مرمت و معماری ایران

مرمت و معماری ایران

مرمت و معماری ایران سال یازدهم بهار 1400 شماره 25 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

پایش محیطی ویترین های نمایش آثار موجود در موزه ها به منظور بررسی تاثیر ویژگی های فنی ویترین ها بر کیفیت هوای محیط داخل آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: موزه ویترین نمایش پایش محیطی آلاینده های گازی پتانسیل خورندگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 797 تعداد دانلود : 360
مشخصات فنی همچون مواد و مصالح مورد استفاده در ساخت ویترین های نمایش و ابعاد و اندازه آنها ضمن آنکه اهمیت زیادی به لحاظ کیفیت نمایش و معرفی آثار و همچنین جذب مخاطب دارند، می توانند کیفیت هوای داخل ویترین و شرایط حفاظت و نگهداری آثار موجود در آن را نیز تحت تأثیر قرار دهند. این مقاله درصدد است با استفاده از نتایج سنجش و پایش های محیطی لازم، تأثیر مشخصات فنی ویترین های موزه ای در 6 موزه در شهرهای تهران، برلین و بمبئی را بر روی کیفیت هوای درون آنها به لحاظ ترکیب شیمیایی و پتانسیل خورندگی بررسی نماید. طی طرح تحقیقاتی مربوطه، ضمن بررسی مواد و مصالح به کاررفته در ویترین ها، سرعت تبادل هوا با روش ردیابی گاز دی اکسید کربن، غلظت گازهای آلاینده داخلی و خارجی (گازهای ناشی از مواد و مصالح ویترین) با نمونه گیری غیرفعال، با استفاده از تیوب های پالمس و آنالیز نمونه ها با روش های کروماتوگرافی IC، HPLC و اسپکتروفتومتری ماورای بنفش انجام شد. همچنین، پتانسیل خورندگی فضای داخل ویترین ها با بررسی کوپن های فلزی مس، نقره و سرب، مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج مطالعات نشان می دهند که استفاده از برخی مواد مصنوعی یا طبیعی در ساخت ویترین های نمایش حتی با انتشار کم گازهای اسیدی اسید استیک و اسید فرمیک، و فرمالدیید هم می تواند در ویترین های کاملاً بسته با سرعت تبادل هوای پایین در طول زمان، موجب افزایش غلظت آلاینده ها و آسیب به آثار شود. از سوی دیگر، ابعاد ویترین نیز ارتباط عکس با غلظت آلاینده های گازی دارند؛ به این ترتیب که در شرایط مشابه، ویترین های با ابعاد بزرگ تر، غلظت کمتری از آلاینده ها را نشان می دهند. لذا انتخاب مواد، سرعت تبادل هوای مناسب ویترین و همچنین شرایط ریزاقلیم مجموعاً با هم، نقش مهمی در کیفیت شرایط محیطی داخل ویترین دارند که به تبع آن، کیفیت حفاظت و نگهداری از آثار به نمایش درآمده را نیز تحت تأثیر قرار می دهند.
۲.

