قلمرو حاکمیت، به عنوان ضابطه تشخیص صلاحیت سرزمینی، شامل سه منطقه، زمینی، دریایی و هوایی است. قلمرو هوایی صلاحیت مزبور که معیار تشخیص آن قاعدتاً هواپیمای در حال پرواز بر فراز این منطقه است به دلیل شناور بودن این وسیله، که ممکن است از فضای چند کشور عبور کند، (علاوه بر خود هواپیما که تابع اصل پرچم یعنی تحت حاکمیت کشور صاحب پرچم هواپیما و همچنان در قلمرو حاکمیت این کشور است) و تنوع و پیچیدگی سایر مسائل مرتبط با آن، از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است. گاهی در قلمرو هوایی صلاحیت سرزمینی یک کشور جرائمی ارتکاب می یابد که ممکن است همه عوامل دخیل در آن؛ داخلی باشند و یا ممکن است عامل یا عنصر خارجی در آن دخیل باشد. در حالتی که همه عوامل دخیل در جرم؛ داخلی هستند، در مورد کشور صالح به رسیدگی، اختلافی به وجود نمی آید. اختلاف زمانی ایجاد می شود که یک عنصر خارجی در جرم ارتکابی دخیل باشد اینجاست که بحث صلاحیت کشورها در رسیدگی به جرم ارتکابی مطرح می گردد. درواقع درصورتی که کشورهای مختلفی به استناد اصول مختلف بین المللی همچون اصل صلاحیت سرزمینی یا شخصی و یا جهانی؛ خود را صالح به رسیدگی بدانند، طرق حل اختلاف چگونه است؟ قوانین داخلی ایران و کنوانسیون ها و معاهدات مختلف بین المللی چه راه حل هایی جهت تعیین کشور صالح پیش بینی نموده اند؟ مقاله حاضر با در نظر گرفتن حقوق داخلی ایران و کنوانسیون ها و معاهدات مختلف بین المللی ضمن تجزیه وتحلیل قوانین و معاهدات مربوط به قلمرو هوایی صلاحیت سرزمینی به بررسی یکی از انواع جرائم ارتکابی در این قلمرو یعنی جرائم ارتکابی داخل هواپیما پرداخته و درنهایت طرق حل اختلاف بین کشورها را بیان خواهد نمود.
به دلیل اهمیت راهبردی بخش انرژی، تنظیم مقررات این بخش جایگاه ویژه ای در میان کشورها دارد و نهادهای تنظیم مقررات نیز در همین خصوص تأسیس شده اند. مقاله حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که چه نهاد یا نهادهایی وظیفه تنظیم مقررات بخش انرژی را بر عهده دارند و چه وظایف رگولاتوری برای آن ها مقرر شده است و در چه جایگاهی قرار گرفته اند. آیا تنظیم مقررات در بخش انرژی کشورها به عهده نهاد واحدی است یا هریک از زیربخش های انرژی از طریق رگولاتوری جداگانه تنظیم می شوند. به منظور یافتن پاسخ، ابتدا نهادهای تنظیم مقررات بخش انرژی دیگر کشورها را مطالعه کردیم و با توجه به نتایج و مطابق با فرضیه وجود بسترهای قانونی لازم برای ابقا یا ایجاد نهادهای تنظیم مقررات بخش انرژی در کشور سناریوهایی برای تعیین جایگاه مطلوب نهادهای تنظیم مقررات بخش انرژی پیشنهاد خواهد شد.
