در روان شناسی برای مقابله با تنیدگی (استرس) راهبردهایی مطرح شده است. این راهبردها برای کمک به افراد در برابر تنیدگی های نسبتا خفیف مؤثرند، اما در وضعیت های بسیار دشوار مقابله های معنوی کارسازترند. این مقابله ها به باورها و فعالیت های دینی اشاره دارند که به افراد کمک می کنند تا تنیدگی هیجانی را مدیریت کنند. ازآنجاکه مقابله هایی که با رویکرد اسلامی مطرح شده اند از جامعیت لازم برخوردار نبودند. ازاین رو، بررسی این مسئله با توجه به آموزه های دین اسلام درخور توجه است.
هدف پژوهش، ارائه راهبردهای مقابله با تنش و استرس از دیدگاه اسلام است. در این پژوهش، از روش تحلیل متون دینی استفاده شده است. نتایج راهبردهای زیر را به عنوان مقابله های معنوی از دیدگاه اسلام ارائه می کند: متعالی نگری، تفسیر مجدد خوش بختی، تحلیل موقعیت، واگذاری به قدرت برتر، خودآرام بخشی ارادی، پذیرش وضعیت، نگاه امتحانی به مشکلات، تصور زوال پذیری، تجسم نتیجه نهایی، توجه به ملاقات عزیزان در آخرت، توجه به دادخواهی اخروی، نادیده گرفتن لغزش ها، مقایسه با مشکل بزرگتر، همگانی سازی، امیدواری، دعا، سبک زندگی مناسب و تحمل افزایی.
به تصریح بسیاری از آیات قرآن و یافته های جامعه شناسی، دینداری در برابر انحرافات اجتماعی مصونیت ایجاد می کند و زمینه کاهش آنها را فراهم می آورد؛ اما پرسش این است که با این ویژگی دینداری، چرا بخشی از دینداران، اهل کج رفتاری نیز هستند؟ چرا بعضی مواقع دینداری نه تنها مصونیت ایجاد نمی کند که به گسترش انحرافات و مسائل اجتماعی با اشکالی جدید می انجامد؟ بنابراین، هدف، تبیین این مسئله با مراجعه به آیات قرآن و تفاسیر است. این هدف با اتخاذ رویکردی تفسیری و پدیدارشناسانه و استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، میسر شده است. نتایج نشان می دهد راز مسئله تحقیق در سیالیت و مدرج بودن دینداری نهفته است. از آنجا که دینداری با نگاهی تقلیل گرایانه، دارای هفت مرتبه قابل سنجش تجربی است، در اولین مراتب به دلیل ضعف و سستی ایمان، احتمال بروز انحراف اجتماعی بسیار است و با عبور از مراتب اولیه و حرکت به مراتب بالاتر، دینداری تقویت می شود.
هدف از تدوین این مقاله، تبیین معرفت شناسی از دیدگاه سهروردی و استنباط دلالت های تربیتی آن است. این پژوهش از نوع تحقیق کیفی است که ساخت نظریه را هدف قرار داده و از بالاترین سطح تأویل و انتزاع برخوردار است و براساس نظر اسمیت مبنی بر امکان استنتاج دلالت های تربیتی از فلسفه خاص و اینکه بین فلسفه و تعلیم و تربیت رابطه وجود دارد، به تبیین و استخراج دلالت های تربیتی معرفت شناسی فلسفه اشراق سهروردی پرداخته است. سهروردی معرفت را محصول تقابل و تعامل استدلال عقلی و درک شهودی می داند که حصول آن جز از طریق سلوک و تصفیه باطن امکان پذیر نیست. او بر این عقیده است که از طریق «تجربه حضوری» است که سالک می تواند پاره ای از حقایق را مستقیم و بدون میانجی بشناسد و نسبت به آنها علم پیدا کند؛ لذا این نوع معرفت شناسی مستلزم شکل ویژه ای از اهداف، اصول، معلم و شاگرد، برنامه درسی و ارزشیابی در تعلیم و تربیت است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است.
این مقاله به تناسب اهمیت شناخت هدف با روش تحلیلی نظری به بررسی رابطه اهداف سه گانه در حیطه شناختی، عاطفی و روانی حرکتی با رویکردهای مختلف در زمینه تربیت دینی پرداخته است. در این مقاله ابتدا اهداف سه گانه، و سپس رویکردهای مختلف تربیت دینی تبیین، و بر این اساس رابطه اهداف سه گانه با رویکردهای تربیت دینی مشخص شده است؛ لذا حیطه های سه گانه شناختی و عاطفی و عملکردی با سه رویکرد ایمانگرا، عقل گرا و رویکرد ترکیبی در ارتباط است. بنابراین در تربیت دینی باید رویکردی انتخاب شود که هم به عقل، هم به عاطفه و هم به رفتار یادگیرندگان توجه شود؛ به عبارت دیگر باید به هر دو رویکرد عقل گرایی و ایمانگرایی و نتیجه آن، که عمل صالح است، توجه کافی مبذول شود.
هدف این مقاله بررسی ارزشیابی به ویژه ارزشیابی آموزشی در سیرة پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است. یافته های این بررسی نشان می دهد که در سیرة معصومان(ع) انواع ارزشیابی از قبیل ارزشیابی معلم و فراگیر، ارزشیابی تشخیصی، تکوینی و پایانی، ارزشیابی شفاهی، ارزشیابی انفرادی، ارزشیابی هدف گرا و ارزشیابی مشارکتی مورد توجه بوده است.