نوشتار حاضر نقد و تحلیل شبهه ای دربارة غدیر است که اخیراً در فضای مجازی، در قالب مقاله، پرسش و نظر، با عنوان «آیا در غدیر هوا گرم بود؟» انتشار یافته است. در این شبهه با بیان اینکه واقعة غدیر مصادف با اسفندماه بوده و گرمای هوا در این فصل، بعید و بلکه غیرممکن است، ادعا شده استدلال شیعه بر انتصاب علی به عنوان جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله بی اساس است. در پاسخ به این پرسش، با بررسی اقلیمی و تاریخی غدیر و با روش تحلیلی- کتابخانه ای، اثبات می شود که ادلة امامت بلافصل علی منحصر به حدیث غدیر نیست؛ دلالت کلمة «مولا» در حدیث بر ولایت منصوص علی، متوقف بر گرمای هوا در آن روز نیست؛ گرمای هوا، در زمستان در آن منطقة جغرافیایی بُعد علمی، عقلی و یا عادی ندارد؛ روز واقعة غدیر به استناد روایات اهل سنت هوا به شدت گرم بوده است و انکار گرمی هوا، برابر با تکذیب صحت صحاح و بی تأثیر در مسئلة غدیر می باشد.
پدیده شوم فقر ازناهنجارترین دردها است که تبعات ویرانگر آن درهمهوجوه فردی،اجتماعی،سیاسی وفرهنگی جلوه می نماید. فقرازدوران گذشته تاریخ تاکنون،دراجتماعات بشری وجود داشته وروح وروان انسانهارادستخوش تباهی قراردادهاست. دراین پژوهش پیامدهای فقردرسلامت روح وروان افرادازدیدگاه امام علی (ع) بررسی شده است . یافته های تحقیق نشان دادفقروپیامدهای ناشی ازآن مانند ازدست دادن عزت نفس،پرخاشگری،ناامیدی،سستی اراده، افسردگی واضطراب ازمواردتهدیدکننده سلامت روان است. رفتارهای نامناسب اقتصادی مانندحب دنیا،بخل،حرص وسستی درعمل ازعوامل فقرمحسوب میشوند که برای برطرف کردن آن وکاهش فشارروانی راهکارهایی مانند زهد،قناعت،برقراری عدالت،انفاق،پرداخت زکات،اقتصادو میانه روی،پرهیزازاسراف وتبذیر، مدیریت اقتصادی درزندگی، اصلاح نظام بازار،دفاع ازحقوق قشرهای آسیب پذیرارائه شد .
گنجینة روایات معصومان(ع) سرشار از روایاتی است که به مسائل مهم اجتماعی همچون آداب مهمانی می پردازد. مهمانی دادن و به مهمانی رفتن، سبب انس و الفت میان امت اسلامی شده، اتحاد و برادری را ایجاد می کند؛ ازاین رو، در دین اسلام توصیه های فراوانی به مهمانی دادن و دعوت از مهمان شده است. میزبان و مهمان دو طرف این رفتار اجتماعی اند و هریک وظایفی در قبال دیگری دارد. برخی وظایف میزبان، در روایات اسلامی چنین بیان شده است: اکرام و استقبال از مهمان، پذیرایی کافی و مناسب از وی، غذا خوردن با مهمان، پرهیز از به کار گرفتن مهمان و بدرقه کردن وی. اما وظایف مهمان در برابر میزبان عبارت است از همراه نبردن غیرمدعو، نشستن در جایگاه تعیین شده از سوی میزبان، کوتاه کردن زمان مهمانی، نگاه داشتن چشم، تجسس نکردن و رازداری مسائل خانوادگی میزبان.
دوران نوجوانی و جوانی در شکل گیری شخصیت هر فرد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اختلال در هریک از مؤلفه های شخصیتی (عقلانی، روانی، عاطفی، اخلاقی، رفتاری و...)، در سایر ابعاد وجودی فرد تأثیر منفی خواهد گذاشت. از این رو، روابط ویرانگر دختر و پسر، نشانه اختلال شخصیتی جوانان به شمار می رود. این پژوهش در نظر دارد عوامل و مؤلفه های شخصیتی روابط دختران و پسران را، با استفاده از قرآن کریم و روایات معصومان: و یافته های روان شناسی مورد بررسی قرار دهد. تحقیق حاضر، توصیفی تحلیلی از نوع تحقیق کیفی است. نتیجه این نوشتار این است که میان شخصیت و روابط مطلوب و نامطلوب دختران و پسران، رابطه مستقیمی وجود دارد؛ یعنی هم شخصیت فرد در رفتارها و عواطف و چگونگی عکس العمل های فرد در برخورد با جنس مخالف نقش اساسی دارد و هم رفتارهای غیرعقلانی دختران و پسران، به تدریج در شکل گیری عادات، اخلاق و خلاصه در شخصیت ناسالم آنان مؤثر است.
