مقالات
حوزههای تخصصی:
واژه «الثقافه» در قاموس ها، متون و ذهنیت معاصر عرب، به معنای «فرهنگ» به کار می رود؛ مفهومی چند لایه که عناصر متنوعی چون دانش و علم، فضایل و رذایل اخلاقی، آداب ورسوم و الگوهای زیست اجتماعی را در بر می گیرد. این واژه، به سبب دامنه معنایی گسترده اش، بازتابی از فضای فکری، شیوه زیست اجتماعی و حتی سطح مدنیت جوامع محسوب می شود. بااین حال، پیشینه تاریخی چنین معنایی از «الثقافه» در زبان عربی چندان طولانی نیست. شواهد نشان می دهد که این واژه در قرون نخستین اسلامی حامل معنای امروزین فرهنگ نبوده، بلکه در بستر تاریخی، دچار تحول و تطور معنایی شده است. مقاله حاضر با تکیه بر روش معناشناسی که امکان بازسازی معنای واژه ها را در بستر بافت های متنی فراهم می سازد در پی آن است که انگاره عرب از واژه «الثقافه» را در قرون نخستین اسلامی، با استناد به قرآن، متون ادبی و منابع تاریخی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در قرون نخستین اسلامی، واژه «الثقافه» بیشتر در معانی نظامی به کار می رفته است؛ معانی نظیر زدو خورد، ابزار فلزی برای راست کردن نیزه، یا مهارت در جنگاوری. در مقابل، واژه هایی چون «سنت»، «آیین» و «دین» نقش واژگانی حامل معناهای مرتبط با فرهنگ را در آن دوره ایفا می کردند؛ واژگانی که متناسب با ساختار اجتماعی، نظام باورها، و فضای فکری جامعه عربی آن عصر بودند. از قرن سوم هجری به بعد و هم زمان با گسترش مدنیت، تحول در سبک زندگی و رونق گرفتن علوم و معارف، واژه «الثقافه» نیز دچار تغییر معنایی شد و در مفاهیمی نظیر زیرکی، مهارت، آموختن و دانایی به کار رفت. این روند تدریجی، واژه را از بار نظامی اش به سوی معنای فرهنگی سوق داد. در حدود یک ونیم قرن اخیر، متفکران نواندیش عربی چون طه حسین، با کاربرد آگاهانه و هدفمند واژه «الثقافه» در معنای امروزی فرهنگ، نقش مهمی در تثبیت و گسترش معنای جدید این واژه در زبان عربی ایفا کردند.
روح قدرت؛ مکانیسم جابه جایی قدرت (الگوی جابه جایی قدرت در تاریخ ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اراده قدرت مهم ترین مفهوم فلسفی برای تبیین اسباب و فرایند جابه جایی قدرت و از محرک های اصلی کسب و حفظ آن است، اما برای دستیابی و حفظ قدرت کافی نیست. بنابراین، این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی- استنتاجی، درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که مکانیسم اصلی جابه جایی قدرت چیست و جابه جایی قدرت در تاریخ ایران از چه الگویی پیروی کرده است؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که هرچند اراده قدرت از بایسته های کسب و حفظ قدرت است، اما روح قدرت که بدیلی فربه تر است و اراده قدرت را نیز در برمی گیرد، زمینه را برای دستیابی به قدرت و حفظ و گسترش آن فراهم می کند و هرگاه دچار زوال شود، قدرت حاکم جای خود را به صاحبان جدید روح قدرت می دهد. در نتیجه، هیچ قوم، ملت یا منطقه ای بیش از یک بار، در مقام قدرت برتر ظاهر نشده است و قدرت نه تنها بین اقوام و ملل، بلکه بین اقشار و طبقات نیز جابه جا شده است.
واکاوی تطبیقی طرح و رنگ قالی دوره قاجاریه محفوظ در موزه فرش ایران، با کاشی های محوطه کاخ گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همانندی ساختار نقش مایه ها، در گونه های مختلف صنایع یک دوره خاص، از ویژگی های مهم مکاتب هنری است. در پژوهش پیشرو جهت تبیین خصوصیات هنری دوره قاجاریه، از میان آثار صنایع دستی که همواره مرکز توجه بوده اند؛ مطالعه و تطبیق طرح و نقش مایه های یکی از قالی های تهران دوره قاجاریه با نقوش کاشی های محوطه کاخ گلستان مدنظر قرار گرفته است. هدف بررسی تطبیقی الگوی رنگی و طرح نقش مایه ها در نمونه های یاد شده است. این جستار، در پی پاسخگویی به این پرسش ها است: وجوه تشابه ویژگی های ظاهری میان قالی مذکور و کاشی کاری های کاخ گلستان، چه عناصری هستند؟ ساختار نقشه این قالی تا چه میزانی تأثیرپذیرفته از نقش کاشی های نامبرده است؟ گردآوری مطالب به روش کتابخانه ای و با رویکردی تاریخی انجام شده و داده ها به شیوه توصیفی تحلیلی مورد تطبیق قرار گرفته است. در نتیجه در این پژوهش برخی ویژگی های ساختاری نقش مایه های مورد استفاده در آثار قاجاریه، روشن شده است؛ آبی، زرد و صورتی به عنوان رنگ های غالب در قالی و کاشی ها استفاده شده است. طرح و رنگ در نمونه های مورد مطالعه در عین تفاوت کاربردی، در ویژگی ظاهری همگون هستند که وام گرفته از سنت تصویری رایج در دوره قاجاریه و اشتراکات هنری زمانه است. در میان این نقش مایه ها، عناصری که از غرب به ترکیب های ایرانی وارد شدند، مانند گل رز صورتی، ضمن آمیختن با سنت های بصری پیشین ایرانی، توانستند با تغییراتی جای خود را در آثار بیابند. قالی به عنوان یک دست بافته، اگرچه ماهیت متفاوتی از کاشی به عنوان بخشی از تزیینات معماری دارد، اما اجزای تصویری آن، می تواند همانندی سبکی با کاشی داشته باشد؛ که نتیجه بارز هم دوره بودن آن ها و روح هنری زمانه است.
