مسئله «قانونگذاری خوب» و تعیین ویژگی های شکلی و ماهوی قوانین، قریب 30 سال است مورد توجه نظام های حقوقی مختلف بوده و هست. توجه به این امر ابتدا به صورت پراکنده در آثار و نوشته اندیشمندان حقوقی ذکر شده و پس از اینکه دادگاه ها و مخصوصاً ناظران قانون اساسی به این امر توجه نشان داده و سعی در تعریف و تحدید حدود ویژگی های قوانین حقوقی کردند، به شکل نظام مند مورد توجه قرار گرفته و نظریه های گوناگونی در خصوص آن بیان شده است. در این مقاله و در مقدمه آن نگاهی گذرا خواهیم داشت بر «کیفیت قانون» و مبنای حقوقی آن، سپس در دو نظام حقوق نوشته و کامن لا، نقش دادگاه ها را در نظارت بر ویژگی ها و کیفیت قواعد حقوقی بررسی می کنیم تا از میان شرح وظایفی که دادگاه ها برای خود در نظارت بر قانونگذاری خوب قائل شده اند، جایگاه حقوقی مناسب برای نظارت بر کیفیت قانون را تعیین و پیشنهاد کنیم. هرچند ایران در مقایسه با سایر نظام های حقوقی با فاصله زمانی نسبتاً زیادی مسئله «کیفیت در قانونگذاری» را به شکل منسجم مورد توجه قرار داده است، اما خوشبختانه در سال های اخیر توجه دولت به این مسئله و طرح پیش نویس هایی در خصوص سیاست های قانونگذاری در دولت، امیدبخش است. ازاین رو نتایج حاصل از این مقاله می تواند به عنوان بخشی از سؤالات مطرح در خصوص نقش و وظایف دادگاه ها در مسئله «کیفیت قانون» در ایران مورد توجه و استفاده قرار گیرد.
تصمیم افراد به زندگی مستقل از خانواده (خروج از خانواده ی راهیابی بدون تشکیل خانواده ی فرزندآوری) و عملی کردن آن، در سال های اخیر به یکی از روندهای برجسته و قابل اعتنا در شهرهای بزرگ ایران تبدیل شده است؛ طبق آمار غیررسمی اعلام شده از سوی مدیر کل فرهنگی سازمان ملی جوانان در شهریور ماه سال 90، حدود 27 درصد جوانان در کلان شهرهای کشور زندگی مستقل از خانواده دارند، این نرخ در تهران به 30 در صد می رسد و این آمار در حال افزایش است. تحقیق منتهی به این مقاله به مطالعه ی ابعاد گوناگون این نحو زندگی با استفاده از گراندد تئوری پرداخته و در پی ارایه ی توصیفی فربه از آن بوده است. در این کار کوشیده ایم با استفاده از تکنیک مصاحبه به دیدگاه های افرادی که این نحو زندگی را در پیش گرفته اند، نزدیک شویم و به تاریخچه ی زندگی آنان دست یابیم و از این راه نحوه ی هویت یابی، استراتژی های مختلف افراد و خانواده ها در مواجهه با مسایل زندگی مستقل، جریان های منتهی به آن و عوامل تأثیرگذار بر این اقدام را شناسایی کنیم. زمینه ها و علل که در این مقاله از آن ها یاد می شود، به قرار زیراند: زمینه ها: تقابل تهران و غیر تهران، تعارض با خانواده، تاریخچه ی خانوادگی شامل تنش در فضای خانوادگی وزمینه های تربیتی، تحصیل در شهری دیگر، برخورداری از انواع سرمایه ها، گسترش افق های پیش رو؛ علل: مشاجرات خانوادگی، دشواری ادامه ی زندگی با والدین، نداشتن قصد ازدواج، هویت یابی مستقل از خانواده.