کاربرد و بسط نظریه گراف در روش نحو فضا تدوین مدل کاربردی تحلیل در معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نظریه گراف نحو فضا ریاضیات معماری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 176 تعداد دانلود : 332
در چند دهه اخیر، روش های مختلفی برگرفته از دانش ریاضیات جهت طراحی و تحلیل فضاهای معماری به کار رفته اند. در این میان نظریه گراف، مدلی انتزاعی برای مطالعه سازمان یابی فضایی ارائه می دهد؛ به طوری که یک چارچوب ریاضی ساده و انعطاف پذیر جهت تحلیل ویژگی های توپولوژیک فضایی و ارتباط آنها با مفاهیم اجتماعی و کارکردی در فضاهای معماری و شهری حاصل می شود. قضیه اویلر در قرن هجدهم، پایه اصلی تئوری گراف بود و بعدها منجر به شکل گیری مدل نحو فرم، دستور زبان شکل و نحو فضا شد. سؤال اصلی پژوهش آن است که طراحان و پژوهشگران چگونه می توانند تکنیکی مناسب از نحو فضا را برای دست یابی به اهداف خود انتخاب کنند؟ فرآیند تحقیق، از رویکرد کیفی و شیوه توصیفی-تحلیلی بهره می برد. با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، به مرور نظریات و تجارب مختلف در مورد کاربرد نحو فضا در حوزه معماری می پردازد و آخرین دستاوردها در تکنیک های نحو فضا بیان می شود، سپس قابلیت ها و کاستی های هر یک شناسایی و به شیوه قیاسی تحلیل می شوند. هدف آن است که با مطالعه اصول نظریه گراف و بسط آن در تکنیک های نحو فضا، مدلی برای کاربرد بهینه آن در طراحی و تحلیل آثار معماری ارائه دهد. این رویکرد، به طراحان و معماران کمک می کند تا میزان کارآیی طرح های پیشنهادی را در مراحل طراحی ارزیابی کنند و یا ویژگی های ساختار فضایی بناهای موجود را تحلیل نموده و در هر شرایط، راهکارهای مناسب جهت حل مسائل مختلف ارائه دهند. یافته های پژوهش حاکی از آن هستند که تکنیک های فضای محدب، خط محوری و نقطه تقاطع، زمینه را جهت بررسی ارتباط ساختار فضایی با مفاهیم و کارکردهای اجتماعی، سلسله مراتب دسترسی، مدل سازی الگوهای حرکتی و بررسی نقاط شاخص فضایی فراهم می سازند و تکنیک ایزوویست و گراف های دید، قابلیت های بصری و ادراکی فضا را مد نظر دارند. در نهایت، مدلی جهت کاربرد هوشمندانه روش نحو فضا توسط طراحان و معماران و دست یابی به نتایج تحلیلی دقیق تر و سودمندتر ارائه شده است.
۳.

مطالعه ساختارشناسی ملات گچی ایوان بقعه سید شمس الدین یزد (کتیبه کوفی، آرایه گچی قالبی، لایه بستر گچی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ساختارشناسی ملات گچی فرآیند فرسایش آرایه معماری بقعه سید شمس الدین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 838 تعداد دانلود : 322
گچ و ملات گچی، یکی از پیچیده ترین و خاص ترین مصالح ساختمانی سنتی ایران به شمار می رود که هنرمندان گچ بر ایران در طی دو هزار سال گذشته، گاهی با کم و زیاد کردن نسبت آب به گچ در ملات و گاهی با ورز دادن کم یا زیاد ملات و گاهی با افزودن مواد معدنی و آلی به ملات گچ به عنوان مکمل، به خوبی توانسته اند با تغییر در ویژگی های استحکامی و همچنین زمان گیرش ملات گچ، آثار بسیار متنوع با تکنیک های مختلف به عنوان آرایه معماری خلق کنند. اوج هنر گچ بری در دوران اسلامی، سده هشتم ه.ق. است. یکی از بناهای این دوره در یزد، بقعه سیدشمس الدین، دارای آرایه های گچی برجسته و قالبی کم نظیری است. از جمله این آرایه های گچی، کتیبه گچی در ایوان بنا است که در سه ضلع امتداد یافته و متأسفانه بخش هایی از آن به مرور زمان از بین رفته اند. برای حفاظت صحیح این کتیبه گچی ارزشمند، لازم بود مطالعات ساختارشناسی و فن شناسی بر روی آن انجام شود تا در مرحله بعد بتوان آسیب های وابسته به ساختار و فرآیند فرسایش آن را به صورت دقیق و علمی بررسی نمود و شناخت. هدف از پژوهش پیش رو، شناخت فنی ملات گچی کتیبه ایوان این بنا است. در این راستا، از عمق و سطح کتیبه گچی، آرایه گچی قالبی و همچنین بستر گچی زیر این آرایه، نمونه برداری انجام پذیرفت که با استفاده از آنالیزهای XRD, XRF, SEM-EDS به ارزیابی و مقایسه میان این ملات ها اقدام شد. نتایج حاصل از پژوهش گویای این مهم هستند که عمق و سطح کتیبه گچی از نظر ساختاری با یکدیگر متفاوت است که بخشی از تفاوت، مربوط به زمان عمل آوری و اجرای کتیبه بوده و بخشی نیز مربوط به فرآیند فرسایش ملات است. فرسایش و تغییرات ساختاری در عمق کتیبه، بیشتر از سطح بوده که باعث کم شدن استحکام آن شده است و از دلایل اصلی آن، نفوذ رطوبت و نمک های محلول از سمت دیوار تکیه گاه به عمق کتیبه گچی است.
۴.