این مقاله کوششی است برای"بررسی نقش شبکه های اجتماعی در مدیریت بحران" که سعی شده با بررسی برخی از تعاریف و دیدگاهها در حوزه بحران با آن بیشتر آشنا شویم و در مراحل بعد با بررسی مراحل بحران و نقش شبکه های اجتماعی در این مراحل و ارائه مثال ها به موضوع پرداخته شود. باید گفت مرحله بحرانی، نقطه عطف و حادثه سرنوشت ساز است و درباره مدیریت بحران باید گفت: سبک انفعالی در مدیریت است که به جای تأکید بر برنامه ریزی و تدوین راهبردهای بلند مدت، به حل و فصل مشکلات آنی و کوتاه مدت (هنگام بروز) توجه زیادی می کند. اهداف مدیریت بحران را می توان از تعاریف بحران و مدیریت آن استخراج کرد؛ به طور کلی جلوگیری از وقوع بحران (پیشگیری)، کنترل بحران، کاهش خسارات و تلفات، تامین ارزش ها و منافع اساسی در اوضاع بحرانی، بازگرداندن امور به اوضاع پیش از بحران و غیره از جمله اهداف عمومی مدیریت بحران است. یقینا اهداف بحران، تابعی از راهبردهای بحران است؛ به عبارت دیگر، با تاثیر پذیری از راهبرد بحران، برخی مواقع ممکن است برای مدیریت بح ران، ب حرانی دیگر ایجاد شود. از ای ن رو بحران زایی یا بحران زدایی، کوچ ک نمایی یا ب زرگ نمایی، سکوت و بی اعتنایی به بحران یا برجسته سازی آن و غیره متاثر از نوع راهبرد اتخاذ شده در بحران، می توانند از جمله اهداف مدیریت بحران باشند. انتظار می رود رسانه ها و به خصوص رسانه های نوین در دوران بحران تأثیرات گسترده ای بر مخاطبان و جامعه داشته باشند. که در این میان شبکه های اجتماعی می توانند در وضعیت بحرانی نقش مهمی در ایجاد ثبات، صلح و آرامش داشته باشند. شبکه های اجتماعی میتوانند نقش بسیار پررنگی در وضعیت پیش از بحران داشته و در مواقعی از به وجود آمدن بحران جلوگیری کنند. آن هم به دلیل نقش تأثیر گذاری که در سالهای اخیر پیدا کرده اند.
رسانه های اجتماعی ازرسانه های قدرتمند ارتباط جمعی به شمار می آیند. زیرا به دلیل ویژگی های منحصر به فرد خود تعداد بی شماری از افراد را درسراسر دنیا م ورد خ طاب قرار می دهند. هم چنان که رسانه های اجتماعی می توانند در هوشیار کردن، اطلاع رسانی، پژوهش، سرگرمی و... نقش مهمی داشته باشند؛ برنامه های تخریبی و نابهنجاری نیز دارند؛ تا جایی که برخی از جامعه شناسان و کارشناسان فرهنگی را برآن داشته تا برای مصونیت جامعه انسانی، به ویژه نهاد خانواده و کودکان و نوجوانان چاره اندیشی کنند. بدین ترتیب، تأثیر برنامه های این ابزار قدرتمند بر افکار عمومی و عملکرد آن را به ویژه از نظر تربیتی و جامعه پذیری نباید از نظر دور داشت. امروزه استفاده از سایت های رسانه های اجتماعی رایج ترین فعالیت در میان کودکان و نوجوانان است. مقاله حاضر با عنوان " تاثیرمخاطره انگیز رسانه های اجتماعی بر کودکان و نوجوانان " سعی دارد، تاثیرات و پیامدهای منفی وابستگی کودکان به رسانه های اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد. برای رسیدن به هدف مذکور ابتدا مبانی نظری تحقیق در مورد رسانه های اجتماعی مطرح شده، سپس انواع کارکردهای رسانه های اجتماعی و وظایف رسانه به عنوان یک وسیله ارتباطی مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد. سپس به تحقیق مقدارزمانی که کودکان در شرایط مختلف سنی صرف استفاده از رسانه های اجتماعی می کنند و دلایل استفاده از این رسانه ها توسط کودکان و انتظاراتی که کودکان و والدین آنها از این رسانه ها دارند، می پردازد. در انتها نیز به نقش متخصصان اطفال (PEDIATRICIANS ) و مشکلات بالقوه ای استفاده از رسانه های اجتماعی همچون مزاحمت سایبری، "افسردگی فیسبوک "مزاحمتهای جنسی ، قرار گرفتن در معرض محتوای نامناسب و نگرانی های حریم خصوصی و ردپاهای دیجیتالی پرداخته می شود.
