کتاب، سنت، اجماع و عقل، منابع فقه هستندکه فقها و اصولیین حجیت آنها را مسلم دانسته و بدون هیچ گونه اختلاف نظرى، احکام شرعى فرعى را با استناد به آنها استنباط می کنند. ولى در قرن یازدهم هجرى گروهى بنام اخباریین حجیت ظواهر قرآن را مشروط دانسته و حجیت اجماع و عقل را نپذیرفتند. اصولیین نظریه این گروه را مردود دانسته و با دلیل و برهان، حجیت چهار منبع یاد شده را ثابت می کنند. از طرفى، اصولیین در مقابل افرادى که ""سنت "" را اختصاص به سنت پیامبر (ص) مى دانند با تکیه بر ادله نقلى و عقلى ""سنت "" را تعمیم داده و شامل سنت نبوى و ائمه هر دو مى دانند.
تقسیم فقها به اخباریان و اصولیان مهم ترین تقسیمی است که فقهای امامیه را دو گروه می کند. در کتب فقهی و اصولی نسبت دادن اخباری یا اصولی به یک فقیه زیاد به چشم می خورد، اما آن چه در این تقسیم بندی مهم است، ملاک تقسیم است. آن چه در نگاه ابتدایی به عنوان ملاک تقسیم رخ می نماید، اظهار نظر خود فقیه در مورد اخباری یا اصولی بودنش، و بعد اخباری یا اصولی بودن اساتید یا شاگردان یک فقیه، است. با بررسی اولیه، عدم کارایی این ملاک ها آشکار می گردد. اما ملاک احتمالی دیگری که در این نوشته به نحو گسترده به آن پرداخته شده، تفاوت هایی است که بین اخباریان و اصولیان ذکر شده که بیش از صد فرق است. در صورت واقعی و مهم بودن این تفاوت ها می توان ملاک به دست آورد و تشخیص داد یک فقیه از فقهای کدام دسته است. اما با بررسی و دسته بندی این فرق ها فهمیده می شود که این فرق ها ملاک تقسیم فقها نیست و ملاک دقیقی هم برای این تقسیم وجود ندارد.