گونه شناسی معماری سیاه چادر ایل قشقائی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: معماری سیاه چادر ایل قشقائی گونه شناسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 239 تعداد دانلود : 610
از دیرباز، عشایر ایران به لحاظ نوع زندگی و معیشت خود، یعنی دامپروری متحرک یا کوچ روی، مسکن خود را به صورت قابل حمل، مقاوم، سبک و با قابلیت نصب و جمع سریع ساخته اند. گونه شناسی سیاه چادرهای عشایری ایران به عنوان بخشی از مطالعات میراث معماری ایران، از جنبه های مختلف دارای اهمیت است؛ سیاه چادر عشایری، از مصالح بوم آورد با ساختار سبک و مقاوم در برابر شرایط مختلف جوی و حمل و نقل مداوم، به صورت خودکفا توسط عشایر تهیه می شود و اجزای آن قابل بارگیری بر روی چهارپایان هستند. از دیگر جنبه های مهم و قابلیت های آزموده شده سیاه چادر عشایری، تغییر فرم و ساختار آن در اوقات و فصول مختلف سال با عناصر مشخص و ثابت است که در چهار حالت؛ تابستانه، زمستانه، کوچ روی و تغییر سریع در بارندگی های پیش بینی نشده است. سادگی، انعطاف، سرعت برپایی و اقتصادی بودن، از دیگر وجوه اهمیت سیاه چادر های عشایر هستند. با توجه به ماهیت پژوهش و اقتضای فهم خصوصیات معماری کوچ، انجام این تحقیق تحت "روش تحقیق توصیفی" جهت تصویرسازی ماهیت و وضعیت سیاه چادر ایل قشقائی انجام شد. از زیرشاخه های روش تحقیق توصیفی، از نوع "پیمایشی" و "روش مقطعی" استفاده شد که به منظور گردآوری داده ها درباره خصوصیات سیاه چادر ایل قشقائی، در یک مقطع زمانی یک ساله از "نمونه گیری نظری هدفمند" بهره گرفته شد. برای انجام این پژوهش، علاوه بر مطالعات کتابخانه ای، مطالعات میدانی بر روی فرم، شیوه ساخت و عناصر سیاه چادرهای ایل قشقائی که محدوده کوچ روی و قشلاق و ییلاق آنان از جنوب استان اصفهان تا فارس و بوشهر و خوزستان بوده، صورت گرفته اند. اهمیت گونه شناسی سیاه چادر ایل قشقائی در این است که این سیاه چادرها، تنها گونه سیاه چادر با فرم مکعب شکل در حالت تابستانه در دنیا هستند. یافته های این پژوهش در حوزه مطالعات معماری ایران، علاوه بر ثبت بخشی از میراث فرهنگی و معماری ایران، که رو به فراموشی است، می توانند الهام بخش ایده های جدید برای طراحی نوین معماری چادری با زمینه فرهنگی باشند.
۵.