با توجه به نقش «روزنامهنگاران علم» به عنوان یکی از ارکان ترویج علم در جامعه و جایگاه «روزنامهنگاری علم» در توسعه علمی کشور بررسی عملکرد آنها در رسانههای گوناگون میتواند توصیفکننده جایگاه واقعی آنها در سپهر علمی جامعه و مقدمهای برای یافتن چالشهای این حوزه باشد. لذا این پژوهش با هدف بررسی عملکرد روزنامهنگاران علم در مطبوعات با استفاده از روش تحلیل محتوای کمَی و با نگاهی بر درسنامههای فدراسیون جهانی روزنامهنگاران علم، به بررسی محتوای تولید شده، در صفحات علم و فناوری چهار روزنامه جامجم، کیهان، خراسان و آفرینش پرداخته است. دادههای پژوهش ضعف عملکرد روزنامهنگاران علم را در برخی حوزهها نشان میدهد:مطالب علم و فناوری در این روزنامهها، به ندرت برجسته میشوند. این مطالب عمدتا، از منابع دیگر استخراج میشوند و تولید، در این حوزه کمتر اتفاق میافتد.مصاحبهها و گزارشهای نقادانه سهم بسیار اندکی در این صفحات دارند، پرداختن به سیاستهای علمی و مناقشات علم، چه در سطح جامعه و چه در سطوح تولید دانش، از جمله مواردی است که مغفول مانده و به آن پرداخته نشده است. در این صفحات از شیوههای غالب علمینویسی، مطابق با درسنامههای فدراسیون جهانی روزنامهنگاران علم، مثل گزارشنویسی به شیوه داستانی و یا فیچر نویسی استفاده نمیشود.
پژوهش حاضر در پی فهم و توصیف وضعیت طرداجتماعی معلولین و چگونگی توزیع این مهم در بینمعلولین می باشد. به عبارت بهتر در این پژوهش به میزان طردمعلولین از روابط و مشارکت های اجتماعی، تحصیلات، بازارکار و متعاقباً شرمساری معلولین پی خواهیم برد. هدف: هدف اصلی این تحقیق شناخت و بررسی توزیع ابعادطرد اجتماعی در بین معلولین جسمی و حرکتی می باشد. روش: دراین تحقیق از روش کمی (پیمایش) استفاده شدهاست. جامعه آماری در این تحقیق ، معلولین جسمی حرکتی64-15سال میباشند که در بهزیستی مرکز شهرستان ریدارای پرونده هستند. حجم نمونه متشکل از 369 نفر می باشد وتکنیک جمع آوری داده ها نیز پرسشنامه می باشد. از نرمافزار spss نیز برای توصیف داده ها استفاده شده است. یافته ها: نتایج تحقیق گویای آن است که معلولین طرداجتماعی شدیدی را در همه ابعاد طرد از جمله؛ طرد از مشارکتهای اجتماعی؛ بطوریکه 67.2 درصد دارای مشارکت اجتماعی پایین می باشند. طرد ازروابط اجتماعی؛ بطوریکه 68.6 درصددارای روابط اجتماعی بسیار پایین می باشند، طرد از بازارکار؛ بطوریکه حدود 50 درصد جمعیت بیکار، و مابقی دارای اشتغال کاذب و غیر رسمی هستند، طرد از تحصیلات؛بطوریکه سطح تحصیلات 55 درصد جمعیت نمونه زیر دیپلممی باشد و متعاقباً احساس شرمساری اجتماعی شدیدی راتجربه می کنند. با توجه به حجم گسترده فقر، بیسوادی،بیکاری و همچنین فقر در روابط و مشارکتهای اجتماعی وشرمساری در بین معلولین، و با توجه به جوان بودن جامعهآماری که نشان از روند رو به پیشرفت این خطر غیر قابلانکار دارد و اگر این روند ادامه یابد باعث طرد مطلق افرادمعلول می شود، باید تدابیر و رویکردهای علمی برای توقف وکاهش چشم گیر طرد اجتماعی معلولین و متعاقبا اینمعضلات اتخاذ شود.
مسئله تعلیم (پداگوژی) هر روزه قرابت بیشتری با تعریف مطالعات فرهنگی می یابد. مدرسان باید تعریف تعلیم را گسترده سازند تا بتوانند از مرز محدود آموختن فنون و روش ها فراتر روند. (ژیرو،1385) می خواهم در این گفتار «تصور جمعی غالب» که در فضای آموزشی دانشگاه های ما از آموزش نظریه ها وجود دارد واکاوی کنم و نشان دهم «آموزش نظریه ها» به ویژه نظریه های فرهنگی چه چیزهایی نیست و چه چیزهایی باید یا می تواند باشد. امروزه محققان «درس پژوهی» نشان داده اند که تدریس و یادگیری هر دانشی به مجموعه وسیعی از عوامل بستگی دارد. آموزش نظریه های فرهنگی را نوعی «تمرین فکری» می دانم. در این تمرین کردن ما انواع تمرین های انسانی و فکری را تجربه می کنیم. این تمرین ها را با توجه به تجربه ای که از آموزش و یادگیری «نظریه های مطالعات فرهنگی» دارم در چهار مقوله متمایز طبقه بندی می کنم: «تمرین نظری»، «تمرین اخلاقی»، «تمرین شناختی»، و نهایتا «تمرین عاطفی». این رویکرد به آموزش نظریه فرهنگی ریشه در این واقعیت دارد که نظریه فرهنگی آن گونه ای که تاکنون تکوین و توسعه یافته است همواره در کنار هدف های شناختی و معرفتی، اهداف سیاسی، اخلاقی و زیبایی شناختی ویژه ای را دنبال کرده است.
