نقد و بررسی نظریه مشابهت قرآن با کلام بشری موضوع اصلی این نوشتار است. نویسنده در این مورد اشاره می کند که مرادات کلام خدا با مفاهیم ذهنی انسان ها مطابق نیست. در عین حال که ظاهر قرآن قابل فهم مردم است اما مفاهیم دقیق آن به مفسّری از بیرون نیاز دارد. این مطلب به معنای نفی احتجاج و تحدّی قرآن نیست. فراگیری و جاودانگی قرآن نیز اقتضای آن دارد که قرآن دارای باطن و تأویل باشد که مبین این لایه های درونی فقط باید از طرف خدا معرفی شود. نگارنده برای کلام خود به ادلة عقلی و نقلی استناد کرده است.
فایرستون اعا می کند که آیات جهاد تناقض دارند؛ زیرا روش های مختلفی را پیشنهاد کرده اند. او با تکیه بر «نظریه تکاملی تدریجی جنگ» که خود از منظر عالمان مسلمان ترسیم کرده، بر این باور است که به رغم استفاده آنان از روایات اسباب نزول و نسخ، این روایات به علت ناسازگاری، امکان بازسازی ترتیب زمانی آیات را ندارند و در اثر تناقض بین آیات، دو گروه صلح طلب و جنگ طلب با تمسک به یک دسته آیات در جامعه نبوی به وجود آمدند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و تکیه بر سیاق و تاریخ سامان یافته و این نتایج به دست آمده است: با اعتقاد به نظریه سیر تکاملیِ آیات جهاد و نیز بدون اعتقاد بدان، آیات جهاد با یکدیگر تنها تعارض ظاهری دارند که از طریق جمع عرفی قابل حل است و نیز مستند گروه ها آیات نبوده و عدم اتفاق نظر مفسران در تفسیر آیات، دلیلی بر اثبات تناقض در آن ها نخواهد بود.
امام حسین(ع)در حا لی امامت و ولایت امت را پس از شهادت برادر گرامی خود امام حسن(ع)به عهده گرفتند که حکومت معاویه،به نام دین برخی از مسایل اساسی اسلام را وارونه جلوه داده،و اهل شام و بسیاری از مسلمین دیگر را آنچنان که می خواستند به دور از اسلام حقیقی پرورش داده بود.سیاست آنان(در راستای سیاست خلفای ثلاث)این بود که به هر وسیله ممکن وتا آنجا که بتوان،مردم را از اهل بیت(ع)دور ساخت؛تا شاید شان و جایگاه دینی آنان در جامعه فراموش گردد؛ ترویج جبرگرایی در قالب جعل حدیث،منع نشر حدیث،و ترویج شعر جاهلی و قصه سرایی و پرداختن به اسرائیلیات،بجای تفسیر قرآن و …؛برخی از تلاشهای دشمنان در این زمینه بود.که متاسفانه آنها را تاحدود زیادی در برخی زمینه ها موفق کرده بود،لذا امام(ع)عمر شریفش را برای مقابله و مبارزه با این انحرافات مصروف داشت،تا جایی که جان خود و اهل بیت گرامیش را در راه آگاه سازی مردم تقدیم داشت.