عوامل معمارانه تأثیرگذار بر ماندگاری معماری سنتی ناحیه فلات مرکزی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ماندگاری بنا معماری سنتی فلات مرکزی ایران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 213 تعداد دانلود : 517
امروزه جوامع پیوسته شاهد ساختمان های در حال تخریبی هستند که چهره شهرها را آشفته کرده اند. در پی تخریب هر ساختمان بتنی یا فلزی، مشکلات فراوانی نهفته هستند. در حال حاضر، به تبع دلایل متعددی از جمله؛ پیشرفت تکنولوژی از یک سو و عوامل فرهنگی از سوی دیگر، مصیبت تخریب و حمل و نقل نخاله های بناها گریبان جامعه ما را گرفته است. بسیاری از کشورهای جهان، گام های مؤثری برای افزایش عمر مفید بناها برداشته اند و در مسیر حفظ انرژی و سرمایه های ملی و منابع زمین، توصیه های بسیاری دیده می شوند. ضرورت طولانی بودن عمر مفید بناها در کشور ما، یکی از مسائلی است که پس از ورود ایران به دوره تجدد، به دست فراموشی سپرده شده است. این در حالی است که ماندگاری معماری در جامعه سنتی ایران همواره مورد توجه بوده و رویکردهای این معماری، ضامن تداوم حیات بناها در طول زمان بوده اند. در این راستا، هدف مقاله حاضر، تبیین عوامل معمارانه مؤثر بر عمر مفید معماری سنتی است. از منظر روش تحقیق، این پژوهش از نوع کیفی و به روش نظریه زمینه ای است. در این پژوهش، رویه ای از جزء به کل و استقرایی متکی بر تجزیه و تحلیل داده ها حاکم است. از طریق گردآوری نظام مند داده ها با استفاده از منابع کتابخانه ای، مطالعات میدانی، مصاحبه با معماران سنتی و تحلیل استقرایی آن، دانشی درباره ماندگاری معماری سنتی به دست آمده و در قالب دستگاه نظری "عوامل مؤثر بر ماندگاری معماری سنتی فلات مرکزی ایران" بیان شده است. تداوم کالبد و تداوم کارکرد، دو اصل کلی برای ماندگاری معماری سنتی ایران هستند. در این میان، ملاحظات مربوط به مکان یابی و استقرار شهر یا بنا، مصالح، تکنیک ساخت و محافظت از بنا، تداوم کالبد معماری را سبب می شوند. از طرفی، بقای کالبد در گرو استفاده عملکردی مداوم از بنا است. اجتماع پذیری و انعطاف پذیری معماری سنتی، تداوم کارکرد آن را تضمین می کنند.
۶.

تأثیر بهره مندی از دانش مرمت در فضاهای جمعی با بافت تاریخی به منظور ارتقای حس هویتمندی میان شهروندان (مورد پژوهشی: بازار تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مرمت فضای جمعی هویت بازار تهران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 864 تعداد دانلود : 801
فضاهای تاریخی شهری به لحاظ ایجاد و احراز هویت، تجلی فرهنگ، باورها و رفتارها و مناسبات اجتماعی، از اهمیت زیادی برخوردار هستند. امروزه با گسترش سریع شهرنشینی، فضاهای قدیمی که استخوان بندی اولیه شهر محسوب می شوند، به بافت های آسیب پذیر اجتماعی تبدیل شده اند. فضاهای جمعی، محل تعاملات اجتماعی در جوامع هستند و نقش مهمی را در شکل دهی هویت شهرها ایفا می کنند. بازار نیز به عنوان یکی از فضاهای جمعی علاوه بر تأثیر بر شرایط اقتصادی، در ایجاد تعاملات رودررو و همچنین حس تعلق خاطر در شهروندان به محیط زندگی خویش، نقش مؤثری دارد. بازار تهران، یکی از قدیمی ترین مؤلفه های هویتی شهر تهران محسوب می شود که در چند دهه اخیر به لحاظ کیفی، برخی از ویژگی های اولیه خود نظیر حس آرامش و امنیت را از دست داده است؛ حال سؤال اصلی این پژوهش چنین است که آیا می توان با بهره مندی از دانش مرمت در یک فضای تاریخی، بر میزان حس تعلق خاطر کاربران افزود؟ در راستای پاسخ به این مسئله، هدف آن است تا به بررسی اهمیت مرمت در بازار تهران از نگاه کسبه به عنوان یک فضای جمعی تاریخی و تأثیر آن بر روی کاربران و همچنین، به مقایسه تأثیر بهره مندی از الگوهای مرمتی در فضاهای بازار به لحاظ تأثیرگذاری بر روی حس هویتمندی در میان کاربران پرداخته شود. روش تحقیق، پیمایشی- تحلیلی است که برای جمع آوری اطلاعات، از مطالعات میدانی، پرسش نامه و نرم افزار استفاده شده است. در بخش میدانی، منطقه مورد پژوهش به سه قسمت به لحاظ کیفیت فضایی تقسیم شده است و 100 پرسش نامه بر اساس طیف لیکرت در هر یک از این سه فضا پخش شد و در بخش تحلیلی، به تجزیه داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS در قالب جداول مکتوب پرداخته شد. نتایج گویای آن است که در بازار تهران کاربران فضا نسبت به محیط خود احساس وابستگی داشتند که این میزان در بخش های مرمت شده، 50 %، در حال مرمت، 30 % و مرمت نشده، 20 % است. این امر نشانگر آن است که میزان تعلق خاطر در فضاهای مرمت شده به نسبت سایر فضاها بیشتر بوده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۲