ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۳٬۲۸۷ مورد.
۱۳۰۴.

بررسی مهدویت در نهج البلاغه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸۲ تعداد دانلود : ۸۵۲
شناخت و معرفت نسبت به امام زمان علیه السلام ضروری ترین مباحث دوران غیبت آن حضرت محسوب می شود. این شناخت راه معرفت الهی و لازمه ایمان به خدا و نبوت است؛ همچنین با زوایای مختلف زندگی انسان ارتباط مستقیم دارد و باعث می شود توجه و امیدواری مردم به حضرتشان افزایش یابد. از سوی دیگر امام علی علیه السلام در نهج البلاغه بارها از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد نموده اند.سخنان ایشان در این کتاب شریف که از اعتبار سندی بالایی برخوردار است می تواند معیار و الگویی باشد تا بر اساس آن واقعیت های وجود امام زمان علیه السلام روشن گردد. امیر المؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه علاوه بر معرفی امام زمان علیه السلام ،  درمورد یاران خود و اوضاع قبل از ظهور اشاره ای کرده و این اشاره تا حد امکان قادر به آماده سازی مردم و جامعه برای ظهور منجیِ موعود خواهد بود؛ لیکن هدف اساسی از این بررسی توصیفی تحلیلی، روشن ساختن زمینه های شناخت حضرت مهدی علیه السلام است که نقش مهمی در رفع کاستی های اخلاقی و عملی در این زمینه را دارد.
۱۳۰۵.

ادعاهای قادیانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸۱ تعداد دانلود : ۷۹۱
موضوع این مقاله ادعاهای قادیانی است؛ از این رو، نخست زمان ظهور ادعاهای قادیانی مطرح می شود. او نخستین بار در سال 1880 و یا 1883 میلادی و آخرین بار در سال 1904 میلادی ادعا کرد و در این زمان ها انواع ادعاها (مجدد بودن، مهدی موعود بودن، مسیح موعود بودن، نبی مرسل بودن و کرشن) را مطرح کرده است. در این ادعاها تناقض گویی های قادیانی رخ می نماید. قادیانی خود را نبی خوانده و از این رو، به عدم خاتمیت پیامبر اسلام قائل شده است. با وجود این، به علت آن که مسلمانان او را محکوم کردند، دوباره به خاتمیت معتقد شد، اما با مکر و فریب خواست نبوت خود را اثبات کند که بطلان آن ثابت می شود. قادیانی به مرگ حضرت مسیح معتقد شد تا بین دو ادعای خود (مسیح بودن و مهدی موعود بودن) برای موعود آخرالزمان جمع کند. از اقوالی که در این مقاله مطرح می کند، معلوم می شود بعد از سال 1880 میلادی این دعاوی را مطرح کرده و به ترتیب مجدد قرن، مهدی موعود، مسیح موعود، نبی مرسل، رسول ناقص و کِرشَن هندوها را در زمان های مختلف ادعا کرده است. قادیانی برای اثبات دعاوی خود معجزات و کراماتی را نقل می کند که اکثر از امور عادی به شمار می روند و بعضی موارد متحقق شده اند و گاه تحقق نیافته اند. این مقاله می کوشد به تناقض گویی ها در گفتار قادیانی نیز بپردازد. برای مثال، قادیانی در ابتدا خاتمیت پیامبر اسلام را انکار می کند و بعد از آن که گرفتار اعتراضات مسلمانان می شود، می گوید که من فقط برای تجدید و تایید اسلام آمده ام و اسلام آخرین دین و آخرین پیامبر، پیامبر اسلام است و من برای سرپرستی این اسلام مبعوث شده ام.
۱۳۱۲.

تحلیل حقیقت اصحاب سر پیشوایان معصوم (ع) و نسبت آن با عرفان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی
تعداد بازدید : ۱۵۷۷ تعداد دانلود : ۹۷۵
شواهد متقن نقلی و عقلی، دین را برخوردار از سطوح مختلف ظاهری و باطنی معرفی می کند؛ و پیامبر و به تبع وی، دیگر پیشوایان معصوم، این دین را به میزان فهم و درک افراد عرضه می دارند. بدین ترتیب، زمینه بهره مندی افراد مختلف از آن به فراخور استعدادشان فراهم می آید. روشن است که همگان به همه سطوح دین دسترسی ندارند و تنها افراد خاصی بنا بر ظرفیت وجودی شان شایستگی ارتباط با همه این سطوح را پیدا می کنند. پیش تر و بیش تر از همه، آورنده دین و مفسر واقعی آن، حضرت ختمی مرتبت(ص) با همه سطوح ظاهری و باطنی آن مرتبط است و در مرحله بعد کسانی که ساختار وجودی شان همانند او است و باب و میراث دار علم او هستند، از ویژگی یادشده برخوردارند. دسته دیگر، کسانی اند که هرچند همانند دسته دوم نیستند، در این زمینه با آنان مشابهت دارند و از قابلیت های خاصی برای ارتباط و پیوند با ساحت های باطنی دین برخوردارند. تعدادی از آن ها در زمان حضور پیشوایان معصوم و از طریق آنان به این ساحت ها راه یافته اند و احیاناً خود واسطه اتصال و پیوند دیگران به آن پیشوایان و ساحت های دین شده اند. حال، اینان چه کسانی اند و چه ویژگی هایی دارند؟ این نوشتار با توصیف شخصیتی و تحلیل داده های تاریخی نشان می دهد که آنان دسته ای از اصحاب و یاران معنوی پیشوایان معصوم بوده اند که از تیزبینی و خوش فهمی خاص و ظرفیت درونی ویژه ای برای فراگیری علوم و معارف باطنی دین برخوردار بوده اند و آن پیشوایان، برای این امر ایشان را برگزیده بودند. به ایشان اصطلاحاً اصحاب سرّ گفته می شود.
۱۳۱۶.

انقلاب اسلامی، پروژه جهانى شدن و مسئله مهدویت

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۴۴
جهانى شدن یا جهانی سازی، بسیارى از کشورها را دچار مشکل کرده است؛ زیرا جهانى شدن به مفهوم گسترش اقتصاد، فرهنگ و سیاست امریکایی در پهنه جهان است. از این رو، جهانى شدن با هدف تضعیف حاکمیت و اقتدار کشورها و سرانجام براى از بین بردن واحدها یا کشورهاى کوچک، یا استحاله یا ادغام آن ها در جهان غرب به کار گرفته شده است. البته نمى توان فرصت هایى را که جهانى شدن پدید مى آورد انکار کرد، ولى این فرصت ها در مقابل تهدیدها و مشکل ها، اندک و ناچیزند. به عبارت دیگر، جهانى شدن عبارت است از رقابت بى قید و شرط در سطح جهان که براى کشورهاى غنى، درآمد بیش تر و براى کشورهاى فقیر، فقر بیش تر به همراه مى آورد. از همین رو، فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا مى گوید: «جهانى شدن، گرسنگى، مرض و درماندگى را به دنبال دارد» و جیمز گراف اندیشمند غربى بر آن است که جهانى شدن، چهره شیطانى دارد نه انسانى. چهره شیطانی جهانی شدن چه آثار زیان باری بر انقلاب اسلامی و حکومت برآمده از آن یعنی جمهوری اسلامی دارد؟ در انقلاب اسلامی چه رابطه ای میان آسیب پذیری از جهانی شدن و مسئله مهدویت می توان ترسیم نمود؟ گمان نگارنده آن است که رویکرد مهدوی می تواند مانع از آسیب های جهانی شدن بر کشور ایران شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان