یکی از مهم ترین مشکلات زیست محیطی شهر تهران، آلودگی هوای ناشی از ترددهای روزانه و ترافیک است. وضـعیت آلودگی هـوای تهران با توجه به تردد بیش از دو میلیون وسیله نقلیه در روز به صورت بحرانی قلمداد می شود و این در حالی است که تهران در مقایسه با سایر شهر های آلوده جهان بین مقام های اول تا دوم در نوسان است. از این رو مطالعه دقیق وضعیت موجود ترافیک شهری و برآورد میزان پیمایش های روزانه انجام شده به جهت پیشگیری از آلودگی هوا و اوج فرسایی ضروری است. این مطالعات باید به گونه ای همراه و همگام با رشد جمعیت و تقاضای سفر انجام پذیرد و بر همین اساس مسوولان و تصمیم گیرند گان بتوانند ابزارهای کنترلی را اعمال کنند.
در این مقاله سعی شده با استفاده از میزان سفر های شغلی روزانه انجام شده شهروندان تهرانی، میزان پیمایش انجام شده و تناژ آلودگی هوای موجود شهر تهران، بررسی کاملی از میزان تناژ انواع آلاینده های هوا بر اساس پیمایش های شغلی برآورد شده صورت گیرد و پیشنهادهای لازم جهت کاهش بار آلودگی هوا در بیست وچهار ساعت ارائه شود.
در این تحقیق همچنین سعی شده است با استفاده از مدل دینامیک و با استفاده از روش رگرسیون چندگانه میزان همبستگی بین پارامترهای موثر بر ایجاد بار آلودگی هوا و به تفکیک برای هر نوع آلاینده مشخص شود.
آرام سازی ترافیک مجموعه ای از استراتژی هایی است که توسط برنامه ریزان شهری و مهندسان ترافیک به منظور کاهش سرعت ترافیک (با تعریف عام) استفاده می شود. نتیجه مستقیم این امر افزایش ایمنی ترافیک به ویژه برای افراد پیاده و دوچرخه سواران است. از آثار جانبی مهم آرام سازی ترافیک می توان به کاهش سر و صدا و آلودگی هوا اشاره کرد.
در این مقاله، اهداف آرام سازی و آثار آن در دنیا مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین با طبقه بندی روش های آرام سازی در چهار طبقه روش های کنترل حجم ترافیک، کنترل سرعت توسط تغییرات قائم در سطح راه، کنترل سرعت توسط تغییرات افقی در سطح راه و باریک سازی مسیر، روش های نوین و کاربردی آرام سازی در دنیا را مورد بررسی قرار داده است. بررسی روش های ارائه شده نشان می دهد با توجه به گستردگی روش های کاربردی نیاز است جهت استفاده بهینه و مؤثر از انواع روش های آرام سازی به خصوص در معابر شهری، دستورالعملی کاربردی در این زمینه تدوین و مورد استفاده قرار گیرد.
در این مقاله رفتارهای انفاق گونه مردم بهبهان بررسی شده است. منظور از انفاق، پرداخت های مالی واجب و مستحب به وسیله خانوارها به نیازمندان است و هدف تحقیق این است که مشخص شود، در جامعه مورد مطالعه چند درصد از مردم انفاق میکنند و چه اندازه به این رفتار دینی اعتقاد دارند؟ هدف دیگر این است که نشان دهد، آیا متغیرهای زمینه ای که نقش مهمی در تعیین پایگاه اجتماعی افراد دارند (مانند درآمد و تحصیلات) با رفتارهای انفاق گونه و اعتقاد به آن رابطه معنادار دارد، یا نه؟
روش مقاله در بخش نظری کتابخانه ای، در بخش مطالعات میدانی، توصیفی مقطعی بوده و جمع آوری اطلاعات به روش پرسشنامه صورت گرفته و در تجزیه و تحلیل داده ها از روش های شناخته شده آمار توصیفی و استنباطی و برای مطالعه روابط معناداری از آماره کای اسکویر استفاده شده است.
واحد تحلیل سرپرست خانوار و تعداد نمونه ها 444 خانواده بوده که به صورت تصادفی ساده در سطح شهر بهبهان انتخاب شده اند. نتیجه ها، حاکی است که درصد قابل توجهی از جامعه مورد مطالعه، انفاق های واجب و مستحب را پرداخت میکنند و انفاق های واجب و مستحب با درآمد و تحصیلات (متغیرهای تعیین کننده پایگاه اجتماعی) رابطه معنادار دارند.