در این پژوهش تلاش شده است تا پس از تعریف سعادت از نگاه ابن تیمیه، عناصر ایصال به سعادت از نگاه این متفکّر تألیف و تحلیل شود. اهمیت این مسأله از آن روست که ابن تیمیه از متفکران ضدفلسفی جهان اسلام بوده، از همین نظر می توان این پرسش را مطرح کرد که نگاه او به سعادت چه تفاوتی با نگرش های رقیب _ که به تعبیر ابن تیمیه، نسخه های آلوده به بن مایه های غیردینی هستند _ خواهد داشت؟ برای دستیابی به این مطلوب، آثار ابن تیمیه را بررسی کرده و عناصری را که به تصریح یا اشاره، به سعادت آدمی مربوط می شوند استقراء نموده ایم. حاصل رجوع به آثار ابن تیمیه و نتیجه ی به دست آمده از کلماتِ بعضاً پراکنده ی او در موضوع پژوهش، این است که می توان پنج عامل را تحت عنوان «عناصر سعادت» در اندیشه ی این متفکّر مندرج ساخت. بااین حال، پس از تأمل در این عناصر و ضمن واکاوی تفصیلی آن ها، به این نتیجه خواهیم رسید که اندیشه ی ضدفلسفی ابن تیمیه، علی رغم کوشش بسیار در زدودن دین از غبار مفروضات فلسفی، عاری از شاکله ی نظری درخور اعتماد است.
شناخت واقعیت های هستی به بهره گیری از مولفه ها و پرهیز از آفات دانش پژوهی نیاز دارد تا انسان در معرفت خود دچار اشتباه نگردد. تمامی آموزه های اعتقادی، اخلاقی و عملی اسلام در این مسیر قرار دارد. پس شایسته می نماید که با مولفه های دانش پژوهی در اسلام آشنا شده و دقت شایسته تری در مولفه های شناخت حقیقت نمود تا ضمن پاسخ به نیازهای بشر در این عرصه و پر کردن خلأهای جدید راه پژوهش، مسیر دانش اندوزی را هموار نمود. این پژوهش در پی آن است که با رویکردی برآیات قرآن کریم و احادیث معصومین علیهم السلام ضمن پرداختن به اهمیت جایگاه ویژه دانش پژوهی به بیان بارزترین مولفه های دانش پژوهی از قبیل اخلاص، توکل، انتخاب استادی شایسته، تکریم و تعظیم استاد، اطاعت و پیروی از استاد، صبر در مقابل استاد، تلاش برای حضور در محضر استاد، داشتن روحیه پرسش گری، نقد و ارزیابی، علو همت، سخت کوشی علمی، عدم غرور علمی، برخورداری از اراده ای قوی، عدم عجله و شتاب کاری، برخورداری از عزت نفس، عدم پیروی از هوای نفس و... بپردازد تا با به کار بستن آنها در رفع موانع و چالش های پیش روی پژوهش گامی برداشته شود. روش پژوهش در این مقاله اسنادی-کتابخانه-ای است و در آن مراحل توصیف و تحقیق مورد پیمایش قرار گرفته است.
د ر طول تاریخ، محوری ترین موضوعی که انبیای الهی کوشیده اند مردم را به سوی آن سوق دهند اصل توحید و نفی شرک بوده است. از جمله این تلاش ها، رویکرد های استدلالی و عقلانی حضرت ابراهیم علیه السلام است که در قرآن کریم منعکس شده است. وی در مواجهه فکری با مشرکان زمان خود برای نفی ربوبیت ستارگان و ماه و ... و اثبات توحید ربوبی ، از برهان بهره می گیرد. تبیین های مختلفی از این برهان همچون برهان حدوث، حرکت و امکان(ماهوی) صورت گرفته است.یکی دیگر از این تبیین ها برهان محبت است.برهان محبت، استدلالی عقلی است که با محبت فطری پیوند خورده و فراتر از برهان های فلسفی و کلامی متعارف قرار می گیرد. این پژوهش با روش استنادی- تحلیلی- استنباطی، ضمن اشاره به تبیین های مختلف، به واکاوی این تبیین می پردازد. کلمات کلیدی: توحید، رب، افول ،محبت، برهان محبت، حرکت، امکان ، حدوث ، نیازمندی، فقر، ربوبیت.
