۱.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی مثبت گرا بر کیفیت روابط و ثبات تعاملات زناشویی در زوجین متاهل معتاد به صفحات مجازی، انجام شد. روش: روش این تحقیق نیمه آزمایشی ( طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری این تحقیق شامل زوجین معتاد به صفحات مجازی مراجعه کننده به دفاتر مشاوره در شهر شاهرود در سال 1403 بود و از این میان تعداد 30 نفر از آنها به صورت نمونه گیری هدفمند برگزیده و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ثبات تعاملات زناشویی(1999) و پرسشنامه ی کیفیت رابطه زناشویی (1995)استفاده شده است. پس از اجرای پیش آزمون، مداخله درمانی (اثربخشی زوج درمانی مثبت گرا ) طی 8 جلسه 90 دقیقه ای به گروه آزمایش ارایه شد. پس از پایان برنامه آموزشی، از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که زوج درمانی مثبت گرا بر کیفیت روابط و ثبات تعاملات زناشویی در زوجین متاهل معتاد به صفحات مجازی تاثیر دارد (0/01>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، میتوان از زوج درمانی مثبتگرا در کیفیت روابط و ثبات زناشویی در زوجین متاهل معتاد به صفحات مجازی، استفاده کرد.
۲.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر رضایت جنسی زنان متاهل انجام گرفته است. روش: روش پژوهش نیمه ازمایشی با طرح تحقیق پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل و روش آماری تحلیل کواریانس بود. جامعه پژوهش را زنان متاهل مراجعه کننده به سرای محله های منطقه ۱۱ شهر تهران که 100 نفر بوده اند، تشکیل داده بودند. ابتدا به صورت خوشه ای از سرای محله های منطقه ۱1 شهر تهران دو سرای محله انتخاب، با نصب بنر و فراخوان عمومی به صورت داوطلبانه به زنان پرسشنامه داده شد و هدفمند۳۰ نفر از داوطلبان که واجد شرایط بودند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره کنترل و ازمایش قرار گرفتند و گروه آزمایش ۱۰ جلسه طرحواره درمانی شرکت کردند. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسشنامه رضایت جنسی لارسون (۱۹۹۸) با آلفای کرونباخ 93/0 بود که دو گروه پیش از شروع اولین جلسه و پس از پایان آخرین جلسه طرحواره درمانی به آن پاسخ دادند. یافته ها: تحلیل کواریانس داده ها نشان داد که طرحواره درمانی بر رضایت جنسی زنان متاهل منطقه ۱۱ شهر تهران اثرگذار بوده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان به روانشناسان توصیه کرد برای افزایش رضایت جنسی در زنان متاهل از این رویکرد استفاده کنند.
۳.
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه روان درمانی تحلیل رفتار متقابل بر استرس تحصیلی و صمیمیت اجتماعی دانش آموزان پسر ناسازگار مقطع متوسطه اول در شهرستان مبارکه انجام شد. روش: از میان 21 نفر جامعه دانش آموزان ناسازگار در سال تحصیلی 1402-1401 نمونه ای به حجم ۱۲ نفر در دو گروه 6 نفره بر اساس مقیاس سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ (۱۹۹۳) به روش تصادفی انتخاب گردید. گروه آزمایش به مدت ۱۰ جلسه در معرض برنامه آموزشی تحلیل رفتار متقابل به شیوه گروهی بر اساس مطالعات عطادخت و همکاران(۱۳۹۵)، قرار گرفت. گروه های موردنظر طی دو نوبت بر اساس متغیرهای وابسته در معرض آزمون قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها به کمک نرم افزار آماریspss22 و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که؛ رویکرد درمانی تحلیل رفتار متقابل بر استرس تحصیلی اثر معنی داری داشته و این تاثیر در سطح کمتر از 05/0 معنی دار است. برای متغیر صمیمیت اجتماعی اثر معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: پیشنهاد می گردد این برنامه آموزشی جهت کنترل استرس دانش آموزان ناسازگار توسط مشاوران مدارس به کار گرفته شود. در زمینه متغیر صمیمیت اجتماعی، حضور افراد مقابل دانش آموزان ناسازگار مانند اولیای مدرسه و همکلاسی ها در برنامه آموزشی پیشنهاد می گردد.
