فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۷۲۱ تا ۶٬۷۴۰ مورد از کل ۸٬۴۵۳ مورد.
اثر سیاست قیمت گذاری آب آبیاری بر سطح تراز آب زیرزمینی حوضه آبریز نیشابور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قیمت گذاری آب زیرزمینی از جمله مهم ترین سیاست های مدیریت تقاضای آب کشاورزی می باشد که می تواند افزون بر استفاده بهینه از آب کشاورزی، مشوقی برای ذخیره و حفاظت از منابع آبی باشد. در این مطالعه، بمنظور دستیابی به تعادل و پایداری سطح سفره آب زیرزمینی حوضه آبریز نیشابور، مدل ترکیبی برنامه ریزی ریاضی مثبت (PMP) و روش پویایی سیستم (SD)در چهار زیرحوضه طرح ریزی شد و اثر تغییر قیمت آب (افزایش 20 و 40 درصدی) بر الگوی کشت، سود، مصرف آب آبیاری کشاورزان و در نتیجه تغییر تراز آب زیرمینی بررسی شد. داده های مورد نیاز مطالعه از راه تکمیل 200 پرسشنامه و سازمان آب منطقه ای خراسان رضوی گردآوری شد. نتایج نشان داد، افزایش قیمت آب آبیاری تأثیر بسزایی بر تغییر الگوی کشت، کاهش سود، کاهش مصرف آب آبیاری و در نتیجه بر بهبود سطح تراز آب زیرزمینی دارد. با افزایش قیمت آب آبیاری به 40 درصد سطح زیرکشت و مصرف آب در تمامی زیرحوضه ها برای همه محصولات کاهش نشان داد که بیش ترین کاهش در مصرف آب آبیاری مربوط به زیرحوضه 4 و به مقدار 36 درصد بوده است. هم چنین، اعمال سیاست قیمتی منجر به کاهش سود ناخالص، بین 5/0 درصد در زیرحوضه 3 تا 1/11 درصد کاهش در زیرحوضه 2 گردید. اثر تغیر قیمت بر تراز آب زیرزمینی در یک دوره 12 ماهه شبیه سازی نیز نشان داد که افزایش تا 20 درصد قیمت آب آبیاری در طول یک سال، 33/0 متر سطح آب زیرزمینی را بهبود خواهد بخشید. از این رو، در اولویت قرار دادن سیاست قیمت گذاری آب آبیاری، در تصمیم گیری ها و برنامه های سیاستی مدیریت منابع آب استان خراسان رضوی، به عنوان راهبردی مناسب و کاربردی جهت کاهش تقاضای آب آبیاری و پایداری منابع آب دشت نیشابور توصیه می شود. طبقه بندی JEL : Q14، Q18، Q25
اندازه گیری ریسک عملکرد ناشی از تغییر اقلیم در گندم دیم شهرستان اهر: کاربرد رهیافت ارزش در معرض خطر آب و هوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و توسعه کشاورزی جلد ۳۲ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
139-153
حوزههای تخصصی:
اقلیم یکی از اساسی ترین عوامل طبیعی است که تغییر آن از مهم ترین چالش های قرن جاری می باشد. انتشار روز افزون گازهای گلخانه ای به عنوان مهم ترین عامل تأثیرگذار بر تغییر اقلیم منجر به تغییر دما، بارندگی و دیگر پارامترهای اقلیمی می شود. بخش کشاورزی در مقایسه با سایر بخش ها بیشتر در معرض آسیب های ناشی از تغییر اقلیم است به طوری که تغییر الگوی بارش و دمای متوسط جو، بر تولید انواع محصولات باغی و زراعی که عمده ترین منابع غذایی کشور را تشکیل می دهند، آسیب وارد می کند. مدیریت ریسک در بخش کشاورزی به ویژه ریسک آب و هوا از اهمیت خاصی برخوردار است اما استراتژی مدیریت ریسک بدون شناسایی و اندازه گیری آن نمی تواند به درستی اجرا شود. از