸۱ تا ۳۷۹٬۰۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
از حق به تکلیف (تأملی در مفهوم حق و تکلیف در اسلام)
خداحافظ سینما (درباره سینمای محسن مخملباف)
فیلموسوفی: رنگ
حوزههای تخصصی:
پوست موز هرمنوتیکی (درباره فیلم «خط باریک قرمز» از دیدگاه فلسفی)
حوزههای تخصصی:
دیوار کوتاه تفسیر
مگس های مزاحم (تأملی در وجوه ساختاری جریان روشنفکری در ایران)
حوزههای تخصصی:
فراتر از تاریخ (ایرانیان و فلسفه های جدید غربی)
بررسی آفت های گفتار در آیات و روایات
آسیب های مادی و معنوی اسراف
حوزههای تخصصی:
نقش فاطمه زهرا «علیهاالسلام» در اتحاد و انسجام اسلامی (قسمت اول)
حوزههای تخصصی:
مادر معمار تربیت / به انگیزه روز مادر
حوزههای تخصصی:
قیام ها و شورش های دوران امام هادی (علیه السلام)
علامه مجلسی «ره» احیاگر آثار اهلبیت (علیهم السلام)
نگاهی به خوف و رجاء در تعالیم اسلامی
نقش تقوا در بهداشت روانی فرد و جامعه (قسمت دوم)
مقدمه ای بر مبانی رویکردهای جدید اندازه گیری در حوزه روان شناسی و علوم تربیتی
حوزههای تخصصی:
امروزه در حوزه اندازه گیری دو نظریه غالب وجود دارد. نظریه کلاسیک اندازه گیری، که به وسیله اسپیرمن مطرح گردید و نظریه سوال پاسخ که سرمنشا آن به نظریه خصیصه مکنون باز می گردد. در واقع، زمانی که نظریه خصیصه مکنون برای اندازه گیری متغیرهای دو ارزشی مورد استفاده قرار گرفت، به نظریه سوال پاسخ مشهور شد. اگرچه مبانی پیچیده ریاضی این نظریه، در مقایسه با نشریه کلاسیک، باعث شده که پژوهشگران تمایل کمتری برای کاربرد این نظریه داشته باشند، ولی مفروضه های زیربنایی آن منطقی تر از نظریه کلاسیک هستند. امروزه در چارچوب این نظریه، دو رویکرد مختلف به اندازه گیری وجود دارد. رویکرد اول که مدل های خانواده راش از آن تبعیت می کنند، هدف اصلی اش اندازه گیری میزان خصیصه افراد است: در حالی که رویکرد دوم با هدف تحلیل سوال و برآورد پارامترهای آنها شکل گرفته است و از مدل هایی نظری مدل 2 و 3 پارامتری برای این منظور استفاده می کند. با وجود تفاوت های موجود بین این دو رویکرد، کمتر منبعی به این تفاوت ها اشاره می کند و پژوهشگران نیز کمتر از این موضوع اطلاع دارند. در مقاله حاضر به بررسی مبانی شکل گیری نظریه سوال پاسخ، مفروضه ها، مدل های مختلف و تفاوت بین آنها پرداخته می شود.
بررسی تأثیر توجه تقسیم شده و هیجان بر احتمال پدیدآیی حافظه کاذب در میان افراد مبتلا به اختلالات خلقی مراکز مشاوره شهر کرمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در تحقیق حاضر به بررسی اثر توجه تقسیم شده و هیجان ترس بر احتمال پدیدآیی جافظه کاذب در میان افراد مبتلا به اختلالات خلقی (افسردگی) مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر کرمان پرداخته شد.
مشارکت کنندگان بر اساس آزمون بک و خط برش 25 انتخاب گردیده و تحت دو آزمایش توجه تقسیم شده و هیجان قرار گرفتند.
در آزمایش اول 240 مشارکت کننده تحت شرایط توجه تقسیم شده (توجه مترکز) و هیجان ترس و (عدم هیجان ترس) فهرست هایی از کلمات متداعی (از نظر معنایی) را دریافت کرده و پس از گذشت یک ساعت از آنان خواسته شد تا آن کلمات را بازخوانی و بازشناسی کنند.
در آزمایش دوم نیز 240 مشارکت کننده تحت شرایط توجه تقسیم شده (توجه متمرکز) و هیجان ترس گذشت یک ساعت تصاویر را بازخوانی و بازشناسی نمودند.
نتایج حاکی از آن بود که در هر دو آزمایش، شرایط توجه تقسیم شده و هیجان ترس به افزایش میزان بازخوانی و بازشناسی کاذب کلمات و تصاویر منجر میگردند. همچنین یافته ها نشان داد که مشارکتکنندگان به میزان قابل ملاحظه ای کلمات و تصاویر کاذب را به یاد میآورند نتایج بر حسب نظریات مطروحه در حافظه کاذب مورد بحث قرار گرفت.
بررسی و مقایسه مدیریت دانش و یادگیری سازمانی در مدارس هوشمند و مدارس عادی شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امروزه مهم ترین سرمایه های یک سازمان، کارکنان هوشمند و با دانش آن هستند که با خلق فرآیندهای سازمانی نوین، فنآوریهای جدید و توسعه خدمات جدید، سازمان را به مزیت رقابتی پایدار رهنمون مینمایند. تلاش نوآورانه در سازمان نتیجه سرمایه گذاری در فرآیند یادگیری و ارتقاء مدیریت منابع انسانی و مدیریت دانش است. سازمان میتواند با مدیریت خلاقانه دانش و به کارگیری نوآورانه فنآوری اطلاعات، این امکان را برای کارکنان به وجود آورد تا در مسائل سازمانی که نیاز به راه حل جدید دارند به تجربیات خود تکیه کنند و با رشد در مسیر یادگیری، سازمان را یاری رسانند. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه مدیریت دانش و یادگیری سازمانی در مدارس هوشمند و عادی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران و معلمان مدارس هوشمند و مدارس عادی دخترانه و پسرانه شهر تهران تشکیل میدهند و نمونه آماری از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد، که حجم نمونه با توجه به جدول مورگان 127 مدیر و معلم از مدارس هوشمند و 221 مدیر و معلم از مدارس عادی انتخاب شدند. ابزار این پژوهش پرسشنامه بوده و هر متغیر دارای یک پرسشنامه مستقل میباشد، پس از این که روایی هر دو پرسشنامه توسط اساتید مجرب تأیید شد بین گروهی شامل 35 نفر از مدیران و معلمان توزیع شد و پایایی آنها از طریق فرمول آلفای کرونباخ برای پرسشنامه مدیریت دانش 87/0 و پرسشنامه یادگیری سازمانی 79/0 بدست آمد، یافته های حاصل از اجرای آزمون t نیز نشان داد که بین یادگیری سازمانی و مدیریت دانش در مدارس هوشمند و مدارس عادی تفاوت وجود دارد و میانگین نمرات مدیران و معلمان مدارس هوشمند از مدارس عادی بالاتراست.