۴.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش سرمایه ی روان شناختی و باورهای فراشناخت بر باورهای ارتباطی زنان متأهل بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی بود که از طرح پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل استفاده گردید. مشارکت کنندگان در پژوهش 60 نفر از زنان روستایی متأهل شهرستان دهاقان بودند که با روش همتاسازی، 20 نفر درگروه آموزش سرمایه ی روان شناختی، 20 نفر در گروه آموزش باورهای فراشناخت و20 نفر نیز در گروه کنترل قرار گرفتند. این گروه ها به تصادف در گروه های آزمایشی و کنترل گمارش شدند. گروه های آزمایشی به مدت 8 جلسه ی 1ساعته، یک گروه تحت آموزش سرمایه ی روان شناختی و یک گروه هم تحت آموزش باورهای فراشناخت قرار گرفتند. در پایان هر سه گروه به پرسشنامه ی باورهای ارتباطی آدیلسون و اپشتاین (1982) پاسخ دادند. روایی و پایایی ابزار پژوهش برای استفاده در فرهنگ ایرانی رضایت بخش بوده است. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار spss-23 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس یک متغیره (ANOVA) نشان داد که آموزش سرمایه ی روان شناختی و فراشناخت بر باورهای ارتباطی تأثیر معنی داری داشته است. همچنین نتایج نشان داد که بین آموزش سرمایه روان شناختی و آموزش فراشناخت، از نظر تاثیر بر سطح بهزیستی روان شناختی و سطح باورهای ارتباطی زنان تفاوت معنی دار وجود نداشت. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت آموزش سرمایه ی روان شناختی و آموزش باورهای فراشناخت بر باورهای ارتباطی زنان متأهل روستایی اثرگذار بوده است.
۵.
زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروز (ام اس) یک بیماری خود ایمنی است که سیستم عصبی مرکزی را هدف قرار می دهد. این پژوهش با هدف مقایسه اثر بخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب، کیفیت زندگی و پریشانی روان شناختی بیماران مبتلا به ام اس انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _پس آزمون با دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی بیماران مبتلا به ام اس مراجعه کننده به مراکز درمانی و انجمن ام اس استان خراسان شمالی در بازه زمانی شش ماهه اول سال 1403 بودند. از جامعه آماری تعداد 45 بیمار به صورت هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در 2 گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های اضطراب بک (1988)، کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (1996) و پریشانی روان شناختی کسلر (2003) بود. یافته ها: یافته ها نشان که درمان متمرکز بر شفقت و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب، کیفیت زندگی و پریشانی روان شناختی بیماران مبتلا به ام اس اثربخش است (05/0>p). همچنین درمان متمرکز بر شفقت اثربخشی بیشتری بر کیفیت زندگی و پریشانی روان شناختی بیماران مبتلا به ام اس دارد (05/0>p). نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی هر دو روش درمانی، پیشنهاد می شود این درمان ها در کنترل علائم روان شناختی بیماران مبتلا به ام اس بیشتر مورد توجه قرار گیرند.
۶.
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مداخله روان آموزشی متمرکز بر هیجان در هیجان های منفی، بخشایشگری و تاب آوری زوجین بود. روش پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی زوجین شهرستان چگنی در تابستان سال 1403 بود که برای دریافت مشاوره به کمیته امداد شهرستان چگنی مراجعه نمودند. از این جامعه آماری، به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 آزمودنی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه شامل 15 نفر جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت آموزش مداخله روان آموزشی متمرکز بر هیجان براساس پروتکل متمرکز بر هیجان گرینبرگ و گلر (2012) قرار گرفتند. از مقیاس هیجان مثبت و منفی (1988)، مقیاس گرایش به بخشش هارتلند (2005) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) برای اجرای پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از روش آماری تحلیل کوواریانس با به کارگیری نرم افزارSPSS استفاده گردید. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش متمرکز بر هیجان، به طور معنی داری هیجان منفی، بخشایشگری و تاب آوری زوجین را در مقایسه با گروه کنترل بهبود بخشیده است. بنابراین، درمان متمرکز بر هیجان می تواند به عنوان روشی مؤثر و کارآمد در جهت بهبود روابط بین زوجین توسط درمانگران و مشاوران خانواده مورد استفاده قرار گیرد.