«أحسن القصص» قرآن کریم، حضرت یوسف(ع) را به عنوان یک الگوی عملیِ حقیقت و کمال و یک شاخص برجسته ی جهان آدمیّت و تمالک نفسانیّت به جهانیان معرّفی نموده است. متأسفانه یکی از واقعیت های تلخ تاریخی، وجود روایات ساختگی فراوان در تفاسیر نقلی ذیل برخی آیات این سوره می باشد. در این پژوهش، روایات موجود ذیل آیه ی 42 سوره مذکور که منشأ اختلاف نظر در میان مفسران و مترجمان گشته اند، مورد ارزیابی سندی و محتوایی قرار گرفته است. رهیافت اصلی این پژوهش که به روش کتابخانه ای صورت گرفته این است که، از مجموع هفت روایات اصلی موجود در منابع شیعی، از نظر سندی تنها یک روایت از میان آن ها آن هم با ملاحظاتی می توان گفت موثق است ولی بقیه ضعیف بوده و قابل استناد نیستند. از حیث محتوا نیز، همه ی آنها علاوه بر مغایرتی که در متنشان وجود دارد، با نصّ مقدس قرآن کریم و با سیاق آیات سوره، مخالفت آشکار دارند همچنین با موازین عقلی و اعتقادی سازگار نیستند؛ چرا که مقام عصمت این پیامبر بزرگ را که به نیکویی مورد ستایش قرآن است، مخدوش می گردانند. نسبت نسیان شیطانی به انبیاء الهی، نسبتی ناروا و نامقبول بوده که به وضوح نشان از دستبرد جاعلان حدیث و خرافه پردازان در این قصه ی نیکوی قرآنی دارد.
اعتقاد به برگزیدگی و برتری قوم یهود، ارتباط تنگاتنگی با دیگر آموزه های این دین دارد. از این رو می توان اعتقاد به برگزیده بودن قوم یهود را اصلی ترین و کلیدی ترین آموزه یهودیت به شمار آورد. آنان خود را از همه انسان ها برتر و بالاتر می دانند و معتقدند که بقیه انسان ها باید در خدمت آن ها باشند. با تأمل در قرآن معلوم می شود که تفضیل به معنای برتری نیست و منظور از آن، اعطای یک نوع ویژگی و فزونی از طرف خدا به آن ها در میان مردم زمانة خودشان است؛ یعنی فضل به قوم موسی در زمان خودش است، نه اینکه نسبت به همگان و در همه زمان ها باشد.
قصه طالوت و جالوت در قرآن کریم، همچون دیگر قصه های ذکرشده در قرآن، حاوی عمیق ترین مسائل فلسفی، اجتماعی، جامعه شناسی،اقتصادی، سیاسی، روان شناسی و حقوقی با بیانی شیوا و هنری است.
با این مقاله در صدد تحلیل و بررسی «فلسفه جهاد» از دیدگاه قرآن هستیم که در داستان «طالوت و جالوت» با بیان هنری ذکر شده است. در این مقاله، اصول «فلسفه جهاد و مبارزه» در ده مورد بیان شده است که عبارتند از: نفی اشرافی گری، اثبات لزوم مشروعیت الهی، لزوم رهبری، اتمام حجت با معاندان و... . که به عقیده نگارنده، با تأمل در این آیات و درس آموزی از آنها می توان این اصول را در هر برهه ای از زمان، به کار بست و با ولایت مداری بیان شده در این آیات، از گمراهی و ضلالت، نجات یافت و در مسیر رویش ها و ریزش های حاصل از امتحانات الهی سربلند بود.
انسان موجودی ذو ابعاد و ودیعهای بیهمتا در آفرینش است. و در کنار برخورداری از عقل و تمایل به مباحث برهانی، در عمق جان واجد خصیصه فطرت است که در صورت قرار گرفتن در مسیر صحیح و نزاهت از انحرافات فکری و عملی، حقیقتگرایی و حقجویی و تمایل به دین و خدا در او شکوفا میشود و از چاه طبیعت به افق اعلی میرسد. در این مقاله با توجه به برخی آیات قرآن، مفهوم فطرت، جایگاه آن در حیات اصیل انسانی و مختصات امور فطری بیان شدهاست. افزون بر آن، وجه امتیاز قرآن در تبیین فطرت و لوازم آن در مقاله نمایانده شده است.
نبوت در بنی اسراییل دارای دو نقش سخنگویی و پیشگویی است. این دو نقش برای حضرت مسیح در اناجیل چهارگانه دیده می شود؛ اما نویسندگان این اناجیل در بیان، نقشی فراتر از نبوت را برای وی در نظر گرفته اند که مقام الوهیت است. در انجیل برنابا، مقام عیسی مقام نبوت است و او فرزند خدا یا خدا بودن خود را انکار کرده، خود را بنده خدا می خواند و دیگران را به عبودیت الاهی دعوت می کند. در این انجیل، علاوه بر اینکه از نبوت برخی از انبیای پیشین (آدم، ابراهیم و موسی) سخن آمده، بشارت ظهور پیامبر اسلام نیز آمده است که از این نظر با قرآن مطابقت دارد
دعا از سه منظر فیلسوفانه، تجربه گرایانه و عارفانه میتواند مورد توجه قرار بگیرد و در هر بُعدی، ویژگیهای خاص خود را دارد. دعای عارفانه زیباست؛ زیرا گفتگو هدف است و نتیجه محور نیست و لذت بخش بودن آن به خاطر اذن خداست.
دعا از میزان فهم انسان به مقام خداوندی متأثر است و میتواند در مرتبه تاجرانه به معنای رابطه عادی با خدا و در مرتبه عارفانه (تجلی افعالی، صفاتی و ذاتی) تحقق یابد. در تجلی افعالی، انسان خواسته های مادی را در پرتو لذت گفت وگو با خداوند میبیند، اما در مرتبه تجلی صفاتی و ذاتی خواسته های او فراتر از عالم ماده است.
قرآن بحث دعا را چندگونه مطرح میکند که عبارتند از: ارزش دعا، تشویق به دعا کردن، نحوه پذیرش دعا و انواع خواسته های انسان، تفسیر عرفانی این آیات بر این مبناست که کمال انسان در دعا این است که نفس گفت وگو و خواستن از او را لذت بخش بداند و آنچه را از خدا میخواهد، تابع لذت گفت وگو باشد
معرفت خدا در عالم ذرّ و اقرار بر معرفت، در آیات و روایات مطرح شده و اندیشمندان بزرگ در این مورد سخن گفته اند. در این نوشتار، نظریه های پنج تن از دانشمندان قرن 14 با دیدگاههای مختلف، نقل و نقد و بررسی شده است:سیّد حبیب الله خویی، میرزا مهدی اصفهانی، سیّد عبدالحسین شرف الدین، شیخ مجتبی قزوینی، علاّ مه عبدالحسین امینی.