در این پژوهش به بررسی حیات سیاسی و اجتماعی ایلات و عشایر پشتکوه در عصر قاجار پرداخته شده است. پشتکوه در دوره قاجار جزء ایلات خراج گذار والی نشین محسوب میشد. در پشتکوه والی بالاترین مقام حکومتی بود که حکم آن از طرف شاه تأیید میشد. موقعیت جغرافیایی پشتکوه و همجواری با عراق اهمیت ویژه ای به آن داده است. ایلات و عشایر پشتکوه نقش بسیار مهمی در ساختار قدرت و دفاع از مرزها ایفاء نموده اند و همچنین این منطقه همواره در طول تاریخ بستر مناسبی برای زندگی ایلی و عشیره ای ایجاد کرده بود که نشأت گرفته از شرایط این منطقه است. ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه پشتکوه براساس ویژگیهای قومی و خویشاوندی مدافع ایلی، طایفه ای، حفظ سنت ها و نحوه تعامل آنان با حکومت محلی و والیان پشتکوه استوار بوده است و از موضوعات بسیار مهم در جامعه شناسی ایلات و عشایر بررسی مطالعه ساختار سنتی و سلسله مراتب قدرت در نظام عشایر است و کوچندگی یکی از مشخصات بارز عشایر است که براساس رده بندیهای اجتماعی شکل میگیرد.
غزنین منطقه باستانی است که از قرن سوم تا ششم هجری قمری شاهد تحولات بزرگ سیاسی، فرهنگی و ... بوده و این منطقه در گذر زمان عرصه تاخت و تاز سلسله های قدرتمند و بزرگی از جمله صفاریان، سامانیان، غزنویان، سلجوقیان، غوریان و خوارزمشاهان بوده است. بزرگترین امتیاز غزنه تشکیل سلسله قدرتمند ترک غزنوی بود که موجبات تبدیل این شهر به یکی از بزرگترین پایتخت های جهان اسلام شد، اما چرا با تشکیل سلسله ی ترک غزنوی در غزنه این شهر با تحولات بزرگی رو به رو شد. یکی از بزرگترین و مهمترین دلایلی که موجب شد این شهر در دوره ی فرمانروایی سلاطین غزنوی متحول شود، ثروت هند بوده که جایگاه ویژه ای در شکوفایی اقتصادی، فرهنگی و ... غزنین داشته است. غزنه تا پیش از امپراطوری ترکان به گونه ای در حاشیه بوده و چندان مورد توجه نبود اما در قرن چهارم تا ششم هجری قمری با گسترش همه جانبه غزنه، به یکی از با نفوذ ترین مناطق جهان اسلام تبدیل شد.حمایت سلاطین ترک غزنه ازادبیات زمینه ترقی فرهنگی و مهاجرت شاعران از دیگر مناطق ایران به این شهر شد و به راستی باید از آن به عنوان گنجینه علم و مکتب شاعران غزنین یاد کرد. شهر غزنه به مانند دیگر پایتخت های جهان اسلامی و غیراسلامی نقطه آغاز و نقطه ی اوج پیشرفت و سرانجام سراشیبی را پیمود و در اواخر قرن ششم هجری قمری بار دیگر غزنه به حاشیه رانده شد.