سینمای پرفروش با نمایش تفسیر های بخشی از جامعه و تصرف گیشه ها در واقع علاقه ی مردم را نسبت به تفسیر نمایش داده شده، نشان می دهد. در این مطالعه فیلم های پرفروش ژانر اجتماعی دهه های 40، 60 و 80 انتخاب گردیده است تا تحولات سینمای پرفروش ایران بررسی شود. فیلم ها با توجه به رویکرد ساختارگرایی و روش نشانه شناسی تحلیل سازه ی کیت سلبی و ران کاودری و تقابل های دوگانه بررسی و تحلیل شده اند. بر مبنای تحلیل فیلم ها نشان داده شد که سینمای پرفروش ایران در سیر زمان با تحولاتی رو به رو بوده است. در برخی از آثار دو گانه های مشترکی یافت شد. با وجود دارا بودن دو گانه ی مشترک سنت گرایی و مدرنیسم بر مبنای گفتمان حاکم بر فیلم ها، دوگانه ها بار معنایی متفاوتی دارند. سنت گرایی در دهه ی 40 گفتمان مرکزی می باشد. در دهه ی 60 تداخل سنت گرایی و مدرنیسم و سروسامان یافتن بر مبنای نظم مدرن نشان داده می شود. در دهه ی 80 مدرنیسم گفتمان برتر می باشد. همچنین نشان داده شد که نوع دوستی و جمع گرایی ویژگی های مثبتی هستند که در تمام دوره ها رویه ی برتر و مورد استقبال می باشند. در تمام فیلم های مورد بررسی منطقی که در سطح رویین نقد می شود در سطح زیرین و محوری روایت نیز به صورت تک گویانه و اقتدارطلبانه ای نقد می شود و دیگری در بی دفاع ترین شکل به حاشیه رانده می شود.
«رمان به مثابه رسانه: گونه شناسی رمان های تاثیرگذار بعد از کودتای ۲۸ مرداد تا بهمن ۵۷» پژوهشی در عرصه مطالعات بین رشته ای علوم ارتباطات و ادبیات داستانی است که به تفسیر کارکردهای رسانه ای رمان می پردازد و بیانگر نقش رسانه ای رمان در آگاهی بخشی، ایجاد فرصتی برای گذران اوقات فراغت، گریز از واقعیت های دردناک زندگی با پناه بردن به داستان، لذت هنری، تفسیر هستی و زندگی اجتماعی و ... است؛ رمان، لاجرم متن ادبی است که در آن به طور اجتناب ناپذیری، رد پای ایدوئولوژی به چشم می خورد و همچنین منطق آن همسو با منطق اجتماعی است، از این رو واقعیت داستانی، خواه ناخواه متأثر از واقعیت هاست، برای تحلیل این موضوع در پژوهش پیش رو 11 نویسنده، منتقد و روزنامه نگارادبی، سیزده رمان تاثیرگذار بعد از کودتای 28 مرداد را انتخاب کردند. انتخاب این آثار به این علت است که فضای اجتماعی این دوره تأثیر عمیقی بر ادبیات به جا گذاشت، یکی از علل اقبال عمومی به رمان، بسته شدن راه های ارتباطی و مکالمه فرهنگی اجتماعی است، به گونه ای که رمان در قامت رسانه جانشین، جای خالی مطبوعات منتقد را پر کرده و اندیشه پیشروترین قشرهای طبقه متوسط ایران را درباره قانون، توسعه، اصلاحات دینی و فرهنگی مطرح کرده است. البته هدف از این پژوهش انکار اهمیت فرم رمان و صحه گذاشتن بر ادبیات ایدئولوژی گرا نیست، بلکه تطبیق ویژگی ها، معیارهای هویت بخش و کارکرد اجتماعی رمان و رسانه با سه روش تحلیل محتوای کیفی، مصاحبه عمقی و تحلیل منابع کتابخانه ای است.