شکل گیری هویّت هر فرد مرهون دو عنصر کلیدی شناختن خود و داشتن هدفی مشخّص است، که دو محورِ تحقیق در عرصه معرفت شناختی و غایت شناختی را بر انسان لازم می سازد. علامه جوادی آملی، ضمن ارائه تعریفی جامع از انسان بر مبنای دین به «حیّ متالّه»، به هویّت بخشیِ دین به انسان هم در عرصه معرفت شناختی به لحاظ شناختِ خود و هم در عرصه غایت شناختی پایبند است: در عرصه معرفتی، همان گونه که انسان در هستیِ خود فقر محض بوده، به لحاظ معرفتی نیز عین فقر است و بدون تعریف شدن از سوی خداوند سبحان ممکن نیست خود را بشناسد و هویّت خود را دریابد. در عرصه غایت شناختی نیز، حرکت انسان به سوی مظهریّت اسماء حسنای حق بوده و انسانیّت انسان یا هویّتِ او در پایان این سیر جوهری مشخّص می شود. این دو عرصه نشان خواهد داد که تنها فردی از انسانیّت و هویّت حقیقیِ انسانی برخوردار خواهد بود که به لحاظ اعتقادی دین درست و حق را برگزیده باشد و به لحاظ اعمال و اخلاق بر مبنای رفتارهای صحیح دینی عمل کند.
این مقاله در دو محورِ عمده خودشناسی و غایتمندی و با تمرکز به آثار علّامه جوادی آملی نقش دین در هویّت بخشی به انسان را تبیین نموده است. روش این مقاله در مراجعه به آرا، استنادی و در تبیین محتوا، تحلیلی و تبیینی است.
برخی،واقعیت ""فلسفه اسلامی""رابااین استدلال که تعقل وفلسفه،اختصاص به حوزه اسلامی ندارد،انکار کرده اند،لیک اگر با توجه به جوهره عقلانی اسلام،رهیافتهای فلسفه ی شناخت انسان وجهان که درمتون ومنابع دینی طرح شده است،استخراج وتبیین شود،به عناصر اصلی فلسفه اسلامی دست یافته ایم؛وبه همین دلیل ،چنین جست وجوها وکاوشهایی،یکی از علایق عمده فیلسوفان مسلمان بوده است که در عین آنکه برای فلسفه ،ماهیتی عقلانی وفرااسلامی قایل اند باور به عقلانیت مبانی اندیشه دینی،آنان رابه کاوشهایی ازاین قبیل وامی داشت.
خداشناسی فلسفی درکلام امام رضا(ع)،خرده تلاشی است که مبتنی براین باور وبه تأسی ازسیره اندیشمندان صورت گرفته وبرخی از مهمترین رهیافتهای شناختی را در گفتارآن حضرت گزارش کرده است.
برهان نظم،برهان وجوب وامکان،برهان حرکت،برهان حرکت جوهری،برهان فطرت،استدلال بریگانگی و وحدانیت خداوند،برهان نفی ترکیب(نفی ماهیت)،برهان نفی ماده ازحق تعالی،برهان بر وحدت وجود خداوند،برهان صرف الوجود،وحدت اطلاقی،عدم إکتناه ذات حق،اسم وصفات حق تعالی،رابطه خلق وخالق ازاین زمره اند.
بسیاری از دانشمندان معتقدند روایات اسباب نزول موجب تخصیص آیه شریفه به همانمورد و سرایت نکردن مفهومی آن به سایر موارد نمیشود. قاعده «العبره بعموم اللفظلابخصوص السبب»، در بسیاری از کتاب های تفسیری، اصولی و علوم قرآنی به مناسبتبحث از اسباب نزول طرح شده است. این قاعده در استنباط احکام از قرآن کریم بسیارکارآمد است و در تفاسیر، هنگام بحث از مصادیق مختلف آیات مطرح میشود. البته ایناصل مخالفانی دارد و برخی نیز قائل به تفصیل شده اند؛ به این معنا که در مواردی وجودقراین محکمی موجب میشود که از لفظ عام آیه دست برداشت و به خصوصیت سببتوجه کرد. این مقاله با رویکرد تحلیلی و اسنادی به موضوع موردنظر میپردازد.