فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۵۲۷ مورد.
نامه ای از حاج شیخ جعفر شوشتری به اتابک اعظم و دستور از ناصرالدین شاه
منبع:
وحید تیر ۱۳۵۰ شماره ۹۱
خاقانی و هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسان العجم افضل الدین بدیل بن علی خاقانی، ملقب به حقایقی شروانی (م: 595 ق) یکی از بزرگترین سخنوران شعر فارسی است؛ شاعری که دتر سرودن انواع شعر به ویژه در قصیده سرایی، در طول تاریخ ادبیات فارسی، برجستگی و بلندمرتبگی خاصی دارد. مضامین نو، ترکیبات ناب و تازه، گستره معلومات علمی در زمینه های گوناگون همراه با باریکی اندیشه و وسعت دامنه تخیل و ظرافت های شاعرانه دیگر، به ویژه توصیفهای استادانه و دقیقه، شعر او را نسبت به اکثر شاعران فارس گوی، تشخیص و برتری داده است. علو اندیشه، وسعت تخیل و تصویر آفرینی های اعجاب انگیزش نه تنها شهرت و محبوبیت او را در ایران و کشورهای همجوار به ویژه آذربایجان موجب شده است، بلکه دامنه نفوذش مرزهاش جغرافیایی را در نوردیده و آوازه اش تا دوردست ترین آفاق شرق و غرب طنین انداخته و زندگانی، آثار و افکار او مورد نقد و بررسی پژوهشگران و خاورشناسان بزرگی چون یان ریپکا قرار گرفته است.
پژوهش در شاهنامه (مطالعه تطبیقی بازشناسی و تحلیل مفاهیم عقلی و فلسفی شاهنامه از دید جهانگیر کویاجی
پیشینه نوع ادبی واسوخت و بررسی تطبیقی آن در ادبیات فارسی و اردو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: یکی از نتایج «مکتب وقوع» که در سده دهم هجری در ادبیات فارسی پدید آمد، نوع ادبی معروف به«واسوخت» بود که به ظاهر در ادبیات فارسی، حتی در عهد شاعران مشهوری که اشعاری با مضمون واسوخت سروده اند، دیده نمی شود. همان طور که محققان در شبه قاره گفته اند، این عنوان بعدها در هندوستان به اشعاری با مضمونِ اِعراض و روی گردانی بر مبنای اظهار گله و شکایت از معشوق نسبت داده شده است. در واقع، شاعران اردوزبان، با توجه به فرهنگ و ویژگی های ادبی آن اقلیم، نوآوری ها و ابداعاتی در شیوه بیان این مضامین ایجاد کرده اند که بررسی تطبیقی و نشان دادن آنها از منظر مقایسه و پژوهش حائز اهمیت است. دراین مقاله، ضمن اشاره کوتاهی به تاریخچه واسوخت، به بررسی چگونگی واسوخت های سروده شده به زبان اردو در ادوار مختلف می پردازیم.
ناصر علی سر هندی
گزارش تحقیقی: پا به پای صادق هدایت در هند
حوزههای تخصصی:
صادق هدایت در ماه سپتامبر1937م از هندوستان به تهران برگشت اما برای ما معلوم نیست که در کدام ماه سال 1936م به هند آمد و چند ماه یا چند سال در هند زندگی کرد. صادق هدایت وقتی در هند بود به چند شهر مانند بانگلور، حیدرآباد، میسور و غیره سفر کرد و هر جایی که رفت تاثیری از آن گرفت و در داستانهای خود منعکس کرد. صادق هدایت اگر چه شیوه ای نو در داستان های خود و ادبیات هند و ایران ایجاد کرد ولی متأسفانه کسی به زندگی هدایت در هند نگاهی نکرد و رد پای هدایت در این سرزمین با گذشت زمان گم شد.دکتر سید اختر حسین استاد زبان و ادبیات فارسی و هدایت شناس در هند در مقاله ای به نام هندوستان در آئینه بوف کور اظهار نظر کردند که فارسی دانان هند باید در برابر التفات هدایت به هند، با نوشتن تاریخچه مفصل اقامت او در این کشور، دین خود را به او ادا کنند. به این سبب، نگارنده، که دانشجوی دکتر سید اختر حسین هستم تصمیم گرفتم با سفری پژوهشی و تحقیقی به شهر بمبئی و شهرهای دیگر، به جستجوی رد پای هدایت بپردازم.