تحلیل و واکاوی جریان های سیاسی – اجتماعی مؤثر بر شکل گیری موج نوی «سینمای کرد» در دوران اصلاحات، هدف اصلی این مطالعه است. به همین منظور در یک خوانش استنتاجی و به روش تفسیری - تحلیلی در قالب یک تحلیل مقوله بندی با استناد به مدل پیشنهادی محققان که شکل بومی شده نظریه های نوول اسمیت، تری لاول و جُرج هواکو در پیدایی موج های نو در سینما است، به چگونگی تکوین «فیلم به زبان کردی» بر بستر سینمای روشنفکری ایران پرداخته می شود و سرانجام، شاخص ترین عناصر متمایزکننده این جریان از سینمای روشنفکری ایران تحلیل می گردد. این مطالعه نشان می دهد که در نیمه دوم دهه هفتاد شمسی و فراهم شدن شرایط مناسب ساختاری برای تشکیل جنبش های سینمایی نوظهور، ابتدا «سینمای قومی ایران» و سپس جنبش ساخت فیلم به زبان کردی شکل گرفت که بعدها فیلم سازان این جنبش با برجسته سازی مشخصه های سبکی جدید در فیلم هایشان و نیز روی آوردن به تولید مشترک فیلم با منطقه کردستان عراق و همسویی با جریان های مشابه در اروپا و ترکیه، توانستند ضمن حفظ مشترکاتی با سینمای ایران خود را از آن متمایز سازند و شرایط لازم برای ایجاد موج نوی «سینمای کرد» را پدیدآورند.
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه ترتیب تولد و هوش با تیپ های شخصیتی در دانشجویان دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. روش: پژوهش حاضر از نوع علی – مقایسه ای است و جامعه آماری متشکل از دانشجویان دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقطع دکترای عمومی داروسازی مشغول به تحصیل در سال 95-94 بودند. بدین منظور 275 دانشجو با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی چندمرحله ای از بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشکده داروسازی انتخاب شدند و به مقیاس هوش کتل و پرسشنامه سنخ نمای مایرز- بریگز پاسخ دادند. یافته ها: پس از تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با آزمون تحلیل واریانس چند متغیری نتایج نشان داد که بین هوش و مؤلفه های سری ها، طبقه بندی، ماتریس ها و شرایط در بین افراد با ترتیب تولد متفاوت (فرزند اول، فرزند میانی، فرزند آخر و تک فرزند) تفاوت معنادار وجود نداشت. همچنین بین هوش و مؤلفه های آن، سری ها، طبقه بندی، ماتریس ها و شرایط در بین افراد با تیپ شخصیتی متفاوت (درون گرد و برون گرد) تفاوت معنادار وجود نداشت (05/0<P). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که ترتیب تولد در هوش و تیپ های شخصیتی نقشی ندارد.
روابط نظامی ایران و چین با روی کار آمدن دولت روحانی و در پرتو توافق هسته ای، وارد مرحله تازه ای شده است. در این راستا، دسترسی ایران به تسلیحات چینی که از اواخر دهه 1990 و 2000 میلادی به واسطه فشارهای آمریکا و اعمال تحریم های شورای امنیت به تدریج کاهش یافته بود، افزایش پیدا کرده است. فرض بر این است که پس از برجام، با لغو بخشی از تحریم های سازمان ملل، روابط نظامی دو کشور بهبود یابد. نظر به قابلیت ها و پیشرفت های چشم گیر چین در عرصه هایی چون نیروهای سه گانة نظامی، دریافتِ اهمیت این شریک استراتژیک نزد جمهوری اسلامی ایران در عرصه های نظامی و فناوری های مرتبط، حائز اهمیت مضاعف خواهد بود. ازهمین رو، مقاله حاضر ضمن پرداختن به ابعاد نوین پیوندهای نظامی و دیپلماسی دفاعی میان دو کشور، بحث را بر این محور قرار می دهد که با وجود نیازمندی هایِ ایران به ازسرگیری و استمرار برنامة نوسازی نظامیِ خود به چین، برای ایجاد موازنه نظامی در منطقه؛ اما در عین حال به جهت ملاحظات سیاسی چین در دو بعد منطقه ای و جهانی، تحریم های شورای امنیت و همچنین نقش آمریکا در این خصوص، دامنه پیوندهای دفاعی و نظامیِ دو کشور پس از برجام در مقایسه با روسیه در همین دوران، حساس تر و آسیب پذیر بوده، و همچنان با محدودیت هایی مواجه خواهد بود.