از جمله رویدادهای که در بررسی های تاریخی به آن توجه شده است، مهاجرت جمعی از علمای شیعه مکتب اصولی جبل عامل، واقع در جنوب لبنان، به ایران می باشد. این رویداد بیشتر در قرن های دهم و یازدهم ه جری قمری همزمان با تشکیل دولت صفوی و رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران، تداوم آن دولت و تقسیم جهان اسلام به دو قطب مهم و تاثیرگذار؛ امپراتور صفوی شیعی با مرکزیت ایران و امپراتوری عثمانی سنی با مرکزیت قسطنطنیه روی داد و باعث شد این علما در پی آزار و اذیت حکومت عثمانی و دعوت شاهان صفوی برای ترویج و اشاعه مذهب و فرهنگ شیعی وارد ایران شوند و به عقیده ی پژوهشگران تاثیر بسیار عمیقی بر جامعه ی ایران از جهات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی نهادند. در این زمینه پژوهش های به زبان عربی، لاتین و تا حدودی فارسی صورت گرفته است. پژوهش حاضر در نظر دارد تا ضمن معرفی، نقد و بررسی آثار و تحقیقاتی چند پیرامون مسئله، به این چند پرسش مهم پاسخ دهد: کدام محققان و با چه دید و انگیزه ای به مسئله مهاجرت علمای جبل عامل به ایران در عصر صفوی پرداخته اند؟ این پژوهشگران به چه جنبه های از مهاجرت توجه نموده و پیامدهای آن را چگونه ارزیابی کردهاند؟ چه دسته بندیی از آثار آنان به لحاظ روش، موضوعات و اطلاعات و تحلیل می توان به دست داد؟
حقوق شهروندی همان توجه به کرامت انسانی به عنوان اشرف مخلوقات است که حق حیات، زندگی برابر، رفتار عادلانه و مشارکت در حوزه های مختلف جامعه را دربر می گیرد. حقوق شهروندی، به حقوق و تکالیف مردم در مقابل همدیگر و طریقه آن، اصول، اهداف و روش اداره شهر و نحوه کنترل در رشد هماهنگ آن می پردازد. در این پژوهش، به دو رویکرد مبنایی حقوق شهروندی اشاره شده است که یکی بر اندیشه آرمان خواهی در مفهوم حقوق شهروندی تأکید دارد و تمایل به گام برداشتن در جهت اجرای حقوق دیگر اعضای جامعه سیاسی را بر اساس رضایت و توافق همگانی بر آرمان ها می داند. دیدگاه دیگر، حقوق شهروندی را مجموعه ای از حقوق و تکالیف ملازم یکدیگر می داند که هر کس شهروند جامعه باشد، به طور برابر از آن برخوردار می شود. از این منظر، حقوق شهروندی آمیخته ای از حقوق، وظایف و مسئولیت های شهروندان در قبال یکدیگر است. حقوق شهروندی فقط به روابط همشهریان با یکدیگر خلاصه نمی شود؛ بلکه به روابط دولتمردان و هم میهنان با اتباع نیز گسترش می یابد.
یک نظریه حقوقی باید در جهت نیازمندی های جامعه هدف ایجاد شود. بدین روی، به لحاظ تعاریف، معیارها، ضوابط، مفاهیم، مبانی و اصطلاحات نظری باید از استحکام و منطق درونی و جامعیت لازم برخوردار باشد و بتواند پاسخگوی سؤالات و ابهامات مطرح شده باشد. «شخصیت حقوقی دولت» نظریه رایج علم حقوق و مبنای تمام فعالیت های دولت است. به استناد این انگاره، دولت به عنوان یک ضرورت انکار نشدنی و در رأس اشخاص حقوقی، دارای حقوق و مسئولیت است و گستره فراوانی در زندگی امروزین دارد. ولی این سؤال مطرح است که آیا میان مفاهیم، عناصر، مبانی و مسئولیت شخصیت حقوقی دولت و اجزای آن، نظم منطقی و انسجام درونی حاکم است؟ این تحقیق با روش اسنادی، بر این فرضیه است که نظریه «شخصیت حقوقی دولت» در مفروضات و مبانی بنیادین خود، در ابعاد گوناگون دارای نقص است و همین تعارضات درونی و مفهومی، زمینه ساز اختلافات نظری متعددی در حوزه شخصیت حقوقی اشخاص حقوقی، به ویژه دولت شده است. مقاله حاضر با تبیین و برجستگی این مفاهیم و مبانی، تجدید نظر در انگاره «شخصیت حقوقی دولت» را نتیجه گیری می کند و پیشنهاد می دهد.