در این نوشتار بر اساس یادداشتها، نامه ها و داستانهای هدایت اماکن هند را که هدایت از آنها نام برده در یک جستجوی چند ماهه بازشناسی و معرفی کرده ایم. اماکنی مانند پانسیون سامر کویین در شهر بمبئی که هدایت در آن زندگی می کرده، سفرهایش به بنگلور و حیدرآباد، معابد و اماکن تاریخی، میزبانها و دوستان هدایت در هند همه به کمک تصویر معرفی شده اند.
انگیزه های سفر به هند در آیینه ی شعر صائب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط نزدیک و تنگاتنگ ایران و هند در طول تاریخ، زمینه ساز تعاملات بسیاری میان این دو ملّت بوده است و مسافرت ها و مهاجرت های فراوانی را بین ساکنان این دو سرزمین موجب شده است. از مهمترین این مهاجرت ها، مهاجرت گسترده ی دانشمندان، هنرمندان، ادیبان و سایر اقشار ایرانی عصر صفویه است. در باب چرایی این مهاجرت، بحث های بسیاری شده و نظرات گوناگونی مطرح گردیده است: تعصّبات مذهبی شاهان صفویه، توجّه گورکانیان هند به زبان و ادب پارسی و صله های گران آنان از مهمترین عوامل این مهاجرت ها و مسافرت ها دانسته شده است. کندوکاو در شعر صائب از این منظر نشان می دهد انگیزه این کوچیدن ها در مورد افراد مختلف، متفاوت بوده است. در واقع فراهم آمدن زمینه ی مسافرت های برون مرزی در روزگار صفویان به دلیل سیاست های خارجی پادشاهان این عصر، بویژه شاه عباس، افراد بی شماری را با انگیزه های گوناگون به سوی هند کشانده است که در مورد صائب، ناخرسندی از شرایط اجتماعی و انحطاط اخلاقی عصر صفویه، غرابت سبک شعر او، جستجوی مستمعی سخندان و سخن شناس و جستجوی سرزمینی که آزادی اندیشه و گرایشات عارفانه را برتابد، قابل ذکرند.
شرح نولکشور بر دیوان حافظ و دریافت های هرمنوتیکی شارحان آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از تفسیر هایی که در شبه قاره بر دیوان حافظ نوشته شده، شرح چاپ سنگی""نولکشور"" است، که توسط منشی نولکشور درسال (1289ق)فراهم آمده است. این شرح، گزیده ای از تاویل و تفسیر چند تن ازشارحان هندی می باشد که در حاشیه ی صفحات دیوان نوشته شده است. این شارحان مطابق ذوق و افق معرفتی خود، غزل ها را با تعابیر عرفانی تأویل کرده اند و شش غزل را درارتباط با نعت پیامبر اکرم (ص) دانسته اند. در این نوشتار سعی شده است شرح شش غزل مورد نظر با شرح های ایرانی از نظر برون متنی، بینامتنی و درون متنی مقایسه شود. قابل ذکر است که دوغزل از شش غزل شرح نولکشور درشرح های ایرانی وجود ندارد. نتیجه کلی تحقیق نشان می دهد که از میان چهار غزل مشترک درهمه ی شرح ها، تنها غزل اول آن از نظر بعضی از شارحان ایرانی درمدح پیامبر سروده شده است در حالی که شارحان هندی هر شش غزل را در ستایش آن حضرت دانسته اند و این امر نشان دهنده ی اختلاف زبانی، فرهنگی، معرفتی و شرایط متفاوت زیستی شارحان ایرانی و هندی است .