هدف این پژوهش، بررسی و نقد سبک فرزندپروری مقتدرانه بر اساس دیدگاه ائمه اطهار(ع) است. سبک فرزندپروری مقتدرانه دارای دو حالت کنترل و پذیرش زیاد و شامل سه مؤلفه ارتباط، نظم و خودمختاری است. والدین مقتدر قانونمند هستند و بر استقلال و خودکارامدی فرزندان تأکید دارند و نسبت به آنها بازخورد مثبت نشان می دهند. روش این پژوهش تحلیلی استنتاجی است. نتایج پژوهش نشان داد که سبک فرزندپروری مقتدرانه بر بازخواست و تنبیه فرزندان در موقعیت-های تشخیصی از سوی والدین، توقع رفتار معقول و سنجیده بدون در نظرگرفتن توانایی فرزند، کنترل و پذیرش زیاد والدین، معرفی معیارهای زندگی از سوی والدین و رسیدن به اهداف مدنظر آنها، اعمال کنترل مستقیم بر فرزندان و تحمیل پیوسته قوانین با حساسیت به پذیرش برای اجرا تأکید دارد؛ اما دیدگاه ائمه اطهار بر عدم خشونت و تنبیه سخت، وادار نکردن فرزندان و پذیرش کارهای در حد توان آنها، ترسیم اهداف الهی و انتظارات روشن برای تخلق به اخلاق و رسیدن به قرب الهی، نظارت منطقی و حتی المقدور غیر مستقیم بر محور تعادل و حق محوری و عدم تحمیل و امر و نهی به فرزندان اشاره دارد.
این پژوهش به بررسی رابطه بین نگرش مذهبی و رضایت از زندگی می پردازد. برای انجام این پژوهش 400 دانشجو از بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز به صورت تصادفیِ خوشه ایِ چندمرحله ای انتخاب شدند. در این تحقیق از پرسشنامه معبد و مقیاس رضایت از زندگی استفاده شد. تحلیل داده های به دست آمده نشان داد که رضایت از زندگی با هر سه بُعد نگرش دینی (انجام واجبات، انجام مستحبات و دخالت دادن دین در انتخاب ها و تصمیم ها) همبستگی مثبت معناداری دارد. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که ابعاد نگرش مذهبی به صورت معناداری توان پیش بینی تغییرات رضایت زندگی را دارند. بررسی بیشتر داده ها نشان داد که از میان سه بُعد نگرش مذهبی، دو بُعد انجام واجبات و دخالت دادن دین در تصمیم گیری ها و انتخاب ها، با اطمینان 99 درصد، می توانند تغییرات رضایت از زندگی را پیش بینی کنند. نتایج این مطالعه بازگوکننده این مطلب است که علاوه بر انجام واجبات، که بیشتر بُعد فردی دین اسلام است، دخالت دادن دین در تصمیم ها و انتخاب ها که بیشتر بُعدی اجتماعی است، رضایت از زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد.
تحقیق حاضر به منظور «بررسی تأثیر آموزش دروس معارف اسلامی بر نگرش دینی دانشجویان» صورت گرفته است و برای انجام این امر از روش پیمایشی استفاده شده که هم به توصیف و هم به تبیین وضعیت جامعة آماری توجه گردد. جامعة آماری این تحقیق را دانشجویان دورة روزانة دانشگاه های استان تهران تشکیل می دهند که از هر دو جنس (مذکر و مؤنث) در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در رشته های تحصیلی علوم انسانی و هنر، علوم پایه، علوم پزشکی، فنی و مهندسی، کشاورزی و دامپزشکی در سال تحصیلی 85-84 مشغول به تحصیل بوده اند. از کل جامعة آماری تعداد 1900 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. شایان ذکر است در این تحقیق، از نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. به طور کلی نتایج نشان می دهد که:
1. نگرش دینی دانشجویان در حد مطلوب (یعنی قوی و مثبت) است.
2. ازمیان اجزای نگرش دینی بُعد عاطفی، بُعد آمادگی رفتاری، بُعد انگیزشی و بُعد شناختی به ترتیب بالاترین نمره ها را به خود اختصاص داده اند.
3. دانشجویانی که دروس معارف اسلامی(1) و (2) را گذرانده اند، نسبت به آنان که این دروس را نگذرانده اند، از نگرش دینی مطلوب تری برخوردار می باشند؛ اما گذراندن یا نگذراندن سایر دروس معارف (اخلاق اسلامی، متون اسلامی، تاریخ اسلام، انقلاب اسلامی و ریشه های آن) تحت شرایط فعلی هیچ تأثیری بر افزایش یا کاهش نگرش دینی افراد نمونه ندارند.
4. با استفاده از روش «گام به گام» رگرسیون چند متغیری سهم و نقش متغیرهای مستقل در تبیین متغیر وابسته به ترتیب اهمیت عبارتند از: شرایط مذهبی، ویژگی های رفتاری استاد، شرایط سیاسی ـ اجتماعی حاکم بر جامعه، ارزیابی از نقش خود، نوع دانشگاه، ترم تحصیلی و درس معارف اسلامی(2).
درونی سازی و ترویج ارزش های اسلامی از جمله عفاف و حجاب نیازمند روندی مؤثر و تدریجی است که در ایران، آسیب های جدی در این فرایند مشهود بوده است. این مقاله درصدد ارائه مدلی نظری برای بررسی آسیب های روش تربیت عفاف در جامعه ایرانی است. پرسش اصلی این است که براساس چه مدل نظری می توان آسیب های تربیت عفاف در ایران را بررسی کرد؟ این مقاله با روش تحلیل محتوای متون دینی، آثار تربیت اسلامی و تحقیقات حوزه عفاف و حجاب و روش استقرایی به تدوین مدل و سپس با نظرسنجی از متخصصان علوم اسلامی، به سنجش اعتبار این مدل نظری پرداخته است. براساس نتایج تحقیق، متخصصان ضمن تأیید بررسی آسیب های تربیت عفاف در پنج حوزه خانواده، محیط های آموزشی، رسانه ها، نهادهای حکومت و موقعیت های مذهبی، تأثیر گویه های خانواده و محیط های آموزشی، را بالاتر از سایر حوزه ها ارزیابی کردند.