هدف اصلی این پژوهش ارائه مدل ارزیابی نظام ملی نوآوری در حوزه مدیریت شهری بود. با توجه به هدف، پژوهش ذیل از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجراء توصیفی- پیمایشی بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق از طریق پرسشنامه 21 گویه ای استفاده شده بود. جامعه مورد پژوهش شامل کلیه متخصصان، اساتید دانشگاهی و از طریق روش نمونه گیری در دسترس تعداد 186 نفر انتخاب شدند. روایی ابزار روایی سازه ای و پایایی ابزار از طریق آلفای کرونباخ 993/0 بدست آمده بود. نتایج حاصل از اجرای پژوهش نشان داد، در مجموع با استفاده از چرخش متعامد از نوع وریماکس شش عامل (از میان هفت عامل اولیه) استخراج شده بود. ارزش ویژه عامل اول 75/27 و ارزش عامل دوم 27/3 و ارزش عامل سوم نیز 44/2 ارزش عامل چهارم 54/1، ارزش عامل پنجم 439/1 و ارزش عامل ششم 27/1 بوده است. این شش عامل بر روی هم 87/69 درصد از واریانس نظام ملی نوآوری در حوزه مدیریت شهری را تبیین کرد. در ضمن با توجه به t محاسبه شده در سطح اطمینان 95% و سطح معنی داری بدست آمده نشان می دهد، از نظر نمونه مورد پژوهش وضعیت نظام ملی نوآوری در حوزه مدیریت شهری در بعد شرایط بازار، در بعد قوانین و مقررات و در بعد آموزشی-علمی و پژوهشی در حد ضعیف و در بعد زیر ساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات و سرمایه گذاری دولتی و منابع انسانی درحد مطلوبی قرار داشته است.
رویکرد حکومتی در اجتهاد یک دیدگاه درباره روش اجتهادی است. در این دیدگاه تلاش می شود تا احکام فقهی بر محوریت حکومت و نظام سیاسی اداره کننده جامعه، استنباط شود. این دیدگاه ضمن استواری بر مبانی خاص خود، پیامدهایی را در اجتهاد به همراه دارد که با پیامدهای رویکرد غیرحکومتی متفاوت است. در این مقاله تلاش شده میان این پیامدها و استنباط ها با استنباط ها در شیوه غیرحکومتی مقایسه ای صورت گیرد. قاعده اولی اشتراط اجرای احکام حوزه عمومی به نظر حکومت مشروع، توسعه قلمرو استفاده از قواعد فقهی، نوع نگاه به اموال مرتبط با پیامبر (ص) و امام (ع)، اهمیت بیشتر حفظ نظام اسلامی از سایر احکام شرعی فرعی، قابلیت اجرایی احکام، کارآمدی در اجتهاد، وجود تکالیف برای جامعه، نیاز به قواعد استنباطی جدید، کاهش مراجعه به اصول عملیه؛ از مهم ترین پیامدهای رویکرد حکومتی در اجتهاد است که در سایر رویکردها یافت نمی شود.