این مقاله بر بررسی تجربی و آزمون نظریة «سیاست حضور» در مجلس شورای اسلامی ایران تأکید دارد. نظریة سیاست حضور بر این فرضیه استوار است که «زنان سیاست مدار بیش از مردان سیاست مدار علایق زنان را نمایندگی می کنند». به این منظور، برای مفهوم علایق زنان، در سطح نظری، سه نوع شاخص در نظر گرفته شد: به رسمیت شناختن زنان به عنوان یک گروه اجتماعی، پذیرش نابرابری قدرت میان زنان و مردان و سیاست گذاری برای توان مندسازی و افزایش حضور شهروندان زن در عرصه های مختلف. این مفهوم، در سطح تجربی، به مجموعه اقداماتی اشاره دارد که نشان دهندة رفتار و نگرش متفاوت نمایندگان زن در موضوعاتی مانند برابری جنسیتی و سیاست تأمین رفاه اجتماعی است. اطلاعات این مطالعه، از نظرسنجی از 68 نماینده مجلس در ادوار مختلف و 135 رأی دهنده پس از انتخابات دهمین دورة مجلس شورای اسلامی در یک بازة زمانی 6 ماهه به صورت پیمایشی و در مطالعة موردی ایران به دست آمد. نتایج پژوهش نشان داد که علایق رأی دهندگان زن و مرد متفاوت بود، اما در سیاست گذاری های مجلس به اولویت های شهروندان زن بسیار کم تر از اولویت های شهروندان مرد اهمیت داده می شد. به علاوه، نمایندگان زن بیش از نمایندگان مرد به اولویت های زنان و برابری جنسیتی اهمیت می دهند. در نهایت، نتیجه اصلی این مطالعه تأیید نظریة سیاست حضور در مطالعة موردی ایران است.
دوستی در تاریخ اندیشه سیاسی همواره مورد توجه بوده است. ارسطو نخستین فیلسوفی است که در فلسفه سیاسی خود، جایگاه خاصی را برای دوستی در نظر می گیرد و پس از آن، سنتِ توجه به دوستی در تاریخ اندیشه سیاسی تداوم می یابد. روایت های متفکران و فیلسوفان سیاسی از دوستی تفاوت های جدی با یکدیگر دارد؛ اما ژاک دریدا، فیلسوف معاصر، معتقد است که این روایت ها مبتنی بر شاخص های مشترکی هستند که آن ها را مخدوش می سازد و آن خودمحوری و تأکید بر همانندی به جای تفاوت است. این مقاله در پی آن است که با بررسی روایت های دوستی در تاریخ اندیشه سیاسی، نقد دریدا بر آن را مورد تحلیل قرار دهد. دریدا با برقراری پیوند میان دوستی و مفاهیمی مانند آزادی و مسئولیت، این مقوله را بازنمایی "برادری" در شعار سه گانه "آزادی، برابری، برادری" می داند. در نظر دریدا، ما در عرصة سیاسی و اجتماعی همواره هم با "برادر-دوست" طرف هستیم و هم با "برادر-دشمن" و از همین رو، باید بیاموزیم که خودمحوری های کودکانه را فراموش کنیم و تفاوت میان خود و دیگری را بپذیریم. توازن میان هویت فردی و تفاوت به سختی به دست می آید و مستلزم شجاعت و بخشندگی است. دوستی واقعی، آمادگی برای هدیه دادن است، نه تنها به دوست، بلکه به دشمن و از همین رو، روایت های دوستی در اندیشه سیاسی که مبتنی بر ستایش شباهت ها و خودشیفتگی هستند، مخدوش و متزلزل اند.
