مفهوم شناسی نفاق, انواع و مراتب دقیق این بلای روحی, آنجا ضرورت مییابد که روح تعاملات فردی و اجتماعی را خدشه دار نموده و در عرصه سیاست موجب ایجاد روح ماکیاولیستی در افراد، و مآلا با تفرقه و تحمیل خسارت های فراوان، اسباب فروپاشی نظام اسلامی را فراهم میآورد. این رذیله نامرئی، به اعتبارِ زمانِ گرفتار شدن، به نفاق اولیه و ثانویه و به لحاظ حجم تخریب و زیان بخشی به سه نوع پرخطر ،کم خطر ونفاق گونه تقسیم می شود.. شناخت این مراتب، علاوه بر تنظیم درست روابط اجتماعی انسان ها ، امکان مهار و برخورد صحیح با مراتب متفاوت نفاق و منافقان را میسر می سازد که نگارنده در پی اثبات لایه های متعدد آن با الهام از آیات قرآن میباشد.
واژه تزکیه با مشتقات آن 25 بار در قرآن باز آمده است. تزکیه و تهذیب نفس به جهت نقش اساسی آن در رستگاری انسان، از نظر قرآن دارای ارزش و اهمیت ویژه ای است؛ زیرا بدون تزکیه و پالایش نفس از انحرافات: اعتقادی، اخلاقی و رفتاری، دستیابی به سعادت ناممکن است.
این مقاله به بررسی اهداف و مقاصد سه مسلک اخلاقی: فلاسفه، انبیا و اخلاق توحیدی قرآن می پردازد.
علامه طباطبایی با ارائه دلایل قرآنی معتقد به مسلک سوم و هم معنایی تزکیه نفس و اخلاق قرآنی است.
هدف از ترک رذایل و کسب فضایل اخلاقی، در مسلک فلاسفه «اغراض و مقاصد دنیوی» و در مسلک انبیا «دستیابی به ثواب اخروی» است اما در مسلک اخلاق قرآنی «قرب و رسیدن به وجه الله» است.
در آیات مختلفی از قرآن کریم به بحث از انسان و مراحل و مواد خلقت او با واژه هایی نظیر: تراب، طین، ماء، ماء مهین، ماء دافق، نطفه، علقه و ... پرداخته شده است. گونه گونی واژگان و تعابیر، باعث شده است تا برخی با تمسک به آن، ادعای وجود تعارض میان قرآن و علم نمایند.
این مقاله بر آن است تا با بررسی دیدگاه های تفسیری درباره آیات مربوطه و با تاکید بر آیات 7 ـ 5 سوره طارق به تعارض ادعایی پاسخ دهد. این تعارض برآمده از ناآشنایی مدعیان تعارض با حکمت نزول قرآن و نیز برداشت های نادرست برخی از مفسران است.
پایان آیات کریمة قرآن، زیبایی ها و نکته های معنایی بسیاری را در خود نهفته دارد و بحثهای گسترده و پر دامنه ای را می طلبد. این مقاله در پی بررسی و حکمت یابی فرا هنجاری های ادبی و تغییرات ساختاریِ صورت گرفته در فواصل آیات قرآن است. در این باره سه دیدگاه ارائه می گردد: برخی آن را به هماهنگی میان فواصل آیات استناد می دهند؛ برخی دیگر نیز با کم رنگ سازی نقش فواصل، به دنبال نکته های معنایی و بلاغی دیگرند و گروهی نیز این دو را همپایة هم می دانند.
نگارنده، به تحلیل معنا شناختی و زیبا شناختی نمونه هایی از فرا هنجاری های پایان آیات می پردازد و آن را در چهار محور افزایش و کاهش برخی حروف و واژگان در فواصل آیات؛ دگرگونی در چینش سخن و گزینش برخی ساختهای سخن به جای برخی دیگر دنبال می کند. با تحلیل موارد گوناگون، این نتیجه به دست می آید که نقش زیبایی های لفظی و نکات معنایی با توجه به نوع تغییرات متفاوت است و در افزوده شدن یا کاسته شدن برخی حروف در فواصل آیات، جنبه های آوایی پر رنگ تر می شود، اما در چینش و گزینش ساختارهای سخن معنا عنصر اصلی به شمار می رود. در عین حال تلاش بر این است که در کنار تفسیر زیباشناسانه بر پایة هماهنگی فواصل، به دنبال یافتن زیبایی های معنایی و نکته های معارفی و بلاغی دیگر نیز باشیم.
