دنیا ازجمله مقولاتی است که تفسیر و برداشت های مختلفی از آن شده است و درباره بهره مندی از آن، دیدگاه های افراطی و تفریطی وجود دارد. در مقاله حاضر، تحلیلی رابطه میان تدین و بهره مندی از دنیا با توجه به کلام امیرمؤمنان علی (ع) در نهج البلاغه مطالعه و بررسی شده است. آن حضرت (ع) از سویی با بیان ویژگی های مذموم دنیا و عواقب دنیاطلبی و از سوی دیگر با تأکید بر استفاده صحیح از دنیا، زندگی دنیوی انسان دین مدار را در مسیر حیات اخروی او می دانند که این همان دنیاداری دین مدارانه است. راهکار دستیابی به این زندگی، زهد و شاخصه آن ارجحیت دین بر دنیا است.
رجعت و تناسخ از جمله واژگان متداول در زبان مفسّران، متکلّمان و فلاسفه اسلامی است. جای آن دارد که اوّلاً در باب این دو موضوع تنقیح مناط صورت گیرد و معلوم شود که چه تفاوت اساسی میان رجعت و تناسخ در کار است. ثانیاً کدام یک مورد قبول علمای نامدار اسلامی می باشد و کدام یک از نظر عالمان تفسیر، کلام و فلسفه مردود است. این مقاله در پی آن است که این دو موضوع را واکاوی نماید و دیدگاه علمای این فن را بیان کند. در کُل، رجعت از نظر عالمان تفسیر مورد قبل است، چون یک حقیقت قرآنی است و نیز رجعت برخی از انسان ها با شرایط ویژه در زمان ظهور مهدی (عج) مورد تأیید عالمان شیعی می باشد. امّا تناسخ به جمیع اشکال خود از نظر فلاسفة مشّاء و حکمت متعالیه مردود است، گرچه برخی از فلاسفة اشراقی برخی از انواع تناسخ را پذیرفته اند.
روش برخورد و مواجهه با دیگران یکی از موارد مهمّ سبک زندگی، به ویژه سبک زندگی اسلامی پیشوایان و امامان معصوم(ع) است که تأثیر زیادی در جذب افراد به دین مبین اسلام دارد. هدف مقالة حاضر، تبیین سبک زندگی پیامبر(ص) و ائمّه(ع) در مواجهه با اصناف مختلف می باشد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است و با گردآوری داده ها از متون تاریخی مرتبط با موضوع، سبک زندگی اهل بیت(ع) در مواجهه با دیگران استخراج گردیده است. در این مقاله، پس از تعریفی که از سبک زندگی اسلامی داده شده به بیان نوع سبک های مواجهة پیامبر(ص) و ائمّه(ع) با اقشار مردم به خصوص دانشمندان و بزرگان ادیان و مناظرهای علمی آنان با هدف رشد و تربیت مخاطب و با شیوه های مواجهة معرفتی، عاطفی و رفتاری مناسب پرداخته شده است.
هر متن ادبی، برآمده از ساختار متن قبلی و برآیند تعامل و وابستگی در دو ساحت ساختاری و معنایی و معرّقی از نقل قول ها به شمار می رود، نهج البلاغه به اعتبار یک متن، حاوی بینامتنی قرآنی، احادیث نبوی و اشعار عرب است. ازآنجاکه بینامتنی به سه گونه اجترار، امتصاص و حوار تقسیم می شود، برای پاسخ به این پرسش که بینامتنی احادیث نبوی در نهج البلاغه از کدام نوع است، در این مقاله ابتدا کلام رسول خدا2 و یادکردهای سیره او از نهج البلاغه استخراج شده و نوع بینامتنی آن ها مشخص شده است و سپس کارکردهای احادیث رسول خدا2 مورد بررسی قرار گرفته است . آنجا که حضرت همگان را با بیان «وَاسْتَنُّوا بِسنتهِ فَإِنَّهَا أَهْدَی السُّنَن » به پیروی از سنت رسول خدا2 دعوت می کنند، کارکرد ترویجی ظهور می کند؛ و زمانی که فرمان پیامبر 2 در جمله «غَیرُوا الشَّیبَ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْیهُودِ» را تابع اوضاع ویژه دوران پیامبر2 معرفی می کند، ما را به اسباب الحدیث برای فهم احادیث توجه می دهد؛ و آنگاه که برای فهم فتنه در آیه اول سوره عنکبوت به کلام پیامبر2 اسناد می کند، ما را به کارکرد تفسیری رهنمون می کند و رجم زانی توسط رسول خدا2 و سپس نماز خواندن بر جسد او را پایه احتجاج خود در برابر خوارج قرار می دهد تا کار کرد احتجاجی روایت را نشان دهد. بدین ترتیب نگارنده نشان داده است آوردن سخن و سیره رسول خدا2 در نهج البلاغه، کارکردهای ترویجی ، فقه الحدیثی ، تفسیری ، جدلی و استدلالی و اقناعی دارد.
انسان، مستعدّ اتصاف به همهی کمالات است امّا وصول به آنها در گرو تربیت صحیح میباشد و برای رسیدن به هدف والای قرب الیالله باید بهترین شیوهها را انتخاب نمود. به یقین برترین روشها تنها در کلام و سیرهی انسانهای کامل هر عصر و زمان جست و جو میشود و چنین انسانهایی برای همهی عصرها و زمانها جز معصومین: کسی نیست. این مقال در پی آشنایی با اهداف تربیتی امام سجّاد براساس صحیفهی سجادیه، دعای ابوحمزهی ثمالی و سیرهی رفتاری آن حضرت است.
انتظار با چه تفسیرى مى تواند سازنده و تاثیرگذار در جامعه اسلامى باشد؟ در این نوشتار نویسنده به این پرسش پاسخ مىدهد و مفهوم انتظار را مرتبط با مجموعه کل دین مى داند و این که در عصر غیبت تکلیف مسلمانان همانند عصر حضور بلکه سنگین تر است و متقابلاً تفسیرهاى اشتباه از این مفهوم به همه مفاهیم دینى آسیب مى رساند و عرصه را براى سوء استفاده ها فراهم مى آورد.