این رو مطالعه حاضر درصدد است ریسک عملکرد ناشی از تغییر اقلیم گندم دیم شهرستان اهر در دو دوره پایه (1394- 1365) و آتی (1424-1395) را با بکار گیری مدل ارزش در معرض خطر (VaR) و ارزش در معرض خطر شرطی (CVaR) آب و هوا، مدل آکواکراپ، مدل گردش عمومی جو HadCM3 تحت سناریو انتشار A2 و ریز مقیاس نمایی Lars-wg اندازه گیری کند. برای این منظور اطلاعات هواشناسی در دوره (2015-1986) و عملکرد سال های زراعی 94-1370 شهرستان اهر گردآوری شد. نتایج مطالعه نشان می دهد که در دوره آتی متغیرهای بارش (به میزان 15/9 میلی متر)، حداکثر دما (63/0 درجه سانتی گراد)، حداقل دما (56/0 درجه سانتی گراد)، تابش خورشیدی (06/0 مگاژول بر متر مربع در روز)، حداکثر رطوبت نسبی (61/0- درصد) و حداقل رطوبت نسبی (29/0- درصد)، سرعت باد (03/0 متر بر ثانیه) و تبخیر و تعرق (48/18 میلی متر بر سال) به مقادیر فوق تغییر پیدا می کنند. براساس تغییر متغیرهای آب و هوایی متوسط عملکرد در دوره پایه از 954/0 به میزان 999/0 تن در هکتار در دوره آتی افزایش یافت. برای اندازه گیری ریسک توزیع بتا و ویکبای برای عملکرد مناسبترین توزیع انتخاب شد. مقدار کاهش ریسک عملکرد در سطوح احتمالاتی 1، 5 و 10 درصد در روش VaR برای توزیع بتا 139/0، 83/0 و 61/0 و برای توزیع ویکبای 297/0، 81/0 و 31/0 تن در هکتار و در روش CVaR در توزیع 158/0، 115/0 و 93/0 و برای توزیع ویکبای 403/0 و 148/0 و 77/0 تن در هکتار بدست آمد. براساس نتایج مطالعه تبخیر و تعرق یکی از متغیرهایی است که موجب افزایش ریسک عملکرد می شود از این رو برای کاهش تبخیر و تعرق از سطح خاک استفاده از خاک پوش های طبیعی و مصنوعی به کشاورزان توصیه می شود.
طوفان دیگری در راه است
یک تا ده
بهینه سازی مصرف انرژی در بخش کوره کارخانه سیمان آبیک: رویکرد خوشه بندی داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهای تمام شده تولید سیمان در سطح جهان وابستگی زیادی به سطح دستمزدها ، بهای انرژی و در دسترس بودن مواد اولیه دارد. با بررسی صورتهای مالی شرکتهای حاضر در بورس ، هزینه های تولید ، از جمله سهم بهای انرژی از کل هزینه ها را می توان قریب به 27% برآورد کرد، که این امر اهمیت بهینه سازی مصرف انرژی و مدیریت صحیح مصرف آن را آشکار می نماید. در این راستا ایجاد مدلهای ریاضی و یافتن نقاط بهینه مصرف بر اساس عوامل تاثیرگذار اهمیت بسزایی می یابد، با توجه به ثبت اطلاعات کارکرد تجهیزات و مصارف انرژی و وجود پایگاه داده مربوطه، استفاده از تکنیکهای داده کاوی برای ایجاد مدل مصرف انرژی میسر می گردد. در این مقاله با استفاده از خوشه بندی به عنوان یکی از تکنیک های داده کاوی، به ایجاد یک مدل توصیفی پرداخته شده که از طریق آن به یافتن روش بهینه کارکرد دپارتمان کوره، جهت بهینه سازی مصرف انرژی، اقدام شده است. با اجرای راهبرد بدست آمده از مدل توصیفی، قریب به 5 درصد در متوسط انرژی الکتریکی به ازای تن محصول ( Kwh/ton ) و متوسط انرژی حرارتی ( kcal/kgcli ) به میزان 57/4 درصد بصورت تواما" کاهش خواهیم داشت.
تعیین عمر اقتصادی نخلستان های رقم سایر در اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بالا بودن سن نخلستان ها یکی از چالش های مهم بخش خرمای کشور بشمار می آید. این پژوهش با هدف تعیین سن بهینه جایگزینی نخل های فرسوده در نخلستان های رقم تجاری سایر (استعمران) در منطقه اهواز انجام گرفت. داده های مورد نیاز از راه منابع اسنادی، پژوهش پیمایشی و تکمیل پرسش نامه به صورت مصاحبه حضوری گرد آوری شد. بمنظور تعیین سن بهینه جایگزینی نخل ها از رهیافت فارس استفاده شد. در این پژوهش دو سناریو تعریف شد. در سناریوی نخست یا در وضعیت معمولی، نرخ بهره برابر با سود بانکی و در سناریوی دوم یا وضعیت تورمی، نرخ تورم + 4% به عنوان نرخ بهره در نظر گرفته شد. نتایج بدست آمده نشان داد که در سناریوی نخست سن بهینه جایگزینی این رقم برابر با 38 سال است. بر اساس آنالیز حساسیت، با تغییر پارامترهای قیمت و هزینه به میزان 10% و 20%، سن جایگزینی تقریباً به صورت مشابه، ولی در جهت مخالف تغییر می یابد. در سناریوی دوم نیز، نتایج نشان داد که جایگزین کردن نخل در هیچ سنی مقرون به صرفه نیست. در این شرایط کشاورز برای سوددهی اقتصادی یا گریز از زیان های سرمایه گذاری، از جایگزینی نخل های پیر رقم سایر اجتناب خواهد کرد. در این شرایط به دلیل اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد ملی و جایگاه نخل داری در اشتغال زایی و اقتصاد منطقه، نقش دولت به گونه مشخص در حمایت از نخل دار و جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهرها، چه به صورت افزایش آگاهی در این زمینه و چه به صورت حمایت مالی در جهت افزایش بهره وری نخلستان همچون جایگزینی رقم سایر با سایر ارقام پربازده بسیار مهم است. طبقه بندی JEL : D24,D70,D92,N50,O13
مصاحبه: سروش، نوروز و شل
Energy Transition Modelling in Iran: An Evidence from the ARDL Bound Testing Method(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The challenge of environmental pollution and climate change have made countries to develop energy transition progress to move from non-renewable energy sources towards renewable ones. This paper seeks to consider energy transformation process and analyze its pattern in Iran by modeling through the ARDL bounding testing method over the period of 1993-2018. The empirical estimations depicted that in the long-run economic growth and inflation rate negatively impact on energy transformation of Iran, while increase in carbon dioxide emissions and appreciation of Iran’s national currency accelerate the energy transition process in Iran. Regarding the short-run relationship, the major results represented an evidence of positive impact of exchange rate on Iran’s energy transition process, while the other variables have negative coefficient. As a major concluding remark, for the case of Iran, the findings prove that the influential impacts of explanatory variables on energy transformation are stronger in long-run rather than in short-run. Therefore, the presence of efficient long-run energy planning is recommended.
Identification of factors affecting the development of accounting and financial management procedures for Joint Operating Agreements (JOA) in Iran's oil and gas industry(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Regarding the contingency theory, the purpose of this research is to identify factors affecting the development of accounting and financial [management] procedures (AFP) for joint operating agreements in Iran’s oil and gas industry. To this end, at first, some partial factors were identified through a deep study of theoretical foundations. Subsequently, in order to identify environmental factors, a semi-structured interview was conducted with accounting and finance experts in oil and gas exploration and production companies whose competences were approved by the Ministry of Petroleum. Using the theoretical framework and the interview results, a questionnaire was set up and distributed in a wider range in order to add potentials and eliminate, modify, and finally rank the raised factors. The results showed that changes in laws and regulations, use of services in Iran’s oil and gas industry, changes in business practices, information technologies, the structure of the principal contract, and conflicts among operational parties are the most important factors that should be taken into account in the formulation and development of AFP’s for these contracts in Iran’s oil and gas industry, and, in this regard, some suggestions are provided.