جایگاه هماهنگی میان فواصل در قرائات قرآنی و حجتهایی که بر آنها اقامه شده، از دیگر سرفصلهایی است که ضمن مباحث دنبال شده است.
در اندیشه دینی، پیامبران نسبت به سایر مردم از ویژگی هایی برخوردار هستند که بقیه مردم از آنها محروم می باشند، ولی در این که خود پیامبران نیز نسبت به هم از ویژگی هایی برخوردار می باشند اختلاف است. عده ای بر این باورند که پیامبران با هم تفاوتی ندارند و عده ای دیگر معتقدند که بعضی پیامبران نسبت به بقیه برتری دارند که از آنان به عنوان پیامبر اولو العزم یاد می کنند. این عده ملاک تفاوت پیامبران اولو العزم را صاحب کتاب و شریعت بودن، ماموریت جهانی داشتن، دارا بودن مقام امامت، و بهره مندی از علم می دانند، ولی با توجه به این که این امتیازات، امتیازات اکتسابی نیست و تفاوت شخصیت حقیقی پیامبران با شخصیت حقوقی آنان در امتیازات اکتسابی آنان می باشد، مقاله با بررسی آیات و روایات اسلامی به این نتیجه رسیده است که ملاک برتری پیامبران اولو العزم گذشته از امتیازات حقوقی امتیازات حقیقی و اکتسابی از قبیل: سبقت در اعتراف به ربوبیت الهی، استواری بر پیمان های الهی، تلاش مضاعف در گسترش توحید، صبر و استقامت در برابر دشمنان خدا، و اخلاق برجسته در تعامل با مردم می باشد.
آیات مختلفی از جمله آیات: 16 سوره نمل و 6 سوره مریم در باره وراثت انبیا به صراحت سخن گفته است. بحث وراثت پیامبران^ از مباحث چالشی و مورد اختلاف مفسران فریقین است. دراین باره دو فرضیه مطرح است: یکی اینکه حکم پیامبران در مسئله ارث مانند حکم سایر مردم است؛ ازاین رو انبیا برای دیگران ارث می گذارند و از دیگران نیز ارث می برند؛ دیگر اینکه حکم آنان به جهت شأن و رتبه پیامبری با سایر مردم متفاوت است؛ بدین معنا که آنان برای دیگران مالی را به ارث نمی گذارند و از کسی نیز چیزی به ارث نمی برند.
ارث به دو نوع: مادی و معنوی، قابل تقسیم است. مفسران فریقین در زمینه وراثت معنوی انبیا اتفاق نظر دارند اما درباره وراثت مادی آنان دارای اختلاف نظر هستند. این مقاله با فروگذاری مشترکات تفسیری فریقین در این موضوع، به بررسی دیدگاه های اختلافی مفسرین می پردازد.
فص لوطی مشتمل بر حکمتی است که بر قلب حضرت لوطA به حسب اسم غالب بر او، افاضه شده است. این حکمت مستفاد از تمنای قوت و شدتی است که قرآن کریم به او نسبت می دهد. قیصری اهم مطالبی را که این فص به آنها می پردازد، سه مطلب می داند: 1. ذاتی بودن ضعف برای انسان و دیگر مخلوقات؛ 2. مانع شدن کمال معرفت در تصرف انسان کامل به همت؛ 3. بیان اسرار قدر. از جمله مطالب مهم دیگری که این فص به آنها می پردازد، تبیین تضاد تکوینی اشیاء و نزاع تشریعی مؤمنان و کفار است. در این تبیین با حفظ جایگاه شهود وحدت، دلایل شکل گیری نزاع تشریعی در موطن کثرت توضیح داده می شود.
مطالب این نوشتار مطابق متن فص لوطی و شرح قیصری سامان یافته و با همان نظم و ترتیب پیش رفته است، این فص به مسائلی می پردازد که در بیشتر حوزه های علوم انسانی، محل بحث و گفت وگو است.