ابن جنید که نام او در برخی منابع در کنار ابن ابی عقیل با عنوان قدما آمده، یکی از فقیهانی است که گرچه آثار او به دست ما نرسیده، اما توسط متقدمان و متأخران به اعتقاد به قیاس متّصف شده است. گزارش های متأخران نیز بر اساس همان نقل های رایج متقدمان است. حال آنکه همگان او را از اجلّای فقیهان امامیه دانسته اند. یکی از فقیهانی که در عصر حاضر تلاش نموده تا رفتار وی را بررسی نماید، آیت الله سیستانی است. نگارندگان با محور قرار دادن آثار ایشان و با جستجو در کتبی مانند رجال کشّی که دربردارنده جریان شناسی اصحاب امامان و روش های استنباط میان آن هاست کوشیده اند تا ضمن معنا کردن قیاس، از جزمیّت این نسبت به ابن جنید بکاهند و مواردی که موجب توهّم قیاس می شود را بیان نمایند. نتیجه آنکه به هیچ رو نمی توان او را به طور قطع عمل کننده به قیاس به معنای امروزی آن دانست و این نگره به شدّت قابل تشکیک است.
هدف: در این تحقیق، سنجش کیفیت خدمات کتابخانه مرکزی دانشگاه علامه طباطبائی و شناسایی مولفه های خدمت نیازمند ارتقاء هدف پژوهش است. <br /> روش: پژوهش پیمایشی با مدل لیب کوال بوده و داده ها با پرسش نامه گردآمده است. شکاف بین حداقل انتظارات و نیز حداکثر انتظارات با سطح دریافت کاربران و معناداری تفاوت بین این سطوح تحلیل شده است. اطلاعات پژوهش از نمونه 100 نفری جامعه ی کاربران گردآمده است. <br /> یافته ها: خدمت دریافتی کاربران در همه مولفه های اثر خدمت، کنترل اطلاعات و کتابخانه به عنوان مکان جامعه پژوهش پایین تر از حداقل انتظار بوده و کاربران ناراضی بوده اند. حداقل انتظار بیشتری برای بهبود اثر خدمت نسبت به دو مولفه دیگر وجود دارد. کمترین دریافت خدمت و بیشترین نارضایتی سطح دریافت در مولفه کتابخانه به عنوان مکان بوده است. بیشترین نارضایتی سطح حداکثر انتظار به ترتیب در مولفه های کتابخانه به عنوان مکان و کنترل اطلاعات است.<br /> اصالت اثر: اولین ارزیابی عملکرد، همگامی با جامعه ی، توجیه اقتصادی، رضایت کاربر، و مشتری مداری ارزش پژوهش حاضر است.
پژوهش حاضر به منظور بررسی سبک مدیریت حاکم بر کتابخانه های دانشگاه تهران از دیدگاه مدیران و کارکنان و تبیین رابطه بین سبک رهبری مدیران با خلاقیت آنان انجام گرفت. برای ارزیابی مولفه های مذکور از پژوهش پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان و مدیران کتابخانه های وابسته به دانشگاه تهران در شهر تهران بودکه 110 نفر کارمند و 18 نفر مدیر از 23 کتابخانه را شامل می شد. اطلاعات لازم با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. برای تعیین سبک رهبری مدیران از پرسشنامه سبک رهبری لیکرت و از پرسشنامه خلاقیت سازمانی رندسیپ جهت تعیین میزان خلاقیت مدیران استفاده گردید. با استفاده از پرسشنامه سبک رهبری لیکرت هشت شاخص سازمانی مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها،ا حاکی از وجود تفاوت معنی دار بین دیدگاه مدیران و کارکنان درباره سبک رهبری حاکم بر کتابخانه های دانشگاه تهران بود. مدیران سبک رهبری خود را با توجه به سبک های چهارگانه لیکرت، سبک سه و بسیار نزدیک به سبک چهار( مشارکتی) اعلام نمودند در حالیکه کارکنان سبک رهبری مدیرانشان را سبک سه لیکرت یعنی مشورتی و متمایل به سبک دو(آمرانه- خیرخواهانه) ارزیابی کردند. انجام آزمون کروسکال- والیس تفاوت معنی دار میان سبک های رهبری مدیران در کتابخانه های مختلف را تایید نمود. همچنین میزان ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که میان سبک رهبری مدیران و میزان خلاقیت آنان رابطه معنی داری وجود ندارد.