فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۱٬۸۹۹ مورد.
نقش علم منطق در اصطلاح نامه ها
حوزههای تخصصی:
اسرار ناگشوده تاویل در تفسیر کشف الاسرار
حوزههای تخصصی:
میبدی تفسیر استادش خواجه عبد الله انصاری را بسط داده و اشارات، حقایق و لطایف آن را توضیح و شرح داده و نامش را کشف الاسرار و عده الابرار نهاده است. زیبایی بیان و نثر روان فارسی آن از امتیازهای این میراث قرن ششمی است. جداسازی ترجمه از تفسیر و اشارات از دیگر امتیازهای آن است. نام گذاری این اثر گرانسنگ به کشف الاسرار بدون دلیل نیست. راززدایی از معانی و مفاهیم اصطلاحات و عبارات قرآنی مدعای اصلی میبدی است. تاویل از مهمترین بحث هایی است که از صدر اسلام تا کنون معرکه آرا است. معانی گوناگون و موضع گیری های متفاوتی در باره تاویل در این تفسیر آمده و نشان می دهد راز تاویل هنوز سر به مهر باقی مانده است و رازگشایی از آن با اعتقاد به ظاهرگرایی در تفسیر متن، نکوهش تاویل کلامی آیات و گرایش به تفسیر عرفانی پیچیدگی آن را دو چندان کرده و در نتیجه میبدی نتوانسته اسرار تاویل را بازگشایی کند.
مفسر گمنام، علامه مصطفوی (ره)
منبع:
مبلغان ۱۳۸۴ شماره ۷۱
حوزههای تخصصی:
تفسیر قرآن کریم - سوره نور
منبع:
کوثر ۱۳۸۰ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
جایگاه فلسفه در روش تفسیرى علّامه طباطبائى با تأکید بر بحث فاعلیت الهى*(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات روش های تفسیر و تأویل
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات مفسران و تأویل گران شیعی
این مقاله به دنبال پاسخ گویى به این پرسش است که فلسفه علّامه طباطبائى چه تأثیرى بر تفسیر ایشان گذاشته و به عبارت دیگر فلسفه چه جایگاهى در شیوه تفسیرى ایشان دارد؟ در این مقاله کوشیده ایم تا به صورت عینى و تطبیقى به این پرسش بپردازیم. در این جهت به عنوان نمونه، موضوع فاعلیت الهى را که از سویى از مباحث مهم فلسفى در طول تاریخ فلسفه بوده و از سویى از موضوعات مهم و متکرر قرآنى است در تفسیر و فلسفه علّامه بررسى و مقایسه کرده ایم. براساس نتایج این پژوهش، دانش گسترده فلسفى علّامه و استفاده آگاهانه و روشمند از آن در تفسیر، نه تنها به تحمیل معانى فلسفى بر قرآن و عبور از ظواهر الفاظ آن نینجامیده، بلکه در کنار یارى رساندن مفسر براى داشتن فهمى گسترده تر و رسیدن به لایه هاى معنایى عمیق تر، زمینه را براى التزام هرچه بیشتر به ظاهر قرآن فراهم آورده است.
بررسی و نقد دیدگاههای فهد رومی پیرامون مکتب تفسیری شیعه و المیزان(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تفسیر سوره ی الکوثر
منبع:
کوثر ۱۳۸۵ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
تفسیر سورة الاخلاص
منبع:
آفاق نور ۱۳۸۴ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
تفسیر آیه 229-232
المیزان یک کتابخانه کتاب
حوزههای تخصصی:
ویژگی هاو منهج تفسیری روض الجنان
منبع:
بینات ۱۳۸۴ شماره ۴۷
حوزههای تخصصی:
تأویل قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
تفسیر دافع البلیة
منبع:
بینات ۱۳۷۹ شماره ۲۶
حوزههای تخصصی:
تفسیر قرآن کریم (11)
منبع:
بینات ۱۳۷۵ شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
آیة «نهی از سؤال» و رابطة آن با عصری بودن قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
برخی از طرف داران نظریة «عصری بودن قرآن» با استناد به ادلة درون دینی، به دنبال اثبات این موضوع بوده اند. یکی از این دلایل آنان آیة «نهی از سؤال» است. اینان با محور قرار دادن یکی از دو شأن نزول ذکر شده برای آیه، که نهی از سؤال را دربارة مسائل فقهی می داند، این گونه نتیجه می گیرند که بسیاری از احکام دین پاسخ سؤالات نابجایی است که اگرچه مورد نهی قرآن قرار گرفته، اما پس از پرسش، به عنوان «عرضیات» وارد دین گردیده و این نشانة «عصری بودن قرآن» است.
در این مقاله، با بررسی دقیق مفاد آیة «نهی از سؤال»، اثبات می شود که شأن نزول صحیح آیة مذکور، سؤال از اموری همانند اجل انسان، سعادت، شقاوت و اموری بوده که مصلحت در ندانستن آن است و بر فرض قبول شأن نزول دیگر، باز نمی توان «عرضی بودن برخی احکام قرآن» و درنتیجه، «عصری بودن آن» را اثبات کرد.
اثرپذیری بازرگان از جریان های عصری، در تفسیر قرآن
حوزههای تخصصی:
با گذر زمان و نمود مکاتب مادی گرا در اروپا و به تَبَع آن ممالک اسلامی، تفسیر قرآن هم سمت و سوی جدیدی یافت به نحوی که مفسران از همین اندیشه ها و تحولات عصر، در جهت تفسیر قرآن تأثیر پذیرفتند. این نظرات به مرور به ایران هم راه پیدا کرد. مهدی بازرگان از جمله مفسرانی است که این تأثیر را در تفسیر خود نشان داده است. به عبارتی بازرگان تا حد زیادی تفسیر خود را به نیازهای دوران و شبهه های برآمده از مکاتب عصری چون: لیبرالیسم، داروینسیم و کمونیسم و مارکسیسم و اندیشه ها و نظریات مطرح شده مدرنیته همچون دموکراسی اختصاص داده است. این نوشتار که به شیوه کتابخانه ای و توصیفی و تحلیلی فراهم آمده به چگونگی اثر پذیری تفسیر بازرگان از جریان های روز پرداخته و ثابت کرده است که وی در تفسیر قرآن از این اندیشه ها متأثر بوده و توانسته با استناد به آیات قرآنی، برخی اصول و نظریات مطرح شده در مکاتب ماتریالیستی و نیز جریان ها و تحولات عصر خود – در قالب رد یا نقد و در برخی موارد، تأیید آن ها- پاسخ دهد.