روش شناسی و بسترشناسی یک نظریه، از مهم ترین مسائلی است که نقش مهمی در تحلیل و شناخت چرایی صدور آن نظریه دارد. متکلمان شیعی مکتب بغداد در قرن چهارم و پنجم هجری، از بزرگ ترین متکلمان امامیه در طول تاریخ به شمار می آیند. با این حال، روایات امامان معصوم علیه السلام، که از منابع اصیل تفکر دینی به شمار می آیند، حضور کم رنگی در کتاب های کلامی ایشان دارند. هدف از نگارش این مقاله، ابتدا روش شناسی فکری این متکلمان، و سپس تحلیل چرایی تکیه فراوان ایشان بر عقل در براهین و نظریات کلامی مربوط به مسئله امامت با توجه به بستر فرهنگی شهر بغداد در آن دوران است. بر اساس مهم ترین یافته های این نوشتار، نگاه سخت گیرانه متکلمان بغداد به احادیث و نیز تنوع مکاتب گوناگون کلامی و نیز تعصبات مذهبی و درگیری های شدید فرقه ای در بغداد، از مهم ترین عواملی است که مانع از استفاده لازم متکلمان شیعی از روایات در آن دوران شده است.
پژوهش پیشِ رو در پی پاسخ به این پرسش است: مبانی کلامی جهانی شدن در قرآن چیست؟ این نظام در مقایسه با جهانی شدن غربی از چه رکن ها، ویژگی ها و برتری هایی برخوردار است و، از این میان، کدام یک مستحق جهانی شدن است؟ روش این پژوهش تحلیلی- عقلی است. این پژوهش پس از بیان مبانی کلامی جهانی شدن در اسلام و غرب به بیان وجوه قوت و برتری مبانی کلامی جهانی شدن در اسلام می پردازد. بر اساس این پژوهش، قرآن کریم کتاب وحی الهی است که برای هدایت انسان در عرصه نظر و عمل در همه عصرها نازل شده است و سرانجام در عصر مهدویت این نظام الهی به شکوفایی نهایی خویش نایل خواهد شد.
اهمیّت بحث باطن قرآن از آن جهت است که اوّلاً بخشی از معانی و معارف قرآن مربوط به باطن آیات است و ثانیاً جاودانگی قرآن ارتباط وثیقی با باطن قرآن دارد. موضوع باطن قرآن، از زوایای مختلفی قابل بررسی است، امّا اوّلین گام در این حیطه، شناخت چیستی باطن قرآن است که این امر، نه تنها در شناخت گستره و مراتب بطون قرآن مؤثّر است، بلکه در آگاه شدن به روش صحیح تفسیر قرآن و برخورد صحیح با روایات تفسیری، نقش مهمّی را ایفا می نماید. دانشمندان حوزه های مختلف علوم اسلامی در ادوار مختلف، تعاریف مختلفی از باطن قرآن ارائه داده اند، امّا از احادیث برمی آید که باطن قرآن، معانی و مصادیق پنهان و ناآشکار آیات است و نیز معارفی است که در بدو امر از آیات برداشت نمی شود. نوشتار حاضر بر آن است که مفهوم شناسی باطن قرآن بر اساس روایات را مورد کنکاش قرار دهد. از این تحقیق حاصل می گردد که باطن قرآن در روایات به سه گونه مطرح گردیده است: مصادیق آیات، معانی گوناگون غیر آشکار از الفاظ آیات و معانی ژرف قرآن.