تبیین نظری دشواره مشروطه سازی قدرت سیاسی در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایرانیان، در شکل دهی به نظام حقوقی سیاسی مدرن، تلاش های زیادی انجام دادند تا قدرت را محدود و قانونی سازند؛ اما در مشروطه سازی با شکست مواجه بوده اند. با وقوع انقلاب مشروطه و تدوین قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی و تحدید قدرت پادشاه، چنین انتظار می رفت که دولت و حکومت در ایران «کنستیتوسیونل» گردد؛ ولی آشوب ناشی از انقلاب باعث تعلیق مشروطیت شد. با روی کار آمدن رضاخان و فرونشستن هرج ومرج در ولایات و ایجاد نظم مبتنی بر مطلقه گرایی نیز، دشواره بنیادین مشروطه سازی قدرت همچنان لاینحل ماند. سؤال تحقیق بدین ترتیب صورت بندی می شود که چرا فرآیند مشروطه سازی قدرت سیاسی (محدود و مشروط ساختن آن) در ایران معاصر، علی رغم تلاش های اولیه مانند انقلاب مشروطه و تدوین قانون اساسی، با شکست مواجه شد و به تعلیق انجامید؟ هدف این پژوهش واکاوی علل تعلیق مشروطیت و تداوم استثنا در تاریخ سیاسی ایران معاصر، از پایان دوره قاجار تا عصر پهلوی اول، با استفاده از دستگاه مفهومی «استثنا و تعلیق» است. فرضیه پژوهش بدین ترتیب صورت بندی می شود که سازه های درونی مفهوم «تعلیق» و دستگاه مفهومی «وضعیت استثنا» می تواند پاسخ گوی تئوریک مناسبی برای مسئله امتناع مشروطه سازی قدرت سیاسی در ایران باشد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که تعارض ذاتی بین دو وضعیت «آشوب» (هرج ومرج پساانقلابی) و «مطلقه گرایی» (نظم استبدادی) در ایران معاصر، منجر به تعلیق مداوم مشروطیت و چیرگی وضعیت استثنا (حکومت فراقانونی/مطلقه) گردید. تحلیل علّی وقایع دوره پایانی قاجار و پهلوی اول، با به کارگیری چارچوب نظری وضعیت استثنا، تبیین کننده ناتوانی پایدار در نهادینه سازی حکومت قانون و محدودیت دائم قدرت سیاسی است.
از کشف المحجوب تا کشفِ حجاب (تأملی در مواجهه نمادینِ ایرانیان با سویه تمثیلی تجدد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدرنیته در ذهن و جهان بینی نخستین سیاحان ایرانی به غرب، آشفتگی هایی ایجاد کرد که در تقابل با نگاه نمادین فرهنگ ایشان تا آن زمان بود. در چنین زمینه ای سوژه ها، فضاها و کالاهای مدرن برای این گردشگران برجسته می شد. تا جایی که چونان حجابی اهداف مأموریتشان را تحت تأثیر قرار داد. سؤال پژوهش این است که تقابل نظام نمادین و معنایی کشف المحجوب در فرهنگ ما در تقابل با نظام معنایی تمثیلی مبتنی بر بی حجابی زنان، فضاها، کالاها و تجربه مدرن در غرب چه تأثیری بر ادراک ایشان در غرب داشت؟ مقاله حاضر با بهره گیری از نظریه و روش شناسی والتربنیامین در صدد است تا با بررسی اولین تجربه گردشگران ایرانی به فرنگ (در سفرنامه ها و دیگر منابع) به بررسی این موضوع بپردازد. نتیجه این است که نخستین مواجهه ایرانیان با تجدد غربی به این ترتیب در دوگانه خیر و شر، بهشت و جهنم، مقدس و نامقدس گرفتار بود و همین یکی از مهم ترین موانع شناخت دقیق و درست از ماهیت تجربه مدرنیته غربی و فراورده بزرگ آن یعنی سرمایه داری بود. شرم از شُکُوه ظاهری غربی و مرکزیت جذابیت های زنانه آنکه چشم را خیره می کرد و احساس گناه از شُرُور آنکه در تقابل با رستگاری و پاکی بود تا سال ها بعد مدرنیته ایرانی را به خود مشغول ساخته بود.
ترجمه «اعراب»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشته ترجمه ای است از فصلی با نام «اعراب»، به قلم آقای مایکل ک. ا. مکدانلد، پژوهشگر وابسته در دانشگاه آکسفورد و عضو فرهنگستان بریتانیا. وی متخصص در زبان ها، خطوط، کتبه ها و فرهنگ های باستانی شبه جزیره، به ویژه ناحیه شمالی عربستان است. این نوشتار، مقدمه ای است برای ورود پژوهشگران به شناخت پژوهش های زبانی و باستان شناختی دهه های اخیر، نوییسنده نگاهی دارد به مفهوم «اعراب». وی نشان می دهد در دوران باستان ، واژه «عرب» به مردمانی گوناگون، در مکان هایی گوناگون و با شیوه های گوناگون زندگی اشاره داشته است و در هنگام بررسی این واژه در دوره های هلنی و رومی، باید به دو نکته عنایت داشت.
خوانش انتقادی کتاب«تاریخ افغانستان از 1260م تا زمان حاضر»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی: