جهانی شدن فرایندی است که در مسیر آن مرزها رفته رفته از بین میروند و همزمان مبادلات بینالمللی و تعاملات فرا ملی افزایش مییابند. تحول ساختاری در اقتصاد جهانی از مهمترین تأثیرات فرایند مذکور است که موجبات افزایش وابستگی متقابل اقتصادی را فراهم آورده و شرایط احتیاج دهکده اقتصاد جهانی را تسهیل میکند. از جمله واکنشهای انفعالی کشورها برای مقابله با پدیده جهانی شدن، میتوان به یکپارچگیهای اقتصادی و ترتیبات اقتصادی، تجاری و منطقهای اشاره کرد. کشور جمهوری اسلامی ایران نیز با تکیه بر مزایای نسبی و توانمندیهای مختلف اقتصادی، میتواند شرایط و فضای مقابله با روند جهانی شدن را اتخاذ کند و با کسب تجارب متفاوت از ترتیبات مختلف اقتصادی و منطقهای، توان خود را برای حرکت در این مسیر افزایش داده و با شناخت بیشتر مزایای نسبی، موجبات رشد اقتصادی، افزایش حجم تجارت خارجی و رفاه اقتصادی را فراهم آورد. در این مقاله، ضمن بررسی فرایند جهانی شدن اقتصاد و یکپارچگی اقتصادی با بهرهگیری از الگوی جاذبه ، روش دادههای تابلوئی و تحلیل خوشهای ، یکپارچگی های اقتصادی و ترتیبات تجاری مناسب برای اقتصاد ایران براساس سه پارامتر اقتصادی تولید ناخالص داخلی، ساختار اقتصادی و جمعیت مورد بررسی قرار میگیرند. نتایج مقاله نشان میدهد که یکپارچگیهای اقتصادی بر اساس شاخصهای اقتصادی مذکور، همگی حجم جریانهای تجاری ایران را افزایش میدهند و تأثیرات معنیداری را بر جریانهای تجاری دو جانبه و درجه باز بودن اقتصادی نشان میدهند. مطابق با این نتایج، یکپارچگیهای اقتصادی حاصل شده از طریق کاربرد تحلیل خوشهای، بر اساس شاخصهای GDP و STR و POP، بهترتیب پتانسیل تجاری 153 درصد،99 درصد و 28 درصد برای کشور ایران به همراه میآورند.
تئوریهای سنتی، تجارت بینالملل، تجارت خارجی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی را جانشین یکدیگر در نظرمی گرفتند. تئوریهای جدید، FDI را بهعنوان راهی برای توسعه مزیتهای ویژه یک شرکت در نظر میگیرند. بنابراین، با گسترش ارتباطات تجاری مابین کشورها، سرمایهگذاری مستقیم خارجی نیز بهعنوان مکملی برای تجارت افزایش مییابد. این مقاله به بررسی اثر جریانهای تجاری بر سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) در گروههای منتخبی از کشورها در طول دوره 2005-1996 میلادی میپردازد. نتایج حاصل از برآورد الگوها مبین این نکته است که در اغلب گروههای منتخب، جریان تجاری دارای ارتباط مستقیم و معنیداری بر روی FDI است، یعنی افزایش جریان تجاری در این گروهها، منجر به افزایش سرمایهگذاری مستقیم خارجی شده، که بیانگر وجود ارتباط مکملی بین این دو متغیر است. علاوه بر تجارت، تولید ناخالص داخلی، نرخ ارز و برخی متغیرهای همگرایی نیز از جمله عواملیاند که دارای اثر معنیداری بر جذب سرمایهگذاری خارجی در این گروهها و در طول دوره مورد مطالعه بودهاند.