اندیشة اجتماعی ابن خلدون پس از بازیابی در قرن نوزدهم همواره موضوع بحث و اختلاف نظر محققان و مفسران غربی و غیرغربی بوده است؛ هم از این حیث که آیا می توان او را بنیان گذار جامعه شناسی دانست و هم از این جنبه که چگونه می توان با استفاده از نظریات وی، مکتبی غیرغربی در جامعه شناسی تأسیس کرد. به موازات مباحث فوق، تلاش هایی برای کاربست مفهوم عصبیت در خصوص پدیده های معاصر صورت گرفته که برخی از آن ها نیز در قالب تلفیق آراء وی با نظریات معاصر بوده است. پژوهش حاضر ابتدا با رویکردی فرانظری و با تأکید بر ویژگی های پارادایمی و ابعاد معرفت شناختی، به مطالعه شماری از تفاسیر، کاربست ها و تلفیق های نظری می پردازد که بر مبنای نظریه عصبیت ابن خلدون صورت گرفته اند تا محدودیت ها، ظرفیت ها و حوزه های پژوهشی مرتبط با این مفهوم را آشکار سازد. در انتها، پیشنهادهایی برای چگونگی کاربست این مفهوم در پدیده های سیاسی-اجتماعی معاصر و تلفیق آن با نظریات جدید ارائه می شود.
بی تردید نصوص کتاب و سنت به عنوان دو منبع مهم در استنباط احکام فقهی، بیشترین کاربرد را در استنباط احکام فقهی دارند. درباره نصوص روایی باید گفت برخی روایات با ویژگی هایی همراه هستند که فقیه را برای استنباط حکم بسیاری از وقایع با مشکل و محدودیت مواجه می سازند و بنابراین کاربرد کمتری در استنباط دارند. بنابر اشاره معصومان:، دامنه برخی روایات به موارد محدود یا مصادیق خارجی موردنیاز پرسش گر تحدید شده و ایشان در بسیاری از موارد، حکم همان مصداق یا مورد خاص را بیان کرده اند. به صورت نادر در قرآن کریم نیز حکم یک مصداق یا مورد محدود بیان شده است. نویسنده با تبیین انواع شیوه ها و ضوابط تعدی از مصداق خاص و مورد محدود که در آیات و روایات آمده، بر آن است که برخی از آنها به عنوان خاص معتبر هستند؛ مانند قیاس منصوصُ العله و قیاس اولویت، و برخی در صورتی که مفید قطع یا اطمینان باشند معتبر شمرده می شوند؛ مانند تنقیح مناط قطعی و استقرا، و برخی نیز خارج از این دو گونه هستند؛ مانند اتحاد طریق مسئلتین.
توریه ریشه در دیدگاه های مطرح شده در حقیقت وضع، حقیقت دلالت و نسبت توریه به ظهور و مراد دارد. فقیهان با نقد نظریه های ارایه شده در ملاک صدق و کذب، تبیینی از حقیقت توریه ارایه نموده اند که عامل اختلاف دیدگاه ها و تفاوت حکم توریه شده است. نویسندگان این اثر با بررسی مقارن و تبیین دیدگاه های فریقین در این موضوع به گستردگی دامنه اختلاف ها اشاره کرده اند؛ به طوی که برخی از امامیه، توریه را از باب کذب حرام شمرده و بسیاری از امامیه و اهل سنت، توریه را به مورد مصلحت اختصاص داده اند. از میان فقیهان امامیه، امام خمینی همانند بسیاری از فقهای فریقین، مقیدنمودن جواز کذب به قدرت نداشتن بر توریه را پذیرفته است. ایشان با نفی وجوب توریه تنها احتیاط را در آن لازم می داند. بر این اساس، امام خمینی نسبت کذب را به ارتباط وضع با معنای مراد و نظریه تعهد، تمام ندانسته و با نقد دیدگاه مخالفان، دخالت فهم مخاطب در تحقق کذب را رد نموده است.
در اصول ثابت شده است که اصل اولی در شبهات تحریمیه، برائت است. اما به نظر مشهور فقها و اصولیان مواردی از این اصل استنثنا شده است. یکی از موارد استثنا شده، مسأله فروج است که مشهور در آن قایل به احتیاط هستند. اما با بررسی های صورت گرفته مشخص می شود، ادله مشهور برای اثبات احتیاط در فروج، ناتمام بوده برخی از آن ها مربوط به مسأله نیستند و برخی ظهور در وجوب ندارند. علاوه بر اینکه اگر تمام بودن ادله مشهور را بپذیریم، ادله ای دال بر جایزبودن احتیاط وجود دارد که با ادله مشهور تعارض دارد و براساس قواعد باب تعارض - جمع عرفی یا مرجحات- باید قایل به واجب نبودن احتیاط شد. بنابراین از نظر نگارنده احتیاط در فروج نهایتاً مستحب مؤکد خواهد بود.
در نظام حقوقی اسلام و مقررات ایران، ازدواج بیمار مشرف به موت، با ازدواج سایرین متمایز است. ماده «945» قانون مدنی ایران، ارث بری زن در صورت ازدواج هنگام مریضی مرد را منوط به دخول یا بهبودی از مرض کرده و قبل از دخول ارث بردن را منتفی اعلام کرده است. فقهای امامیه نیز به پشتوانه روایات مستفیض، حکم فوق را استنباط کرده و در اصل حکم اختلافی ندارند. به تصریح روایات، مرگ مریض قبل از دخول، سبب بطلان نکاح شده و زوجه را از ارث محروم می کند. ماهیت بطلان نکاح، اختصاص داشتن یا اختصاص نداشتن حکم به مریض، موت زوجه قبل از مریض و ماهیت مرضی که باعث مرگ می شود، از جمله ابهاماتی هستند که در مسأله وجود دارد و فقهای امامیه در آن اختلاف کرده اند. در بین مذاهب عامه، فقط فقهای مذهب مالکی، ازدواج مریض را باطل می دانند. سایر مذاهب، ازدواج مریض و سالم را یکسان دانسته و به صحت نکاح مریض و ارث بردن زوجین از یکدیگر، فتوا داده اند. مقاله حاضر با استفاده از منابع کتابخانه ای، به منظور بیان مبانی فقهی ماده فوق، رفع ابهامات موجود و یافتن منشأ اختلاف میان فقهای اهل سنت، تحریر شده است.
دانش اصول که شیوه و روش کشف مقصود متن را تبیین می کند از ره آوردهای بشری و فرجام نیازهای عالمانی است که دغدغه دریافت مرادات شارع را داشته اند این دانش که زاییده ضرورت و نیاز دانش فقه بوده همانند دیگر دانش ها اولاً: بر مبانی استوار است که می توانند متناسب با نیازهای عصری بازسازی شوند؛ ثانیاً: رویکردی واحد و روشی یکسان بر آن حاکم نبوده است و ثالثاً: همان گونه که در تاریخ آن علم نمایان است تحولات و تطورات ساختاری و متدیک بسیاری را تجربه کرده است که می تواند این تجربه ها متناسب با نیازها از یک سو و پیشرفت های علمی از سوی دیگر کماکان به صورتی روشمند تکرار شوند. در این مقاله تلاش شده است از دریچه «فلسفه علم اصول» ضمن اشاره به مبانی روش ها و رویکردهای موجود دانش اصول؛ آسیب شناسی اجمالی از رویکردها و روش های این دانش نیز ارائه گردد تا زمینه برای بازخوانی در عرصه هایی که نیازمند به تحول اند فراهم گردد.
هدف این پژوهش شناسایی ابعاد اثرگذار در ارتقای فرهنگ دانشجویی است. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی (پیمایشی) است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 5 است. حجم نمونه مطابق با فرمول کوکران 364 نفر برآورد شد و برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری تلفیقی شامل نمونه گیری تصادفی خوشه ای و طبقه ای استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه 91 عبارتی در مقیاس 5 درجه ای لیکرت بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون K-S، تحلیل عاملی اکتشافی و فریدمن استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که هشت بُعد فردی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، دینی، فناوری و بین المللی به عنوان ابعاد اثرگذار در ارتقای فرهنگ دانشجویی هستند که میزان اثرات کلی این ابعاد برابر با 53/68درصد بوده است. رتبه بندی ابعاد نیز ترتیب اولویت هر یک از آنها را به صورت زیر نشان داد: بُعد اقتصادی با رتبه میانگین 27/5. بُعد دینی با رتبه میانگین 5. بُعد فناوری با رتبه میانگین 75/4. بُعد سیاسی با رتبه میانگین 74/4. بُعد فردی با رتبه میانگین 37/4. بُعد فرهنگی با رتبه میانگین 4. بُعد بین المللی با رتبه میانگین 89/3. بُعد اجتماعی با رتبه میانگین 86/3.